خودکشی و خودسوزی زنان درکردستان

خودکشی به روش های مختلف از جمله روش ناخوشآیند و عذاب آور و دردناک "خودسوزی" در جامعه ایرانی به خصوص در کردستان در میان زنان افزایش چشمگیری داشته است.

نرخ خودکشی زنان در ایران برخلاف نرخ رایج آن در جهان، بیشتر از نرخ خودکشی مردان است. نبود نهادهای مدنی فعال در حوزه حمایت و دفاع از حقوق زنان یا آموزش زنان در معرض خطر نیز در افزایش نرخ خودکشی زنان در ایران مؤثر است.

به رسمیت نشناختن حق و حقوق زنان از سوی جوامع سنتی، نبود قوانینی برای حمایت از زنان آسیب دیده، بالا رفتن سطح آگاهی زنان از حق و حقوق خود در جامعه ی به شدت مرد سالار، باعث می شود زنان حس کنند به بن بست رسیده اند وبا احساس ناتوانی و درمانده گی و ناامیدی از تغییر شرایط، تنها راه نجات از این وضعیت را در نابودی خودشان می بینند.

خودکشی و خود سوزی یک اعتراض:

خودکشی در زنان نوعی "اعتراض" است تا آن‌که قصد پایان دادن به زندگی مطرح باشد؛ خودکشی و خودسوزی میان زن‌ها بیشتر اعلام یک اعتراض است تا مفهومی سنتی و شناخته‌شده. رفتاری که پیامی شوم به همراه دارد. شاید این زن‌ها امید دارند که با خودکشی از بار خشونت و تبعیض و همه آن مشکلاتی که به خاطر زن بودنشان علیه خود احساس می‌کنند، کاسته شود.

به گفته ی "پروین بختیار نژاد" پژوهشگر حوزه زنان، خودسوزی به عنوان روشی برای خودکشی نوعی "اعتراض" و "انتقام‌گیری" از اطرافیانی‌ست که خشونت را اعمال کرده‌اند. فرد خود را مقابل دیدگاه دیگران به آتش می‌کشد تا خشم خود را نسبت به خشونتی که علیه او اعمال شده، نشان دهد. اما این رفتار به الگویی برای کودکان نیز تبدیل شده است: «حتی کودکان 9 تا12 ساله نیز خود را به آتش می‌کشند. هر ساله تعدادی از کودکان در بازی‌های خود با تقلید از آن‌چه در خیابان می‌بینند (خودسوزی)، تن به آتش و در نهایت جان می‌سپارند.

انتخاب خودسوزی برای پایان یک زندگی را شاید بتوان از دردناک‌ترین روش‌ها دانست. فردی که خود را به آتش می‌سپارد، سوخته‌ شدن گوشت تن خود را تا چند ثانیه می‌چشد و اگر در وسط راه پشیمان شود، راه به جایی ندارد. اما در صورتی که فرد از این نوع مرگ رهایی یابد، هر بار نگاه به آینه یادآور دردهای جسمی و روحی‌اش خواهد بود؛ مساله‌ای که شاید تا مرگ طبیعی نیز او را رها نکند.

درکردستان ما همچنان شاهد آمار بالای خودسوزی در زنان هستیم. به طوری که در 3 ماهه تابستان 1398، "37 نفر" به روش های مختلف، اقدام به خودکشی نموده اند.

روش های مختلفی از جمله حلق آویز کردن (20نفر)، خودسوزی (5نفر)، خوردن قرص (7نفر)، خودکشی با اسلحه (2نفر)، وپرتاب کردن خود از ارتفاع (1نفر)؛ ازاین تعداد 36 نفر جان خود را ازدست داده اند و دونفر نیز زنده مانده اند.

از سوی دیگر بیمارستان‌ها نیز در مدارک خود عامل مرگ را ذکر نمی‌کنند. در بیشتر مواقع علت مرگ را "سانحه” ثبت می‌کنند؛ چراکه در صورت ثبت واقعیت، آمار بسیار بالا می‌رود. دلیل مرگ‌هایی چون خودکشی،‌ خودسوزی یا قتل ناموسی به عنوان "سانحه" ثبت می‌شود.

دلایل خودسوزی و خودکشی زنان در کردستان:

از مهترین دلایل خودسوزی‌ و خودکشی زنان: وجود اختلافات خانوادگی، فقر اقتصادی و مهاجرت، ممانعت از ازدواج و ... است. فقر اقتصادی شدیدی گریبان‌گیر مردم این مناطق بوده و تعداد مشاغل موجود در کردستان بسیار کم بوده به طوری که در این منطقه نیروی جوان از بیکاری و فقر رنج می‌برند.

نظارت حداکثری جامعه بر زنان، وجود تعصبات بیجا، تحمیل حجاب و اعتراض به نحوه پوشش، ازدواج‌های تحمیلی، سنتی و خانوادگی باعث محدود شدن زنان در زندگی می‌شود. در مقابل آگاهی زنان به حقوق فردی و اجتماعی خود هم بالا رفته و دیگر در برابر خشونت‌های خانگی سکوت نمی‌کنندو دست به اعتراض می‌زنند و وقتی می‌ بینند شرایط تغییر نمی‌کند، در اوج ناامیدی، دست به خودسوزی می‌زنند که یکی از شدیدترین و دردناک‌ترین راه‌های خودکشی است.

خشونت خانوادگی بیشترین علل خودکشی زنان:

خشونت های خانوادگی، رایج ترین نوع خشونت علیه زنان ایرانی تحت حاکمیت جمهوری اسلامی است. این خشونت میان افرادی رخ می‌دهد که به سبب صمیمیت، ارتباط خونی یا قانونی به یکدیگر پیوند خورده‌اند. خشونت‌های خانوادگی جرم وابسته به جنسیت محسوب می‌شود که در بیشتر موارد، مردان به زنان روا می‌دارند و درواقع از رفتار جنس غالب و برتر در جامعه نشات می‌گیرد.

خشونت از طرف مردهای خانواده، پدر، برادر، شوهر وحتی برادر شوهر و پدر شوهر اعمال می شود. خشونت هایی همچون کتک زدن، ممانعت از کار کردن، ممانعت از رفت و آمد با فامیل و دوستان، ممانعت از ادامه ی تحصیل، ممانعت از حضانت فرزندان، ممانعت از داشتن پوشش دلخواه و نداشتن حق انتخاب و تصمیم گیری برای اینده و ازدواج و ... از شایع ترین نوع خشونت های خانگی به شمار می روند که زن را همچون برده و وسیله ای برای تولید مثل به حساب می آورند.

افسردگی و ایجاد افکار خود کشی در زنان در نتیجه خشونت های خانگی به وجود می آید.

پنهان نگه داشتن این خشونت های خانگی و همچنین وضع قوانینی همچون رجم کردن(سنگسار شدن)، کشتن، اعدام و مجازات زن به دلیل ارتباط با مرد دیگر خشونت را نهادینه، تشدید و تشویق می کند.

دلایل روانشناسی خودسوزی و خودکشی زنان:

شایع‌ترین علل خودکشی زنان، افسردگی است که به شرط آگاهی فرد نسبت به بیماری خود، قابل درمان می‌باشد. برخی علائم افسردگی در زنان عبارت است از:
گریه ی ناخودآگاه، ناتوانی در گریستن، یأس، دلسردی، زود رنج بودن، کج‌خلقی، احساس پوچی و بی‌معنی بودن زندگی، نگاه منفی به خود و محیط زندگی، احساس عدم کارآیی و نداشتن استعداد در زمینه‌های مختلف، احساس بی‌پناهی، کاهش شدید علاقه به اغلب فعالیت‌ها، افزایش یا کاهش قابل توجه وزن، کم‌خوابی، بی‌خوابی، پرخوابی، احساس ضعف و نداشتن انرژی، احساس بی‌ارزش بودن و کاهش قدرت تفکر و تمرکز.

این علائم افسر گی نتیجه سرخوردگی و تحقیر،نرسیدن به خواست ها وحقوق خود همچون انسان و جنسیت برابر، تبعیض جنسیتی، آسیب های اجتماعی همچون ازدواج های ناخواسته، تجاوز، ممانعت از ادامه تحصیل، نداشتن شغل و استقلال مالی و ... به وجود می آید.

نبود قانونی تصویب شده برای حمایت از زنان در برابر آسیب ها:

قوانین در جمهوری اسلامی خشونت علیه زنان را در جامعه نهادینه و ترویج و تشویق می‌کنند. تصویب قوانین علیه زنان به منزله عمل به احکام الهی از سوی روحانیون حاکم در ایران و اجرای این قوانین برای مصالح جامعه اسلامی جزء ضروریات این جامعه مرد سالار است. با این ذهنیت که با اعمال خشونت علیه زنان ‌توان جلوگیری از فساد و بی‌بندباری در جامعه را خواهند گرفت غافل از اینکه یک روی این فسادها و بی بندو باری ها مردان هستند. طبق گزارشات آمار بی‌بندباری و فساد در بین جمعیت مردان که روحانیون هم در میان آنان هستندبه مراتب بیشتر از جمعیت زنان است.

زنان در ایران از حقوقی همچون حق طلاق، حق حضانت فرزندان، حق سهم برابر در ارث، حق مسافرت و حق پوشش دلخواه و ... که از ابتدایی ترین حقوق انهاست محرومند؛ در حالی که مردان حق داشتن چند همسر همزمان، ترویج صیغه یعنی خرید و فروش زنان به مثابه ی بردگان جنسی برای آنها فراهم شده و همه ی حقوقی که در بالا به آنها اشاره شد برای مردان حق طبیعی است وهمگی درجمهوری اسلامی قانونی شده‌است، این شرایط بستر مناسبی برای گسترش خشونت در خانواده را فراهم کرده‌است.

تلقی کردن خشونت علیه زن به امری شخصی، خانوادگی، قانونی و ... غیرانسانی است و این افرادی که این حقوق را پایمال می کنند نباید از پیگرد و مجازات در امان بمانند و مجازات بی چون و چرا حق این افراد است.

جامعه ای زن ستیز و مرد سالار:

جامعه ای که در آن قوانین کشتن زن به دلیل داشتن رابطه با مرد دیگر، اجبار زن به برقراری رابطه جنسی با شوهر، کتک زدن زن توسط شوهر، محدودکردن رفت و آمدهای او، منع زن از ادامه تحصیل و کار، جلوگیری از خروج زن از کشور توسط شوهر و بسیاری خشونت‌های دیگر را مجاز و قانونی کرده است.

جامعه ای زن ستیز و مرد سالار که با هدف محدود کردن زنان از طریق تعصبات بیجا در حال قانونمند کردن این ویژگی هاست. جامعه ای مرد سالار و زن ستیز چنین خانواده هایی را پرورش می دهد. خانواده هایی که در آن مرد رییس است و زن در این خانواده تا حداکثر توان تحقیر و خرد می شود.

درحالی که حکومت و دولت موظف است جهت پیشگیری از گردش خشونت در جامعه به حمایت افراد در عرصه خصوصی بپردازد، حکومت اسلامی ایران تحت عنوان قوانین حمایت از خانواده به خشونت مشروعیت می‌ بخشد و زنان ودختران و کودکان، قربانیان اصلی آن هستند.



PM:03:58:01/10/2019




‌ ‌ 382 ‌‌بار دیده شده‌‌