شبکه های اجتماعی، آگاهی یا گمراهی؟

ن/ سوفیا زاکاریان

این روزها تقریبا زندگی بدون اینترنت و دنیای مجازی غیر ممکن به نظر میرسد. همه اخبار و اطلاعات روز در کسری از ثانیه در دسترس همگان قرار میگیرد. اخبار با حجم زیاد و سریع از هر گوشه و کناری به طرف کاربران هجوم می آورد. اما در این میان نقش اخبار واقعی و جعلی چیست؟ چه افرادی از نشر اخبار جعلی سود میبرند؟ در سالهای اخیر نقش ایرانیان و جامعه ایرانی در دنیای مجازی و اینترنت بسیار پر رنگ تر شده است. هر روز از گوشه و کنار جهان خبرگزاری ها و کانالهای دروغ نیوز سر در می آوردند که اکثر این کانالها متعلق به ایرانیان است.

هر روز افراد جدیدی با اخبار بی پایه اساس از بدبختی هایی که رژیم ایران بر سر مردم آورده است سوء استفاده مکینند و کسی به درد مردم فقیر کوچه و بازار نیست. متاسفانه ابزارهایی مانند شبکه های اجتماعی به وسیله ای برای کنترل ذهن جوانان تبدیل شده است. جوانان امروز در کشور بدون شغل و با آینده ای نا معلوم تمام وقت خود را در شبکه های اینترنتی سپری میکنند و اینجاست که شبکه های دروغ و اخبار جعلی تمام پس زمینه های ذهنی آنان را مسموم میکند. افرادی که مردم و جوانان را با خبرهای دروغ و و ساختگی به گمراهی میکشانند و هیچ هدفی جز نابودی ذهن روشن نسل آینده ندارد.

برای مثال اگر کسی در شبکه های اجتماعی برای اهداف روشن گرانه فعالیت کند این فرد به طور یقین با اسلام ولایت فقیه دشمن خواهد بود. چه تکراری و کلیشه ای شده است که درباره کوچکترین حق انسان یعنی آزادی عقیده صحبت کنیم. چقدر دردناک است که در همه جای دنیا حتی ناشناخته ترین عقاید نیز برای خود طرفدارنی دارند و کسی نمتواند آزادی عقیده دیگری را از او سلب کند. اما در کشور ی که ادعای تمدن هزاران ساله دارد هنوز مردمان در ابزار عقیده با مشکلات بزرگی روبرو هستند که ممکن است حتی در گفتن عقاید خود جان خویش را نیز از دست بدهند.

در کشورهایی که روزنامه نگاران و خبرنگاران به بند و زنجیر کشیده میشوند، معلوم است که شبکه های اجتماعی دروغگو تمام ذهن مردم را در اختیار خواهد گرفت. اما درگیری ذهنی و صرف وقت در فضای مجازی در انواع جوامع متفاوت است. مثلا در کشورهای پیشرفته و کشورهایی که ابراز عقیده آزاد است هر شخصی به دنبال علایق خود خواهد رفت و در هر زمینه ای وارد نخواهد شد. و تقریبا در هر موضوعی که دنبال میکند میتواند موضوع مورد نظر خود را بیابد و استفاده ببرد.

اما جوان ایرانی و جامعه ایرانی چه چیزی برای گفتن در شبکه های اجتماعی و میدیای جهانی دارند؟ با نگاهی به شبکه ها که بیشتر در میان جوانان رواج دارد، درمیابیم که فضای مجازی بازتابی از فضای واقعی جامعه ایرانی است. در میان صفحات اجتماعی پر طرفدار ایرانی تنها چیزهایی که بیشتر به چشم میخورد صفحه هایی برای تبلیغ و انتشار "تصاویر جنسی" مجازی و یا گروهای گانگستری خیابانی است که زمانی خود رژیم آنان را ارازل و اوباش خطاب میکرد و اکنون آزادانه در شبکه های مجازی شهروندان را تهدید میکنند و ذهن جوانان را آلوده میکنند. یک جوان چه چیزی از ادبیات یک فرد جاهل و بی ادب فرا خواهد گرفت؟ چرا این افراد در گفتن الفاظ فضاحت بار، خود آزاد هستند و کسی جلودار آنان نیست اما یک جوان تحصیل کرده زمانی که از درد کودکان بدون مدرسه در مناطق مرزی صحکبت میکند فتنه گر محسوب خواهد شد؟

موضوع بارز دیگر در کشوری که داعیه دار اسلام است، فاحشه گری اینترنتی و گارگران جنسی است که به روش بسیار راحتی و بدون هیچ مزاحمتی به تجارت پر سود خود می پردازند. و کسی نیست که آنان را رصد کند. رژیمی که ادعا میکند که میتواند با سرویسهای جاسوسی و هکرهای بزرگ دنیا رقابت کند، نمیتواند چند بزه کار اینترنتی را دستگیر نماید که به طور آشکارا در حال تجارت زنان هستند؟ اینجا موضوع نتوانستن نیست بلکه موضوع نخواستن است.

این تنها نشان دهنده این است که کسی نمیخواهد عمدا جلوی این موارد را بگیرد. یعنی این یکی از اهداف آنان است تا افراد جامعه با این موضوعات بی معنی درگیر باشند و ذهن افراد جامعه از حقیقت و اخبار واقعی دور بماند. اما در این میان جامعه چه نقشی دارد؟ متاسفانه نسلهای جدید جوانان تحت تاثیر پدر و مادرهایی بوده اند که آنان نیز به نوعی فرزندان انقلاب محسوب میشوند و با همین روش رشد یافته اند. پدر و مادری که شاید نا آگاهی آنها نیز دو چندان باشد. بنابراین نتیجه این خواهد بود که تاثیر فضای مجازی هر چه بیشتر بر این نسل خواهد بود. نسلی که هیچ سرگرمی جز اتلاف وقت در این اینترنت ندارد . نسلی که خالی از هر گونه عقیده و باوری است و ذهن تهی آنان به سرعت با افکار دروغ و باروهای غلط پر خواهد شد. نا آگاهی درد بسیار بزرگی است اما آگاهی های غلط درد بسیار بزرگتری است که جبران آن شاید نسلها طول بکشد.

در این میان اقلیت های ایران "ملیتهای ایرانی" از همه قشرها خسارت بیشتری پرداخت کرده اند. اخبار جعلی و نشر اکاذیب ذهن هر کسی را پر میکند. و هر مبارز آزادی را یک محارب با اسلام میدانند. ادعای حق آزادی فرهنگ و رسوم یک جامعه چگونه ممکن است محاربه با اسلام تلقی شود؟ کرد یکی از ملیت های قدیمی جهان هستند، چگونه است که ادعای وجود کردن یک ملت تاریخی به نام تروریست بودن و محاربه شناخته خواهد شد؟ چرا نشان دادن فرهنگ و مبارزه یک ملت برای کردها جرم خواهد بود، اما رسوایی های اخلاقی جامعه رو به زوال ولایت فقیه هیچ گونه جرمی برای عوامل آنان ندارد؟ همه چیز به یک بازی شبیه است که بازیکنان آن افرادی شناخته شده هستند و این بازی هر بار تکرار میشود

شبکات اجتماعی، آگاهی یا گمراهی؟

سوفیا ذاکاریان



PM:10:34:10/06/2019




‌ ‌ 247 ‌‌بار دیده شده‌‌