"ما همه با هم هستیم"

نوشته: اژین

به کارگردانی "کمال تبریزی " که پیش تر فیلم هایی چون «مارمولک» ، «یک تکه نان» ، «مارموز» ، «طعم شیرین خیال» ،«همیشه پای یک زن در میان است»، «لیلی با من است» ، «دونده زمین» و ... را در پرونده ی خود دارد در 15خرداد1398 اکران عمومی و در 14 آبان وارد سینمای خانگی شد . سناریوی این فیلم به قلم پدرام پور امیری ، محمد داوودی و حسین امیری دوماری نوشته و رضامیرکریمی تهیه کنندگی آن را به دوش کشیده است.

خلاصه ی فیلم: روایت فیلم در بستری کمدی سیاهی به تصویر کشیده شده که یک شرکت هواپیمایی در حال ورشکستگی با پیشنهاد ریاست شرکت (لیلا حاتمی ) تصمیم می گیرد هواپیمای خرابی را با چند مسافر به داخل خلیج فارس بیندازد تا بتوانند پس از کشته شدن مسافران از بیمه پول دیه و خسارت آن ها را بگیرند آنها به سراغ افرادی می روند که از زندگی خسته و به دنبال مرگ هستند خلبان هواپیما (مانی حقیقی ) و مهمانداران نیز جزو این افراد هستند آنها با امضای یک برگه قبول می کنند تا به هواپیما رفته و پس از سقوط کشته شوند . همه چیز درست پیش میرود تا اینکه مسافری به نام علی ( پژمان جمشیدی ) بدون اطلاع از هدف آنان سوار هواپیما می شود همزمان بااین حوادث مسافرین هواپیما را به همراه رئیس شرکت در یک جای ناشناخته می بینیم که توسط یک بازپرس (مهران مدیری ) مورد بازجویی قرار می گیرد و...

به روشنی در می یابیم این فیلم نمادگرایانه و تمثیل شناسانه به میدان آمده . درباره ی ژانر فیلم به طور صریح نمی توان سخن گفت اما ظاهراَ مقصود کمال تبریزی ساخت یک کمدی سیاسی بود چرا که همانند سیاست جنبه ایی دوگانه و مبهم دارد همچو دو روی سکه که مرز باریکی آن را هدایت می کند به عقیده ی من این فیلم می توانست با کارگردانی درست و فیلمسازی شایسته به مرز موفقیت پا نهد اما متاسفانه از لبه ی دیگر بام افتاده و با اختصاص لقب پرستاره ترین فیلم سینمای ایران به خود و شیوه ی به تصویر کشیدن و خلق موقعیت های ناکام ، لوکیشن های انتخابیه محدود به محیط های بسته و صرفا چند نمای بیرونی مضحک و شخصیت پردازی اشتباه یا ناکام ، دیالوگ های خام (مطلقن هیچ شخصیتی ساخته نمی شود که بتواند سخن یا موقعیتی را خلق نماید که در سینما صدای خنده ی تماشاگر از دیدن یک فیلم کمدی را به گوش برساند.) به حاشیه رانده می شود.

صرف نظر از بودجه ی کلانی که به این فیلم تعلق گرفته به طور جدی می توان گفت حقوق اصنافی چون تهیه کننده و رسالت هنر و بیش از هر چیز تماشاگر را به سخره گرفته است . حضور چهره هایی چون « مانی حقیقی » که غالباّ فیلم های روشنفکرانه می سازد یا «حسن معجونی » که آبروی تئاتر است در نقشی ناکارآمد در قالب یک پزشک که البته در اینجا اشاره دارد به ماجرای پزشکی کیارستمی بعید خطاب می شود . حضور مهران مدیری به عنوان یک طناز و فردی چون محمد رضا گلزار یا مهران غفوری و سایر بازیگران که به سختی می توان حضور آن ها را در اینجا درک کرد از جمله تناقضات ویژه ی فیلم که در وهله ی اول با آن مواجهه شده ایم می باشد.

«کمال تبریزی» کارگردانی کاملن راست است اما نام برگزیده ی فیلمش « ما همه با هم هستیم » یک شعار چپ می باشد اندکی دیگر که پیش می رویم متوجه حضور سرنشینان که هر کدام از اقشار مختلف جامعه هستند می شویم . (سینماگر ، پزشکی که باعث مرگ کارگردانی دیگر شده ، جوانی اهل دود و دم، بازیگر زنی که فیلمی شرم آور از او لو رفته و ..) این افراد بدون ربط وپیوند خاصی که غالبن بدون مشخصات و هویت به تصویر کشیده شده اند تنها یک هدف واحد (خودکشی و سقوط هواپیما) را دنبال می کنند. من جمله تمامی این افراد به دلایل نامعلوم به بن بست رسیده اند و می خواهند به زندگی فعلی خویش خاتمه دهند به بیان محمدرضاگلزار و خبر از ساخت فیلمی با محتوای آنچه در حال روایت است حکایت از حال و هوای اوضاع سیاسی ایران و این فیلم دارد.

رویکرد های پست مدرنیستی کمال تبریزی در اینجا به وضوح به چشم می خورد . وی سعی دارد فیلم را از منظر موقعیت کاملن بی مکان وبی زمان به تصویر می کشد اما در کنار نشانه هایی که تداعی کننده وقوع اتفاقاتی چون مرگ کیارستمی و یا شباهت نام »علی حاجتی » به حججی (از مدافعین به اصطلاح حرم) که در پایان فیلم قهرمان خطاب می شود و در کل قهرمان و مقصر یکیست، نشان دادن گلزار در لباس حج و حاجی خطاب کردنش و معرفی وی به عنوان نمادی از دست های پشت پرده یا سعی در گنجاندن و ربط دادن وی به فیلم . اشاره به مصرف محرکات و مخدرات در میان جوانان نیز به تصویر کشیده شده است. دو مهمانداری که دائمن می خندند از کسانی حکایت می کند که در هر شرایطی به ساخن جوک و حاشیه و .. میپردازند. ادای دو دیالوگ فلسفی از سوی هانیه توسلی و
...

مسافرین این هواپیما استعاره ای از ملت ایران که بدون هیچ فکر و ایدئولوژی و هدفی در پی براندازی هواپیمایی که از قبل خراب است زندگی خود را به تباهی می کشانند شایان ذکر است که در میان سرنشینان هیچ کودک و خردسالی به چشم نمی خورد و این را می توان به انقلابیون نسبت داد که در این فیلم محدود به عده ایی شده که بر اساس هیجانات و احساسات آنی تجمع کرده و هیچ ثباتی ندارند چرا که در میان آن ها هیچ متفکر و اندیشمندی به چشم نمی خورد و تکیه بر خلبانی دارند که خود دارای شخصیتی متزلزل بوده و با هر تکان هواپیما تغییر می کند و از سوی کمک خود با «شل کردی» خطاب می شود و پیشتر نیز سابقه ی سقوط داشته است.

خلبان دمدمی مزاج سعی در دادن وعده های دروغین به مرم دارد. ایفای نقش لیلا حاتمی به عنوان سهام دار شرکت مسافرتی استعاره ای از دخالت های خارجی ست چرا که وی در پی جبران خسارت های وارده به شرکت با موج انقلابیون و مسافرین همراه شده که در ننتیجه ی طرح غنا (غرب نازنین آمریکا ) سعی انداختن هواپیما در آب های خلیج فارس را دارد و به طور مداوم در چند پلان مختلف به کلمه ی اوسیل تاکید می شود که شاید اشاره ایی کوتاه به مایکل اوسیل رئیس کمیته ی امنیت ملی و یا چیزدیگری که به روشنی برای مامشخص نیست باشد.

حضور محمد رضا گلزار نماد زردی ست که اکثریت مردم جامعه برای گول زدن و انحراف از واقعیت این روزها با منتشر تیتر هایی چون «یقه ی سلبریتی ها را بچسبید و ..» خود را سرگرم کرده اند. مهران غفوریان که بیان می کند عمری دیگران را برای پریدن هل می داده و حالا از اینکه کسی هلش بدهد ناراحت است. مصداقی از روشنگران و صاحبنظرانی ست که در دوردست سعی در اداره و کنترل دیگران دارند در حالیکه خود در عمل هیچ اقدامی انجام نمی دهند و صرفن در نقش مشوق یا نقاد ظاهر می شوند.

در این میان باز می گردیم به کلیت فیلم که نشانگر ملتی ست که تکلیف خود را نمی دانند و هیچ هدف مشخصی را دنبال نمی کنند و سرانجام پس از عبور از مرحله ی مرگ یا گذار در برهوتی که انتهایش مشخص نیست رها می شوند تزریقات منفی و تاثیرهای نادرست جامعه برهر یک از آن ها سبب پوچ گرایی و تحمیل افکار نهیلیستی به آنان شده که راهی جز خودکشی را پیش نگیرند. در نیمه ی پایانی فیلم «علی حاجتی» یا پژمان جمشیدی موافقین و مخالفین را به تفکیک فرا می خواند که استعاره ایست از جناح چپ و راست که بار متزلزل بودن و عدم ثبات تصمیم گیری در میانشان موجب انحراف مخاطب می شود.

طی تماس جواد عزتی (کمک خلبان) با کابین مهران مدیری به بیان نوستالژیک و سرخوردگی های دوران کودکی و نوجوان وی اشاره می کند همچنین در جایی دیگر لطفیان معلم با پس گردنی و حرفهای رکیک به دانش آموزان همچو یابو و حیوون و... که بیانگر پیشینه و بررسی مشکلات سیستم تربیتی و آموزش و پرورش در جامعه که انزوا و سرخوردگی و در نتیجه کینه ورزی را شکل می دهند هستیم. فردی که مدهوش یا به ظاهر مرده از کسانی حکایت می کند که خود را به خواب می زنند تا بلاخره سراز جایی درآورند که در اینجا نیز بار دیگر بی خردی و عدم هوشیاری و آگاهی را نظاره گریم و در خاتمه این سرنشینان که به داخل آب می افتند نمادی از انتخابات اشتباه مردم ایران است مامور امنیتی در سراسر فیلم در توالت محبوس شده و این دلالت بر فرصت ندادن به نخبه ها یا کار به دستان دارد که در نهایت در باتلاق های مختلف به حاشیه رانده می شوند خواسته های سرنشینان نامشخص و صرفاً تاکید به سقوط کردن دارند که این جدالی ست با سیستم اصلاح طلبان.

اشاره به دریاچه ی ارومیه و کم آب شدنش نیز می تواند نقدی باشد بر بی کفایتی و سیاست های نامعلوم و نفی آینده نگری در نتیجه ی تمرکز به خلیج فارس توسط کار به دستان. خلیج فارس با توجه به موقعیت جغرافیایی مهم و نزدیکی به تنگه ی هرمز و غنی بودن و... به عنوان مقصدی برای آنان در نظر گرفته شده اما چرا خودکشی ؟ آیا این هم ایهامی ست برای زندگی دوباره؟ آیا مقصود نویسنده از مرگ همان گذار به آزادی و رهایی ست ؟ آیا اگر به جای نشان دادن تیپ های بورژوا به نشستن پای سخنان قشر پروتالیا و کارگر می نشستیم و به جای متلک ها و شوخی های لوس و گاه جنسیتی سرگذشت یکی از کاراکترها را واکاوی می کردند بهتر نبود؟ آیا اگر هواپیما که استعاره ای از یک جنبش یا موج انقلابیون است برای دستیابی به هدف و آرمانی واحد پس از مرحله ی مرگ یا گذر تلاش می کردند فیلم از کلیشه ایی بودنی که اکنون به آن دچار است رها نمی شد؟

متاسفانه فیلم ما همه با هم هستیم جدای از صرف هزینه های کلان و نامشروع و بازی با ستارگان سینما و فریب مخاطب جهت جمع آوری بلیط به جهت ناچیز کردن خواست ها و آرمان های انقلابیون و مختص کردن آنان به اقشاری که طی فشارهای ناشی از بحران های اجتماعی برای رهایی از عذاب وجدان و .. سعی در گذار از زندگی فعلی به سرنوشتی نامعلوم دارند نمی توان از آن به عنوان یک فیلم موفق نام برد. 



AM:09:40:27/11/2019




‌ ‌ 461 ‌‌بار دیده شده‌‌