نتیجه معکوس ملیت زدایی

نویسنده: بابک ناصری

تمامیت خواهی حاکمان جمهوری اسلامی وعدم توجه به ضرورت های ملی سال هاست که تبدیل به یک سرکوب آشکار و نهان شده.

سلطه دین بر سیاست در دستگاه اجرایی، این زمینه را برای مسئولین نظام فراهم نموده تا برچرخه غلط حکمرانی همچنان طی مسیر کنند.

اکنون اهواز روزهای پر التهاب خود را از سر می گذراند و مرگ مشکوک شاعری جوان محرکی شده برای دادخواهی مردم عرب زبان آن خطه تا اعتراض خود را به حکم رانی مرکز نشینان نشان دهند.

حسن حیدری شاعر معترض اهوازی که مرداد سال گذشته بازداشت و شهریورهمان سال با قید وثیقه آزاد شد در روزهای گذشته به شکلی مشکوک دربیمارستان درگذشت.

به انضمام دیگرآزاری که سران جمهوری اسلامی با شکنجه و در بند کردن و اعدام درتمام این سال ها سنت خودکرده، خیال خام زدودن ملیت ازمردمی با سابقه ای دیرین، سیاستی بوده برای سرکوب اقوام.

نگرشی باطل که در ابتدای این چهل سال در برخورد با کوردستان وآذربایجان و بلوچستان و اعراب خوزستان چونان حرکتی عقیم، نه تنها باعث تفرقه نشده بلکه وحدتی درونی را در میان این ملیت ها سبب شده.

گسترش هلال شیعی در منطقه که هزینه ناخواسته آن را ملت ایران می پردازد اکنون به شهادت تجمعات اخیر لبنان و عراق باید آن را سیاست شکست خورده ای تلقی کرد!

تفکر غالب تئوریسین های نظام که برای زدودن واژه ملیت اصراربر بکار بردن کلمه " امت " دارند خلاف مفهوم جهانی و حقوق بشری است.

این بار مرگ شاعر جوان موجب اعتراضی شده که در سال های اخیرغبارشن وآب غیر قابل شرب ومعضلات متعدد دیگرزمینه های بروز این تجمعات بود.

باید دید اعتراض به حکام تمامیت خواه نظام جمهوری اسلامی که چون بهار عربی از لبنان و عراق آغاز شده و دارد سر از خوزستان و اهوازدر می آورد، تا چه حد پایه های لرزان جمهوری اسلامی را به ریزش وا می دارد.

سیاست مقابله با ملیت که درآغاز جمهوری اسلامی با کوردستان کلید خوردو همچنان نتیجه معکوس را منجر شده، اکنون به مانند جنبشی ست که تن نحیف نظام را نحیف و نحیف ترمی کند.

حتا اگراین بار بهانه اش مرگ شاعری جوان باشد.



PM:01:56:11/11/2019




‌ ‌ 649 ‌‌بار دیده شده‌‌