بە بهانە ١٨ تیر و جنبش دانشجویی

ن/ بیژن قبادی

جامعە بشری بە موازات رشد و تکامل خود و نیز روند مناسبات تولید و شکوفایی جامعە، طبقات و طیفهای مختلفی را خلق می کند کە هرکدام بنابر ماهیت درونی خود دارای ویژەگیهای مختص بە خود است کە میتواند عاملی تأثیر گذار در سیر تحولاتی گوناگون باشد. عمدتا این تحولات چهارچوبهای صنفی خود را در هم شکستە و تأثیرات و تحولاتی را در لایەها و طیفهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی، نظامی، تولیدی را موجب گردد.

از ای سنخ تقسیم بندیها می توان جنبشهای دهقانان، کارگران، معلمان، زنان، جوانان، دانشجویان و ... را نام برد. بە فراخور هر کدام از این جنبشها کە عمدتا حول محور مطالبات صنفی می چرخد، تأثیرات آن بر کل محیطهای اجتماعی پیرامون خود و حتی سایر جوامع را نمی توان انکار کرد.

ایران نیز بە عنوان یکی از این جوامع، از این قاعدە بدور نیست. هدف ما بررسی تاریخی و محتوی این جنبشها نیست اگر چە باید در جای خود بە واکاوی آنها پرداخت و از فراز و فرودها، شکست و پیروزیها و نیز تجارب آنها آموخت و بکار بست.

اگرچە جنبش دانشجویی در ایران ریشەای دیرینە دارد اما ما با توجە بە نوزدهمین سالگرد حرکت مطالبە جویانە دانشجویان دانشگاە تهران در هجدهم تیرماە ١٣٧٨ شمسی، بە بیان نکاتی چند در این بارە می پردازیم.

رژیم جمهوری اسلامی ایران با ماهیتی علم سیتزانە از بدو تأسیس خود تا بە امروز با رەپویان این عرصە سر ستیز و عناد داشتە و در هر فرصتی بە سرکوب آن پرداختە است. بی دلیل نیست کە با بهانە انقلاب فرهنگی، اولین اقدام عملی در این زمینە بستن دانشگاهها و اعدام، بە بند کشیدن و یا فراری دادن و خانە نشین کردن دانشجویان و اساتید دانشگاهها بود.

توقعات و فضای ایجاد شدە بعد از انتخابات ریاست جمهوری و مأیوس شدن دانشجویان از عملی شدن وعدەهای انتخاباتی محمد خاتمی علیرغم در اختیار داشتن دو رکن از ارکان سەگانە نظام، فضای دانشگاهها با توجە بە اینکە خاتمی خود را کاراکتری فرهنگی عنوان میکرد، هموارە ملتهب بود و مترصد فرصتی برای بیان اعتراض و کل سیستم از این موضوع واهمە داشت و باید بە شکلی آن را سرکوب می نمود تا اینکە تعطیلی روزنامە سلام این مستمسک را بە دانشجویان داد و آنها آشاکار و برای چندمین بار خدای اعتراض خود را بلند کردند.

این اعتراض فرصت مناسبی بود برای رژیم تا زهر خود را بریزد و بی محابا بە دانشجویان تاخت و بعد از آن سرکوب خشن و عوارض و تبعات داخلی و خارجی آن رژیم را نا جار بە ریختن اشک تمساح نمود تا جائیکە شخص خامنەای عنوان کرد کە : حمله به کوی دانشگاه قلب او را جريحه‌دار کرده است.

همچنين گفت: «حمله به منزل و ماوا و مسکن یک جمعی به خصوص در شب يا در هنگام نماز جماعت به هيچ وجه در نظام اسلامی قابل قبول نيست. جوانان اين کشور چه دانشجويان، چه غير دانشجويان، فرزندان من هستند و برای من هر گونه چيزی که برای اين مجموعه‌ها مايه اضطراب، ناراحتی و اشتباه در فهم باشد، بسيار سخت و سنگين است. اين بهانه که صد نفر يا دويست نفر از کوی دانشگاه خارج شده‌اند و حرف‌هايی زده‌اند و شعارهايی داده‌اند، بهانه نمی‌شود، مجوز نمی‌شود برای اين که کسانی در هر لباسی با هر نامی وارد آن محيط بشوند و کارهای ناروايی انجام دهند. اگر عکس مرا هم آتش زدند و پاره کردند، بايد سکوت کنيد. نيروي‌تان را برای آن روزی که کشور به آن نيازمند است حفظ کنيد.»

اما این سخنان بجز مجموعەای توجیهات عوام فریبانە چیزی دیگری نبود. چون این امر را در پیگیری های قضایی و احکام صادرە دستگاە قضایی تحت امر رهبری برای مهاجمان بە دانشجویان و نیز دانشجویان قربانی بودیم .

امروز با گذشت نزدیک بە دو دهە از آن واقعە، خامنەای و تمامیت رژیم اسلامی با چالشهای مهلکی روبروست وهمگامی، اتحاد و یگانگی جنبشهای صنفی و اجتماعی در ایران اعم از کارگران، زنان، معلمان، دانشجویان، جوانان، بازاریان و غیرە در راستای بەزیر کشیدن این رژیم، تنها ضامن و راە برون رفت از مصائب، گرفتاریها، مشکلات، سرکوب، کشتار و بی حقوقی بی امان و روبە تزاید است.



PM:06:08:09/07/2018




‌ ‌ 558 ‌‌بار دیده شده‌‌


پربیننده ترین ها ‌