جمهوری اسلامی و تخریب ایران و ایرانی در تمامی ابعاد

ن/ بیژن قبادی

اگر مقداری واقع‌بین باشیم و رخدادهای پیرامون خودرا نە از دریچە عینکی رنگی و مختص بە رنگی خاص ببینیم، یعنی مقدار دقیقتر و منصف‌تر بنگریم و قادر بە دیدن دنیای رنگین و وسیع میان سیاە و سفید باشیم، بدون شک زاویە دیدمان واقعیتر و در نتیجە تعاملمان با موضوعات مختلف دقیقتر و موزونتر خواهد بود.

در اینجا بهتر است کە بر روی سوژەای خاص متمرکز شویم و آن نیز سلطە استبدادی قریب بە نیم قرن رژیم اسلامی بر پهنەای جغرافیایی بنام "ایران" است. این کشور از هر منظری دارای ویژەگیهای مختص بە خود است مانند موقعیت جغرافیایی، سیاسی، ترکیب و تنوع ملی و مردمی، تفاوتهای فرهنگی و تاریخی، منابع و معادن و ...

چنانچە این کشور با این ویژەگیها دارای سیستمی حکومتی و مدیریتی مدرن بود، بدون شک در عرصەی معادلات منطقەای و جهانی دارای جایگاهی ویژە می‌بود. اما سیستم حکومتی حاکم برآن امروزە در تمامی زمینەها این ویژەگیها را زدودە و بە عنصری نامطلوب تبدیل نمودە است. جا دارد ببینیم فضائیکە رژیم اسلامی خالق و بانی آن است بە چە قیمتی برای این مردم تمام شدە است؟ آیا مسبب این همە تحقیر، بی‌حرمتی، اهانت و فلاکت فقط جمهوری اسلامی است؟ آیا جمهوری اسلامی بە عنوان یک سیستم حکومتی غیر متعارف و قرون وسطایی بە تنهایی و بدون بسترسازی مطلوب، خود قادر بە بارآوردن این همە ویرانی و ویرانگری هست یا نە؟

بدون شک هیچ حکومتی علیرغم در اختیار داشتن تمامی ابزارهای قدرت و حکومت، باوجود فاصلەی عمیق میان حکومت و مردم و بیزاری عمومی، بدون همراە داشتن لایەهایی از همان مردم، هیچگاە قادر بە تداوم سلطی خویش نبودە و نیست.

رژیم اسلامی حاکم بر تهران از این نوع سیستمهاست. آنها با تکیە بر باورهای تقلیدی مردم و سوار بر موج پوپولیسم ناب بر اریکەی قدرت تکیە زدە و در جامعەای کە اکثریت آنها نە فلسفەی دولت، حاکمیت و ملت را متوجە بودند و نە واقف بر حقوق مشروع، انسانی، روتین و اساسی خود. لذا گرفتار در باورهای تقلیدی خود و قائل شدن ناشی بودن تمامی امورات از "مشیت الهی"، از خود سلب اختیار کردە و زندگی دنیوی و اخروی خود را بە رهبران دینی و مراجع تقلید واگذار نمودند.

زمامدارن فریبکار نیز با توسل بە این حربە بە تمامی شئونات زندگی مردم چنگ انداختە و آنرا بەزیر سلطەی خویش کشیدند.

حکومت با بهرە گیری از تمامی از تمامی ابزار و امکانات بە تعمیق و تحمیق بیشتر همت گماشت.

امروزە عملا جامعەی ایران بە سە بخش عمدە تفکیک شدە است کە عبارتند از اقلیت ناچیز حکومتگران، لایەای گستردەتر کە یا کاسبکارانە از این همراهی سودی عایدش می‌شود، یا نانش در دستان آنهاست. آخرین بخش تودەی وسیع میلیونی کە سهمش از ایران و ایرانی بودن کار و رنج و مشقت و تحقیر و لگدمال شدن و لمس تمامی تبعیضات و ستم و نابسامانیهاست با تمامی وجود.

فرهنگی کە در چهل سال گذشتە از سوی حاکمیت و تریبونهای کاملا انحصاری‌اش تبلیغ شدە است، تملق، چاپلوسی، چند چهرەگی، ریا و دروغ بودە است. همواری سعی حکومت بر این بودە است کە اخلاق و کرامت را از جامعە بزداید. پر بی محل نیست هنگامیکە در فرانسە قیمت بنزین افزایش پیدا می‌کند، مردمی متحدالقدم و متحدالشکل بە خیابانها می‌آیند، آنوقت در ایران برخیها برای گرفتن چند لیتر بنزین با صفهای طولانی بە نزاع و کشمکش می پردازند.جامعەای چقدر باید کرامتش شکستە شدە باشد کە برای ساعتها در صف گوشت و مرغ یخزدە معطل ماندە و باهم گلاویز شوند؟

اگر امروز قشر میانگین جامعە با تکیە بر تتمە اندوختەی سالیان پیشین خود ارتزاق می‌کند، آن مقدار تا چە زمانی ماندگار است؟ بدون شک آمار نزولی سقوط بە زیر خط‌فقر روزانە در حال گسترش است و تمامی دادەها بیانگر شتابی سهمگین در این مسیر است. بنابرین جامعەی ایران هیچ راهی پیش‌روی خود ندارد بجز خط بطلان کشیدن بر تمامی سهل‌انگاریها، باری بهرجهت‌ها، نادیدەگرفتنها، فرار از واقعیتها و بە میدان آمدن و خاتمە دادن بە چهل سال حیلەگری، تاوان، جنایت، تاراج، کشتار، زندان، تبعید، بیحقوقی، کرامت‌شکنی و .... و سپردن عامل تمامی آنها بە زبالەدانی تاریخ.

لازم است یکبار و برای همیشە مردم فلسفەی وجودی و کارکرد دولت و حاکمیت و وظایفش در قبال جامعە و نقش و جایگاە مردم در نزد حاکمان و حقوق همان مردم را بدانند و بر آن بستر و در آن مسیر انرژی و پتانسیل خودرا بکار گیرند.



PM:07:34:05/05/2019




‌ ‌ 66 ‌‌بار دیده شده‌‌