نوشته ای به بهانه 8 مارس روز جهانی زن

ن/ سوفیا زاکاریان
امروزه شاید جای تعجبی نباشد که در هر گوشه و کنار دنیا خبرهایی از تعرض به زنان شنیده بشود. در دنیا این موضوع جدیدی نیست و شاید تقریبا این به یک پدیده و معضل تبدیل شده باشد. اما چگونه است که جنایت بر علیه قشری از جامعه به یک پدیده عادی تبدیل خواهد شد؟ شاید به عنوان یک زن شرقی، باید پر از درد و رنج و غم باشم که وقتی از تعرض درباره زنان جامعه خود صحبت میکنم حتی یک نفر پیدا شود که بگوید؛ خب خود زنان نیز مقصر هستند.
خود زنان نیز در این امر گناه کار هستند. شاید در یک امر مهم جوامع سنتی شرقی با جوامع غربی تفاوت داشته باشد. اینکه در جوامع غربی اگر زنی حتی یک کارگر جنسی نیز باشد باز هم مقصر نیست. اما در جوامع سنتی شرق و بخصوص خاورمیانه حتی اگر زنی مورد تعرض نیز قرار بگیرد باز هم نگاه مرد سالارانه جامعه، گوشه ای از این گناه را به خود زن باز میگرداند. ما زنان چه کنیم؟ آیا باید خودمان را از تمام شادی های دنیا محروم کنیم تا شاید مورد تعرض قرار نگیرم؟ که اگر چنین نیز کنیم باز این ما هستیم که مقصر هستیم.
ما وظیفه داریم همیشه مراقب باشیم. ما وظیفه داریم تا باعث نشویم تا به ما تعرض کنند که اگر این اتفاق بیافتد کسی حق را به ما نخواهد داد. جایی در دنیا وجود ندارد که قسمتی از گناه را به خود زنان نسبت ندهند. زنان مقصر هستند چون زن هستند. زنان باید مواظب باشند که چه میپوشند یا کجا میروند. چون اگر اتفاقی برای هر زنی بیافتد و تعرضی بر او شود در نهایت این خود زن است که مقصر خواهد بود. شاید همین نگاه در طول سالیان سال باعث شده است که زنان خود نیز باور داشته باشند که در این امر گناه کار هستند. در سالهای کمی دورتر اگر زنی مورد تعرض قرار میگرفت در حالی که حتی مقصر نیز نبود، باید این گناه را به هر طریقی از خود پاک میکرد. در بسیاری موارد این زنان بخاطر اثبات بیگناهی، خود را به آتش میکشیدند که در نهایت این گناه را با آتش تطهیر کنند. چگونه ممکن بود که زنی در حادثه ای مقصر باشد که در آن جنسیت او مورد تعرض قرار گرفته است؟
اگر مردی به زنی تعرض کند همیشه قضاوت بر این است که مردها شاید کنترل کمتری بر احساسات خود دارند مردها نمیتوانند در موقع هیجان تصمیم گیری درستی داشته باشند…. بله اینها کلماتی است که بارها و بارها شنیده ایم. یعنی همیشه توجیهی برای گناه مردان وجود داشت و دلیلی برای مقصر بودن زنان. نمیدانم در جواب آن دسته از مرد هایی که میگویند خود آن زنان نیز دوست داشته اند که به آنان تعرض شود چه بگویم؟ آیا ممکن است که زنی دوست داشته باشد که در نهایت درد و رنج به او تعرض شود؟ چه کسی قبول خواهد کرد تا به هر دلیلی به او توهین و تعرض شود؟ چرا زنان حتی برای ابراز عشق کردن نیز گناه کار شناخته میشوند؟ تا کی باید این مقصر بودن مانع از ورد زنان به جامعه شود؟ خود سوزی زنان شاید در نوع خود بزرگترین صدای عدالت خواهی زنان بر ضد تبعیض های بود که نسبت به آنان روا داشته بودند.

بهتر است با این واقعیت روبرو شویم که زنان قسمت بزرگ و عمده ای از جامعه هستند که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. زنان نیز مانند همه اقشار جامعه حق دارند تا از نیازهای روحی و جسمی خود آزادانه سخن بگویند و از اینکه هر نیاز جنسی و جسمی و عاطفی و روحی دارند شرمگین نباشند. این به معنی ننگ و یا هرزه بودن یک زن نخواهد بود. تا کجا باید این تفکرات واپس گرایانه مانع از ابراز وجود زنان در جامعه شود؟ در جوامع غربی مساله زن و نشان دادن احساسات زنانه کاملا امری عادی تلقی میشود درحالی که در جوامع سنتی و در حال گذار این امر نوعی گناه نابخشودنی محسوب میشود و نشانه از هرزه بودن یک زن را میرساند. شاید دیگر شرم آور است که هنوز در حال جنگ و جدال برای حقوق اولیه زنان حتی در بین افراد به اصطلاح روشن فکر خود باشیم. تاریخچه کردها نشان دهنده این موضوع است که زنان همیشه از جایگاهی قابل توجه در میان جامعه برخوردار بوده اند.
با نگاهی به افسانه ها و داستان های قدیمی به جا مانده از تاریخ کردها و با نگاهی به نقش تازه سیاسی و اجتماعی زنان کرد میتوان فهمید که زنان کرد از جایگاهی قابل توجه برخوردار بوده اند و اختلافات فرهنگی ما با مردم فارسی تا حدود زیادی مشهود است. این دو جامعه به موازات در کنار هم زیسته اند اما زنان کرد کجا و زنان سرکوب شده آنان کجا؟ به جرات میتوان گفت که زنان کرد جز اولین نیروهای نظامی موجود در منطقه هستند که بسیاری از اقدامات بدون حضور آنان امکان پذیر نخواهد بود. این راهی است که ما شروع کرده ایم. چه کسی بخواهد و چه نخواهد ما زنان این راه را ادامه خواهیم داد و شاید بهتر باشد که بزودی همه این واقعیت غیر قابل انکار را قبول کنند.



PM:05:32:03/03/2019




‌ ‌ 188 ‌‌بار دیده شده‌‌