کشتن زنان به هر بهانه ای محکوم است

ن/ آرام محمدی

طی روزهای گذشته، دو خواهر کورد سنندجی با اسامی شایسته و اسرا توسط خانواده خود یعنی پدر و برادرانشان به طرز فجیع و وحشیانه ای با ضربات متعدد چاقو کشته شدند و تا کنون از علت این جنایت غیر انسانی گزارشی منتشر نشده است. در همین راستا، پیشتر نیز مواردی از قتل و کشته شدن زنان از سوی افراد نزدیک و یا درجه دو خانواده و یا دوست پسر و دیگر اقوام طایفه صورت گرفته و متاسفانه طی سالهای اخیر افزایش داشته است و تا کنون هیچ تلاش جدی از سوی هیچ یک از نهادهای مرتبط حکومتی در راستای ممانعت از این اقدام شنیع صورت نگرفته است.

اگر نگاهی گذار و کوتاه نیز به قانون اساسی که نشات گرفته از مذهب و تحت لوای مرتجعین دینی تدوین شده است داشته باشیم، خواهیم دید که زنان در هر شرایط و موقعیتی به عنوان جنس درجه دوم شناخته شده، و از حق هرگونه دفاع و اظهار نظر در مراجع قضایی و اجتماعی خود محروم بوده اند. زنان به عنوان بازو و ستون های اصلی در جامعه نقش بسزایی را در ساختار فرهنگی و اقتصادی ایران دارا میبآشند، اما و متاسفانه با گذشت چهار دهه تسلط حکومت اسلامی بر ایران، زنان همواره مورد تعرض جنسی و روحی قرار گرفته اند. در هر جامعه ای قانون به عنوان متولی و اجرا کننده احقاق حقوق شهروندان بوده، اما در رژیم جمهوری اسلامی ایران که تحت نفوذ و لوای مذهب می باشد، قوانین در مورد قتل، کشتار، تجاوز اعمال شده بر علیه زنان به واقع اجرا نمیشود و بر عکس، قوانین ناکارآمد در مجلس در مورد حقوق زنان و یا دستگاه قضایی که خود نافی حقوق زنان بوده، عملا در این راستا هیچ اقدام جدی صورت نداده اند.

قتل زنان در کردستان از سوی افراد خانواده و یا اقوام و دوستان، زندگی زنان را به چالش و با مخاطره جدی روبرو کرده، و اکثر مواقع این دست از اقدامات از سوی قوانین دولتی و جزایی مورد تائید قرار میگیرد و دست قاتلان و ضاربان را در کشتار زنان بازنگه میدارد. گاها نیز مشاهده شده که در برخی از مناطق، به علت اینکه کشتن زنان در میان طوایف مختلف به خونخواهی تبدیل نشود، به رسم سنتی و عشایری مشکلات مابین دو طرف با پرداخت پول و یا موارد دیگر حل و فصل میشود که خود این مسئله نیز میبآیست ریشه یابی و واکاوی شود.

در زمانی نه چندان دور در کردستان که تا کنون نیز مستمر و بردوام است، زنان به عنوان پیشاهنگ مبارزات مدنی و حتی مسلحانه در مقابل دیکتاتوری رژیم اسلامی و همچنین جامعه مردسالارانه که یکی از هزاران ابزار رژیم جمهوری اسلامی در سرکوب زنان نیز بوده، ایستادگی کرده اند و دوشادوش مردان کوچه و خیابانها را به خروش درآورده و در مقابل کوچکترین تعرض و نابرابری مقاومت کرده اند. زنان به عنوان پیشقراولان مبارزات مدنی، به عنوان سرمایه های فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی در جامعه امروز ایران و کردستان بوده و حال نیز با توجه به متغیر بودن بافت قدیمی و سنتی شهرها و روستاها و تغییر در فرهنگ و مناسبات روزمره مردم، حرکت و اقدامات خودجوش و مستمر زنان در فعالیت های مدنی و اجتماعی، میبآیست در جهت تغییر در فرهنگ زن ستیزی و تلاشی در راستای ممانعت ازکشتن و قتل زنان صورت گیرد.

زنان در جامعه کردستان، تحت هیچ شرایطی نباید تن به قربانی بودن بسپارند و برعکس، تلاش مضاعف تری را در جهت تحقق اهداف و برابری بکار گیرند و خود را مُحق به یکسانی بدانند. حال نیز علیرغم مشکلات عدیده ای که حکومت و کارگزاران آن در کردستان بوجود آوره اند، میبآیست بر علیه ابزارهایی که در کردستان بر علیه زنان بوجود آورده اند، برخاست. باید در راستای فرهنگ زن ستیزی گام برداشت و در تقابل با قتل زنان در قالب "قتل های ناموسی" و یا به هر بهانه دیگری برآمد و شعار "نه به کشتار زنان" را برجسته تر نمود.

در وحله نخست به عنوان یک انسان و به نام زن، کشتار و قتل زنان را به هر بهانه ای، بلاخص به بهانه و یا اتهامات واهی قتل های ناموسی محکوم می کنیم و لازم و ضروری است که تحت هر شرایطی در خصوص مبارزه با این نوع فرهنگ ارتجاعی، اعتراض جدی خود را اعلام بداریم و در جهت مبارزه با قتل زنان، مسئولانه تر و جدی تر از گذشته روبه جلو گام برداشت.

بدون شک ارج نهادن به کرامت زنان در هر جامعه ای، نیاز به فرهنگ سازی دولتها و همچنین رعایت حقوق زنان در عرصه های مختلف دارد. اما متاسفانه در ایران به سبب زمامداری حاکمه رژیم جمهوری اسلامی بر مردم، این مهم تا کنون تحقق نیافته و با وجود تسلط این رژیم در آینده نیز تحقق نخواهد یافت، مگر با همت و تلاش فراگیر و همه جانبه زنان و مردان ایرانی و کردستانی.
در جوامع سنتی، زن را وابسته به مرد میدانند. این وابستگی، در روندی اجتماعی منجر به بردگی زنان میشود. به طوریکه در جوامع مذکور، کل وجود زن در اختیار مرد است و مرد نیز در ارتباط با سرنوشت زن حق دخالت و تصمیم گیری دارد. و زن به عنوان مایملک مرد محسوب میشود. جهت ریشه یابی و تغییر چنین موادری میبآیست در ابتدا قانون اساسی ایران که خود، مسبب و بانی همچون موضوعات و مواردی است، بازبینی شود. 

قتل های ناموسی به عنوان یکی از انواع خشونت بر علیه زنان به بهانه های مختلفی همچون دفاع از "شرف و ناموس" صورت میگیرد. این امر در مناطق کردنشین بیشتر مشاهده میشود. کشتن، سوزاندن، سنگباران و... که امروزه گاها در جامعه ایران و کردستان در مورد زنان با شدیدترین نحو ممکن اعمال میشود، محکوم است. کشتار زنان در هر قالبی که باشد، برگرفته از فرهنگ عقب ماندگی و تجرد بوده و در جامعه، همین فرهنگ به نوعی برگرفته از فکریت و آیدولوژی مذهبی است. بر اساس ماده 220 قانون مجازات اسلامی، پدر و مادر از قصاص معاف هستند. از طرفی دیگر اگر دختری به دست برادر و یا عمو و دیگر بستگان به قتل برسد، اولیای دم میبآیست پیگیر قضیه باشند که در اکثر موارد پیگیری صورت نخواهد گرفت و خود این امر، جای بسی تامل دارد.

فعالین مدنی و ارگانهای مردم نهاد میتوانند برخی از رویه های پنهان خشونت علیه زنان را نشان داده و به فرهنگ سازی بپردازند. این نهادها و فعالین مدنی نیز به سبب اعمال فشار از سوی ارگانهای امنیتی و حکومتی در تنگنا بوده اند. اما وظیفه انسانی و رسالت دفاع از حقوق زنان در برهه حساس کنونی، از اهم وظایف همگان می باشد . لذا فعالان عرصه زنان، کنشگران اجتماعی، فعالین سیاسی به حکم فعالیتشون و همچنین توده های مختلف مردمی در اقصی نقاط کردستان یکصدا میتوانند، با هدف ممانعت و جلوگیری از قتل زنان در کردستان تمام تلاش و همت خود را بکار گیرند و در راستای فراگیر کردن جنبش های ضد فرهنگی "ضد زن" در قالب و قاموس کشتار و قتل زنان حرکت نمایند...

حال علیرغم اینکه چهل سال از سیطره رژیم جمهوری اسلامی بر ایران میگذرد، آیا در کردستان و ایران امروز، به حقوق اجتماعی و قانونی زنان که بیش از نیمی از جامعه را در برمیگیرند، به دیده احترام نگریسته شده است؟



PM:04:21:11/05/2019




‌ ‌ 286 ‌‌بار دیده شده‌‌


پربیننده ترین ها ‌