زن ستیزی در قالب آموزش

ن/ سروش اویسی

هرروز در محل کار، کوچە و خیابان، مترو، فضای مجازی و کلیە خبرگزاری ها شاهد آزار و اذیت زنان بە اشکال مختلف هستیم؛ مقولەای کە تازگی ندارد اما بسیار نابهنجار و غیرانسانی ست بە طوری کە برخی از صاحبنظران زن ستیزی را کهنە‌ترین نوع تبعیض در تاریخ بشریت می‌دانند.

زن ستیزی بحثی گستردە با تاریخی طولانی، ابعادی وسیع و ریشەهای مختلفی را شامل می‌شود کە نمودهای آشکار و پنهانی دارد؛ زندە بە گور کردن و کشتن زنان و دختران در تاریخ و فرهنگ اعراب، زن ستیزی مشاهیر ادبی ایران همچون سعدی شیرازی و فردوسی، تابلوی نقاشی تجاوز جنسی آژاکس بە کاساندرا در دوران روم باستان و تبعید زنان در دوران قاعدگی در بخش‌هایی از هند و نپال همگی نمایانگر زن ستیزی در اقصی نقاط جهان در برهەهای زمانی مختلف و با شکل‌های گوناگون است.

در تعریف سادە زن ستیزی می‌توان گفت کە گونەهای مختلفی از خشونت، بد رفتاری، آزاردادن، بی توجهی و نادیدە گرفتن حقوق زنان کە یک زن از سوی خانوادە، جامعە، دوستان و همسر تجربە می‌کند و جامعە و افراد از راه تهدید سلامت جسمی،

روانی، جنسی، احساسی و موقعیت اجتماعی و اقتصادی زنان را بە کنترل و بە بردگی می‌کشانند.

زنان بدون توجه بە سن، ملیت، تحصیلات، وضعیت اجتماعی و علایق جنسی زن ستیزی را تجربە می‌کنند.

موضع و دیدگاه جمهوری اسلامی حول موضوع زنان در همان اوایل انقلاب سال ١٣٥٧بسیار صریح و شفاف بود بە طوری کە برخی از گروه ها با اتخاذ جبهەای افراطی با شعار (یا روسری یا توسری) در راستای سیاست رژیم و مجامع اسلامی وقت، پا بە عرصە جامعە گذاشتند و راه را برای فرهنگ و عملکرد ارتجاعی جمهوری اسلامی علیه زنان هموار کردند چنانکە در سال ١٣٦٣ مجلس شورای اسلامی حجاب اجباری برای زنان را بە نسخەای قانونی تبدیل کرد، زنان از طیف وسیعی از شغل‌ها همچون شغل قضاوت برکنار شدند، تسهیل حق طلاق و قیمومیت فرزندان بە نفع شوهر ، تشویق و ترویج صیغە برای زنان و رواج آسان و حتی قانونی نمودن آن یعنی چند همسری همە از نخستین عملکردهای جمهوری اسلامی در قبال زنان بود بە‌طوری کە می‌توان گفت کە زنان و حقوق آنها از اولین قربانی‌های انقلاب بود کە با سرعتی خیلی زیاد در مسیری واپس گرا و عقب افتادە قرار گرفت.

کارنامەی جمهوری اسلامی طی این ٤٠سال در مسئلەی زنان کارنامەای شکست خوردە و سیاه است چنانکە جمهوری اسلامی ایران از خشن‌ترین قوانین جزایی علیە زنان در جهان را دراست و همچنین عقب افتادگی زنان در مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، خانوادگی و کاری همگی نتیجە فعالیت‌های زن ستیزانە جمهوری اسلامی طی این سالها بودە است.

مبارزە با زن ستیزی نیاز بە داشتن شناخت و مطالعەی تمام زیر ساخت‌های جامعە دارد و جلوگیری از آگاهی جامعە از سوی جمهوری اسلامی در رابطە با زن ستیزی سبب استثمار نهادینە شدە در قوانین نوشتە و نانوشتە گشتە و باعث شدە تا بتوان امر سرکوب، خفقان، پایمالی حقوق زنان و تبعیضات فاحش را قانونی‌تر و آسان‌تر تمام کرد و یکی از مهم‌ترین ابزارهای جمهوری اسلامی برای زن ستیزی طی این سال‌ها هموارە پشت بستن بە نظام آموزشی بودە است بە طوری کە سیاست گزاری‌های ایران در بخش نظام آموزشی هموارە بە تداوم سیستماتیک تبعیضات و عقب نگه‌داشتن زنان کمک کردە است.

آدرین ریچ، شاعر، منتقد و فمنیست آمریکایی، زن ستیزی را(دشمنی و خشونت سازمان یافتە، نهادینە شدە و شکل عادی بە خود گرفتە علیە زنان) تعریف می‌کند کە با استناد بر این تعریف ، کشتن زنان بە بهانە‌های مختلف، آزار و اذیت جنسی و جسمی زنان، نهادینە شدن خشونت کلامی و فیزیکی در جای جای جامعە و بسیاری از موارد کلیدی و وسیع‌تر همگی نشانگر سیاست گزاری و برنامە ریزی سیستماتیک در نظام آموزشی است کە متاسفانە نقشی موثر، فراگیر و مخرب را در افراد و تمام شئون جامعە، و بر علیه زنان ایجاد کردە است و بە جرات میتوان گفت کە زن ستیزی از اصلی ترین هستەهای ایدئولوژی جمهوری اسلامی بودە و می‌باشد.

اما چرا نظام آموزشی؟

نظام آموزش و پرورش بنا بە ضرورت‌های اجتماعی یکی از سازمانهای پیچیدە و بزرگ اجتماعی در هر کشوری محسوب می‌شود و با رشد اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی پیوندی ناگسستنی دارد و یک نظام آموزشی مطلوب باید بر اساس نیازها و شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و جغرافیایی کە در آن قرار دارد عمل کند و بە پرورش نیروی ذهنی افراد کمک کند تا نارسایی‌های اجتماعی و فرهنگی را تشخیص دهند و

از آن راه بە بهبود شرایط موجود و رسیدن بە شرایط مطلوب تلاش کنند اما نظام آموزشی متکلم وحدە ایران با نادیدە گرفتن این موارد و تدریس، آموزش و نهادینە کردن مضامین و محتوای ناکارآمد عقب افتادە و مخرب در شکل‌گیری رفتارهای ناهنجار و ناکارآمد افراد بە طور برنامەریزی شدە و سیستماتیک بە گسترش تفکر زن ستیزانە در بطن جامعە کمک کردە‌اند.

قوانین جمهوری اسلامی بر اساس دین اسلام وضع شدە است کە یعنی در سیستم و نظام آموزشی خود نیز از آموزەهای دینی و اخلاق دینی استفادە می‌کند کە بە این معنی است از نسخەهای آموزشی پیشرفتە، کارآمد و بروز استفادە نمی‌شود و انطباقی با سیستم آموزشی حال جهان و نهاد‌های بین المللی و با بخش عمدەای از قوانین و ایدەآل‌های سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد مغایرت بسیاری دارد.

آموزش‌های درسی کە از کودکی آموزش دادە می‌شوند و گذرا در مراحل مختلف زندگی و فردی باعث سلب آزادی زن‌‌ها می‌شوند، اغلب ریشە‌های سنتی و مذهبی دارند و هیچ پایە و بنای علمی و منطقی در آنها یافت نمی‌شود. در اینجا لازم است بگوییم آموزش‌ها بر پایە‌های اخلاق دینی و یا اخلاق سنتی و منسوخ شدە اعمال می‌شوند کە در اصل اخلاقیات ثابتی وجود ندارد و بمحض تحولات فرهنگی وآموزشی و بالا رفتن میزان دانش و آگاهی دستخوش تغییرات زیاد و جدی می‌شوند. پس تکیە باید بر آموزش اصول انسانی باشد، آنچە اصول زندگی بشر امروزی را تشکیل می دهد کە با اصول اخلاقی جدا و کاملا متفاوت است زیرا اصول انسانی ‌غالبا ثابت، فراگیر و ریشە‌دار هستند و امری سوای از اصول اخلاقی می‌باشند.

در نظام آموزشی از آموزەهای دینی ١٤٠٠سال پیش شبە جزیرە عربستان استفادە می‌شود کە امروزە بە کلی رسمیت و مشروعیتی انسانی و آموزشی ندارد و استفادە از آیات کە خود شان نزول ترتیبات و تفسیر‌های گوناگون دارند و استفادە از آنها برای رسوخ و شستشوی روانی افراد نتیجەای کاملا مطابق میل القا کنندە می‌دهد کە نە تنها برنامەای با مقابلە با ایجاد این آشفتگی روانی ندارند بلکە همیشە آن را در پلتفرم‌های مختلف و گوناگون آموزشی بە افراد، دنبال می‌کنند.

استفادە آیات قرآنی در کلیە مقاطع و باهدف زن ستیزی بە عنوان مثال:

"زنانی را کە از نافرمانی آنان بیم دارید نخست پند دهید و بعد از ازآنها در خوابگاه‌ها دوری کنید و اگر تاثیر نکرد آخرسر آنها را بزنید ایشان را بسیار بە نرمی اگر مفید بود"سورە نساء آیە ٣٤

"زن عورت است او را نشاید که خود را بر مردان بیگانه نمایش دهد هر گاه از خانه بیرون می‌شود شیطان از او استقبال می‌کند فاسقان و افراد هرزه به او نگاه می‌کنند و چشم طمع می‌دوزند و می‌خواهند به او ضرر برسانند."مسند الابزار"

در اینجا با استفادە سیستم آموزشی از آیات و احادیث سعی می‌شود کە پدیدەی زن ستیزی بە صورت برنامە‌ریزی شدە و در قالب تئوریزە با استفادە از سفسطە، فریبکاری و ایجاد توهم برای زنان القا و نهادینە شود و آنان تصور کنند کە افزایش قدرت و مزیتهای قانونی کە بە مردان اعطاء می شود هم راستا و موازی با بهبود و پیشرفت وضعیت و حقوق زنان و این در اصل یعنی افزونی و ارجحیت منافع مردان و نهادینە کردن تبعیض و حقارت در اعماق ضمیر زنان، سرکوب و عقب ماندگی خود باعث شکل گیری فرهنگ زن ستیزی در آیندە جامعە می‌شود و زن ستیزی بە امری عادی و طبیعی بدل می‌ گردد کە حتی مورد پذیرش زنان آن جامعە قرار می‌گیرد و تصور حقوق برابر از سوی زنان بە مانند تصور سفر بە ماه می‌شود برایشان آرزو و امتیازی دست نیافتنی تلقی می‌شود و اگر زنان یک جامعە خود را مستحق استقلال اقتصادی، برابری حقوق اجتماعی، فکری، احساسی و جنسی همتراز با مردان ندانند، فضای جنبش‌های برابری خواهی لنگ و آزادی در حد شعار باقی می‌ماند و پدیدەی زن ستیزی روز بە روز حادتر می‌شود و حکومت مشروعیت و روائی بیشتری بە سیاستها و برنامەهای خود در این بارە می‌دهد.

خروجی این روند نظام آموزشی برای مردان و پسران باعث مشکات روانشناختی و اجتماعی بسیاری می‌شود بە طوری کە پسران دچار خود شیفتگی کاذب می‌شوند و از آغاز با فرهنگ تبعیض و نابرابری و زن ستیزی باور پیدا می‌ کنند و گسترش خشونت و بی‌احترامی نسبت بە زنان و دختران را امری طبیعی و مشروع می‌پندارند و زیرا با درجە دوم پنداشتن زنان و برتر و با اهمیت نشان دادن خود باعث ترویج خشونت کلامی و فیزیکی در محیط خانوادە و اجتماع می‌شوند.

اما برای زنان و دختران بە مراتب چندین برابر مخرب‌تر است زیرا زنان و دختران با کم ارزش انگاشتن خود روحیە و انرژی پیشرفت در اکثر ابعاد زندگی را از دست دادە و از اعتماد بە نفس تهی می‌شوند زیرا با استناد بە آموزەهای درسی خود را درجە دو می‌پندارندکە باعث بحران هویتی بسیار مخربی در فرد می‌شود بە طوری کە اگر پذیرش این موارد از سنین نوجوانی زیاد باشد از دختر بودن خود شرمسار بودە و احساس حقارت می‌کنند کە خود سر منشأ معضلات عدیدەی دیگر است.

اغلب، رژیم با برخورد قهری خود علیە زنان پیامی را در کلیە درسی برای زنان نهادینە

کردەاست و با مضمون "مورد تجاوز قرار نگیر" سیاست‌های چند دهەای زن ستیزانە خود را همانند همیشە دنبال خواهد کرد.



PM:07:03:29/07/2019




‌ ‌ 214 ‌‌بار دیده شده‌‌