سرکردگان قیمومیت‌خواە و مردمان قیمومیت پذیر!

ن/ بیژن قبادی

انسان هموارە اسیر قواعدی است کە مخلوق خود اوست کە خلاصی از آنها مشکل و گاها ناممکن می نماید، جالب اینجاست کە همین موضوعات حتی تبدیل بە عقاید نسلهای متعدد بشری شدە و میلیونها انسان بدون چون و چرا و کوچکترین تردیدی آنها را باور دارند! اگر نگاهی بە پیرامون خود بیافکنیم و با تأمل و تفکری نە ژرف کە حتی سطحی بە آنها بنگریم، کدامین موضوع است کە توسط خود انسان ساختە و پرداختە نشدە و امروز خود خالق کە همان انسان باشد، اسیر، بندە و محبوس مخلوقات خود نیست؟ انسان برای تسهیل در امورات خود آداب، قوانین، سنن، سیستم، مکانیزم، ابزار و مفاهیم متعددی را بوجود آورد کە امروز اختاپوس‌وار پنجە بر تمامی عرصەهای حیات بشری، طبیعت، سایر موجودات و بە کلی حیات انداختە و همچون کلافی سردرگم مدام این کلاف درهم تنیدەتر و همزمان با گسترش دست‌اندازی بر تمامی عرصەهای زندگی بشر، متراکمتر و متراکمتر می‌شود.

این مکانیزمها، ابزار و قواعد با بهانەی کمک بە آسودگی و آسودە زیستن بشر خلق گشتە اما بە موازات گسترش و توسعەی آن، یوغ بندگی و بردگی را بر گردەی خالق خود بیشتر و بیشتر تحمیل کردە و انقیاد خداوندگاری خود را توأما سادە و نیز پیچیدەتر کردە است!

بحث از خالق و خداوندگار بە میان آمد و این بە چە معنا است؟ پرسش غامض و گرانی نیست و پاسخ بسیار سلیس و سادەای دارد. برای پاسخگویی نیاز بە کاوش و تفحص کسل کنندە و صرف وقت و انرژی و امکانات ویژە ندارد. تنها کافیست بدور از تصورات پیش‌ساختە و موهومات بە ارث ماندە از پدران خود همچون تکە زمینی، قطعە باغی، مایملکی و ... با خود خلوت کنیم و از خود بپرسیم : اگر موجود جاەطلب، سلطەجو، خودخواە و طمعکار و سیری ناپذیری بە نام "انسان" بر این گوی خاکی غایب می بود، چە اتفاقی می‌افتاد؟ کافی است فقط آن مرحلە را برای چند ثانیە در تصوارت خود مجسم سازیم.

بدون شک نە خدایان قبیلەای خلق می‌شدند کە برای استیلای قبیلەی خود فتوای قتل و کشتار قبایل دیگر را صادر کنند. نە خدایان فرمان جنگی صادر می کردند.نە پیروان خدایی خود را برتر و محق‌تر می پنداشتند کە شایستە فرمانروایی بر دیگران را داشتە باشند. نە معبد و پرستشگاهی برپا میشد کە در آن برای کسب امتیازات پس از مرگ و بدست آوردن جایزە خوش خدمتی، جمعی سلطەجو سوار بر موج ترس و حماقت انسان، افکار عامە را صیقل و تهییج نمایند کە برای اثبات برتری خویش و کسب مدال اخروی دایرە خارج از خود را لت‌وپار نمایند.

در این مجال با پیش کشیدن چند پرسش لازم است در خلوت خود و با تکیە بر دانش، دریافت و استنباط خود و بدور از تعصب یا القائات این و آن، ترس از عقاب و عذاب و تتمیع گشتە و غرق در رؤیا و تخیل پاداش، صادقانە بە دنبال پاسخ باشیم. و اما پرسشها :

1-راستی ملاک و معیار این خود برتربینیها چیست؟

2-چە مرجع صلاحیتداری و مبنا بر کدامین معیارها تعیین نمودە است کە کدامیک از آنها برتر است؟

3-این امتیازات چیست کە این برتریتها را اثبات می‌کند؟

4-طبق همین باورها، مگر این خالق مطلق نسبت بە همەی امورات آگاە و عالم نیست؟

5-پس چرا موجود معیوب خلق کردە است؟

6-اگر عنوان می‌شود کە نخیر موجود معیوب خلق نکردە است مثل این است کە در روز روشن و از شدت تابش نور خورشید قادر بە نگاە کردن بە آسمان در مسیر تابش خورشید نباشیم، اما روز را انکار بکنیم. پس دلیل گسیل سفیران جدیدتر با دستورات مشابە قبلی چیست؟

7-چرا در میان تمامی موجودات این تنها انسان است کە با مجموعەای موهومات ساختە و پرداختەی ذهن خود، مدام برای فریب و تحمیق خود تلاش می‌کند؟

8-آیا اگر موجودی بنام انسان بر این کرە موجود نمی‌بود، چە اتفاقی روی می‌داد؟

9-اگر انسان را از روی کرەی زمین حذف بکنیم، چە چیزی بە عنوان ارزش باقی می ماند؟

10-زمانیکە انسان بە ابزار سازی روی آورد، آیا مگر این ابزار برای رفاە و آسودگی بیشتر نبود، پس چرا امروز یوغ اسارت انسان هستند؟

11-مگر انسان خالق تمامی ارزشهای مادی و معنوی نیست، پس چرا انسان تا بە این حد تنزل کردە کە بر اساس ارزش مخلوقات خود سنجیدە شدە و برآورد می‌شود؟

12-تفاوت سرکردگانی کە مدعی هدایت بقیە هستند، با سایرین چیست؟

13-آنها بە کدامین منبع متصل هستند کە بقیە محروم از آن میباشند؟

14-آیا در نبود آنها خللی در زندگی عادی بقیە بوجود می‌آید؟

15-یا در نبود و فقدان مرید و پیرو، آنها ادامەی حیات دادە و اصولا آیا قادر بە ادامەی موجودیت خود هستند؟

16-آیا دستآوردهای تا بە امروز بشر تلنگری نیست کە ما را ناچار بکند زاویەی دید خود نسبت بە موضوعات را واقعبینانەتر پی‌ریزی کنیم؟

برای عدم اطالەی وقت بە همین مقدار پرسش بسندە کردە و قضاوت، داوری و پاسخ را بە خود شما واگذار می‌کنم.



AM:11:55:26/08/2019




‌ ‌ 299 ‌‌بار دیده شده‌‌