هدف از تشکیل سازمان بسیج در ایران

ن/ محمد نصری قصریک

در روز ۵ آذر ۱۳۵۸ خمينی فرمانی مبنی بر تشكيل ارتشی بيست ميليونی صادر كرد. رهبر وقت ایران هدف از تشكيل اين نيروی همگانی و سراسری را مقابله با دشمنان خارجی و داخلی انقلاب و اسلام خواند و آن را بسيج مستضعفين ناميد. بر پايه‌ی فرمان خمینی، شورای انقلاب وقت، لايحه‌ی تشكيل سازمانی به نام بسيج مّلی را تصويب كرد و وظيفه‌ی آن را آماده‌سازی همه‌ی مردم برای دفاع نظامی از اهداف انقلاب و همياری به هنگام وقوع سوانح طبيعی، تعيين نمود.

در سال ۱۳۵۹ سازمان بسيج مستضعفين رسماً زيرمجموعه‌ی سپاه پاسداران قرار گرفت و در چند ماده‌ی افزوده به اساسنامه‌ی سپاه، حدود و وظايف آن به گونه‌ای مجّرد و عمومی، تعيين گرديد. اما از آنجا كه قرار بر تشكيل «ارتشی مّلی و سراسری» بود كه انبوه گسترده‌ی مردم را در بر داشته باشد، وظايف آن درست تعيين نشده بود، تا امروز نیز نه آمار دقيقی از تعداد اعضای آن در دست است و نه آمران و عاملان آن رسماً و صريحاً آدیده خواهند شد.

بسیج شامل سه گروه ؛ بسيجيان عادی، بسيجيان فعال و بسيجيان ويژه هستند. بسيجيان ويژه كه همان نيروهای مسّلح بسیج هستند، فرمانده‌ی اينها مستقيماً توسط خامنه‌ای تعيين می‌شود و اصولا كسی فرمانده‌ی آنها را بر عهده خواهد گرفت که از بدنام‌ترين و خشن‌ترين نيروهای مسلح در كل عمر رژیم جمهوری اسلامی باشد.

از سه شاخه‌ی بسیج، طيف بسيار بزرگ و گسترده‌ای را بسيجيان عادی را در بر می‌گيرند. اينها افرادی هستند كه در سازمان بسيج نام‌نويسی كرده‌اند ولی تنها گاه و بيگاه به سازمان سر می‌زنند يا در پروژه‌های غير نظامی شركت می‌كنند.

شاخه‌ی دوم یعنی بسیجیان فعال:«آنها بايد در پايگاه‌های بسيج حضور داشته باشند و بعضا ممكن است به آنها برای ايجاد ايست‌های بازرسی يا عمليات ديگر، اسلحه هم داده شود تا برخی وظايف پليسی را انجام دهند».

اما در پاسخ اين پرسش كه نظام حاکم ایران در واقعیت از بسیج برای پيشبرد چه كارهايی بهره می‌گيرد، باید به لباس‌شخصی‌ها اشاره کرد و از ميان آنها "انصار حزب الله" را نام برد كه در سركوب شديد اعتراضات دانشجويان و تجمع‌های دموكراتيك ديگر، نقش برجسته‌ای ايفا كردند: «انصار حزب الله" از دی ماه ۱۳۷۰ خورشیدی فعاليت رسمی خود را آغاز كرد. اين گروه البته نه به عنوان حزبی سياسی بلكه به عنوان يك مجموعه‌ی فرهنگی ثبت شده، ولی از همان ابتدا با حمايت مستقيم نيروهايی در داخل سپاه شكل گرفته است.

اّما گروه سّوم يعنی بسيجيان ويژه، نيروهای نظامی يا به عبارتی شبه نظامی هستند. اينها همپای سپاه پاسداران دارای درجات نظامی هم می باشند.

در کل بسیج به‌عنوان یکی از اهرمهای مهم پیشبرد سرکوب نظام ولایت از ابتدای تشکیل آن توسط خمینی تا به امروز بوده است حتی این رژیم در عراق و سوریه و یمن نیز نسخه های دیگر بسیج و مدلی از  آنرا برای پیشبرد اهداف تروریستی خود ساخته است و از آن پشتیبانی می‌کند. برای مثال بدنه حشد الشعبی در عراق را شیعیانی تشکیل داده‌اند که به «ولایت فقیه» اعتقاد دارند و از دستورات رهبر ایران، اطاعت می‌کنند. مانند بسیجیان در ایران. حشد الشعبی هم اکنون بخشی از وزارت کشور عراق به حساب می‌آید، مانند سازمان بسیج ایران که سازمان قانونی است. فرماندهان آن کسانی هستند که به نوعی در جنگ ایران و عراق مشارکت داشته‌اند، باز هم مانند فرماندهان ارشد بسیج در ایران. همچنین این نیروها، مانند نیروهای بسیج در ایران از نوعی مصونیت قضایی نیز بهره می‌برند.

در این راستا، رژیم ایران برای باقی ماندن در قدرت و گسترش ایدئولوژی خود از هیچ کاری فروگذار نمی‌کند.

ابزار اصلی رژیم ایران برای اجرای این ماموریت از سال ۱۹۷۹ [۱۳۵۷] تاکنون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (آی‌آر‌جی‌سی) بوده است. سپاه پاسداران نیرومندترین نهاد متمرکز خوشه‌ای در ایران است که کنترل خود را بر بخش بسیار بزرگی از زندگی ایرانیان گسترش داده و تثبیت کرده است. نیروی دریایی سپاه مرتبا آزادی دریانوردی را در خلیج فارس تهدید می‌کند و همزمان نیروی هوافضای سپاه نیز با زیر پا گذاشتن قطعنامه‌های شورای امنیت، مدیریت برنامه موشک‌های بالستیک این کشور را بر عهده دارد. نیروهای زمینی سپاه برای سر پا نگاه داشتن رژیم های وابسته به ایران به بیرون از کشور اعزام شده‌اند و نیروهای شبه‌نظامی بسیج نیز در درون کشور برای تحت نظر قرار دادن شهروندان عادی ایران و سرکوب و اذیت و آزار آنها گسیل می‌شوند. و سرانجام نیروی قدس، بازوی برون‌مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ‌پشتیبانی بی‌ثبات‌کننده جمهوری اسلامی از گروه‌های نیابتی و تروریستی را هدایت می‌کند.



PM:02:07:26/11/2018




‌ ‌ 472 ‌‌بار دیده شده‌‌