" مسیرِ سُرخِ فردا " (1)

نویسنده: وحید کمالی

صدها شهید و هزاران بازداشتی و زخمی ، تکرار رعب و وحشت و سرخوردگی های سیاسی و اجتماعی و میدان داری بیرحمانه رژیم و گرفتن ژست پیروزی در داخل و تکرار شعار همیشگی شکست برنامه های " دشمن " توسط رژیم و میلیتاریزه شدن فضای بسیاری از شهرها و استان ها به ویژه در استان های کُردنشین و فضا سازی و مقدمه چینی و بهانه سازی برای ضربه زدن به نیروهای مبارز و مخالف نظام در داخل و شاید هم در خارج و روحیه دادن به خودی های نظام وارسال این پیام که این نظام بیدی نیست که با این بادها بلرزد و نوید به سرکوب بیشتر در آینده در صورت تکرار چنین اقداماتی و از همه مهمتر شفاف سازی مطلق دراین رابطه که نظام حاکم برای حفظ موجودیت و اقتدار خویش از توسل به هرنوع ابزار و روشی خودداری نخواهد کرد و تبلور وبه حقیقت پیوستن گفته های دو دهه پیش هاشمی رفسنجانی مبنی براینکه " اگر روزی لازم باشد برای حفظ نظام جمهوری اسلامی ترکِ روزه و نماز خواهیم کرد " و بسیاری موارد دیگر از جمله دستاوردهایی است که در این بُرهه از اعتراضات مردم ایران در مقابله با نوع مدیریت دولتی و اجتماعی و سیاس تهای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی شاهد آن هستیم.

رسیدن به چنین نتایجی در جدالِ چهل ساله بین مردم ایران و نظام تمامیت خواه جمهوری اسلامی امری نا آشنا نیست و تکرار این سکانس تلخ در طول حیات جمهوری اسلامی با توجه به پیشینه ی برخورد این نظام با حق طلبی و عدالت خواهی از سوی مردم و جامعه ایران موضوعی است متداوم و خیال پردازی در این مقوله توسط مردم و نیروهای اپوزیسیون که شاید فردایی برسد که شاهد تغییردر رفتار و نوع برخورد نظام نسبت به مطالبات مردم ایران باشیم سوءبرداشتی متوهمانه در شناخت ذات و حقیقت نظام جمهوری اسلامی است و بس .

هرچند امکان استفاده از تکنولوژی ارتباطات نوین توسط مردم و نیروهای مخالف برای سازماندهی پتانسیل های خود در راستای مقابله با نظام افزایش یافته اما نباید از یاد برد که به موازات این واقعیت از سوی دیگر نظام حاکم برایران نیز طی دهه های گذشته و به یُمن دلسوزی های هدفمند دولت های اروپایی ، روسیه و چین به مدرن ترین و موثرترین ابزارهای سرکوب تجهیز شده که نسبت به ابزارهای مبارزاتی که دراختیارمردم ایران است قابل مقایسه نیستند.

اگر ما در دوران انقلاب سال 57 شاهد حرکات و اقدامات منسجم و خستگی ناپذیر و پخته ی جریانات و خیزش های مردمی علیه رژیم پهلوی بودیم و علیرغم مقاومتهای رژیم سابق اما سیلاب حرکات مردمی به بار نشست سه دلیل عمده داشت ؛ اول اینکه رژیم پهلوی نظامی ایدئولوژیک و حامل پیام صدورایدئولوژی و صدور انقلاب نبود . دوم اینکه احزاب سیاسی و جریانات مخالف رژیم سابق و به ویژه رهبران شان در بطن جامعه حضور فعال داشته و پیشاهنگ قیام مردم بودند و بیشترین بها را برای به ثمر نشستن انقلاب مردمی پرداخت کردند و سوم اینکه جامعه جهانی و به ویژه دولت های اروپایی حامی و پشتوانه ی حرکات مردمی و احزاب سیاسی علیه دولت محمد رضا شاه بودند .(به یاد بیاوریم که خمینی توسط هواپیمای ایرفرانس در فرودگاه مهرآباد و بر خاک ایران فرود آمد ).

با این اوصاف اگر مقایسه ایی کنیم بین اپوزیسیون و احزاب سیاسی و حرکات مردمی امروزی علیه رژیم آخوندی و آنچه که در آن زمان به واقعیت پیوست البته که باید تفاوت فاحش در همه زمینه ها را ببینیم و در نتیجه درک این تفاوت ها بایستی به تفاوت راهکار و استراتژی مبارزه علیه رژیم شاه و نظام جمهوری اسلامی پی برد.همه ی ما به عنوان مخالفان حاکمیت نظام متحجر و قرون وسطایی جمهوری اسلامی از نیروهای چپ گرفته تا نیروهای راست و ملی مذهبی و نیروهای ملی ملت های ایران و ...علیرغم چهار دهه تجربه نبرد با استفاده از روشهای مختلف علیه این نظام توتالیتر هنوز نتوانسته ایم شرِّ این هیولای شوربختی را از سر خود و مردمانمان کم کنیم و ضروری است که از خود بپرسیم چرا؟!

آنچه مسلم است رژیم آخوندی و گردانندگان آن برعکس آنچه ما تاکنون پنداشته ایم آنقدرها هم عقب مانده و کوته بین نیستند (فارق از اصولگرایان معمم و بُعد ایدئولوژی و تئوریک شیعیسم آن که آن هم خدعه ایی بیش برای سرّ کردن افکار و اذهان بردگان این نظام نیست)و با توسل به تئوری صدور انقلاب و ایجاد کانون های بحران در سطح منطقه و اقصی نقاط دوردست تاکنون توانسته اند است چهار پایتخت مهم و راهبردی در سطح منطقه را به تصرف خود درآورده و دنیای مدرن سرمایه داری با همه تدبیر و تکنولوژی پیشرفته وعلم مدیریت کلان خود تاکنون نتوانسته این رژیم را به پشت مرزهای جغرافیایی ایران به عقب براند . دولتهای اروپایی و روسیه و چین و حتی دولتهای پیشین در آمریکا تا قبل از سرکار آمدن دولت ترامپ در طی حیات جمهوری اسلامی با استفاده از خصیصه های این نظام اهداف اقتصادی و سیاسی خود و دستیابی به منابع انرژی ارزان درمنطقه خاورمیانه را پیگیری نموده و برجسته کردن مسایلی همچون موضوع نقض حقوق بشر و حقوق اقوام و مذاهب و... در ایران و منطقه توسط آنها فقط شوخی های بدون درد و قابل چشم پوشی بوده که به عنوان کارت بازی و امتیاز گیری از نظام هایی مانند جمهوری اسلامی و یا دولت کنونی ترکیه از آنها به بهترین نحو استفاده کرده اند.

در سوی دیگر حاکمان جمهوری اسلامی نیز با علم به این بازی تا امروز توانسته اند به بقای خود و کشتی حاکمیت شان ادامه دهند .همچنین و از همان ابتدای به دست گیری حاکمیت توسط مهره های این نظام شعار " حزب فقط حزب الله " سرداده شد و تمام احزاب سیاسی مخالف و یا غیر همسو با خط مشی نظام به مرور زمان از جغرافیای سیاسی ایران بیرون رانده شده و تحقق این امر باعث شد که نظام حاکم یکه تاز جغرافیای سیاسی ایران شده و با آسودگی خاطر به پیشبرد سیاست های داخلی و منطقه ایی خود بپردازد و اکنون شاهدیم طی چهار دهه چهار پایتخت و جغرافیای سیاسی در منطقه را به استیلای خود درآورده است و همه شاهدیم که اخبار رویدادها از چه حکایت دارند ! حال اپوزیسیون ایرانی غربت نشین و محروم از دیدار و ایجاد رابطه مستقیم و ملموس با مردم و طرفداران خویش در داخل ایران چه حرفی برای گفتن دارند ؟!

"اپوزیسیون ایرانی در همه رنگ و نوع خود باید به جد از خود بپرسیم که در کجای کار و در چه پازلی از معادلاتیم ؟"

وقتی اپوزیسیون خارج نشین و خوش نشین باشد و به دور از حس و لمس دردهای مردم رنجکش تنها در بزم ها و جلسات غیر رسمی و دیپلماسی کاذب و غیر موثر غرق شده و فقط به نسخه پیچی برای مردم سینه سپر کرده در مقابل گلوله و باتوم و آتش بپردازد و حاضر به حضور در گود واقعی مبارزه نباشد و فقط در انتظار فرصتی باشد که شاید به واسطه حمله خارجی و یا مداخله خارجی فرصتی برای تصاحب بخشی از بدنه حاکمیت بعد از جمهوری اسلامی در ایران را تصاحب کند صد البته که نظامی بی پروا و نامتعادل و نامتعارف همچون جمهوری اسلامی در مقابله با اعتراضات مردمی همه مرزهای ایران را حصار کشی کرده و حتی ارتباط مجازی مردم تیره بخت را به دلخواه خویش با دنیای خارج قطع نموده و با طمانینه و بُردباری به قتل عام و بازداشت و سرکوب هرگونه اعتراضی خواهد پرداخت.(البته باید یادآوری کرد که این قطع ارتباط نه برای قطع ارتباط معترضین داخل با نیروهای اپوزیسیون خارج نشین بلکه بیشتر برای بی خبری دنیای خارج از نوع برخورد و عملکرد نظام علیه مردم و اعتراض های داخلی است).

بیان این واقعیات نه برای ایجاد یاس و ناامیدی در دلِ به ویژه مردم ایران و احزاب و جریانات اپوزیسیون و نه در جهت توهین و نادیده گرفتن و بی اعتبار کردن تاریخ مبارزات کلیت اپوزیسیون ایرانی بلکه برای درک بیشتر سختی راه و بازنگری جدی در نوع برنامه ریزی و اقدامات همه جانبه از سوی مخالفین نظام جمهوری اسلامی می باشد چراکه تداوم و درپیش گیری متدهای تجربه شده، کرداری است به مثابه آب درهاون کوبیدن و حداقل آزمون های چهل سال گذشته نزدیکی این نوع قضاوت به حقیقت را به خوبی نمایان می سازد.

ساختار و ایدئولوژی وعملکرد نظام جمهوری اسلامی در عرصه سیاستهای داخلی و خارجی و کلیت این رژیم با تعاریف متعارف ، قانونمند و پذیرفته شده در جامعه بین الملل ازمقوله دولت-ملت نمی گنجد و همانطور که شاهد آن هستیم حتی جمهوری اسلامی در هیات یک ابرقدرت اقتصادی و یا نظامی و یا یک امپراتوری نیز ظاهر نشده بلکه این نظام در ژرفای موجودیت خویش و ایدئولوژی خود تعریفِ مطلقه اش خود را مکلف و رسالت دار و موظف به فتح دوردستها و برقرار نمودن آنچه که خود حکومت عدل الهی و زمینه ساز ظهورمنجی می داند(این موضوع علیرغم وجود فساد گسترده در میان مهره های نظام و یا رقابت های داخلی درون حاکمیت بوده و زیرساخت جریان اصلی فکری است که این سیستم چند لایه را مدیریت می کند) و برای رسیدن به این هدف از هیچگونه عملی چه شنیع و چه ماکیاولیستی دریغ نکرده و نخواهد کرد .



AM:10:34:25/11/2019




‌ ‌ 505 ‌‌بار دیده شده‌‌