حُزنی مُکریانی، فعال ترین و گمنام ترین روزنامه نگار تاریخ مطبوعات کوردستان

توفیق رفیعی روزنامه نگار و محقق:
«سید حسین حُزنی مُکریانی»  "کوردستان” را هنگامی‌که در شهر «حلب» سوریه زندگی می‌کرد، در سال ۱۹۲۵ میلادی منتشر کرده است. بسیاری منابع مکتوب موجود، به‌اشتباه محل تولد حزنی را مهاباد ذکر کرده‌اند. حُزنی در روستای «اینچکه» سقز به دنیا آمده و سپس در «بغده کندی» همین شهر مدتی زندگی کرده و با مرگ پدر، به همراه مادر  چندی در مهاباد مانده است.
«گیو مکریانی» برادر ناتنی اوست. حُزنی مکریانی، پیش از انتشار کوردستان در حلب، هفته‌نامه‌ی کوردستان را با همفکری و همکاری محمد مهری (مفتی زاده) در سال ۱۹۱۷ میلادی در استانبول منتشر کرده است.
تاریخ مطبوعات کُردستان ایران، نشان از آن دارد، سید حسین حُزنی مُکریانی، فعال‌ترین روزنامه‌نگار تاریخ مطبوعات کُردستان و درعین‌حال گمنام‌ترین آنهاست. او، مستقیم و غیرمستقیم، در غربت و در سه کشور سوریه، ترکیه و عراق و در عین آوارگی و دربه‌دری، در انتشار ۱۱ مطبوعه نقش‌آفرین بوده است. حجم بزرگی از کوشش مطبوعاتی که در تاریخ روزنامه‌نگاری کُردان کم‌مانند است. کوردستان (چاپ استانبول ۱۹۱۷)، آرارات، کوردستان، بوتان، چیای کُرمانج، دیار بکر و سوران (۱۹۲۵ چاپ حلب سوریه)، مجله‌ی زاری کرمانجی (۱۹۲۶ رواندز)، روزنامه‌ی «ژیان» (۱۹۳۴ سلیمانی)، مجله‌ی رووناکی (۱۹۳۵- ۱۹۳۶ هه‌ولیر) و مجله‌ی  «ده‌نگی گیتی تازه» (۱۹۴۳-۱۹۴۵ بغداد) ۱۱ نشریه‌ای هستند که حُزنی در عمر پُربار فرهنگی‌اش یا در آنها کارکرده و نوشته‌ها و گفتارهایش را منتشر کرده، یا خود رأساً آنها را منتشر کرده است.
فتاح شاکر در گفتاری با عنوان «داماوی مُکریان» – یکی از تخلص های حُزنی – نوشته: حُزنی، نشریاتش را علیه ترک‌ها، انگلیسی‌ها، روس‌ها و فرانسوی‌های متجاوز منتشر کرده است.
او با دو مستشرق نامدار قرن بیستم، ولادیمیر مینورسکی و واسیلی نیکیتن دیدار و مکاتبه داشته است و نوشته‌های این دو از تعامل با حُزنی، نشان از توانایی علمی او بوده است. به‌موقع و در پست‌های بعدی، بیشتر درباره حُزنی مُکریانی و نشریاتش خواهم نوشت.

"حسین حُزنی موکریانی” دانشمند، محقق و روزنامه نگار برجسته سقزی در قرن ۱۳ هجری شمسی (۲۰ میلادی) می باشد که همچون ستاره ای در آسمان علم، تاریخ و فرهنگ کوردستان و خاورمیانه می درخشد.
این اندیشمند که در طول زندگی خود با سختی ها، رنج ها و مصائب زیادی دست و پنجه نرم کرده، در تاریخ فرهنگ و ادبیات کوردی اولین های متعددی به نام خود ثبت نموده است:
ـ اولین فردی بوده که الفبای کوردی برای چاپ را طرح ریزی کرد.
ـ اولین فردی است که اقدام به چاپ و نشر کتاب و نشریه کوردی نموده است.
ـ اولین تاریخ نویس کورد درقرن بیستم است.
ـ اولین کسی است که چاپخانه را به کوردستان آورد.
ـ اولین کسی است که دوربین عکاسی را به سلیمانیه برده و به عکاسی مشغول بوده است.
بیوگرافی
سیدحسین عبدالطیف متخلص به "حُزنی” مکریانی یا "داماو” فرزند سید عبدالطیف مکریانی، سال۱۲۹۶  هجری قمری (۱۸۸۳ م ) در روستای ئینچکه جنب بغده کندی شهرستان فرهنگی سقز (مسیر سقز- بوکان) دیده به جهان گشود.
شجره نامه حزنی مکریانی عبارتست از: حسین فرزند عبدالطیف، فرزند شیخ اسماعیل، فرزند شیخ عیسی فرزند شیخ لطیف خزایی از طایفه پیر خزایی.
وی دوران کودکی و نوجوانی را در روستاهای ئینچکه و بغده کندی و سپس شهرهای اطراف سپری کرد، پدرش را در کودکی از دست داد و مادرش (که سلما نام داشت) بعداً با شخص دیگری ازدواج کرد و بە مهاباد مهاجرت کردند و صاحب فرزندی دیگر شد و او همان "گیو مکریانی” بود.
استاد حسین حزنی مکریانی تحصیل علم و دانش را سرلوحه کار خود قرار داد، به سفر و گردش مشغول شد و طولی نکشید که به ادبیات علاقمند و به روزنامه نگاری روی آورد در واقع از ۱۲ سالگی به بعد به دنبال تحصیل و فعالیت های فرهنگی این منطقه را ترک گفت، مدتی به مرغه و تبریز می رود و سپس در مناطق مختلف روسیه (اوراسیا از جمله ارمنستان)، کوردستان ترکیه، اقلیم کوردستان و عراق، سرزمین های عثمانی، مصر و… به گشت و گذار و مطالعه پرداخت. مدتی نیز مهر سازی، حکاکی و عکاسی را پیشه خود نمود. پس از آن به حلب سوریه مهاجرت و به فکر افتاد تا دستگاهی را برای چاپ کتاب ها و روزنامه های مورد علاقه خود تهیه نماید. دیری نپایید تا در سال ۱۹۱۵ مطبعه ای را در آلمان خریداری و برای نخستین بار آن را در شهر حلب سوریه به نام چاپ خانه کوردستان دایر کرد.
وی اقدام به جمع آوری اسناد تاریخی در مورد کوردها می نماید و تحقیقات خود را در حوزه تاریخ، زبان و ادبیات کوردی شروع می کند.
حُزنی علاوه بر شعر و ادب و روزنامه نگاری به حکاکی و خوشنویسی نیز اشتغال داشته و یکی از علایق او پرورش کرم ابریشم بوده و بر همین مبنا نیز در سال ۱۹۲۵ کتابی در این خصوص به زبان کوردی به رشته تحریر در می آورد.
نویسنده، شاعر و روزنامه نگار برجسته استاد حسین حزنی مکریانی در سال ۱۳۰۴ شمسی به شهر رواندوز در اقلیم کوردستان رفت و چاپخانه اش را با نام «زاری کرمانجی» در آنجا به کار انداخت. وی نخستین روزنامه نگار کورد و اولین کسی است که به چاپ و نشر آثار کردی و تحقیق درباره تاریخ کورد و کوردستان دست یازیده است.
چاپ ۱۸کتاب از حُزنی موکریانی
حُزنی در طول زندگی خود چندین روزنامه نیز به چاپ رسانده از جمله روزنامه کردستان، مجلەی "ده‌نگی‌ گێتی‌ تازه” ‌(صدای دنیای نوین) و در سال ۱۹۳۵ نیز در هولیر ۱۱ شماره روزنامه "رووناکی” (روشنایی) را منتشر کرده و در سال های ۱۹۲۶-۱۹۳۳ نیز ۳۲ شماره ی مجله ی "زاری‌ کرمانجی”‌ (زبان کرمانجی) را انتشار داده است.
این دانشمند سقزی که هم دوره شاعر مشهور کرد "پیره‌میرد” بوده است با وی نیز همکاری های ادبی و روزنامه نگاری داشته و گفته می شود در انتشار مجله ی "ژین” با پیره‌میرد همکاری داشته است.
این اندیشمند سقزی ۱۸ کتاب در حوزه های مختلف تالیف و به چاپ رسانده که ۱۱ کتاب آن درباره تاریخ و فرهنگ کوردستان است.
از میان تالیفات وی می توان به کتاب های زیر اشاره کرد:
ـ ئاوڕێکی‌ پاشه‌وه‌، (نگاهی به گذشته در ۳ جلد، ۱۹۲۹ تا۱۹۳۰م.
ـ مێژووی‌ میرانی‌ سۆران‌، ڕواندز ساڵی‌ ۱۹۳۵م.
ـ مێرگه‌ی‌ دڵان
ـ مێژووی ناودارانی کورد، رواندز، ۱۹۳۴ م.
ـ خونچه‌ی به‌هارستان، چاپ حلب، ۱۹۲۵ م.
ـ پێشکه‌وتن
ـ میرانی ‌سۆران
ـ کوردستانی ‌موکریان، روانداز ۱۹۳۸ م.
ـ به‌کورتی هه‌ڵکه‌وتی دێریکی.
ـ عکاسی و جهانگردی.
ـ خونچه­ی بهارستان، چاپ حلب، ۱۹۲۵ م.
ـ لاپه‌ڕه‌یه‌ک له ‌دێریکی کوردستانی موکری.
ـ مێژووی کورد و نادرشاه له خاکی ئیراندا، رواندز، ۱۹۳۴ م.
گفتنی است وی اولین تاریخ نویس کورد در قرن بیستم که با ظرافت و دقت ویژه ای به جمع آوری اسناد و تاریخ کوردها در کتاب هایی می‌پردازد که به زبان های کوردی، روسی، انگلیسی و فارسی و عربی نگاشته شده‌اند و چون خود به این زبان تسلط دارد بخش های از آن را نیز ترجمه می کند.
حزنی و عکاسی
در کتاب سلیمانیه که توسط «اکرمی صالح رشه» نگاشته شده آمده است: برای اولین بار حسین حُزنی موکریانی به همراه فردی لبنانی دوربین عکاسی را به شهر سلیمانیه می آورند و با آن به کار عکاسی می پردازند و سپس آنها این دوربین به شیخ لطیف دندانساز می فروشند. اما حزنی موکریانی علاوه بر این دوربین دوربین دیگری داشته است که با آن تصاویری تاریخی بیشماری را به یادگار گذاشته است از جمله با این دوربین از آثار، کتب و روزنامه های خود عکس گرفته و سبب ماندگاری آنها شده است.
حُزنی سقزی که مدتی در شهرهای سلیمانیه و روانداز زندگی کرده به علت برخی تهمت ها، فشارها و حسادت ها، آن منطقه را ترک و راهی بغداد می شود تا در شهری بزرگ تر فعالیت های فرهنگی و ادبی را پیگیری نماید.
خودش در خصوص این تهمت ها در یادداشتی می‌نویسد: به واسطه ی کارها و پژوهش هایم با مردان بزرگ و شرق شناسان برجسته ای چون "مینورسکی” روسی،  "ادمونز”، "نیکتین” و … رابطه و رفاقت نزدیک داشته‌ام و همچنین با روشنفکران کوردی چون "جلادت بدرخان”، "امین ذکی”، "هژار”، "شیخ محمود” و … دوستی نزدیک داشته‌ام و همین امر سبب شده بسیاری با من عناد و دشمنی بورزند.
نظر برخی مورخین خارجی درباره حزنی
مینورسکی مستشرق روسی گفته است: «حقیقت این است که حزنی در راه روشن کردن مسائل تاریخی و شناساندن ملت خود از هیچ کوششی دریغ نکرده است».
پرفسور بازیل نی کی تین نیز نوشته است: «حزنی بر گردن من و همه مستشرقین منت بزرگی دارد».
مرگ غم انگیز حزنی در غربت به روایت ماموستا هه ژار؛
استاد حسین حزنی مکریانی سرانجام در سال ۱۳۲۶ هجری شمسی (۱۹۴۷ م) در سن ۷۰ سالگی (برخی منابع ۶۴ سال نوشته اند) در شهر بغداد دارفانی را وداع گفته و در هولیر به خاک سپرده شد.
ماموستا "‌هه ژار” نیز که آن زمان در بغداد در تبعید به سر می برد در کتاب مشهورش به نام «چێشتی مجێور» (شلم شوربا) در خصوص مرگ حُزنی می نویسد: "یک روز صبح زود آشنایی به نزدم آمد و گفت حُزنی موکریانی ناگهان امروز از دنیا رفته است و بیا به مراسم خاکسپاری او برویم در مراسم خاکسپاری با صحنه های غم انگیزی روبرو شدم جنازه را بر روی خاک نشانده بودند تا قبرش آماده شود به جز من و آشنایی که بهم خبر داده بود کسی در مراسم خاکسپاری حاضر نشده بود. به قدرنشناسی مردم فکر می‌کردم، به شدت گریه‌ام گرفته بود و فکر کنم تنها کسی که برای حُزنی گریه کرده بود من بودم.”
و این تراژدی، زندگی اسطوره‌ا‌ی بنام "حوزنی موکریانی” است.
چند نکته مهم جهت اصلاح برخی اشتباهات در رسانه ها و منابع
ـ حسین عبدالطیف تخلص های زیادی را برای خود بر می‌گزیند: مانند (حُزنی)، (خدۆک) و (داماو).
حُزنی از واژه ی عربی حزن به معنی غم و اندوه گرفته شده است و او بیشتر با این تخلص مطالب و نوشته های خود را منتشر می کرد ولی در اواخر عمر بیشتر دوست داشت از تخلص «داماو» استفاده کنند.
ـ گاهی برخی رسانه ها و نویسندگان او را با برادر مادریش "گیو موکریانی” که وی نیز از برجستگان و فرهیختگان عرصه‌ی فرهنگ و زبان کوردی است اشتباه می گیرند.
این اشتباه فاحش به حدی در ایران رواج یافته که در بعضی اطلاعات اینترنتی فارسی و کوردی این شخصیت آمده است که حسین حُزنی مکریانی ملقب به گیو مکریانی است! این در حالی است که عبدالرحمان موکریانی برادر حُزنی به "گیو” تخلص شهرت داشته است.
ـ در برخی منابع نوشته شده که حُزنی در در ۱۸۸۳ در روستایی به نام حاجی حسن در شهر سابلاخ (مهاباد) به دنیا آمده است، یا در جاهای دیگری نوشته اند در روستای بغده کندی از توابع بوکان متولد شده. در حالیکه حزنی در روستای ئینچکه و بغده کندی از توابع بخش مرکزی سقز به دنیا آمده و زندگی کرده است و هم اکنون برخی از اقوام و بازماندگان آنمرحوم زنده یاد در بغده کندی زندگی می کنند.
پیشنهادات
ـ با عنایت به ناشناخته بودن فعالیت ها و تالیفات حزنی مکریانی برای بخش زیادی از شهروندان و طرفدران فرهنگ و ادبیات کوردی، پیشنهاد می گردد همایش بزرگداشت حزنی در سقز توسط نهادهای فرهنگی و دانشگاهی و انجمن های مدنی برگزار شود.
ـ پیشنهاد می شود با حمایت خیرین، نهادهای فرهنگی وکتابخانه عمومی چند سری از آثار مکتوب حزنی مکریانی در کتابخانه های هولیر تهیه و جهت آشنایی و استفاده عموم تحویل کتابخانه های عمومی و دانشگاه های سقز داده شود.
ـ از شورای شهر و شهرداری درخواست می گردد نسبت به تهیه المان "حزنی مکریانی” و نامگذاری یکی از میادین، خیابان ها یا اماکن بنام وی اقدام کنند.
ـ از بخشداری مرکزی سقز و دهیاری و شورای روستای بغده کندی انتظار می رود نسبت به تهیه المان حزنی و نصب آن در میدان روستا، نصب تابلوی معرفی در جاده سقز- بوکان اقدام کنند.
ـ انتظار می رود محققان و نویسندگان منطقه خصوصاً اهالی سقز بیشتر به بحث و واکاوی درخصوص فعالیت ها و تالیفات حزنی مکریانی بپردازند.
منابع:
ـ کتاب "چێشتی مجێور”، ماموستا هه ژار.
ـ کتاب "تاریخ مشاهیر کرد”، بابا مردوخ روحانی.
ـ بعضی از اهالی و نویسندگان روستای بغدەکندی و شهرستان سقز از جمله: اشکان شیرمحمدی، سیدکامل عیسی زاده، امید علیزاده، محمود عزیزی، دکتر صالح امین پور، دکتر ابراهیم اسماعیل پور، توفیق رفیعی، دکتر شهباز محسنی، احمد عزیزی.


PM:09:42:01/09/2019




‌ ‌ 102 ‌‌بار دیده شده‌‌