کودکان خیابانی و آسیب های اجتماعی

تنظیم: فرمسک چاشنیگر

کودک در استاندارد جهانی با میزان سن مشخصی تعریف شده. در هر نقطه از جهان به اقتضای موقعیت سیاسی و اجتماعی این تعریف دچارنوسان می شودوشکل متفاوتی پیدا می کند.

در سال های اخیرایران با تزلزل در بسیاری از ساختارهای اجتماعی اش به این نسل بی تفاوت بوده وموجب به هم ریخته گی نظام خانوادگی و در نتیجه آوارگی خاموش بسیاری از کودکان شده است.

به همین دلیل امروزه با پدیده کودکان کار در سطح اجتماع مواجه می شویم که روز به روز در حال گسترش است.

این کودکان حاصل زندگی جبری و به دور از اراده خود بوده اند و عواملی مثل نابسامانی اقتصادی در سطح جامعه،اعتیاد، معلولیت، در حبس بودن یک یادوتن از والدین و همچنین متاثر از بالارفتن آمار طلاق در جامعه ایرانی در سال های اخیرهستند. وهنگام بروز چنین معضلاتی در خانواده،کودک برای بقای خودبه خیابان ها پناه می برد.

عوامل متعددی درپدیدآمدن این معضل اجتماعی نقش دارند؛رویکردهایی مثل توزیع ناعادلانه ثروت، تورم و گرانی در کشور، سیاست گزاری های نامناسب،سیستم آموزشی سخت گیر،جنگ روانی که کودک را به آشفتگی روحی مبتلا می کندوبی توجهی مسئولین وکارگزاران حکومتی نسبت به کودکان خیابانی وبسیاری از فشارهای اجتماعی سبب بروز این پدیده هستند.

در کنار این ها خانواده وساختاربه هم ریخته آن نیزکه متاثر ازازدیادجمیعت،بالا رفتن سطح اعتیاد،عدم مهارت اولیه زندگی وطلاق هم که به آن اضافه می شود؛ همه باری است که بردوش نحیف کودک تحمیل شده تا او را خواسته و ناخواسته به کف خیابان ها پرتاب کند.

همه آنچه که برشمردیم در بلند مدت به بی عاطفه گی در سطح خانواده منجر می شودو کودک آزاری هم از آن متاثر است.

این کودکان در معرض آسیب های متفاوتی قرار می گیرندواز بسیاری مسائل اولیه که در غرب آنان را جزئی از حقوق اولیه اجتماع تلقی می کنند، محرومند.

آموزش درست،بهداشت،زندگی در یک خانواده استانداردو تفریح که بخش تفکیک ناپذیر روحیه کودکی ست از آنان سلب می شود و راه چاره ای دیگر برای شان باقی نمی گذارد.

وروداین دسته از کودکان به خیابان ها موجب تکثیرشان می شودو تمام عادات ناپسند وبزهکاری از گروهی به گروه دیگر منتقل می شود.

همین امردر ازدیاد جمیعت آنان نقش موثری پیدا می کند و این پدیده را در بلند مدت تبدیل به امری عادی می سازد.

قبح موضوع ازبین رفته و دیگر مسئولین ذی ربط به آن توجهی جدی نمی کنندودر نتیجه بستر جرم و جنایت در جامعه گسترشی چشمگیر پیدا می کند.

کودک کار هم در مواجهه با این بی اعتنایی رفتار نابهنجار را جزئی از زندگی تلقی می کند و از همان سنین کم به ارتکاب جرم عادتی ناگزیر پیدا می کند.

کارگزاران حکومت ایران هم هر بار با برجسته کردن موضوعی انحرافی اذهان را به سویی دیگر متمایل می کنند ونتیجه می شود این دست پدیده های ناهنجار اجتماعی که قارچ گونه در این سال ها رشدی رو به فزون داشته اند.

AM:10:40:27/10/2019




‌ ‌ 283 ‌‌بار دیده شده‌‌