گفتگوی مرکز خبری آسونیوز با روزنامه نگار، نویسنده و فعال سیاسی کورد جلیل آزادیخواه در خصوص تحریم های آمریکا برعلیه ایران

 

تنظیم/ آرام محمدی

س/ در ابتدا، کابینه دولت ترامپ را درقیاس با دولتهای پیشین آمریکا، بلاخص با دولت اوباما چگونه ارزیابی میمنید؟

ج/ با نگاهی به پروسه شکل گیری دولت ترامپ این واقعیت برجسته و عیان میشود که از چیدمان کابینه تا مدیران میانی وزارتخانه های مهمی همچون، وزارت دفاع و وزارت خارجه و شورای امنیت، همگی چیدمانیست رو به ایران. اگر بیاد آوریم، ترامیپ در ابتدای تشکیل کابینه، مشکلاتی را با برخی از افراد و شخصیت های کابینه خود داشت، که به نظر وی "ترامپ" بر سر مسئله ایران یا موافق نبوده و یا با رئیس جمهوری در مورد چگونگی بر خورد با ایران، اختلاف نظر داشتند و پس از مدتها ترامپ کابینه خود را چیدمان کرد. بنابراین میتوان گفت که چیدمان و شاکله دولت فعلی آمریکا رو به ایران میبآشد و پروژه اصلی آنها مهار ایران است.

تفاوتهای بسیاری در بین دولت آقای اوباما و دولت ترامپ وجود دارد به نحوی که اکثریت کابینه دولت اوباما در قبال با ایران دید مثبتی داشتند و خود شخص اوباما نیز دید و گرایشی مثبت را در برابر ایران در پیش گرفته بود. این موارد ایرانیها را جریعتر و این جسارت را به آنان بخشیده بود که حوزه عملیات خود را در منطقه خاورمیانه و حتی اروپا و آفریقا وسعت ببخشند و با جرات بیشتری مداخله گری نمایند. یکی از مشکلات دولت اوباما قائل بودن حق برای ایران بود. بدین شکل که ایران را بعنوان یکی قدرت منطقه ای میشناخت و بر این باور بود که از این قدرت منطقه ای در بازیهای سیاسی جهان بهره گیرد. بنابر این اکثر مواقع، دولت اوباما سعی بر آن داشت که در میان اعراب و دیگر کشورهای منطقه، ترکیه و غیره جای پا و مصالحه ای را برای ایران باز کند. بنا بر این، تفاوت عظیمی در میان دولت ترامپ و اوباما وجود دارد. کابینه دولت آقای ترامپ کل رفتار ایران را رصد و مونیتورینگ میکند، حکومت ایران را یک حکومت دیکتاتور و غیر دمکراتیک میداند که در داخل به سرکوب شدید مردم خود پرداخته و در بیرون نیز نیروهای تروریسم را تقویت میکند. آشوب و بلوای منطقه ای را به نفع خود میداند. جنگ را در یمن و سوریه گسترش داده و در فلسطین بدنبال برهم زدن صلح میان اسرائیل و فلسطین است.

بنا بر این، کابینه ترامپ دولت ایران را نامرغوب و عامل بر هم زدن نظم بین المللی و منطقه ای میداند که صلح منطقه ای و جهانی را بی ثبات و گاها با خطر جدی مواجه کرده است و از نظر آنان دولت ایران مخرب، و باید مهار شود. تفاوتهای بسیاری نیز در میان دولت ترامپ با دولت اوباما و خود ترامپ و اوباما نیز وجود دارد. در واقع با جمع بندی رفتار دولت اوباما در قبال ایران، میتوان گفت: دولت آقای اوباما به دنبال تغییر رفتار و یا سرنگونی حکومت ایران نبود و تنها شیوه رفتار آنان با ایران مبنی بر عقب انداختن ایران از دسترسی به سلاح هسته ای بود نه اینکه ایران را مهار کنند و یا آنان را از دسترسی به سلاح و تکنولوژی بمب هسته ای منع کنند، بلکه هدف به تعویق انداختن این امر بود. به این معنی که کل کار آنان در یک چار چوب مشخص بوده است. حتی قرار داد برجام و مذاکراتی که در این زمینه صورت گرفت، بدین منظور بود که دستیابی ایران را به تکنولوژی هسته ای را به تعویق بیاندازد.

اما دولت ترامپ به گونه ای دیگر فکر میکند. دولت وی، دولت ایران را منبع تقویت تروریسم، گسترش تروریسم، ناامنی، دخالت در منطقه و جهان میداند و صرفنظر از برخورد دولت ترامپ با ایران و روحانی، اینکه بخواهد رفتار ایران را تغییر دهد، حتی میتوان گفت به دنبال سرنگونی رژیم میبآشد، اگر چه این امر را به طور رسمی بیان نمیکنند که ما به دنبال چنین موردی هستیم. اما کل رفتار و مکانیزم هایی که آنان در خصوص برخورد با ایران در نظر گرفته اند، دقیقا این مهم را به روشنی نشان میدهد. زیرا آنان ایران را منبع و تقویت کننده تروریسم میدانند. دخالتگر در منطقه و همچنین، به خطر افتادن صلح منطقه ای را بر عهده و با مسئولیت ایران می بینند. همچنین، فبرهم زننده صلح میان اعراب و اسرائیل و برهم زننده امنیت و صلح منطقه و دیگر کشورهای سوریه، فلسطین و یمن و دیگر نقاط میدانند. بنا براین تفاوت ماهوی را میتوان بخوبی قائل شد، میان دولت اوبا ما و دولت ترامپ در قبال ایران.

س/ از زمان خروج آمریکا از برجام، اقتصاد ایران دچار تزلزل شدید شده است. دور دوم تحریمهای جدید اعمال شده آمریکا بر ایران، که از مورخه 15 مردادماه امسال کلید خورد منجر به فشار اقتصادی فراوانی بر شهروندان ایرانی شد، وضع موجود را چگونه میبینید؟

ج/ چنانکه خود شما نیز اشاره کردید، حتی پیش از خارج شدن دولت آمریکا از برجام نیز، ایران دچار مشکلات عدیده و نابسامانیهای بزرگی در اقتصاد خود شد. در واقع اقتصاد ایران از دو معضل بسیار جدی و آفت درازمدت می نآلد. اقتصاد مافیایی، رانتی و سیطره بی چون و چرای سپاه پاسداران بر بخشهایی از اقتصاد ایران "حیاتی ترین بخشهای اقتصادی"چه در زمینه خدمات در زمینه تولید صنایع نظامی و نفت و گاز. این مشاکل در اقتصاد ایران بحثی دراز مدت و یکی از مباحث مهم بوده بنا بر نظر کارشناسان میتوان گفت، این امر بخش مهمی از اقتصاد ایران است که از یک سو، اقتصادی رانتی، مافیایی و دخالت همه جانبه سپاه پاسداران و از سوی دیگر، فساد دستگاه حاکمه و فاسد بودن مسئولین ذیربط دولت فعلی ایران "رشوه، ارتجاع، دزدی و اختلاس بسیار وسیعی که در بخشهای مختلف اقتصاد ایران گسترش داده است.

تمامی این موارد منجر شده که اقتصاد ایران ناتوان، شکننده، ضعیف و توان پاسخگویی به نیازهای بروز جامعه را نداشته باشد. صرف نظر از اینکه به عیان میدانیم که اقتصاد ایران هزینه های بزرگتری را از قدرت و توان خود متحمل است. هزینه های جنگ ایران در سوریه، یمن، دخالتهای ایران در فلسطین و لبنان بحدی وسعت پیدا کرده، که هزینه های جاری، قدرت این نظامی گری را ندارد. این بخشی از معضلات و مشکلات اقتصاد ایران است.بخش دیگری از اقتصاد ایران را که ارزیابی کنیم میدانیم که هزینه های بسیار کلانی را میطلبد، جهت تولید سلاح، جهت پوشش نیروهای انتظامی، امنیتی و نظامی که بخش بزرگی از جامعه ایران را به سمت ملیتاریزه گری و نظامی شدن ثوق داده است. اگر توجه داشته باشید بخش بزرگی از نیروهای ایران در قالب نیروهای امنیتی، انتظامی، اطلاعاتی، بکارگیری میشوند. بسیج، سپاه، ارتش، راهیان نور و قدس و فدائیان و... که همگی هزینه بردار بوده و اقتصاد ایران توان این همه هزینه را ندارد. ما/ دیدیم که در دوران برجام و دولت اوباما، سرمایه های هنگفتی از پولهای بلوکه شده در خارج از ایران آزاد شد. مبلغی بیش از "110 میلیارد لار، که اگر به درستی به اقتصاد ایران تزریق میشد و صرف بخشهای خدماتی، تولیدی، اشتغالزایی و غیره شده بود، اقتصاد ایران متفاوت میشد و رشد میکرد و به گونه ای دیگر جلوه میکرد. اما همچنان که ذکر شد "رانت، مافیا، فاسد بودن کل ساختار حاکمیت" و غیره، به عام موجب برون رفت از بحران اقتصادی ایران بود. بنابر این بار مشکلات اصلی، گرانی، گران شدن سبد کالای خانوار و بالارفتن هزینه های جاری زندگی بر دوش مردم ایران افتاده است. جبران و تامین بودجه های توسعه طلبانه نظام، تامین بودجه های ملیتاریزه گری حکومت و تامین تمامی موارد بر دوش اقتصاد ایران سنگینی میکند و این مسائل بر دوش شهروندان ضعیف، کم درآمد ایرانی افتاده، که وضعیت اقتصادی، همگان را به بدبختی و فلاکت کشانده تا جایی که گفته میشود 50 درصد مردم ایران زیر خط فقر هستند. به معنای واقعی زیر خط فقر مطلق اند و حتی تامین خورد و خوراک و معیشت روزانه خود را ندارند.

هرچند که در سوالات نیز بدان اشاره شد که اعتراضات عمومی دیماه گذشته منشاء سیاسی داشت، اما در اصل عامل اقتصادی بود. این موارد نشان از اقتصاد بیمار ایران را دارد و با وضعیت فعلی و شرایطی که مشاهده میکنیم و با مواردی که به آن اشاره شد، مشکلات مردم و فشار اقتصادی بر آنان بیشتر شده، کالاهای اساسی خانواده ها در ایران گرانتر، کمیابتر وغیر قابل دسترس خواهد بود. وضعیت کنونی بسیار خطرناک و مردم در تنگنای شدیدی قرار خواهند گرفت. صرف نظر از این موارد، بکلی وضعیت اقتصادی و تیم مذاکره کننده ایران، هیچ راهبردی برای برون رفت از بحران و وضعیت فعلی ایران ندارد و آنچه گفته میشود شعاری بیش نیست و شعار توخالی توان رشد اقتصادی و ترمیم اقتصاد شکننده و برون رفت از شرایط بحرانی را نخواهد داشت.

س/ اعتراضات سراسری از یکسال گذشته تا کنون در پی ناکارآمدی مسئولین، اعتراض به فساد مالی و اداری، بیکاری، رانتخواری، سرکوب، نزول ارزش پول ملی و غیره شدت بیشتری گرفته است. به نظر شما اعمال دور دوم تحریمها بر روند اعتراضات عمومی موثر و کارگر خواهد بود؟

ج/ میخواهم نقل قولی از زیر دفاع آمریکا که در یک مصاحبه اختصاصی خبری اعلام کرد، داشته باشم که تحریمها بر ایران کارگر خواهد بود و ایران را از پای درخواهد آورد. بنابر این هیچ ضرورتی برای نبرد نظامی نیست. از سخنان وزیر دفاع آمریکا میتوان نتیجه گرفت که با توجه به تحریمهای فعلی که مجددا اعمال شده و همچنان که بخشی از این تحریمها، مربوطه به پیش از برجام نیز بوده، ایران را به این شیوه تحریم و مجازات جدی مینماید. اگر روند کار به شیوه و طرق فعلی خود به جلو رود و وضعیت کنونی دچار دگرگونی خاصی نشود و عوامل متغیر و برسی و ارزیابی قابل ملاحظه ای پیش نیاید، موج دوم تحریمهای اقتصادی که اعمال میشود، قطعا به سویی دیگر خواهد رفت که ایران را وادار به انجام فروش نفت در برابر غذا نماید. همین مسئله در زمان رژیم بعث عراق نیز پیش آمد و کلیه ورودیها و خروجیهای عراق را مسدود و درآمد اصلی عراق که همانند ایران که نفت است را به "یو. ان" واگذر کردند. و یو. ان از این طریق نفت عراق را خریداری و در مقابل غذا و مایحتاج خانواده ها را تامین میکرد. بنا بر این من/ هیچ امیدی به بهبود وضعیت کنونی ایران ندارم. در حال حاضر شما می بینید که وضعیت اقتصاد ایران کلا ورشکسته است. وضعیت اقتصادی ایران در شرایط نابسامان قرار دارد. دولت آمریکا کمپانیهای بزرگ ، شرکتها، نهادها، دولتها و کلا آنهایی که در حال معامله، تجارت و روابط بازرگانی با ایران بوده را خطاب قرار داده، که هر کس یا شرکتی که با ایران رابطه و دادوستد تجاری و اقتصادی داشته باشد، از رابطه اقتصادی با آمریکا محروم خواهد شد. همگی بدان واقفیم که اقتصاد بزرگ آمریکا و منافع و مصالح آن بسیار فراوانتر از سود و منافع در قیاس با اقتصاد ایران است.

در طی روزهای اخیر، شرکت های برگ نفتی، هواپیما سازی و خیلی دیگر از شرکتهای بزرگ با ایران یا قطع رابطه کرده و یا قرارداد خود را با ایران به حالت تعلیق درآورده اند و به قول معروف عطای ایران را به لقایش بخشیده اند. بنابراین فکر میکنم، گرانی بیشتر، فشار مضاعف تر، اعتراضات و تعرضات مردمی برای ایجاد زندگی بهتر و به قول معروف برای لقمه ای نان، با حاکمیت فعلی ایران بیشتر میشود. قطع به یقین رویارویی های گسترده تری مابین مردم به ستوه آمده از نظام فعلی در راه است. البته ریارویی بیشتری بین مردم و حاکمیت بوجود خواهد آمد و مردم مضاعفا معترض میشوند و این اعتراضات وسیعتر خواهد شد و حکام فعلی را به این فکر وامیدارد که به نحوی از آنها با آمریکائیها بر سر مصالحه برآیند. هر چند هم اکنون نیز از طریق وزیر خارجه عمان و کانالهای خاص و لابی های خودشان، پیامهای بسیاری را به آقای ترامپ فرستادند و از ایشان درخواست کرده که آنها را افشا نکند. اصولا ایران خواستار ارتباط پنهانی با ترامپ است. و اینکه در سرشت سیاست آمریکا و سرشت سیاست غرب نیست که مسائل را پنهان نماید و یا بصورت مخفی و سرپوشیده نگاه دارد. سخنان اخیر ترامپ که گفت بزودی ایرانیها با من تماس خواهند گرفت، صدق بر این مسئله دارد. یا که بزودی با من تماس خواهند گرفت، ناشی از پیامهای آورده شده وزیر خارجه عمان و یا دیگر لابیهای ایران بود. این امر ممکن است این فکر را در سر آنان القا کند که با دولت آمریکا صلح و مذاکره کنند. اما مذاکرات ایران با دولت ترامپ منوط به ایجاد 12 بند است که وزیر خارجه آمریکا "پمپئو" بارها آنرا اعلام کرده است و اگر حکومت ایران بخواهد با آمریکا رابطه برقرار کند و این 12 بند را اجرا نماید، قطعا آنزمان ایران، ایران فعلی و حاکمیت، حاکمیت فعلی نخواهد بود.

من/ در یک جایی بیان داشتم که، حکومت ایران هیچ راهی بجز تسلیم شدن ندارد. هیچ راهی بجز تسلیم در برابر ارداه خلق و یا تسلیم ماهیتی و دگردیسی در برابر خارجیها را ندارد.

س/ در جریان خروج آمریکا از برجام، بسیاری از شرکتها، موسسات مالی، مالی، نظامی، نفت، هواپیمایی وغیره اروپایی و همچنین آسیایی ارتباط خود را با ایران یا قطع کرده و یا در راستای تحریمهای آمریکا آنرا تعلیق نموده اند. آیا همکاری اتحادیه اروپا و یا همکاری روسیه و چین با ایران میتواند اقتصاد شکننده ایران را تضمین کند و یا ضامن امنیت پایدار رژیم در عرصه سیاست خارجی باشد، تحلیل شما چیست؟
ج/ ببینید، کلید پول بین الملل یا پولی که در عرصه جهانی شناخته شده است و در معاملات جهانی با آن داد و ستد میشود، با پشتوانه بسیار قوی و ذخایر ارزی طلای جهانی که وجود دارد، دلار میباشد. پس کلید کنترل دلار در دست آمریکاست. تقریبا سیستم بانکداری و مالی جهان زنجیروار بهم پیوسته است و رل و نقش آمریکا در این سیستم قابل انکار نیست. بنابراین با زبان خیلی ساده میتوان گفت، چه اروپائیها، روسها، چینی ها توان عبور و یا گذر از وضعیت محاطره اقتصادی که آمریکا بر ایران و اقتصاد آن بسته است را نخواهند داشت. شرکتهای بزرگ نفتی، هواپیمایی تکنولوژی، خدماتی و... یکی پس از دیگری از ایران خارج شده و قراردادهای خود را با ایران بصورت تعلیق درآورده و ایران را ترک میکنند. این امر بدان معناست که اتحادیه اروپا و دیگر کشورها توان پرداخت و کمک به این شرکتها را ندارند. توان تامین رابطه اقتصادی و مرغوبی که از آن دینفع باشند را ندارند. اگر توان این کار را داشتند و یا اگر میتوانستند حتما مجبور به ترک ایران نمیشدند. از سوی دیگر من فکر نمیکنم که اتحادیه اروپا تا پایان با ایران همراه باشد. وضعیت فعلی ایران و موشکهای ایران، حقوق بشر و دیگر مسائلی که برای خود اروپائیان مطرح است و در صدد هستند در این مورد چانه زنی کنند که ایرانیها را وادار به پای میز مذاکره کنند و برای تهیه قرار داد جدید آماد شوند و از طرف دیگر از لحظه خروج آمریکا از برجام، کلیه امکانات اقتصادی و تجاری خود را بکار گرفته تا که تحریمهای آمریکا بر اقتصاد ایران تاثیری نداشته و یا لااقل قابل لمس نباشد.

اما دیدیم با تهدید و اجرایی شدن مرحله نخست تحریمهای ایران که شامل گران شدن فلزات گرانبها و بسیاری دیگر از موارد، هرچند که تا کنون نیز شامل برخی از موارد مهم و استراتژیک نشده است، میبینیم که ارزش پول ایران تنزل و در حد ورشکستگی رسیده است. اقتصاد ایران ویران و گرانی بیداد میکند و کالاها دچار کمبود شده است. یادمان باشد که در همین روزها بود که اعلام کردند احتمال بیکاری یک میلیون بیکار خواهد بود. نگوئیم که یک میلیون انسان بیکار خواهد شد، اگر یک میلیون کار تعطیل شود بیکاری وسیعتری در ایران ایجاد خواهد شد و بیش از 3 میلیون نفر را تحت الشعاع قرار خواهد داد. بنابر از یک سو میبینیم و مشخص شده راهبردی را که اتحادیه اروپا ویا دیگر کشورها، برای نجات وضعیت اقتصادی ایران در پیش گرفته و یا که میخواهند در پیش بگیرند، قابل تشخیص بود. و از سوی دیگر اگر روسها و چینی ها با ایران بخواهند وارد معامله ای شوند که مصلحت و رابطه، وضعیت و مصالح اقتصادیشان را با اقتصاد کلان آمریکا به خطر بیاندازند و از طرفی اگر بخواهند وارد معامله تجاری با ایران بشوند، حکومت ایران قاعدتا باید برای ایجاد معامله پول داشته باشد. ایران تحریم است و هیچ کشوری حق ندارد به آن دلار و ارز بدهد و یا معامله دلاری با ایران انجام دهد. پس ایران کالاها را با چه چیز و کدام منبه مالی خواهد خرید؟ البته معامله روسها و چینی ها با ایران معامله "تهاتوری" خواهد بود. یعنی معامله پایاپای "کالا دادن و کالا گرفتن" در این صورت است که اعتباری برای ایران درنظر خواهند گرفت مثلا "صد میلیون دلار" و بجای آن کالای بی کیفیت با کوالیته بسیار پائین به ایران داده و در مقابل، نفت دریافت میکنند. البته تا جایی که نفت ایران کاملا تحریم نشده باشد "نفت در برابر غذا" خواهد بود. به نظر من/ این تدابیر موثر واقع میشود و کار ایران بجایی خواهد رسید، که هیچ راه و فاز سومی در پیش رویش باقی نمی ماند و اگر باشد، فازیست بعنوان تسلیم، تسلیم به ارداده ملت، یا تسلیم به ارداده آمریکا.

س/ ارزیابی شما از پیامدهای عدم مذاکره ایران با آمریکا چیست؟ در این زمینه آیا دخالت سپاه و فشار نهادهای امنیتی وابسته به بیت رهبری را میتوان بعنوان کودتا علیه روحانی تلقی کرد؟

ج/ من- به باور خودم نشانه ای از هیچگونه کودتایی علیه دولت روحانی نمی بینم. یادمان باشد در دور دوم انتخابات، با وجدی که خامنه ای رئیسی را نامزد کرده بود، بسیار تمایل داشت که یکبار دیگر روحانی زمام امور کشور را در دست گیرد. زیرا ایشان را ناجی وضع نامطلوب خود می دید و تقریبا راضی از قرار داد و مذاکرات برجام نیز بود. شاید که خامنه ای گاها حرفها و مطالبی را بر علیه برجام بیان میکرد، اما برجام و مذاکرات با کشورهای 5+1 با تائید خامنه ای بود و با نرمش قهرمانانه ای که از آن صحبت میکرد و همزمان وضعیت امور و همچنین خود را نیز برسی میکرد و به همین منظور خواستار خروج از این امر بود و به همین سبب روحانی را مد نظر داشت. روحانی به نوعی از آنها نجات دهنده و ناجی بود. یادمان باشد که در یک سخنرانی هاشمی رفسنجانی اعلام کرد که ما وحشتزده شده بودیم، چون اخبار بسار موثقی را از نزدیکان خود دریافت کرده بودیم که اگر با آمریکا به توافق نرسیم، آمریکائیها به سمت تحریم ما به "مرحله نفت در برابر غذا" خواهند رسید. و این امر بود که ما را وادار کرد بسوی مذاکره پیش برویم. بنابراین اگر بخواهیم روحانی را مقصر بدانیم در موفقیت برجام یا شکست برجام، باید گفت که مقصر اصلی و به نوعی عامل اصلی هم ایجاد برجام و هم در شکست برجام خود خامنه ای بود و نامبرده بیشتر به این مسئله آگاه است. درست است که گاها نیروهای نظامی ، سپاه پاسداران و دیگران گاها حرفهایی میزنند و فشار را اعمال میکنند، ولی یادمان باشد هم فرمانده کل سپاه و هم فرمانده نیروهی قدس و شاید خیلی های دیگر هم بودند با سخنانی که روحانی در مورد آمریکا زد " مسئله دم شیر، بستن تنگه هرمز و تهدیدات پوشالی" که در اولین مرحله از برون رفت آمریکا از برجام داشتند، اعلام کردند که تقریبا همگی در یک خط قرار دارند. نا گفته نماند که اینان سعی دارند برای نجات جان خود، نظام و رژیم خیلیها را قربانی کنند. هم اکنون هم اقدام به این کار کرده و بعنوان مثال، بازداشت معاون ارزی بانک مرکزی و تعدادی دیگر را قربانی کرده اند.

همچنین ممکن است در شرایطی روحانی را استیضاح یا به مجلس بکشانند و از این طریق به دنبال مهاولات باشند و در چنین شرایط تلاش برای حفظ وضعیت کنونی صورت گیرد و به این شیوه بخواهند راهبردی را برای برون رفت بدست آورند. البته این نیز کارگر نیست و اگر کودتایی در ایران صورت گیرد قاعدتا محاصره ایران سخت تر خواهد شد و دشمنان آن بیشتر میشود . آنزمان اتحادیه اروپا که با ایران همکاری میکند همچنین روسها و چینی ها دیگر در وضعیت فعلی نخواهند ماند. و ایران در محاصره کامل جهانی و منطقه ای قرار خواهد گرفت. هم اکنون دستکم 20 کشور اروپایی با آمریکا جهت تنبیه ایران همراه شد اند. بنابراین کودتا بیشتر خوراک و مصرف داخلی دارد و مردم را به اینگونه امور سرگرم میکنند. یا اینکه برخی از موارد جانبی را با آن تعقیب میکنند. در چنین شرایطی فعالان ایرانی باید هم و قدرت خود را در بسیج مردم بکار گیرند. ایجاد تشکلهای مردمی، تعرضات جدی، وسعت بخشیدن به اعتراضات و راهپیمائیها و بیرون کشاندن مردم از خانه هایشان و به قول معروف تصرف فضای عمومی و تصرف فضایی که رژیم در اختیار دارد و دولت را تحت محاصره قرار داده و آنان را مجبور به عقب نشینی نمایند. این کار وبرنامه ای است که تمامی فعالان باید انجام دهند "بسیج مردم، ایجاد ساختار ها و مکانیزم های مناسب برای اعتراض و شعارها و تجمعات مناسب، و کوشش در راه وسعت بخشیدن به تجمعات و تلاش مداوم جهت روشن نگه داشتن مشعل اعتراضات، مردم ایران این مهم را بدرستی تشخیص داده، اوج را به اعتلا رسانیده و خیابانها را بدست میگیرند.

فضای عمومی را کنترل ، و اعتراضات جدی و جسورانه خود را با حاکمیت ادامه میدهند. مردم ایران این واقعیت را باید بدانند که هر مصائبی که بر آنها وارد میشود از سوی رژیم جمهوری اسلامی است. نگاه کنید از روزی که این رژیم حاکمیت را بدست گرفته است، مردم ایران روز خوبی را سپری نکرده، یک روز آب خوش از گلویشان پائین نرفته است. ببینید از جنگ داخلی، یورش به کردستان، از مسئله ترکمن صحرا، بحث سرکوب اهواز، سپس جنگ 8 ساله با عراق، مداخلات ایران در لبنان، مسئله حزب الله، سوریه، یمن، عداوت با عربستان و ترکیه، اسرائیل و آمریکا. شما نگاه کنید، نبوده و نیست یک شب را به روز برسانند و مرتب در تردید و استرس نبوده باشند و وضعیتی را بسر برده که هیچ تضمینی را برای فردای خود نداشته اند. اکنون مردم ایران این واقعیات را لمس کرده که مسبب اصلی این ماجرا خود حاکمیت است و بنیاد حاکمیت که همانا ولایت فقیه و اصل رژیم با این واقعیت و موقعیت است. بنابر این تعرض مردم باید به این موضوع و اصل حاکمیت باشد و در شعارهایشان نیز کاملا مشخص است که گفته بودند "اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمام ماجرا" و این بدان معناست که به هیچ یک از بخشهای نظام و حاکمیت دیگه اعتباری نیست و این مهم را به خوبی درک کرده اند. مردم ایران به درستی راه پایان دادن به این وضعیت "گرسنگی، جنگ، بیکاری، فقر، سرکوب و غیره" را پایان دادن به حاکمیت فعلی ایران میدانند.


 


PM:04:08:09/08/2018




‌ ‌ 1170 ‌‌بار دیده شده‌‌


پربیننده ترین ها ‌