از دیرباز همواره حکومتها با گروههای مخالف سازمان یافته ویا پراکنده روبرو بوده اند که اغلب با شیوه های خشونت آمیز با آنها رفتارنموده اند ودراین میان حکومتهای اصلاح طلب بمنظور جلوگیری از بسط کاربرد خشونت از روشهایی مانند تطمیع،امتیاز دادن و ایجاد تفرقه در میان مخالفین بهره جسته اند که هنوز هم کاربرد دارد.
حق تشکیل گروههای مخالف سازمان یافته و رقیب حکومت مستقر آخرین مرحله تکامل حقوق دمکراتیک مردم در جوامع دمکراتیک بوده وچنین حقی در واقع عنصر ذاتی دمکراسی است چرا که بدون آن جوهر دمکراسی که چیزی جز رقابت ایدئولوژیها و تنوع در عقاید نیست محقق نخواهد شد ، با این وجود اپوزیسیون قانونی در روزگار ما هنوزهم استثنایی بر قاعده بوده که مختص دمکراسیهای غربی است. به لحاظ تاریخی پیدایش اپوزیسیون قانونی درغرب از تبعات طبیعی پارلمانتاریسم و نظام نمایندگی و انتخابات آزاد بود.
منظور از اپوزیسیون در نظامهای دمکراتیک احزاب و گروههای سیاسی سازمان یافته ایست که مخالف حکومت مستقر می باشند و تحت حمایت قانون از آن انتقاد میکنند و در صورت کسب آراء اکثریت مردم در انتخابات آزاد،قدرت سیاسی و اداره امور کشور را در دست می گیرند. اما در نظامهای دیکتاتور اپوزیسیون شامل احزاب و گروههای سیاسی نسبتا سازمان نیافته یا سازمان یافته ایست که مخالف پرسنل سیاسی حاکم یا سیاستهای جاری و یا حتی کل نظام سیاسی می باشند که بدون برخورداری از حمایت قانون به انتقاد از حکومت می پردازند و یا به مبارزه با آن برمی خیزند، بدون آنکه امکان بدست آوردن قدرت از طریق مسالمت آمیز را داشته باشند.
در نظامهای توتالیتر و اقتدار طلب از قبیل ایران محدودیت های شدیدی بر تشکیل اپوزیسیون وضع می شود که با دلایل واهی منجمله تاکید بر ضرورت توسعه اقتصادی ، نیاز کشور به وحدت ملی جهت حصول به توسعه ،احتمال فروپاشی کشور، ترس ازتجزیه بواسطه تنوع بافت قومی_ملی،تاکید بر ضرورت برخورد با قدرتهای امپریالیستی واشاره به نقش اپوزیسیون در ایجاد هرج و مرج و بی نظمی در زمره بهانه های حاکمیت برای جلوگیری پیدایش و شکل گیری اپوزیسیون اند که مطرح می شود.
اما با این حال در این گونه رژیم ها اشکال مختلفی از اپوزیسیون تکوین می یابند که میتوان به اختصار آنها را به این شکل دسته بندی نمود؛
الف_اپوزیسیون کلی(انقلابی) که مخالف ساختاری و انقلابی کل نظام است و در اشکال مختلفی از جمله شورش، توطئه، مقاومت مسلحانه ، فعالیت زیرزمینی و....ظاهر میشود و نمونه بارز آن در تاریخ ایران بعد از انقلاب 57 اپوزیسیون کرد در قالب احزاب کومله و دمکرات است.
ب_اپوزیسیون قدرت طلب درونی.که هدف آن بیشتر تصرف کرسیهای قدرت است تا تغییر در سیاستها. منجمله جامعه روحانیت مبارز.
ج_اپوزیسیون اصولی.که بدون نفی اصل نظام به نقد سیاستهای رایج نظام می پردازد اما درعمل تفکیک آن از اپوزیسیون قدرت طلب درونی دشوار است چرا که اغلب مبارزه قدرت میان رقبا به نام سیاستهای مختلف صورت می گیرد مانند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تا پیش از حوادث 22 خرداد 88 .
د_اپوزیسیون مخالف موردی.که مخالفت نسبت به سیاست خاصی در بین سیاستهای کلی دولت ابراز می شود و عدم تحمل اپوزیسیون موردی از جانب حکومت موجبات تبدیل آن به اپوزیسیون اصولی و حتی اپوزیسیون کلی را فراهم می آورد.مانند جبهه مشارکت اسلامی بعد از انتخابات خرداد 88 .
رژیم های اقتدار طلب برعکس نظامهای توتالیترحوزه بسیار محدود و کوچکی جهت بروز اپوزیسیون را خواه نا خواه می پذیرند که ممکن است به سبب ضعف و عدم احاطه کامل حکومت یا قوت اجتناب ناپذیر برخی گروههای سیاسی و اجتماعی پدید آید یا حکومت از روی صلاح اندیشی و من باب پیش گیری ازبروز بحران سیاسی خود پیش قدم شده باشد تا به مثابه سوپاپ یا روزنه اطمینان از اپوزیسیون ابزاری به نفع خود بهره برداری نماید. اما مسئله اساسی آنجاست که اگر نظامی قدری از مخالفت را پذیرفت مشکل بتواند از بسط آن جلوگیری نماید و این وضعیتی است که اغلب رژیم های ماقبل انقلابی گرفتار آن شده اند و در این حالت در پاسخ به بحران سیاسی به تحمل اپوزیسیون درونی یا میانه رو می پردازند غافل از اینکه این کار اپوزیسیون درونی و انقلابی را دلیرتر می سازد و از این روست که رژیمهای اقتدارطلب همواره در معرض نوسان میان تساهل و سرکوب قرار دارند.که نمونه بارز و آشکار این مدعی شکل گیری و رشد و سرکوب جنبش سبز و تساهل حاکمیت در دوران تبلیغات انتخاباتی و اندکی بعد ازاعلام نتایج انتخابات خرداد 88 با این جنبش و متعاقبا با رادیکال شدن آن فورا چهره دیگر ژانوس رخ نمایاند و حاکمیت به وقیحانه ترین شکل به سرکوب و خشونت در شکل عریان آن متوسل شد.
اپوزیسیون غیر قانونی
در نظامهای اقتدارطلب شامل گروه های انقلابی و اصلاح طلبی است که یا پیش از پیدایش رژیم فعال بوده اند یا پس از آن پیدا شده اند و در داخل یا خارج از کشور کم و بیش فعالند و طیف گسترده ای از دیگر ایدئولوژی ها را ضد خود می پندارند. وبسته به میزان گرایش توتالیتری در رژیم کم وبیش به طور کامل سرکوب شده و فاقد سازمان اند و تمایل دارند که عرصه فعالیت خود را به خارج از کشور و بویژه به درون کشورهای مخالف رژیم کشور خودشان بکشانند.
دردرون اپوزیسیون غیر قانونی از جهات مختلفی بر سر مسایل تاکتیکی و استراتژیکی خصوصا در احزاب سیاسی-نظامی اختلافات بسیاری رخ می دهد و هرچه رژیم اقتدارطلب بیشتر تداوم یابد از جهات مختلفی در اپوزیسیون غیر قانونی دگرگونی رخ می دهد و در شرایط قوت رژیم گرایش این سازمانها و احزاب بسوی سرخوردگی و انفعال و انشعاب ومقصر دانستن یکدیگر شدت می یابد چرا که خاطره ناتوانی در جنگ بر وجدان اپوزیسیون سنگینی مینماید و ازسوی دیگر تبلیغات رژیم توتالیتر به تدریج می تواند به پایگاه اجتماعی آنان آسیب برساند خصوصا اگر رژیم در ایجاد و بسط توسعه و رفاه اقتصادی و اجتماعی توفیق حاصل نماید ، عرصه فعالیت و امکانات بسیج از جانب اپوزیسیون غیرقانونی محدودتر میشود. اما تجربه کردستان استثنایی بر قاعده است چراکه با وجود تداوم و قدرت گرفتن رژیم اسلامی در ایران و خارج از کشور بودن احزاب و امنیتی بودن کردستان و تبلیغات رژیم برعلیه احزاب اپوزیسیون کرد درمدت سی ساله بعد از انقلاب -البته باعطف به عدم سرمایه گذاری اقتصادی و محروم نگاه داشتن مناطق کرد نشین- درقضیه اعتصاب سراسری مردم کرد در روز 23 اردیبهشت ماه 89 و حمایت و پشتیبانی مردم از دعوت احزاب کرد به اعتصاب عمومی که درتاریخ ایران بی سابقه بوده خود نشان ازقدرت و مشروعیت و قدرت بسیج احزاب کرد دارد.
اپوزیسون غیرقانونی یا برانداز در اغلب رژیم های اقتدارطلب در عمل محدود به معدودی سازمان و حزب وچهره های شناخته شده است که بصورت اجباری به خارج از کشور تبعید شده اند وبنا بر فاصله مکانی با واقعیات درونی کشور فاصله می گیرند و با گذشت زمان و عواملی چون افزایش سن ،جذب و حل در فرهنگ دیگر جوامع و دوری از صحنه سیاسی داخل جملگی موجب تضعیف شناخت بخشهایی از اپوزیسیون تبعیدی میگردد.در اینجا باید گفت که اپوزیسیون کرد از این جهت نیز مزیت هایی بر دیگراپوزیسون های ایرانی دارد که با توجه به استقرار آنان در کردستان عراق نخست آنکه فاصله مکانی چندانی با ایران و کرستان نداشته وندارند پس بعد مکانی خیلی موضوعیت ندارد دوم در فرهنگ دیگری جذب و حل نشده اند چرا کردستان عراق با کردستان ایران از حیث زبان، تاریخ ،فرهنگ و من حیث المجموع یکی هستند پس جذب و حل فرهنگی اساسا محلی از اعراب ندارد و سوم اینکه به دلیل ارتباط مداوم و مستمر احزاب با مردم و اقشار گوناگون جامعه از طریق رودررو و مستقیم و نیز ارتباط پیشمرگان با مردم در روستا و شهرها و عضوگیری احزاب اپوزیسیون کرد باعث به روز شدن و دست یافتن به درک و شناخت درست آنان از جامعه گردیده است.
در نهایت باید گفت که اگر بقایای اپوزیسیون ساختاری در داخل کامل سرکوب نشده باشند و احزاب کرد به دلیل دارا بودن تشکیلات مخفی در کردستان اگرچه در شرایط عادی توانایی دست زدن به عمل سیاسی خاصی را ندارند اما در مواقع بحران با استفاده از فرصت پیش آمده در نتیجه ضعف رژیم اسلامی ایران یا فروپاشی رژیم می توانند به تجدید قوا و ساختار دست زده به سرعت در صحنه سیاسی ایران حضور یابند و امنیت را در بخشهایی از ایران برای مردم تامین نمایند و همین امر توانایی کنش در مقام اپوزیسیون ساختاری داخلی و اپوزیسیون غیرقانونی برانداز را به اپوزیسیون کرد داده است.
|