آیا خانواده لاریجانی‌ها سودای تسخیر کل نظام را دارند و می‌خواهند تیم خامنه‌ای را در آخرین مرحله قبل از سقوط رژیم، به چاله‌ی تاریخ سوق دهند؟

ن/ آستیاگس

بعد از بمب‌گذاری و تیراندازی (خیمه‌شب‌بازی) مجلس و مرقد خمینی که کار قسمتی از بدنه‌ی سپاه بود (احتمالا به دستور لاریجانی‌ها) و به نام داعش آن را تمام کردند؛ در عمل میتوان جمهوری اسلامی را به سه بخش تقسیم کرد (هر چند پیش از این در افکار، چنین تقسیم بندی صورت پذیرفته بود. گروه نخست: بیت خامنه‌ای و وابستگان به بیت چه در سپاه پاسداران و چه در سایر سازمان‌ها و ارگانهای نظامی مانند اطلاعات و اطلاعات سپاه. گروه دوم: گروه استمرار طلبان یا به اصطلاح (اصلاح طلبان و اعتدال‌گرایان) که از سال۷۶ تا کنون به هر حربه‌ای دست زدند که نظام را از بلای سقوط نجات دهند، و در راس آنها رفسنجانی به عنوان هماهنگ کننده و مغز متفکر و سپس محمد خاتمی نقشی بس مهم داشتند و به نوعی روحانی را هم رفسنجانی در اواخر عمر به جرگه‌ی این گروه (رفرم خواهان) هرچه بیشتر نزدیک کرد. گروه سوم: برادران لاریجانی که از دهه‌ی ۷۰ شمسی به صورتی خیلی ماهرانه جای پای خود را در پیکره‌ی نظام سفت کردند و پست‌های حیاتی و کلیدی را قبضه نمودند. حال سوال این است که کدام یک از این سه گروه فوق، می‌توانند آخرین سکاندار نظام در لحظات مرگبار پیش از سقوط نهایی باشند؟ در علم سیاست، سه اصل دارای اهمیت است: نخست: چینش نیروها؛ دوم: پیش‌بینی و تاکتیک‌های عملیاتی نظامی و فکری؛ سوم: کار اطلاعاتی داخلی و خارجی؛ از مهمترین فاکتورها برای سنجش آینده‌‌ی سیاسی قلمداد می‌شوند. این موارد بیش از همه در اعمال و کردار و افکار لاریجانی‌ها مشهود است تا تیم خامنه‌ای، اصلاح‌طلبان و اعتدال‌گرایان. یعنی شواهد موجود حکایت از این دارد که مهره‌های بازی برادران لاریجانی از دو گروه دیگر درست‌تر و سنجیده‌تر چیده شده‌اند. برادران لاریجانی در طول ۴ دهه حاکمیت نظام این نکته را به خوبی درک کردند که دو کشور نگهدارنده‌ی جمهوری اسلامی به ترتیب انگلیس و روسیه هستند. و هم لاریجانی‌ها بودند که بعد از ورود به کارزار سیاسی هم انگلیسی‌ها را خشنود و راضی نگه داشته‌اند و هم روس‌ها را! بسیار رندانه و ماهرانه جایگاه خود را تمام و کمال در نظام تثبیت کردند و رابط خارجی خود را نیز تحکیم بخشیده‌اند. همچنین در بین نیروهای کلیدی نظامی از جمله، سپاه پاسداران نفوذی چشمگیر داشته‌اند و بر اساس بعضی از منابع، گروهی از سپاه پاسداران در رده‌های فرماندهی عملا تحت امر علی لاریجانی رئیس مجلس هستند. این قدرت بی حد و حصری که این خاندان مجذوب و ذوب شده در روسیه و انگلیس در این دو دهه‌ی اخیر به دست آورده‌اند، عملا وزنه‌ی اصلاح‌طلبان، اعتدال گرایان و حتی اصولگرایان را در کنار کفه‌ی آنها (لاریجانی‌ها) سبک و بی ارزش کرده است (نه در دید مردم بلکه در حوزه سیاست داخلی و خارجی نظام؛ چون اکثریت ملت ایران از همه‌ی طیف‌های نظام بعد از آخرین انتخابات فرمایشی ریاست جمهوری، قطع امید کامل کرده‌اند)

لاریجانی‌ها این را خوب می‌دانند که به هر طریق عمر آنها بسته‌ است به عمر کلیت جمهوری اسلامی، اما کدام جمهوری اسلامی؟ جمهوری اسلامی که آنها متصور هستند و در ذهن خود ساخته‌اند و پلانش را چه تئوریک چه نظامی و چه سیاسی ریخته‌اند، نه شبیه به جمهوری اسلامی نوع اصلاح طلبان است و نه نوع بیت خامنه‌ای و نه اصولگرایان و اعتدال خواهان. نوع نظام سیاسی آنها مبتنی ست با ماندن در قدرت حتی به شرط زیر و رو شدن شریعت و قوانین نظام اسلامی! پس بدین طریق آنها با قدرت و نفوذی که عملا در بین نیروهای پایه بلند نظامی از جمله سپاه و اطلاعات به دست آورده‌اند، و حمایت روسیه و انگلیس از پشت پرده؛ تنها یک راه دارند که هم بتوانند نظام جمهوری اسلامی نسخه‌ی خودشان را حفظ کنند و هم خودشان را.
این راه کدام است و چگونه امکان اجرایی شدن دارد؟ در سیاست، سخن از آینده و پیش‌بینی نزدیک به واقعیت شاید عقلانی نباشد و اصولا شدنی هم نباشد، اما در نظام جمهوری اسلامی در این چهار دهه هیچ چیزی عقلانی پیش نرفته است و همه چیز در یک لحظه اتفاق افتاده و همه را شوکه کرده است؛ چنان دیوانه‌ای که اختیاری از خود و عقلی برای تفکر ندارد.
 از سویی، آمریکا تمام درها را بر بیت خامنه‌ای و اصلاح‌طلبان و به کل پیکره‌ی نظام حتی لاریجانی ها بسته است. در حال حاضر تمام سیاست‌های نظام از بیت خامنه‌ای صادر می‌شود و دیگران فقط مجری هستند و تماشاگر. منطق حکم می‌کند که لاریجانی‌ها برای نجات خود از مخمصه و پایان دادن به یکه‌تازی‌های خامنه‌ای و اطرافیانش، کار بیت و نزدیکان بیت را یکسره کنند و امپراطوری خامنه‌ای را یک شبه و یا با براندازی نرم از داخل و با ترفند و حیله‌ای کار شده پایان دهند.
اگر چنین اتفاقی روی دهد که هیچ بعید نیست، آینده‌ای عجیب و غیرقابل پیش‌بینی می‌تواند در پیشروی ایران باشد. از این جهت که مردم ایران چه واکنشی در صورت چنین اقدامی انجام دهند! و یا طرفداران خامنه‌ای و به قولی سینه‌چاکان بیت که۳ دهه از جیب ملت چاپیده‌اند چه واکنشی نشان دهند؟! و یا دیگر طرفین سیاسی مانند اصلاح طلبان و دیگران در این زمینه به کدام سمت موضع می‌گیرند و در نهایت سکان سیاسی ایران در صورت وقوع چنین پیشامدی به کدام تلاطم نامعلوم می‌رود؛ و ده‌ها ابهام دیگر همه گره شده در آینده سیاسی ایران است

پانوشت: این نوشتار بر اساس اطلاعاتی در حدود ۸۰ درصد موثق از منابعی در درون نظام جمع‌آوری شده است و پیش‌بینی‌ها و گفتارها در این متن بر پایه‌ی گزارشاتی میدانی مکتوب گشته‌ است.



PM:02:38:27/11/2018




‌ ‌ 228 ‌‌بار دیده شده‌‌