نگاهی گذرا به مسئله طلاق و تبعات و پیامدهای ناشی از آن

تنظیم/ گیسو یاری

همانگونه که ازدواج حق طبیعی، قانونی  مسلم هرانسانی است، به نوعی طلاق نیز یکی از این حقوق انسانی و قانونی است. همانطور که هر فرد برای ازدواج دلایل خود را دارد برای طلاق هم علت و عللی وجود دارد که ممکن است یک انسان را در تنگنا قرار داده و نتواند به زندگی مشترک ادامه دهد.

عوامل زیادی برای بالارفتن آمار طلاق وجود دارد که در هر اجتماع و فرهنگی متغیر است. در این گزارش به بررسی اجمالی این مسئله و عوامل آن در برخی نقاط نیز اشاره خواهد شد.

مدیرکل دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت‌ احوال کشور اعلام کرد: استان تهران، کرمانشاه، کردستان، قم وگیلان بیشترین آمار طلاق واستانهای سیستان و بلوچستان، چهارمحال و بختیاری، ایلام، خراسان جنوبی و هرمزگان کمترین میزان طلاق ثبت شده را در یکسال گذشته داشته اند.

کردستان سومین استان طلاق در کشوراست.

میانگین سن مردان در آخرین یافته های موجود در طلاق های ثبت شده 36.5 سال است و در زنان 31.6 است و به طور کلی 176 هزار و 924 نفر در یکسال گذشته طلاق گرفته اند.

شهرستان‌های کامیاران، مریوان و قروه بیشترین آمار طلاق و شهرستان دهگلان و سروآباد نیز کمترین آمار طلاق را به خود اختصاص داده‌اند.

از عوامل طلاق در استان کردستان را میتوان به "فقرمعیشتی، بیکاری و عدم اشتغال، اختلافات فرهنگی، اعتیاد، ازدواج در سنین پایین، ازدواج های اجباری و ... " اشاره نمود، این موارد از مشکلات بروز و مهم در هر جامعه به خصوص در کردستان بوده که بسیاری از افراد و خانواده‌ها با آن درگیر هستند و بدون شک این معضلات در حوزه طلاق تأثیرگذارتر هستند.

در همین ارتباط شبکه‌های اجتماعی منجر به تشدید طلاق عاطفی و در نهایت طلاق واقعی در خانواده‌ها می‌شوند و استفاده بیش از حد از دنیای مجازی علاوه‌ بر مشکلات جسمانی می‌تواند به اختلافات خانوادگی دامن بزند و بهتر است تفریحات سالم دو نفره جایگزین آن شود.

وی دخالت خانواده‌های دو طرف را یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار در طلاق دانسته و بیان داشت: وقتی فرد از توان کافی برای برطرف کردن مشکلات خود عاجز است به اجبار از والدین و فامیل مشورت می‌گیرد، هر چند بروز اختلاف و تفاوت بین افراد امری کاملاً عادی و طبیعی بوده اما بهتر است زوجین با بالا بردن سطح مهارت‌های زندگی نسبت به برطرف کردن این اختلافات اشراف داشته تا بتوانند اختلاف یا سوءتفاهمات خود را به گونه‌ای منطقی و مسالمت‌آمیز برطرف کنند.

طلاق بعنوان یك آسیب خانواده:

یكی از مسائل روانی اجتماعی كه از گذشته تا به حال اكثر جوامع با آن مواجه بوده طلاق و مسائل ناشی از آن بوده است. تردیدی نیست كه این مسأله علل روانی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دارد و هم چنین عوارض نامطلوبی در خانواده و اجتماع بر جای می‌گذارد و اگر بفكر شناخت مسائل و پیشگری و درمان آن نباشیم در آینده ای نزدیك جامعه را از جهات مختلف دچار آسیب می‌نماید و تردیدی نیست كه شناخت مسأله طلاق و عوارض آن برای خانواده‌‌ها، مسئولان و برنامه ریزان اجتماعی یک كشور ضرورت دارد.

هنگامی كه نفرت و اختلاف عمیق و مخامصه به كانون خانواده راه یافت و بقای نظم خانوادگی بین افراد آن متزلزل و دشوار گردید چگونه میتوان به حفظ این كانون امیدوار بود. زمانی كه جدال‌‌های بی پایان تبدیل به عقده و كینه و تهدید شود و آرامش از فرزندان و سایر اعضای خانواده سلب شد در چنین شرایطی است كه طلاق یك ضرورت اجتناب ناپذیر خواهد بود و اگر طلاق به روی افراد باز نشود ناگزیر عمری را با عقده، كینه، ضرب و جرح و دشمنی بسر می‌برند و حیات خانواده به حیات حیوانات جنگ تبدیل می شود.

اینجاست كه طلاق راه چاره ای تلقی می‌شود كه در شرایط اضطراری باید به آن تن داد، برای زن و مردی كه زندگی خانوادگی شان در اثر ناسازگاری به جهنمی تبدیل شده است كه مرگ را بر زندگی ترجیح می‌دهند و در عین حال امری نیست كه به راحتی به آن مبادرت نمود بلكه به شدت هم با آن مقابله می‌كند و به شكل‌‌های مختلف راه‌‌هایی كه زمینه ساز طلاق می‌شوند را مسدود می‌كند.

با اینكه طلاق به حكم ضرورت برای اجتناب از مخاطراتی پذیرفته شده است ، اما عامل گسیختگی و پاشیدگی كانون گرم خانواده است و به ناچار عواقب اجتماعی آن را باید انتظار داشت، زیرا طلاق در نظر جرم شناسان اگرچه یك جرم محسوب نشده است ولی از عوامل جرمزا محسوب می‌شود. میزان طلاق در یك جامعه را می‌توان به مثابه معیار عدم ثبات و تزلزل اجتماعی آن جامعه تلقی كرد.

جدایی و طلاق پیامدهای زیادی هم برای مردان و هم برای زنان دارد از آسیب های عاطفی گرفته تا مشکلات اقتصادی بعد از طلاق که از معضلات نگران کننده اجتماعی است.

پیامدهای طلاق برای زنان: یکی از پیامدهای طلاق قرار گرفتن در معرض فشارهای روحی و روانی سنگین است ، زنی که با هزار امید و آرزو پا در خانه مردی می گذارد هیچ گاه تصور پاشیده شدن کانون زندگیش را ندارد ولی زمانی که با این مسئله روبرو می شود یأس و ناامیدی است که با اینگونه زنان همراه خواهد شد و در بعضی از موارد آنها را تا مرزافسردگی نیز خواهند کشاند.

استرس و نگرانی از بازگشت به منزل پدری ، نوع برخورد اطرافیان ، ترس از سرزنش شدن در مورد عدم توانایی اداره زندگی ، و در بعضی مواقع عذاب وجدان و پشیمانی مشکلات روحی دیگری است که زنان مطلقه را دچار می سازد.

چنانچه زنی که طلاق گرفته است دارای فرزند باشد مشکلات بیشتری در انتظار اوست به دلیل اینکه حق حضانت زنان بر کودکان با توجه به سن آنها یکی از اصلی ترین نگرانی های زنان در طلاق است.

پیامدهای اجتماعی طلاق را نمیتوان نادیده گرفت عدم پذیرش فرزندان زنان مطلقه در ازدواجهای بعدی ، وحشت از ازدواج با اینگونه از زنان با تصور داشتن مشکلات شخصیتی و اتفاق افتادن طلاق مجدد ، در امان نبودن از طعنه ها و کنجکاوی های اطرافیان ، سرخوردگی اجتماعی و بسیاری دیگر از این دست امور که زنان مطلقه را با چالشی سخت مواجه خواهد کرد.

مسئله اقتصادی مشکل بزرگ دیگری برای زنان مطلقه است.

زنانی که دارای درآمد و سرمایه مالی نیستند بعد از طلاق اگر از جانب فرد دیگری حمایت نشوند برای گذران زندگی خود نیز دچار مشکلاتی خواهند شد و اگر حضانت فرزندان را هم بر عهده گرفته باشند اوضاع بسیار سختتر خواهدبود که همین علل متاسفانه در بعضی از موارد دیده شده است که این زنان برای تأمین نیازهای اقتصادی خود به طرف فعالیت های بزهکارانه کشیده شده اند.

پیامدهای طلاق برای مردان: مردان نیز بعد از طلاق و جدایی از همسر و فرزندشان با مشکلات روحی و روانی نظیر افسردگی،یأس ، ناامیدی ، کاهش اعتماد به نفس بعد از طلاق روبرو می شوند. مردان همانند زنان در این دوران مستعد ابتلاء به افسردگی هستند. به گفته ی کارشناسان، مردان به دلیل تفاوت در مکانیزم های دفاعیشان با زنان و بسته به شخصیتی که دارند اغلب بعد از طلاق دچار مشکلاتی نظیر بیماری های قلبی و عروقی ، بیماریهای ریوی و گوارشی و ریزش موی سر شوند. مسئله ی مهم دیگری که وجود دارد این است که مردان به دلیل داشتن مشغله های بیرون از منزل به راحتی توانایی اداره خانه و زندگی خود و نگهداری و تربیت فرزندان را ندارند و همین مسئله مهم آنها را در مشکلات قرار خواهد کرد. فراموش نکنیم که مردان نیز از پیامدهای مخرب اجتماعی طلاق در اما نمی مانند ؛ در مورد آسیبهای اجتماعی مردان بعد از طلاق می توان گفت مردان هم از این آسیب ها در امان نیستند . افزایش بزهکاری در مردان مطلقه ، اختلالات و انحرافات جنسی ، تمایل به زندگی مجردی و... ازجمله آسیب هایی است که این مردان راتهدید میکند.

نباید آسیب های اقتصادی ناشی از جدایی و طلاق را برای مردان نادیده گرفت:

در مورد آسیبهای اقتصادی باید گفت مردان با کابوسی به عنوان مهریه های سنگین مواجه هستند، مهریه هایی که در هنگام تعیین آن با خیال چه کسی داده و چه کسی گرفته آن را پذیرفته اند و حال به دلیل وقوع طلاق مجبور به پرداخت آن هستند و حالا باید به خاطر آن بهترین سالهای زندگی را به دلیل عدم توان پرداخت در پشت میله های زندان بگذرانند و یا با پرداخت قسمتی از آن تمام سرمایه زندگی خود را از دست بدهند.

طلاق با این که در بعضی مواقع راه گشاست ولی همچون طوفانی عمل می کند که کسی از آسیبهای آن در امان نیست.

بسیاری از والدین نگران اثرات منفی طلاق بر روی کودکان خود هستند و برخی از آنها به همین خاطر از طلاقصرف نظر می کنند. اهمیت زیادی دارد که والدین از میزان تأثیرات طلاقبر روی کودکان درک روشنی داشته باشند تا بتوانند از تأثیرات منفی آن بکاهند.
تاثیر طلاق بر ودکان:

طلاق غالبا احساس امنیت کودکان را کاهش داده و آنها را نسبت به آینده نگران می کند. پس ازطلاق کودک متوجه می شود که یکی از والدین دیگر در خانه نیست واز این می ترسد که دیگری نیز «ناپدید» شود و او را تنها بگذارد. تأثیرات طلاق بر روی کودکان تأثیرات بالقوه ای هستند.

طلاق غالبا احساس امنیت کودکان را کاهش داده و آنها را نسبت به آینده نگران می کند. به عنوان مثال: «آیا ما فقیر می شویم؟»، «آیا به حد کافی غذا خواهیم داشت؟» «آیا باید به یک مدرسه جدید برویم؟»، «آیا می توانم دوستانم را ببینم؟

تاثیرات طلاق روی کودکان مبحثی عمیق و بالقوه است که نوشتن در مورد آن در این مطلب نمی گنجد.



PM:12:56:09/01/2019




‌ ‌ 139 ‌‌بار دیده شده‌‌