پسابرجام و تحولات پیش‌رو!

ن/ بیژن قبادی

خروج آمریکا از توافق اتمی موسوم بە "برجام" نە تنها ایران و آمریکا، بلکە کشورهای اروپایی و خاورمیانەای را با شرایط جدیدی روبرو کردە کە باید گفت رژیم حاکم بر تهران را در تنگنای احتضار قرار دادە است کە می‌رود تا سر منشاء برخی تحولات گردد.

کە بازگشت تحریمهای اقتصادی آمریکا در عرصەهای مختلف برعلیە تهران مرکز ثقل این تحولات است و تمامی دادەها در این روزها مؤید این موضوع می‌باشد. خروج آمریکا از برجام توپ را حوالە زمین اروپائیان طرف حساب توافق هستەای مذکور نمود. در این مدت و با توافق اتمی میان اعضای دائم شورای امنیت بە اضافە آلمانبا رژیم اسلامی، از یکسو برخی از تحریمهای از پیش وضع شدە معلق شدند و از سوی دیگر با آزاد شدن مبلغی از پولهای بلوکە شدە در آمریکا، امتیازاتی عاید تهران شد و ایران با بهرەبرداری از موقعیت جدید و در اختیار گرفتن امکانات و فرصت‌های حاصلە از آن توافق، نە در راستای سروسامان دادن بە اوضاع بحرانی داخلی و نگریستن بە آن بە عنوان فرصتی برای جواب دادن بە نیازهای داخلی و پاسخگویی بە مشکلات مردم، بسان روش همیشگی خود، از آنها برای توسعە‌طلبیها و پیشبرد سیاستهای تنش‌‌آفرینی بهرە برد و بکار گرفت.

همچنانکە شاهدیم، با کمتر شدن تمرکز و فشار آمریکا و غرب و سیاست رویکرد کاسبکارانە اروپایی و مماشات اوباما با حاکمان تهران و احساس آرامش خاطر از آن سو، بە آشوب آفرینی در سوریە، لبنان، فلسطین، یمن و ... توسعە بخشید و بنابر اعلام خود اروپائیان و شناسایی، توقیف و اخراج شبکەهای ترور فعال شدە و وضع تحریمهایی پیرامون این موضوع، آنها نیز بە نامتعارف بودن سیستم حاکم بر تهران اعتراف کردند.

با پاپس‌کشیدن روسیە از حمایت بیحد و مرز از تهران و مشخصا موضع آن کشور در قبال حضور نیروهای ایرانی در سوریە، حمایت روسها از محمد بن سلمان در عربستان، تلاش کلامی اروپا برای حفظ توافق اتمی با ایران، خروج شرکتهای مختلف از ایران، کش‌دادن تصویب طرح اقتصادی حمایت از ایران، سرباز زدن از قبول دفتر آن سازوکار در کشورهای مرتبط، مشروط کردن اجرای آن توافق بە تصویب سازوکار شفافیت مالی و نیز عدم حمایت از تروریسم و خشونت‌طلبی و عدم توسعە موشکی و .... کە بخشی از شروط دوازدەگانە آمریکا محسوب می‌شوند، نشانگر توافقی اعلام نشدە میان روسیە، اروپا و آمریکا برای مهار رژیم اسلامی است.

عربدە کشی‌های نظام ملوک‌الطوایفی ایران، اظهارات اخیر خامنەای مبنی بر عدم اعتماد بە اروپائیان، بیانیە سپاە پاسدارن بە مناسبت ٢٢ بهمن‌ماە و اعلام صریح حمایت از تروریستها یا آنچە کە آنها بنام "خط مقاومت" از آن نام‌می‌برند و نیز توسعە توان موشکی ایران و پایفشاری بر این دو مورد مشخص در آن بیانیە از یک‌ سو و در آستانە انفجار بودن جامعە ایران و ریزشی کە در میان جریانات مدافع رژیم حاصل شدە است. بنابر گفتە خود مقامات رژیم تورم اقتصادی بالای هفتاد‌درصد و فروپاشی اقتصاد و گرانی سرسام‌آور و لجام گسیختە، زمینەساز آن تحولاتی هستند کە انتظار می رود.

با این تفاسیر امروز تهران با سە گزینە روبرو است کە عبارتند از:

1-فشارهای اقتصادی ناشی از سیاستهای غلط چهل‌سالە حاکمان تهران و فروپاشی ایران در تمامی عرصەها، چهار دهە ستم و کشتار بی‌امان و انجام تاوان و جنایت و غارت ایران از سوی حاکمیت، رشد آگاهی عمومی مردم و شناختن و یافتن دشمن اصلی خود و وجود فشارهای خارجی، همچنانکە از یکسال و اندی پیشتر استارت خوردە‌ است، با خیزشی فراگیر تودەای رژیم اسلامی ساقط می شود کە مناسبترین گزینە است.

2-سران رژیم از تاریخ پند نگرفتە، باتوجە بە سرمایەگذاری‌ای کە از ایران دریغ کردە، از ایرانیان بە یغما بردە و صرف شبکەهای تروریست پروردەشدە خود کردەاند، بەدنبال جنگی نیابتی بودە و با سپردن مأموریت بە عوامل خود در صدد ماجراجوئی دیگری برآمدە کە در نهایت بە سرنوشت صدام حسین و معمرقذافی دچار می شوند.

3-با شاخ و شانە کشیدنهای این‌ روزهای خامنەای، وی را مسبب اوضاع کنونی معرفی نمودە و با کنارزدن و حذف وی، او را قربانی نمودە و از در مصالحە با غرب در آمدە و تسلیم تام و تمام آمریکا بە شرط "بقای خود" بشوند.


AM:11:30:10/02/2019




‌ ‌ 374 ‌‌بار دیده شده‌‌