کدام مردم؟

نویسنده: بابک ناصری

تاریخ به دیکتاتور فرصت می دهد اما رحم نمی کند.

ادبیات این روزهای اختناق و سرکوب حاکمان جمهوری اسلامی مملو ازاصطلاح؛ "مردم" است. در ابتدا پرسشی که پیش می آید این است که وقتی روحانی رسمن از تریبون جمهوری اسلامی ابراز می کند؛ مردم باید حساب خود را از اخلال گران جدا کنند...مردم چه کسانی هستند و این اخلال گران کیستند؟

هیچ ایرانی سخنرانی خمینی را در بهشت زهرا سال 57 از یاد نخواهد برد که افاضه فرمودند؛ من آب و برق وخدمات اجتماعی را رایگان می کنم، نفت را بر سر سفره مردم می برم و وعده هایی ازین دست!

اکنون پس از چهل سال نه تنها هیچ وعده ای ازآن ایام محقق نشده، بلکه در خیابان ها برای دادخواهی مردم مبنی بر اضافه نشدن پول بنزین پاسخ شان را با گلوله می دهند.

در سال88 موج نارضایتی آلارم هشدار را برای حکومت به صدا درآورد، این اعتراض گسترده تنها پس از10 سال رخ داد و فاصله ده ساله نشان داد که مردم از وضعیت خود به هیچ عنوان راضی نیستند. دراین میان پس لرزه هایی خفیف ازاعتراضات رخ می داد که بیشترحول محور مسائل اقتصادی بود و حکومت با عدم پوشش خبری بر آن سرپوش می نهاد. کارگران نیشکرهفت تپه، کارگران هپکو، مال باختگان موسسه های خصوصی قرض الحسنه و بسیاری دیگر ازاعتراضات لابلای اخبار دیگر به فراموشی سپرده می شد وهنوز دغدغه ملی تلقی نمی شد!

سال 96 این بار تکانه های فراگیر برای احقاق حقوق اجتماعی در کشورکمترازهشت سال رخ داد و دیگرچراغ خطربرای حکومت صدایش ادامه دار شد.

اکنون کمتر از دو سال بنزین بهانه ای شده تا این بار اعتراضات فراگیرتر شود ومردم سراسر کشورخشم خود را به راس نظام نشان دهند. فقر فراگیر،نابسامانی های اجتماع که منشا حکومتی دارندو درگیری های درون قدرت حاکم و افشاگری اختلاس های درون حکومتی دیگربرای مردم قابل تحمل نیست. مردم پس از شنیدن ارقام نجومی و قیاس آن با زندگی پرمشقت خود تاب هیچگونه تحملی را ندارند و شکاف طبقاتی را به عینه مشاهده می کنند.

شعارهای تعداد معدود جیره خوران نظام که قبیله سرکوب را تشکیل می دهند و رسانه را در اختیار دارند دیگر به گوش مردم تکراری ست و این بار مردم فریب هیچ سخنی را نخواهند خورد.

روحانی یا خود را به نشنیدن زده یا شنوایی و بینایی اش دچار اختلال است که قیمت سرسام آور اقلام اولیه را نمی بیند و نمی داند که همین مردم باید برای ادامه حیات قوت لایموت خود را با مشقت تهیه کنند.

ارجاع هرگونه اعتراض به خارج و دشمن و رسانه های بیگانه و احزاب و اپوزیسیون هم همچنان از ادبیات خامنه ای خارج نشده و بهانه ای مناسب برای سرکوب است.

همین مردم هستند که از دل جمعیت شان آمارهای رسمی و غیر رسمی منتشر شده در این سال ها، آمارهای خودکشی،اعتیاد،طلاق،کارتن خوابی که اخیرن گورخوابی وماشین خوابی را هم شامل شده،گسترش فقر جمعی و کوچک و کوچک تر شدن سفره خانواده و بسیاری دیگر از مشکلات در میان مردم رخ می دهد. این آمار نه متعلق به دشمنان فرضی خامنه ای ست و نه جمیعت اندک جیره خواردلواپس نظام! متعلق به همین مردمی ست که روحانی آنان را نمی بیند، متعلق به بیش از 95درصد همین مردمی ست که روزانه در این سرزمین صبح را آغاز می کنند و شب را با رنجی مضاعف با کابوس فراوانی از مشکلات زندگی سر بر بالش می گذارند.

با اخبارهای مسلسل وار دزدی و اختلاس و گم شدن دکل نفت و سرمایه نجومی آستان قدس رضوی و هزاران بنگاه مولد سرمایه که منافعش به جیب همان کمتر از 5 در صد سرازیر می شود؛ اگرجزئی از مردم بود، آیا می شد که راحت از کنارش گذشت و به حیات ادامه داد؟ طبعن پاسخ منفی است. روحانی متاثر از آقا بالاسر، این بار اشتباه چند سال پیش سلف خود احمدی نژاد را مرتکب شد که گفته بود؛ تظاهرکنندگان خس و خاشاکی هستند که با بادی از میان می روند! روحانی این بارجمعیت سراسر معترض را به دو دسته تقسیم کرد و به همان مردم گفت؛ اخلال گران جدای از مردم که از بیگانه خط می گیرند!

با این خطا که دیگر این حرف و حدیث ها محلی از اعراب ندارد و حنای سران نظام هم رنگی برایش نمانده.

نفر به نفر معترض همان مردمی هستند که آن آمارهای رسمی و غیر رسمی از دل جمعیت شان بیرون آمده و دیگر تاب و توان ادامه این زندگی را ندارند.

کورد و ترک و عرب و بلوچ و فارس و همه ملیت های درون این سرزمین مردمی هستند که اکنون تحمل شان تمام شده و دیگر نمی شود خاموش شان کرد و از پشت تریبونی رسمی به آنها گفت که؛ شما دو دسته اید! مردم و اخلال گران! نه آقای روحانی. این بار به بیت رهبر که چشمانش را به روی ظلم بر مردم بسته، این پیغام را برسان که شب های آسوده خوابی به سر آمده و مردم هم همین مردمی هستند که دوست دارید تفکیک شان کنید و جدا نمی شوند. این بار وقت ترک کاخ و سلطنت دینی منحوس تان فرا رسیده است.



PM:03:55:18/11/2019




‌ ‌ 371 ‌‌بار دیده شده‌‌