تحلیلی بر مجازات اعدام در ایران

تنظیم/ گیسو یاری

مقدمه:

آسونیوز/ در جوامع مختلف امروزی، مجرم هر جرمی که مرتکب شود باید طبق قوانین آن کشور با او برخورد شود و شخص خاطی و مجرم مجازات شود.مجازاتی که بازدارنده باشد به طوری که شخص مجرم از آن مجازات درس عبرت بگیرد و سعی در انجام مجدد آن جرم و تخلف نداشته باشد.

اعدام یکی از مجازات هایی است که در ایران برای برخورد با جرم های مختلف استفاده میشود. مجازاتی که پیوند میان عدالت و انتقام را به وجود آورده است.اعدام، مجازاتی است که در هیچ یک از کشورهای دنیا پسندیده و اخلاقی نیست. دفاع از عدم اعدام شخص خاطی و مجرم به معنای حمایت و طرفداری از از جرم وجنایت نیست؛ بلکه ضداخلاقی ترین عملی است که میتوان به عنوان مجری قانون با شخص خاطی و مجرم انجام داد. قتل و نابودی یک انسان بدترین عملی است که میتوان برای اجرای عدالت در برابر شخصی که جرمی را مرتکب شده انجام داد.

آیا مجازات اعدام برگشت پذیر است؟

تعداد زیادی از پرونده های جنایی در سراسر جهان وجود دارند که بی‌گناهی فرد متهم به قتل پس از سال های بسیار ثابت شده است و یا اشتباه بودن این اتهام پس از اجرای حکم اعدام با تحقیقات جانبی و یا اعتراف قاتل واقعی مشخص گردیده است (در آمریکا پیش بینی می‌شود ۴ درصد افراد بی‌گناه بوده اند و این آمار نشان می‌دهد که در کشور هایی که سیستم قضایی آنها از منظر عدالت خواهی و استقلال حتی نزدیک به آمریکا هم نیست چه فاجعه‌ای در حال رخ دادن است.). گرچه جبران حتی حکم زندان برای یک بیگناه بسیار دشوار است اما اعدام به هیچ وجه برگشت پذیر نیست. از طرفی قوانین جزایی دائم در حال تغییر و دگرگونی هستند و ممکن است این قوانین درباره‌ی حکم اعدام نیز دچار تغییر شوند که در این صورت بدیهی است که دو فرد با جرم یکسان، دو مجازات غیر قابل قیاس را دریافت خواهند کرد که با توجه به بازگشت ناپذیری اعدام این مهم، در تناقض با روح عدالت خواهد بود.

آیا مجازات اعدام بازدارنده است؟

دلایل بسیاری از طرفداران حکم اعدام برای این استوار است که اعدام بازدارنده است و باعث می شود تا هر فردی قبل از مرتکب شدن به قتل با فکر کردن به اعدام، از این عمل منصرف شود. اما این حکم برای شخص مجرم چه ارمغانی دارد؟ شستن گناه یک قتل با قتل دیگر؟ تنها قاتلان فرق دارند. قاتل اولی خاطی است وجنایتکار وقاتل دیگری مجری قانون است و عدالت خواه.

باتوجه به تحقیقات وداده آماری، مجازات اعدام به هیچ عنوان بازدارنده نیست. در بسیاری از نمونه ها میزان جرم و جنایت پس از لغو اعدام، نه تنها افزایش نداشته بلکه کاهش نیز داشته است.

امن ترین کشورهای جهان با کمترین میزان جرم و جنایت معمولامجازات اعدام را لغو کرده و یا در صورت وجود در قانون، آن را اجرا نمی‌کنند. بنابراین مجازات اعدام بازدارنده نیست و با توجه به عواقبی که در جامعه دارد باید لغو گردد.

آیا روش انسانی برای اعدام وجود دارد؟

هیچ روش انسانی برای اعدام وجو ندارد.روش های متداول اعدام همچون: "گره زدن، دار زدن، کشتن با گلوله و تیربازان کردن، صندلی الکتریکی، تزریق دارو ..." هستند که هیچ کدام از این روش ها برای گرفتن جان و زندگی یک انسان، نه تنها انسانی نیست بلکه کاملا غیر انسانی و درنده خویانه است.

هیچ کدام از روش های اعدام که در دنیا وبه خصوص ایران وجود دارد، چهره ی عدالت را نشان نمیدهند بلکه نمایانگر "ترس، وحشت، خون وخونریزی، کینه و انتقام است که از آن با عنوان "قصاص به مثل" یاد میشود که به اصطلاح تداعی کننده اجرای عدالت و قانون است.

عدالت و قانونی که با معنای واقعی عدالت و کرامت انسانی در تناقض است و ادامه دهنده حس "کینه و انتقام" است. زجر وناراحتی خانواده قربانی اعدام را شدت میدهد و همه ی افرادی که با این مسئله در ارتباز هستند در گیر این زجرو ناراحتی روحی میشوند.

آیا اجرای حکم اعدام همان "قتل" است؟

بله.به عقیده من اعدام نیز "قتل" است. قتلی که جاری کننده گان آن از دیدگاه اجتماعی و قانونی جایگاهی متفاوت دارند واز لحاظ انگیزه نیز باهم متفاوت هستند.

اعدام ترویج کننده "خشونت ،کشتار ، کشتن وکشته شدن" در جامعه است، که نه تنها نمیتواند عاملی برای بازداشتن افراد جامعه باشد بلکه خود قتل و کشتن را ترویج میدهد.آیا درست است که برای از بین بردن مشکلی همان مشکل را تشدید کرد.برای از بین بردن قتل، کشتن و خشونت خود این عمل را انجام داد ومرتکب قتل شد؟

اعدام در ملآ عام: وقتی انسانی در ملآ عام اعدام میشود، برای من اولین چیزی که تداعی می شود بی ارزش بودن جان انسان با کشتن و جان دادن و دست و پا زدن در انظار است.طبیعی بودن این نوع از مرگ و مجازات خود فاجعه ای بس عمیق است که هزاران ایراد به آن وارد است وچنین عدالتی قطعا مورد قبول هیچ جامعه ای نیست. و اینجاست که اعدام خود میتواند یکی از دلایل تشدید جرم وجنایت در جامعه باشد.

در ایران و دربسیاری از کشورها مشابه خانواده‌ی مقتول درباره‌ی اجرای حکم اعدام تصمیم می‌گیرند که اولا هیچ منطقی این اجازه را نباید به آن ها بدهد چرا که جنایت بر علیه فرد دیگری رخ داده است و ثانیا خود این پروسه تصمیم گیری، سبب تشدید آلام و درد های آن خانواده می‌شود.

ایا بین جرم واجرای حکم اعدام تناسبی وجود دارد؟

اصلی ترین ومهمترین دلیلی برای مخالفت با حکم اعدام، "ناعادلانه " بودن این حکم است. میتوان گفت تقریبا همه ی قتل ها بدون اطلاع قبلی مقتول رخ میدهد وحتی ممکن است خیلی وقت ها قاتل نیز هیچ انگیزه ای نداشته باشد: مثل درگیری هایی که در خیابان ها رخ میدهد، یا درگیری ها و نزاع های خانوادگی که برای قاتل، انگیزه ای از قبل در این قتل وجود نداشته و شخص قاتل ناخواسته جان کسی را گرفته وقاتل شده است.اما، محکوم به اعدام میشود و سال های زیادی را در انتطار اجرای حکم اعدامش در زندان ها به سر میبرد.آیا تناسبی بین این زجر عظیم وانچه در جریان اغلب این قتل ها اتفاق افتاده وجود دارد؟

بامجازات مجرم و اجرای حکم اعدام، صرفا خود شخص مجازات نمی شود، خانواده و عزیزان قربانی اعدام، چه در زمان انتظار اعدام شخص مجرم و چه در زمان اجرای حکم و چه بعد از آن مجازات بزرگی را بدون هیچ تقصیر و جرمی تجربه میکنند.مجازاتی که ممکن است هرگز التیام نیابد.

باید توجه کرد که این که عزیزان و خانواده‌ی مقتول نیز آزار دیده اند به هیچ وجه نتیجه نمی‌دهد که خانواده‌ی قاتل نیز باید زجر بکشند، (اینکار حس کینه و انتقام را بسط میدهد)، چرا که مسئول جرم رخ داده صرفا قاتل است و نه هیچ کس دیگر. و باید تمام تلاش خود را کرد تا آزار رساندن به افراد بی‌گناه کمینه شود نه این که شدیدترین حالت ممکن برای آن ها رخ دهد. بنابراین مجازات اعدام به وضوح با روح عدالت و کرامت انسانی در تضاد و تناقض است.

علاوه بر قتل که مجازات آن "تقاص به مثل" است واین حکم ناعادلانه است، جرم های بسیاری وجود دارند که ابدا حکم آنها قتل و اعدام نیست و در بی انصافی تمام این حکم برای آنها اجرا میشود.

زندانیان "عقیدتی ـ سیاسی" دسته ای دیگر از این قربانیان اعدام هستند که در جامعه ایران این اجحاف و نابرابری در مورد آنها اجرا شده است.یکی از بدترین و ناعادلانه ترین حکم ها برای این زندانیان حکم اعدام است که به خاطر عدم پذیرش ستم، سرکوب، مظالم متعدد، یاداشتن دین وآئینی دیگر صدای هم نوعانشان شده اند وقربانی چنین حکی بی رحمانه و کریه شده اند.

نگرشی که در اجرای حکم زندانیان عقیدتی ـ سیاسی وجود دارد نگرشی قضایی وحقوقی نیست بلکه نگرشی است مملو از سیاست و تعصب های عقیدتی.

اعدام‌هایی که نشأت گرفته از حقوق و از یک قضاوت عادلانه باشد، مطمئناً حق افرادی که متهم می‌شوند به جرائمی که مجازات اعدام دارند و حق محکومین به اعدام رعایت خواهد شد. حاکمیت از روش‌های غیرانسانی و غیراخلاقی استفاده می‌کند و در اعدام‌های اخیرهم شاهد این بوده‌ایم که حتی خانواده‌ی کسانی که محکوم به اعدام بوده‌اند، بازداشت شده‌اند یا مورد اذیت و آزار دستگاه امنیتی قرار گرفته اند.که در این مورد میتوان به خانواده های زندانیان سیاسی کرد، اشاره کرد که در جریان دستگیری، بعد از دستگیری و در زمان اجرای حکم اعدام، خانواده های انها از فشار نیروهای امنیتی وقضایی در امان نبوده اند و حال که مدت ها از اجرای این حکم میگذرد و به گفته خودشان مجرم به سزای اعمالش رسیده خانواده های این اعدامی های سیاسی، همچنان تحت ازار واذیت از جانب دولت و حکومت هستند.

رسانه های حکومتی و گزارش های نهادهای حقوق بشری جهانی همگی موید موارد فوقند و گویا ترین منبع هستند.

اعدام کودکان در جمهوری اسلامی ایران:

قوانین ایران سن مجازات کیفری برای کودکان را، 15 سال برای پسرا و 9سال برای دختران میدانند.این در حالی است که کنوانسون های بین المللی، اعدام افراد کمتر از 18 سال را منع میکنند.مجازات کودکان در ایران و ازجمله صدور حکم اعدام برای آنان در موارد مختلف از جمله درگیری و قتل، قاچاق مواد مخدر و ... همواره یکی از چالش های مهم نقص حقوق بشر در ایران بوده است.[1]

این اقدام ایران باتعهدات کشور در چهارچوب "میثاق بین المللی حقوق مدنی وسیاسی" و کنوانسیون حقوق کودک" در تضاد است.ایران در کنار کشورهای عربستان سعودی، پاکستان و سودان تنها کشورهایی هستند که همچنان به اعدام کودکان ادامه میدهند.[2]

عفو بین الملل در بیانیه ای باعنوان «ایران: آخرین جلاد کودکان» اعلام کرد که از سال 1990 میلادی تاکنون 24 کودک در ایران اعدام شده اند که 11 نر از آنان در هنگام اعدام زیر 18 سال بوده اند.[3][4]

مجمع عمومی سازمان ملل متحد و بسیاری از نهادهای حقوق بشر در داخل و خارج از ایران و دولت های مختلف از ایران خواسته اند که از اعدام کودکان صرفه نظر کنند، این تلاش ها تاکنون بی ثمر بوده است اما در معدود مواردی به تعویق اجرای اعدام منجرشده است.[5]

اعدام های مخفیانه در ایران:

سازمان حقوق بشر ایران؛ 2 فروردین ماه 1397: دهمین گزارش سالانه مجازات اعدام در ایران که توسط سازمان حقوق بشر ایران منتشر شده نشان میدهد که در سال 2017 دستکم 517 نفر در ایران اعدام شده اند. با در نظر گرفتن بیش از یک اعدام در هر روز و بیش از یک اعدام در هر 167 هزار نفر در سال 2017، ایران مقام نخست خود در تعداد اعدام‌ها نسبت به سرانه جمعیت را همچنان حفظ کرده است.[6]

مستندات اعدام‌های اعلام نشده و مخفیانه

شبکه سازمان حقوق بشر ایران در داخل کشور اطلاعاتی در مورد بسیاری از اعدام‌ها دریافت کرد که توسط رسانه‌های رسمی اعلام نشده بودند. تایید این گزارش‌ها یک کار چالش بر انگیز است، چرا که این رسانه‌های حقوق بشری بطور مستقیم کنترل میشوند و یا اینکه تحت نظارت شدید مقامات قرار دارند. گزارش نقض حقوق بشر به سازمان‌های حقوق بشری به عنوان یک جرم محسوب شده و افرادی که به این خاطر بازداشت میشوند با اتهامات کیفری روبرو میشوند. با این وجود هر سال سازمان حقوق بشر ایران موفق به تایید صدها اعدام میشود که توسط مقامات اعلام نمیشوند. در بسیاری از موارد اطلاعات مربوط به اعدام توسط دو یا چند منبع مستقل تایید شده اند. در برخی موارد سازمان حقوق بشر ایران عکس هایی را دریافت میکند که انجام اعدام را مستند میکند. در بسیاری موادر تصاویر به همراه اسامی زندانیان به سازمان حقوق بشر ایران فرستاده شده است.[7]

حرف آخر اینکه اعدام مجازاتی است که حتی اکثر موافقان آن حاضر نیستند چه در مسند قاضی، چه در موقعیت مأمور اجرای مجازات، به آن حکم کنند و یا آن را به مورد اجراء گذارند.علت اجتناب و پرهیز فقط احساسات و عواطف انسانی نیست، بلکه عوامل فرهنگی و اجتماعی هم مؤثر در موضوع است. دژخیم هیچگاه و در هیچ جامعه ا ی مقبول و محترم نبوده و مردم حتی به دوران هایی که محکوم را برای تنبه و تحذیر مردم در اماکن عمومی به چوبهٴدار یا تیغهٴگیوتین میسپاردند، از مشاهده و ملاحظهٴاعدام انسان رنج میبردند، متاثر میشدند، در خود احساس نفرت و حتی گناه میکردند و به جبران آن گناه کفاره میدادند، کفارهٴنظارت مجازاتی که ظاهراً قانونی و مشروع بودهمیبردند، متاثر میشدند، در خود احساس نفرت و حتی گناه میکردند و به جبران آن گناه کفاره میدادند، کفارهٴنظارت مجازاتی که ظاهراً قانونی و مشروع بوده!

بنابراین اعدام خواسته مردم نیست.طبیعت و فطرت انسان از خون و درد و رنج و مرگ بیزار و گریزان است. نه پاسخ درد را در درد و نه سزای مرگ را مرگ می بیند.جامعه ای که خود را نماینده ارزش ها و منزلت های فرهنگی و اجتماعی و تاریخی خود میداند، نمیتواند و نباید به آن درجه تنزل کند که چون بزهکاران ومجرمانی که به علل گوناگون از این ارزش ها خالی و تهی بوده اند و به ورطه ی انحطاط سقوط کرده اند، انسانی را آن هم به عذر دفاع از منافع جامعه به قتل برسانند. آدم کشی در هرصورت و قالب و عنوان که صورت میگیرد، عملی است مخالف منزلت و حیثیت و شرافت انسان و جامعه ی انسانی.




PM:06:22:17/03/2019




‌ ‌ 204 ‌‌بار دیده شده‌‌