تنظیم/ آرام محمدی
زنان کارگر در موقعیت پایین‌تر و فرودستی بیشتری نسبت به مردان قرار دارند. زنان علاوه بر ستم طبقاتی‌ای که بر آنان اعمال می‌شود، تحت سیطره‌ی ستم جنسیتی در تمامی ابعاد زندگی خود هستند. ستم جنسیتی‌ای که نه تنها در حوزه‌ی اشتغال و محیط کار، بلکه پیش و پس از ساعات کاری نیز بر آنان تحمیل می‌شود.

 

زنان کارگر اولین قربانیان بحران‌های اقتصادی هستند. آنان صف اول اخراجی‌ها را به هنگام تعدیل نیرو تشکیل می‌دهند. علاوه بر این در بسیاری از مشاغل، زنان در صورت ازدواج و یا بارداری، به دلیل کاهش بهره‌وری از دیدگاه صاحبان کار، از کار برکنار شده و با نیروی جدید جایگزین می‌شوند.

سیاست‌های اقتصادی نئولیبرالیستی، قوانین خانواده، عدم حمایت از مادران شاغل مانند نبود مهدکودک در محیط کار و همچنین تعطیلی ِ واحدهای تولیدی منجر به این شده که زنان به سمت کارهای نیمه‌وقت و شغل‌های خانگی از قبیل تهیه‌ی مواد غذایی نیمه آماده، بسته‌بندی محصولات و امثال آن سوق داده شوند. این مشاغل حضور زنان را در محیط خانه فراهم می‌کنند اما از طرفی دیگر هیچ گونه نظارتی از جانب اداره‌ی کار و بیمه بر آ‌ن‌ها صورت نمی‌گیرد. همین امر خود موجب محرومیت این زنان از حداقل حقوق و بیمه شده و نیز شرایط بهره‌کشی هر چه بیشتر کارفرمایان از نیروی کار آن‌ها را، با دستمزدهای بسیار ناچیز فراهم آورده است.

مشاغل غیررسمی و به تبعیت از آن بیشترین قراردادهای سفید و موقت به زنان اختصاص دارد. بر اساس آمار موجود زنان تنها ٨% از کارگران کارگاه‌ها و کارخانه‌هایی را که بیشتر از ١٠ نفر کارگر دارند، تشکیل می‌دهند. آن‌ها عموما در کارگاه‌های کوچکی مشغول به کارند که هیچ گونه نظارتی از سوی  اداره‌ی کار نسبت به آنان اعمال نمی‌شود و در بسیاری از موارد در ازای ساعات کار طولانی، کمتر از یک سوم حداقل حقوق مصوب قانون کار دستمزد دریافت می‌کند.

زنان و مردان طبقه‌ی کارگر هر دو در راستای تولید ارزش اضافی از سوی صاحبان سرمایه استثمار می‌شوند، اما آن چه که به عنوان مهمترین معضل برای زنان کارگر مطرح می‌شود این است که حتی در صورت انجام کار یکسان، دستمزد به مراتب پایین‌تری نسبت به همتایان مرد خود دریافت می‌کنند. در سلسله مراتب شغلی نیز، زنان عمدتا در رده‌های شغلی پایین‌تری نسبت به مردان حضور دارند و علیرغم داشتن شایستگی‌، دانش و تخصص‌های لازم، عده‌ی بسیار کمی از آنان به عنوان نیروی کار حرفه‌ای و ماهر مشغول به کارند.

در بخش صنعت کار طاقت‌فرسا، ساعات کاری طولانی، اضافه کاری‌های اجباری و محیط کاری غیرایمن و غیربهداشتی بخشی از ستم گسترده‌ای است که بر روی کارگران به طور کلی اعمال می‌شود. اما اگر بخواهیم از مصادیق ستم جنسیتی‌ای که نسبت به زنان کارگر روا داشته می‌شود بگوییم، باید به نبود امنیت شغلی در محیط کار اشاره کرد. آزار جنسی از سوی کارفرمایان و حتی همکاران مرد، مشقت‌های اقتصادی و وضعیت بد معیشتی، در کنار عدم حمایت و نظارت قانونی منجر به این می‌شود که زنان عمدتا در این فضای ناامن باقی بمانند؛ چرا که در صورت اخراج از سوی کارفرما و یا منع اشتغال از سوی خانواده متضرر شده و از نظر معیشتی بیش از پیش در مضیقه‌ی مالی قرار می‌گیرند. اینکه زنان به دلیل فقر اقتصادی به اجبار به چنین شرایطی تن می‌دهند، خود آسیب‌های روانی و جسمی جبران‌ناپذیری را برای آنان به دنبال دارد.
منبع/ رادیو زمانه