تنگتر شدن حلقەی دور گردن رژیم و خلاء اپوزیسیون!

ن/ بیژن قبادی

خیزش مردمی و اعتراضات بنیانکن دیماە ١٣٩٦ خورشیدی بعد از گذشت مدت زمانی نزدیک بە چهار دهە از حیات رژیم اسلامی حامل پیامی صریح و روشن برای طرفهای دخیل و درگیر در موضوع ایران و خاورمیانە بود.

اگر در کشورهای آفریقایی الماس، طلا و سایر مواد کانی و ... زمینەساز حضور استعمارگران و گسترش سلطە بود، در خاورمیانە "نفت" توجیەگر این موضوع بود اما بدون شک در روندی زمانی و کسب تجارب از سایر مناطق، مکانیزم لشکرکشی، اشغال سرزمین و حضور نیروهای نظامی ریسک ضرر و زیان و همزمان کاهش میزان سوددهی را بەدنبال داشت، لذا در رویکردی نوین از عناصر و نیروهای بومی بهرە بردە کە هم خنثی‌سازی تحریکات مذهبی را بەهمراە خود داشت و هم علاوە بر از میان برداشتن احساسات دینی و تفاوتهای ناشی از آن کە هموارە گاردی را بەدنبال داشت، بی‌اثر می‌کرد. از آنسو نیز با نوعی تزریق احساس غرور کاذب و مصنوعی، زمینەی بروز تنش و اصطکاک و تهدید منافح و خود را کاهش دادند.

خاورمیانە بعد از کشف و استخراج نفت هموارە مرکز ثقل تحولات و سیاستگذاریهای قدرتهای جهانی و تمامی نیازمندان حصول سوخت و انرژی ارزانتر بودە است. بنابرین نحوەی مدیریت آن و تحولات سیاسی و اجتماعی در این منطقە هموارە موضوعی اساسی تلقی شدە است و بی دلیل نیست کە در تمامی تحولات همیشە دستی بر آتش داشتە و دارند!

موضوع ایران نیز با توجە بە موقعیت ویژە جغرافیایی، اقتصادی و غنای منابع، نە اینکە خارج از این قاعدە نیست، بلکە دارای اهمیتی خاص است.

نظام پادشاهی در ایران چی بود و چگەنە بود و چ معایب و نواقص و یا محسناتی داشت، مورد بحث ما نیست و تنها لازم است بە یک نکتە اشارە بکنیم کە هرچە کە بود، کارکرد خود را از دست دادە بود و تاریخ مصرفش بە انقضا رسیدە بود. بدیلی مناسبتر از سوار شدن بر موج تحمیق تودەهای مردم موجود نبود. دوقطبی شدن جهان آن روز بە گونەای بود کە یا باید سرخ می بودی و یا سیاە! هیچ رنگ دیگری موضوعیت نداشت. همین مسئلە موجب شد کە رادیکالترین جریانات سرخ برای آنکە منتصب بە رنگ سیاە تداعی نشود، مدافع پروپاقرص قشریترین و واپسگراترین روکرد گشتە، فریب ژست امپریالیزم و استکبار ستیزی موج‌سوار شدە و بدون هیچ مزد و پاداشی سیاهی لشکر این جبهە شدە و متأسفانە از زمرەی اولین قربانیان نیز واقع شدند.

خمینی همچون شگرد و روال معمول و متداول خود بە تمامی تعهدات و قولهایکە کە بە غرب در قبال آگراندیسمان و کاریزما سازی وی کردند، دادە بود پشت‌پا زد، لذا کنترل امور از دست غربیان خارج شد. در این مدت چهل سال اگرچە از کنترل خارج شدە بود، اما تمامی عملکردش چە در جهان و چە در منطقە در همان راستا بود. گرچە در این مدت در گوشە و کنار ایران اعتراضاتی صورت می‌گرفت اما زنگ‌خطری جدی محسوب نمی‌شد چون با ترفندها و روشهای مختص رژیم اسلامی، آن اعتراضات بە نحوی از محتوا تهی شدە و با عدم همراهی و پشتیبانی سایر صنوف و اقشار محدود گشتە و سرکوب می‌شد. یا بە گونەای بە پشت سر خود رژیم هدایت می‌شد. نمونەهای بارز آنها را در مطالبات و مبارزات در راستای کسب حقوق مشروع و اساسی و ملی ملیتهای تحت ستم در ایران، کارگران، زنان، دانشجویان، کشاورزان و غیرە دید. همچنین اعتراضات نسبت بە نتایج نمایش موسوم بە انتخابات ریاست جمهوری در سال ١٣٨٨ از آن جملە اند.

اما جنبش اعتراضی دیماە ١٣٩٦ از گونەای دیگر بود. اینبار مردم بەجان آمدە بعد از تجربەی سیکلی باطل از وعدە و وعیدهای سران رژیم، تصویر سازی‌ای کاذب و تجسم مدینەی فاضلە در گفتار و شعار و رو بە دنیای بیرون اما در واقع فلاکت فزایندەی جامعە در تمامی عرصەها، دیگر از رژیم اسلامی با تمامی موجودیت و کلیتش عبور کردە و قداست خودساختەاش را شکستند. آنها از بازی جناحهای رژیم و ترفند پلیس خوب و پلیس عبور نمودە و موجودیت رژیم را نشانە رفتند. اگر تا این زمان گذینە رژیم‌چنج در گفتمان غربیان غایب بود، اینبار با احساس خطر اینکە مبادا کنترل اوضاع از دستشان خارج شود، رویکرد خود را تغییر دادند اما نە در گفتار بلکە در کردار. ازیک‌سو برای احتراز از عواقب و تبعات بەظاهر دیپلماتیک و حقوقی، از بیان صریح رویکرد تغییر رژیم در ایران پرهیز می‌کنند. از دیگرسو نیز تمایلی بە درگیرشدن دراز مدت در بحران داخلی ایران ندارند همچنانکە در افغانستان و عراق تجربەی رضایت بخشی ندارند.

خروج آمریکا از برجام، تقبل کلامی تداوم حفظ برجام از سوی قدرتهای اروپایی باقیماندە در برجام و ارائەی سازوکاری اختە و یا بە تعبیری دیگر جنینی مردە قبل از تولد تحت نام" اینستکس" کە تاکنون بجز وقت‌کشی عملا هیچ ثمری نداشتە تا جائیکە سران رژیم تهران را کاملا مأیوس کردە است و مدام برای طرفهای اروپایی خط و نشان کشیدە و آنها را تهدید می‌کنند. با دست یافتن روسها بە امتیازات مورد نظر خود در سوریە و دریای خزر و نیز مشکلات داخلی پیش روی پوتین عملا این حامی تهران نیز خود را کنار کشیدە است. و میتوان گفت با توجە بە توافقات حاصلە میان تل‌آویو و مسکو، عملا روسیە هم در صف اروپا قرار گرفتە است. تنها کشور باقیماندە چین است کە آنکشور نیز بجز منافع خود بە هیچ نمی اندیشد و تا بە امروز در این راستا موفق بودە است. حال چگونە موفق بودنی؟

مشتریان نفتی ایران همگی از بازار نفت ایران پرکشیدند. تنها مشتری باقیماندە چین است و آن کشور نیز چون نفت ایران فاقد بازار است، با هر قیمتی قابل ابتیاع می‌باشد. لذا چینها با نرخی نازل نفت ایران را خالی نمودە و بدون پرداخت وجە نقد و صرفا با تحویل نازلترین کالاهای چینی بصورت تهاتری با ایران معاملە می‌کنند و رژیم تهران نیز برای سرخ نگەداشتن گونەی خود با سیلی چینی و قبول این حقارت خفتبار کە نخیر آمریکا قادر بە بەصفر رسانیدن نفت ایران نیست، تمام تلاش خود را بکار میگیرند کە این بازی باخت باخت برای خود را حفظ کنند. حال اینکە صادرات روزانەی یک‌صدهزار (/٠٠٠/١٠٠) بشکە در روز چە سودی مالی‌ای برای ایران دارد و آیا قادر بە تأمین هزینەهای استخراج، انبارداری، بارگیری، حمل و نقل و ... هست یانە، باید خود مقامات رژیم حاکم بر تهران پاسخگو باشند.

همپیمانی آمریکا، فرانسە، انگلستان، استرالیا، عربستان، کشورهای حوزەی خلیج و غیرە بعلاوەی اسرائیل دارای پیامی صریح و روشن است مبنی بر اینکە سرآمدن تاریخ انقضای رژیم تهران و تداوم وضع موجود بە نفع هیچ کس نیست.

ایران امروز نە با غیبت و یا ضعف اپوزیسیون، بلکە با خلاء اپوزیسیون روبرو است. سیاستها و عملکرد قریب بە نیم قرن رژیم توتالیتر در ایران نیز تمامی پتانسیلهای مقبول را دچار اضمحلال نمودە است. ایران در آستانەی انفجار است و خلاء اپوزیسیونی با قابلیت جلب اعتماد مردم برای کشانیدن آنها بە میدان و تداوم این حضور و گسترش آن برای تغییر معادلات پاشنەی آشیل این تحولات است. خواەناخواە این اشتعال انبار باروت روی خواهد داد اما رو بە کدام مسیر، چگونە و با چە عواقب و نتایجی، برای هیچ کسی قابل پیشبینی نیست.



PM:04:06:12/08/2019




‌ ‌ 212 ‌‌بار دیده شده‌‌