سیل اخیر و صف‌بندیهای حاصلە!

ن/ بیژن قبادی

لااقل در چند سال اخیر و کنار رفتن ماسکها و عیان‌ شدن چهرە واقعی رژیم اسلامی برای لایەهای مختلف جامعە ایران را همگان شاهدند. اگرچە سران رژیم در سالهای قبل با انواع شگردهای عوامفریبانە و رویکردهای هدفدار پوپولیستی توانستند بخشهایی از جامعە ایران را همچنان بفریبند، امروزە شناخت چهرە و ماهیت واقعی این رژیم حتی برای نیروهای توجیەگر و حتی وفادار بەخود شک و شبهەای برای آنها نیز باقی نماندە است. تا جائیکە این روزها داد برخی از خطیبان جمعە و نمایندگان شخص خامنەای نیز در آمدە است و بە نفرت و بیزاری مردم از خود، صنف و رژیمشان صراحتا اذعان دارند.

کسی منکر اتفاقات طبیعی نظیر طوفان، سیل، زلزلە و غیرە و نیز عوارض و تبعات آنها کە همگی خارج از ارادە انسان هستند، نیست. اما نکتە حائز اهمیت نحوە تعامل انسان در رویارویی با چنین اتفاقاتی و نحوە مدیریت آن و بکارگرفتن مجموعە تمهیدات لازم در راستای کمک‌رسانی بە مردم آسیب‌دیدە و کاهش آسیب و خسارتهای حاصلە و نیز تمرکز بر بار روحی و روانی مردم اعم از آسیب‌دیدگان میدانی و سایر مردم است.

رژیم جمهوری اسلامی با تمام موجودیتش در کدامیک از این عرصە‌ها کارنامە قابل‌قبولی پیشکش کردە یا لااقل کارنامە قابل بحث و دفاعی دارد. در هرکجای جهان در صورت چنین رخدادهایی مسئولین مربوطە ضمن اعتراف بە مسئولیت خود و عذرخواهی از مردم، از پست و مقام خود کنار می‌کشند. اما در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی این روند کاملا معکوس است و آنها این بلایا را ناشی از ضعف ایمان مردم، بی‌حجابی، کفران نعمت، عدم تمکین بە درجات خودساختە آیینی و نمایندگان خودخواندە خدا بر زمین قلمداد نمودە و از مردم طلبکارند.

این روند در تمامی عرصە مصداق عینی دارد، حال چە اتفاقات طبیعی باشند و چە ناشی از بیکفایتی، نالایقی، سوءمدیریت و ...بەعنوان نمونە می‌توان بە حوادث و اتفاقات دو سال‌و نیم اخیر بە عنوان سند اشارە نمود. هیچگاە مسئولین نظام اسلامی در هیچ برهەای خودرا مسئول ندانستە و احساس مسئولیت ننمودە و بە مسئولیت خود برنخواستەاند.

فاجعە ساختمان پلاسکو تهران در روز پنجشنبه ٣٠ دی ١٣٩٥، سوختن کشتی نفتکش سانچی در ١٦ دی‌ ١٣٩٦ همراە با تمامی خدمە و محمولە مربوطە، زلزلە شامگاه یکشنبه ٢١ آبان ماه ١٣٩٦ و عدم انتشار آمار دقیق خسارات جانی و میزان قربانیان و زیانهای مادی ناشی از آن و تداوم این نابسامانی تا بە امروز، سقوط هواپیمای خط هوائی تهران – یاسوج در روز ٢٩ بهمن١٣٩٦ و مرگ سامناک تمامی خدمە و سرنشینان آن،پس‌لرزەهای زلزلە ویرانگر سرپل‌ذهاب بە درازای سال ١٣٩٧، سقوط هواپیمای بوئینگ ٧٠٧ در روز ٢٤ دی ١٣٩٧ در فرودگاه نظامی کرج، جاری شدن سیل ویرانگر در استانهای گلستان، مازندران، خراسان، فارس، لرستان، خوزستان و ...در روزهای آغازین سال ١٣٩٨ و نحوە پاسخگویی و مدیریت آنها تنها نمونەهایی از نمودهای آشکار ناکارآمدی این رژیم و نهادها و ارگانهای مرتبط با آن هستند.

عوامل و دلایل حوادث فوق‌الذکر کی و چی هست، جای خود، اما نکتە حائز اهمیت نحوە مدیریت و سروسامان دهی بە این امورات و رسیدگی بە آنها و کم کردن فشار بر مردم آسییب دیدە و تلاش برای تأمین نیازهای اولیە می‌باشد کە همگان شاهد نحوە عملکرد رژیم و سران و مسئولین آن بودە و هستیم.

همین موضوعات مردم را بدین نتیجە رساندە است کە مدتیست دیگر هیچ اعتمادی بە رژیم و وعدە و وعیدهای مسئولین آن ندارند. هم در زلزلە کرمانشاە و هم سیل اخیر میزان مشارکت حکومت و نیز مشارکت و نقش مردم را بە عینە دیدیم. زمانیکە شهروند ترکمن در مقابل دوربین رسانەها فریاد بر می‌ آورد و از مردم تقاضا می کند کە: "کمکهای خود را مستقیما بە مردم آسیب دیدە برسانند و آنرا بە ارگانها و نهادهای حکومتی نسپارند"بیانگر تفکیک صف مردم از حکومت و میزان اعتماد عمومی مردم بە رژیم است. در زلزلە کرمانشاە نیز شاهد چنین رویکردی از سوی مردم بودیم و حضور شبانە روزی نیروهای داوطلب مردمی بیانگر این واقعیت است.

از سوی دیگر پاپیش گذاشتن چهرەهای ورزشی، مدنی، هنری و غیرە و میزان استقبال مردم در واگذاری کمکهای خود بە مردم آسیب دیدە از طریق آنها، رژیم را ناچار کرد کە برای مقابلە با این روند مزدوران و سلیبریتیهای خود را بە میدان بکشاند کە در این عرصە نیز شکست خورد.

در دور اخیر و با کسب تجربە گذشتە و ممانعت از آبروریزی هرچە بیشتر و سنگ اندازی و مانع تراشی برای حمایت مستقیم مردم و ناچار کردن آنها برای سپردن کمکها نقدی و جنسی بە ارگانهای رژیم، صدها حساب بانکی چهرەهای خوشنام و مردمی را مسدود نمودە تا کمکها بە کانالهای حکومتی سپردە شود کە از هم‌اکنون نتیجە آن آشکار است و کمکهای نقدی و جنسی مردمی سر از سپاە پاسدارن و سوریە و یمن و ... در خواهند آورد.

با این تفاصیل و بنابر تمامی شواهد و مشهودات میدانی، مردم رژیم را شناختە و نە بە مسئولین آن و نە بە ارگانهایش هیچگونە اعتمادی ندارند. لذا صف‌بندیها عیان و آشکارند و مردم دارای صف مستقل خویشند. پس راهکار معقول همانا در میدان ماندن خود مردم و بدست گرفتن سررشتە امور بە دست خود آنها است و همین همگامیها، همدردیها و حمایتهای مردم از هم، زمینە‌ساز اعتماد فراگیرتر و همصدایی و پایین کشیدن و مجازات عاملین و مسببین این همە فلاکت است.



PM:02:54:30/03/2019




‌ ‌ 304 ‌‌بار دیده شده‌‌