"شترمرغی" بنام"UNHCR"در سلیمانیە!

ن/ بیژن قبادی 

میگویند: بە شترمرغ گفتند بار ببر، گفت من مرغم، گفتند تخم بگذار، گفت من شترم ! نقل این ضرب المثل حال و روز سازمان عریض و طویلی بنام : (کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان) یا United Nastins High Commissioner For Refugeesدر سلیمانیە کردستان است. در کشورهای دیگر چگونە عمل می کند، نمی دانم. چون نرفتم، ندیدم و اطلاعی ندارم. اما مراجعات و برخورد با این شعبە این نهاد جهانی در سلیمانیە، و برداشتی کلی کە من از آن دارم، نهادی بیخاصیت، عقیم و خنثی است. مثال شتر مرغ را در مطلع بدین منظور آوردم کە مقایسە و بر آوردی باشد برای این نهاد. شترمرغ دو وظیفە برای خود منظور کردە است و خیلی سادە از هر دو وظیفە سرباز می زند و می گوید چون شترم تخم نمی گذارم و چون مرغم، بار نمی برم.

اما (کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان) چندین وظیفە برای خود لحاظ نمودە و از انجام همگی سر باز می‌زند. متأسفانە تنها هنری کە دارد و انجام میدهد صدور سالیانە کارتی است کە آن هم غیر قابل استفادە است. یعنی درواقع دارندە کارت و حامل آن باید هموارە همراە خود یک عدد کیف بزرگ یا کولەپشتی حمل کند کە حاوی کارت شناسایی اوست و سایز و ابعاد کارت یک صفحە کاغذ A4 است حال طلق پرس را هم بر این ابعاد بیفزایید.

کسانی کە بە این نهاد مراجعە می کنند و خواهان حمایت هستند هیچکدام دریوزە نیستد و هرکدام داری پیشینەای طولانی در تلاش برای یک زندگی بهتر و جامعەای انسانی‌اند. بخش عظیمی از زندگی خود را در زندانهای رژیم دیکتاتوری اسلامی در ایران گذراندە یا از دست ارگانهای امنیت آن رژیم فرار کردەاند. در اینجا لازم است یک نکتە را یاد آور شوم کە بحث من در رابطە با برخورد با پناهندگان کرد از کردستان ایران است. نگاە و برخورد تبعیض آمیز با این مردمان برکسی پوشیدە نیست. در کل مراجعین بە (کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان) از دو طیف خارج نیستند و این دو گروە عبارتند از ١- پناهندگان سیاسی ٢- آوارگان جنگی.

آوارگان جنگی نیاز بە حمایت اولیە و تأمین ملزومات زیستی روزانە دارند و برای سفر بە محل زندگی خود در اگر فروکش کردن جنگ و حتی بازگشت بە آنجاها مشکلی ندارند همچنانکە در جریان جنگ سوریە و یا هجوم داعش بە بخشهایی از عراق شاهد آن بودیم. آنها بصورت مقطعی نیاز بە پشتیبانی وحمایت داشتند و امری کاملا انسانی بود و کسی حرفی در این رابطە ندارد. اما در این میان بە حاشیە راندن "پناهندگان " است کە کاملا فراموش شدە و عملا و عمدا پشت گوش انداختە می شوند. آیا نهادی کە مدعی حمایت از انسانها در شرایط بحرانی و تهدیدات جانی است، درگیر ملاحضات سیاسی و سیاسی کاری است کە عمدا این گونە با پناهندگان کرد ایرانی برخور می کند و بە درازی حیات خود در سلیمانیە برای آنها اقدامی عملی انجام ندادە و هموارە آنان را از سر خود باز کردە است؟

بنابر وظایفی کە این نهاد بر دوش خود گذاشتەاست کە چنین است : وظیفه کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل رهبری و هماهنگ نمودن فعالیت‌های بین‌المللی برای محافظت و رفع مشکلات پناهندگان در سراسر جهان می‌باشد. هدف اولیه سازمان حراست از حقوق و سلامتی پناهندگان است. این سازمان می‌کوشد تا از احترام به حقوق پناهندگان و سلامت آنها در کشورهای دیگر، بازگشت داوطلبانه آنها به کشور خود، اسکان مجدد آنها در کشور ثالث و غیره مطابق قوانین بین‌المللی اطمینان حاصل کند. در کدام یک از زمینەها پناهندگان کرد ایرانی در سلیمانیە مورد حمایت قرار گرفتەاند؟ در صورت مراجعە برای نیازهای درمانی و پزشکی و تأمین سلامتی، بە چە میزان بە آنها پاسخگو بودەاید؟ اقدام برای انتقال و اسکان آنها درکشور ثالث و رهایی از کابوس تهدید تیمهای ترور رژیم اسلامی و مزاحمتهای تلفنی و تعقیب و گریزهای بیشمار، چە اقدام حمایتی‌ای صورت گرفتە است؟

در این مدت نە(٩) سالی کە من شاهد بودەام، از روی ترحم تاکنون سە نوبت میان جمعی از پناهندگان مقداری مواد خوراکی نظیر برنج، نخود، عدس، روغن، آرد، شکر و مواد شویندە توزیع گشتە است کە آنها هم نە از طریق (کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان) بلکە توسط مرکز خیرخواهانە بارزانی بودەاست. و دریغ از کوچکترین حمایتی از سوی "UNHCR".

در مراجعات مکرر پناهندگان و یا نمایندگان آنان بە مسئولین "UNHCR” کە خود من چند مورد حضور داشتەام، و بحث و جدل با آنها، گاها از در تهدید در آمدە و ‌همچون پلیس و مأموران حکومتی در قبال درخواستهای پناهندگان موضع گیری کردەاند. گویا شعبە این نهاد مستقر در سلیمانیە جایگاە خودرا فراموش کردە و بە قوانین و دستورات صادرە از بغداد عمل می کند. پناهندگان بعد از مراجعە بە دستگاە پرهزینە و عریض و طویل" " UNHCR در سلیمانیە با طی نمودن یکسری تشریفات فرمالیتە، صاحب کارت شناسایی و پوشش آن نهاد با ابعادی کە قید شد گردیدە و بە بیرون هدایت می شوند و کسی از آنها سرغی نمیگیرد و نمی پرسد تا مدت یکسال اعتبار کارت تمام می شود و باید برای تمدید مراجعە بکنند و تکرار همان سیکل قبلی و نە هیچ چیز دیگری. اگر چنانچە بعد از خاتمە یک سال بنا بە هر دلیل و اتفاقی شخص مراجعە نکند، هیچ‌کس و نهادی پیگیر حال و روز وی نمی‌شود و این در حالی است کە اکثر قاطع آنها در قالب خانوادەهای دو الی چند نفرە در سلیمانیە و شهر و شهرکهای اطراف آن رها شدە و فاقد هرگونە امکاناتی هستند.

گویا مسئولین UNHCR صرفا بە عنوان فرصتی بە آنها می نگرند کە کمیتی آماری را برایشان ایجاد بکنند تا آنها بتوانند با تهیە لیستی و ارائە آن مراکز تأمین بودجە خود، از یکسو فشار کاری و راندمان کار خود را بە رخ مافوق خود بکشند و از سوی دیگر زمینە را برای تخصیص و مطالبەی مبالغی بیشتر از بودجە و سرازیرکردن آن بسوی خود را فراهم نمایند. چە لیستی رد می‌شود و چە مبلغی وجە نقد، اعتبار و یا امکانات رد و بدل می‌شود، هرچی کە باشد هیچ ربطی بە پناهندگان و خانوادەهای آنها ندارد چون هیچکس از آنها برخوردار نمی شود.برای خالی نبودن عریضە، هرسالە و بصورت سالیانە و نە ماهیانە، تعدادی مشخص و معین را در نظر گرفتە و با روشی کاملا سری و پلیسی رمز و رمز نگاری آنهارا مطلع نمودە تا بە مکان مشخص شدەای مراجعە مبلغی ناچیز را پرداخت نمودە کە گاها فقط جبران هزینەهای ایاب و ذهاب را نیز جبران نمی کند کە آنهم با کلی منت و منت گذاری و تحقیر پناهندگان انجام می‌شود.

این پناهندگان بیپناە و ویلان در معبر آوارگی و غریبترین غریبان در مسیر سرنوشتی تاریک کە مسئول مستقیم سرنوشت آنها همین (کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان) است، سالهای طولانی‌ای است کە بار سنگین آوارگی، دربدری، بی هویتی و بی سرنوشتی را بردوش می کشند و برای دو و سە نسل است کە در چنین برزخی روزگار سپری می‌کنند، چند نسل دیگرشان باید قربانی شوند؟ آیا این مردمان قربانی بازیهای سیاسی منطقەای و فرامنطقەای کمتر از سگان و گربەهای آسیب دیدە از جنگ و ویرانی بە حساب می آیند کە در سطح آنها نیز با اینان برخورد و تعامل نمی‌شود؟ در هر کشوری بنابر قوانین آن کشور کە در کل بەنوع و تا حدی مانند هم هستند، بعداز مراجعە پناهجو، مراحل کنترل امنیتی و چکاپ پزشکی صورت گرفتە و مراحل حقوقی و پروسە مصاحبە و دادگاە و بررسی مدارک و نتیجتا داشتن و ارائە مدارک لازم و شمولیت پناهندگی و یا عدم آنبە عنوان یک پروسە انجام می شود و جالب اینجاست کە در تمام طول این مدت چە یکنفر باشد و چە خانواری چند نفرە، مسکن و درمان و خوراک و پوشاک و مستمری حداقلی آنها تأمین می شود. با قبولی پناهندگی اوراق هویتی لازم تعلق گرفتە و حتی آنها با دریافت پاسپورت رسمی و قانونی آن کشور، از حق مسافرت کە اصلی بدیهی است، برخوردار می شوند. اما در عراق و نیز کردستان عراق هیچ خبری از این موضوعات نیست. چنانچە دولت عراق و اقلیم کردستان کە از لحاظ قانونی تابعی جغرافیایی از عراق و طبیعتا قوانین کشوری است، عضو کنوانسیونهای پناهندە پذیری نیستند، چرا این حجم از پناهندگان را متقبل می شوند کە مسئولیتی را متوجە آنها می کند؟ وقتی هم قبول کردەاند، در قبال و نسبت بە آنها مسئول هستند و باید نسبت بە ادای مسئولیت خود برخیزند. آخر چە منطقی قبول می کند کە چند نسل انسان بی هویت و بی هیچ سرنوشتی علاف و آوارە و سرگردان باشند؟ حداقل چرا از حق‌تابعیت برخوردار نمی شوند کە با کسب اوراق لازم از حق مسافرت برای درمان و .... برخوردار شوند. چنانچە خیلیها با ابتلا بە امراضی کە در عراق قابل درمان نیست و با مراجعە بە ترکیە یا اردن، میتوانستند زندە بمانند. در قوانین چە کشوری این مواد گنجاندە شدەاست؟ مراکز و نهاد های حقوق بشری یا از این فجایع کە در عراق و کردستان می‌گذرد بی اطلاعند کە نقیصەای غیر قابل اغماض است و یا خود را بە کوری و کری زدەاند کە در هردو صورت غیر قابل قبول است.

حال جا دارد کە از این نهاد پرطمطراق پرسیدە شود تو کە نە مثل شتر بار می‌بری و نە همچون مرغ تخم می‌گذاری، دیگر خاصیت، کارکرد و فلسفە وجودی‌ات چیست؟



AM:10:23:01/02/2019




‌ ‌ 1298 ‌‌بار دیده شده‌‌