کودکان خیابانی یا کودکان خیابان

تنظیم/ گیسو یاری

کودکان خیابانی و کودکان خیابان دیگر کارشان از نوشته و گزارش و دلسوزی گذشته است. کافی است سر هر چهارراه پشت چراغ قرمز چندین لحظه منتظر بمانید تا که کودک کار خیابانی مداوم بگوید: «دستمال بخر!»، «فال حافظ بگیر»، «گل زرد برای یار بخر»! کودکانی که در خیابان‌ها، اتوبوس، در مترو، پشت چراغ قرمز، کنار درب رستوران‌ها ایستاده‌اند و «آقا، خانم، بخر» را به طور مداوم تکرار می کنند.

تفاوت زیادی بین کودکان خیابانی با کودکان خیابان وجود ندارد. کودکان خیابانی: همان کودکانی هستند که به دلیل فقر معیشتی و نامناسب بودن بضاعت مالی در خیابان ها مشغول کار هستند. کودکانی که به طور مداوم به خدمت گرفته می شوند که این امر عمدتا آنها را از تحصیل و کودکیشان و لذت های کودکانه محروم میکند وسلامت روحی وجسمی آنها را به خطر می اندازد. اما نقطه عطفی که وجود دارد این است که این کودکان شب را به خانه خود باز میگردند. خانواده ای وابسته به آنها وجود دارد که هر چند قادر به تامین نیازهای ابتدایی خود نیز نیستند و این کودکان برای تامین معیشت خانواده هایشان دست از کودکی و دنیای کودکی خود شسته اند اما جایی است برای استراحت و رفع خستگی هایشان.

کودکان خیابانی : بر اساس ماده یکپیمان نامه حقوق کودک، به افرادی اطلاق می‌شود که زیر ۱۸ سال می‌باشند، در خیابان زندگی و کار می‌کنند،که علاوه بر اینکه دست از دنیای کودکی خود شسته اند خانواده ای هم ندارند که شب را در کنار آنها سر کنند، و یا خانواده دارند اما امکان دسترسی به خانواده برخی از آنها وجود ندارد و بازگشت آنها نیز به خانواده امکان دارد و خانواده نیز منتظر بازگشت آنها است و همینطور کودکانی که خانواده منتظر آنان نمی‌باشد. کودکان خیابانی رنجی عمیق تر از کودکان خیابان دارند.

عواملی مانند ناکامی خانوادگی،جنگ،فقر، حوادث و سوانح طبیعی یا انسانی، سوء استفاده توسط بزرگسالان،مهاجرتوخشونتاز مهمترین عوامل سوق دادن کودکان به خیابان‌ها هستند.

بی خانمان بودن این کودکان و سپری کردن زندگیشان در خیابان یک معضل بزرگ و ناهنجاری اجتماعی است.

وجه مشترک کودکان خیابانی و کودکان خیابان بسیار بیشتر از وجه تمایز آنهاست.

این دو قشراز کودکان در شرایط بسیار نامطلوب از نظر تغذیه، بهداشت و انجام کارهای خطرناک و حاد به سر می برند. این کودکان می توانند به راحتی بازیچه دست بزهکاران حرفه ای اعم از سارقین یا باندهای توزیع مواد مخدر، عوامل ایجاد خانه های فساد و… قرار گیرند. و همچنین عدم بهره گیری از آموزش و تحصیل علم و فن، قدرت رقابت با سایر کودکان در ایجاد یک زندگی سالم را هر چه بیشتر از این کودکان سلب می کند. کارکودک نزد بسیاری از کشورها و سازمان‌های بین‌المللی فعالیتی استثماری تلقی می‌شود.

آنان کودکانی هستند که دنیای معصومانه کودکی را رها کرده‌ و به دنیایی قدم نهاده‌اند که بسیار بی‌رحم وخشونت‌آمیز است. کودکان خیابانی با عقده‌های روانی بزرگ می‌شوند، در حاشیه همین خیابان‌ها تبعیض را درک می‌کنند و با بـی‌توجهی‌ها، کدورت‌ها، بی‌تفاوتی‌ها و حقارت‌ها بزرگ می‌شوند. آنها کینه‌ای را نسبت به جامعه در درون خود جمع می‌کنند که شاید سال‌ها بعد از زبانشان شنیده شود.

در همین ارتباط و بر اساس مطالعه‌ای که درباره بروز و شیوع ایدز روی هزار کودک خیابان و کودک خیابانی در شهر تهران انجام شده ٤.٥ درصد آنها به ایدز مبتلا بوده‌اند. پیشتر در همین زمینه رئیس مرکز تحقیقات ایدز ایران گفته بود: ۴ تا ۵ درصد از کودکان کار خیابان و ۲ درصد از زندانی‌ها و ۶ درصد از زنان روسپی به ایدز مبتلا هستند. دکتر مینو محرز رئیس مرکز تحقیقات ایدز ایران اعلام کرده است: «نرخ ابتلای کودکان خیابانی به ایدز ٥.٤برابر جامعه است که از این افراد، یک سوم کودکان مبتلا ۱۰ تا ۱۴ ساله و دو سوم ۱۵ تا ۱۸ ساله هستند، متاسفانه فقر مستمری در زندگی کودکان کار وجود دارد که در حوزه سلامت آموزش و تغذیه این کودکان اثر سوء دارد

‌عوامل مؤثر در رشد این پدیده:

بـــد رفــتـــاری والـــدیـــن یـــا پـــدر و مـــادرخـــوانــده، مهاجرت‌های دسته‌جمعی، عدم انطباق روستاییان با شهر، افزایش هزینه‌ها، کمبود فرصت‌های شغلی و وجود اختلافات خانوادگی از جمله عواملی است که در رشد پدیده کودکان خیابانی می‌تواند تأثیرگذارباشد. ‌ البته محور سیاست‌های اتخاذ شده در این زمینه به سمت بازگرداندن کودکان به چرخه محیطی زندگی خانوادگی اسـت، در حـالـی کـه اکـثـر ایـن کودکان آموزش‌های بزهکارانه را فراگرفته یا سرپرست مناسبی برای حمایت و انتقال به خانواده ندارند.

درخـصــوص «کودکان خیابان» و «کــودکـان خیابانی» سازمان‌های دولتی ذیربط در ایران تلاش یا راهکاری برای این پدیده اجتماعی اتخاذ نمیکنند.

مـنـع اسـتـخـدامـی ‌ایـن گـروه سـنـی از یـک‌سـو و سوء‌ استفاده کارفرمایان کارگاه‌های زیر 20 نفر از این کود‌کان با پرداخت دستمزد اندک، بدون تعهدات بیمه و قراردادهای دست و پاگیر کار از سوی دیگر، مانع از ثبت و ضبط رسمی ‌آمار کار کودکان می‌گردد.

افزون بر آن، سن قانونی جوانان در کنوانسیون حقوق کودک و سن بلوغ در ایران با یکدیگر همخوانی ندارد. ‌مطابق قانون کار در رژیم جمهوری اسلامی ‌ایران، کار کودکان زیر 15 سال ممنوع است. در ایران سال 1373 پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک را پذیرفته و ملزم به اجرای مفاد آن است؛ اما متأسفانه پیگیری حقوق این کودکان از سوی هیچ مرجعی صورت نمی‌گیرد. در قانون کار باید حق این کودکان به رسمیت شناخته شود؛ نه با استناد به ‌اینکه اشتغال این کودکان ممنوع است؛ بلکه واقعیت وجودی‌آنها مورد توجه قرار گیرد و با تمام مظلومیتشان به حال خود رها نشوند.

آیا راهکاری وجود دارد؟

شما قانون‌گذاران از من بشنوید که فقر آفتی تنها برای یک طبقه نیست؛ بلای همه جامعه است. رنج فقر تنها رنج یک فقیر نیست، ویرانی یک اجتماع است. احتضار طولانی فقیر است که مرگ توانگران را به دنبال دارد.

کودکان کار و خیابان که سر هر چهارراه فال می‌فروشند، اما انگار فال خودشان سیاه است.نهادهای متولی آنها را به همدیگر پاس می‌دهند و هیچکس نیست که به آنها بگوید با این دست‌های کوچک باید مشق بنویسند نه اینکه با دستمال شیشه ماشین‌ها را پاک کنند تا اگر خوش‌شانس باشند، راننده‌ای بی‌حوصله 500 تومانی کف دست‌شان بگذارد یا اگر بدشانس باشند به او حرفی بزنند که قلبش بشکند اما نفهمد و برود سراغ ماشین دیگری پشت چراغی که همیشه برایشان قرمز است!



AM:10:59:06/01/2019




‌ ‌ 198 ‌‌بار دیده شده‌‌