مرغ تخم طلا دیگر مهلتی برای تخمگذاری ندارد!

ن/ بیژن قبادی

همەی طیفهای مختلف چە پوزیسیون و چە اپوزیسیون حداقل در این امر هم ‌رأی هستند کە چهل و پنجمین رئیس جمهور ایالات متحدە آمریکا دارای کاراکتری معاملەگر و بازرگان است و در این عرصە دارای تبحر خاص خود.

اگر مدت سە سال زمامداری کاخ سفید از جانب وی را مدنظر قرار دهیم و آن را با چند دورەی گذشتە استقرار یافتگان کاخ سفید را با هم مقایسە نمائیم، این موضوع برجستەتر خود نمائی می‌کند.

ریاست جمهورهای ماقبل وی برای هر موضوعی تاکتیک خاص خود را داشتند کە اگرچە دارای دستآوردهایی برای ایالات متحدە بودند، اما هزینەهایی را نیز روی دست آن کشور گذاشتند کە در برآوردی آماری دستآوردی چندانی محسوب نمی‌شوند. این در حالی است کە دونالد ترامپ بدون صرف هزینەای چندان و تنها با چند سفر روتین، چند توییت، چند کنفرانس مطبوعاتی و عمل بە درصد بالایی از وعدەهای انتخاباتی‌ خود، همراە با کاهش نرخ بیکاری در آمریکا، رشد قابل ملاحظە اقتصادی را نسیب آمریکائیان نماید. همزمان در خارج از مرزهای آمریکا متحدینی برای خود فراهم نمودە و دست بر روی برخی تابوهای مزمن بگذارد.

پیرامون موضوع مشخصی همچون ایران، آقای ترامپ تاکنون توانستە است آنرا آنچنان کە مایل است، مدیریت نماید. بدون شک سیاستهای کلان آمریکا را نە شخص رئیس جمهور بلکە کارشناسان زبدە کلان کارتلهای آمریکایی تعیین می‌کنند و رئیس جمهور نمایندە قانونی آمریکائیان بە عنوان نماد مشروعیت ارادەی جامعە آمریکا آنرا رهبری می‌کند.

نقش غربیان در غلوکردن و بزرگنمایی خلق‌الساعە خمینی در سال١٣٥٧را نمیتوان کتمان کرد. از همین رو هموارە و با توجە بە مدارای دولتهای غربی با رژیم حاکم بر تهران و چشم پوشی از دست اندازیهای این رژیم بە بدیهیات جامعەی جهانی و دهن کجی بە تمامی نرمها و عرف رایج و مرسوم جهان، بە عنوان "مرغ تخم طلا" بە ایران نگریستە می‌شد.

حداقل از دیماە ١٣٩٦ خورشیدی و خیزش اعتراضی مردم بەجان آمدە ایران و عبور از جناح‌بازیهای مرسوم و عوامفریبانە با طنین شعار " اصلاح‌طلب اصولگرا دیگە تمومە ماجرا" و لگدمال کردن قداست ساختگی رژیم اسلامی، کیس ایران وارد مرحلەی نوینی شد. مطالبە سرنگونی و سردادن شعارهای با این مضمون نشانداد کە دیگر ایرانیان تمایل شدید بە عبور از "جمهوری اسلامی" را دارند. بنابرین با توجە بە خشم و نفرت تلنبار شدە و بیزاری عمومی، این رژیم فاقد هرگونە مشروعیت و وجاهت مردمی، سیاسی، بین‌المللی، نظامی، فرهنگی و ... است. با توجە بە تنش آفرینیهای منطقەای و تهدید و دخالتهای مداوم در امور داخلی سایر کشورها، فاقد مقبولیت منطقەای نیز هست. بە باور من خود غرب بە این نتیجە رسیدە است کە دیگر این "مرغ" از هر بعد کە بە آن بنگریم، نە توان "تخم طلا"گذاری دارد و نە مهلت آنرا. لذا رفتنی است حال چە توسط خیزش عمومی مردم باشد و چە بوسیلە اهرمها و عوامل خارجی.

با توجە بە اسناد منتشر شدە (وعده‌های آیت‌الله خمینی به دولت کارتر مفصل و مشخص بود. از جمله بنا بر یک سند مورخ ٢٩ دی١٣٥٧ (١٩ژانویه ١٩٧٩) به واشنگتن پاسخ می‌دهد که جمهوری اسلامی شیرهای نفت را به روی غرب نخواهد بست؛ انقلاب را به منطقه صادر نخواهد کرد و با آمریکا رابطه‌ دوستانه خواهد داشت.) و قول و قرارهای خمینی و اطرافیانش در سال ٥٧ خورشیدی و پشت‌پا زدن بلافاصلە بە آنها، اینبار غرب و اروپا را هوشیارتر کردەاست کە مبادا کنترل امور مجددا از دست آنها در برود. اعزام نیرو از سوی انگلستان بە منطقەی خلیج و اعلام آمادگی برای مشارکت در جنگ احتمالی میان آمریکا و ایران، نیز حمایت فرانسە، آلمان، ژاپن و ... از رویکرد آمریکا مؤید این امر هستند.

درصورت سرنگونی رژیم با خیزش تودەای هیچ معلوم نیست کە سیر حوادث روبە کدامین سو دارد. لذا رئیس جمهور آمریکا از همان زاویە کە رویکردی کاسبکارانە دارد، در این بارە نیز چنین اندیشیدە و عمل می کند. منتها قبل از آن مستلزم برخی زمینە چینهاست و تاکنون پازل خود را مناسب چیدە است.

وی برای نیل بە این منظور ابتدا از کاخ سفید و تیم همکارانش آغاز کرد. بعد از آن همپیمانانی منطقەای برای خود دست و پا نمود. قدرتها و کشورهای شاخص اروپا و آسیا را با خود همراە ساخت. نمونەی بارز آن انگلستان، فرانسە، آلمان، ژاپن و ... است. در این میان از آمادە سازی رأی و مالیات دهندەگان و مردم آمریکاس نیز غافل نشد و زمینە جهانی و داخلی آنرا نیز فراهم ساخت. برای اثبات این مدعا همین کافیست کە بعد از سرنگونی پهپاد آمریکایی توسط سپاەپاسداران و اوج گیری احتمال جنگ و بە دقیقە و ثانیە کشیدن احتمال وقوع آن، برعکس چند سال گذشتە کارناوال‌های اعتراض علیە جنگ راە نیفتاد و بجز طیفی قلیلی مخالف سنتی گرفتار ماندە در پشت میلەهای خودساختە جهانبینی شعار، چیز دیگری مشاهدە نشد.

همانگونە کە قبلا گفتەایم هدف غایی آمریکا کنترل و مهار چین است. اما در این میان کرمی در پشت جبهەی آمریکا در این سبد بیتوتە نمودە و آمریکا مایل نیست کە این میوە کرمو همراە کرم درون آن ( ایران و جمهوری اسلامی) دست‌نخوردەباقی بماند و موجبات دردسرهای بعدی بشود. لذا برآن است کە این موضوع را حل نشدە رها نکند. لذا دو راە پیش روی حاکمان تهران گذاشتە است. "تسلیم شدن و یا مردن" حال آنکە هردو برای این رژیم یک معنا دارند. مردن کە مردن است و تسلیم شدن هم نوعی مردن. ترامپ بدون شلیک حتی یک گلولە و فقط با تحریمهای گوناگون پنجە بر خرخرە جمهوری اسلامی گذاشتە و بە چشمهایش زل زدە و منتظر است کە هر آن دستها را بلند کردە و یا پلک برهم نهد.

نباید این موضوع را فراموش بکنیم کە اینکە این "مرغ تخم طلا" دیگر نە قادر بە تخمگذاری است و نە مهلت آنرا دارد. اما نە آمریکا و نە اروپا هیچ تعهد و وظیفەای در قبال مردم ایران بدوش ندارند و بە دنبال دردسر نیز نمی گردند. خیلی طبیعی است کە آنها تنها بە دنبال منافع خودشان هستند. آنها بدنبال "تخم طلا"های دیگر خواهند بود اما قرار نیست حتما در ایران باشد، همینکە این عنصر سرکش، متمرد و یاغی را مهار و خنثی نمایند، برای آنها کافی است.

اما یک موضوع باقی است و آنهم این است کە در اگر تسلیم شدن چون آمریکا تنها بەدنبال منافع خود و روکم کنی و نمایش اقتدار خویش است، تمام رشتەهای رژیم در خارج از مرزها را پنبە نمودە و دنبالە و دنبالچەهای آنها را قطع خواهند نمود و هیچ امتیازی بە جمهوری اسلامی در خارج از مرزها نخواهند داد. همزمان چشم خود را بر روی اتفاقات داخلی خواهند بست. از این رو این وظیفە مردم است کە از این فرصت بهرە بردە و خود طومار چهل سال فلاکت خود را درهم پیچند.



AM:11:02:27/06/2019




‌ ‌ 545 ‌‌بار دیده شده‌‌