ناگفته های این روزها...

ن/ سوفیا زاکارییان

در روزگاری که زندگی می کنیم هیچ چیزی از دید کسی مخفی نمی ماند. شاید بارها و بارها درباره مردان بزرگ دنیا رییس دولت ها، ژنرال ها، نظامیان سلاح بدست، مراجع دینی بزرگ در دنیا از هر دین و آئینی دیده و شنیده باشیم. در همین اواخر نیز و در این بحران غیرقابل باور پاندمی، که همگی می دانیم پزشکان و پرستاران با فداکاری بی دریغی جان خود را در خطر انداخته اند تا این بار وظیفه خود را در این جبهه انجام بدهند شنیده ایم، و دنیا هرگز این فداکاری را فراموش نخواهد کرد.

اما شاید جالب باشد که در این روزها که همه کس فقط نکته های برجسته را می بینند به نکات یا بهتر بگویم به افرادی اشاره کنیم که شاید کمتر کسی از آنها نام می برد. قشری از این افراد روزنامه نگاران و خبرنگارانی هستند که شاید در تمام طول تاریخ نظاره گر حقیقی تمام فجایع بشری بوده اند و تنها افرادی بوده اند که هیچ سلاحی برای دفاع از جان خود در برابر هیچ چیزی نداشته اند. خبرنگاران و گزارشگران در جنگ ها در خط اول جبهه های جنگ بودند در حالی که هیچ سلاحی در دست نداشته اند، بجز دوربین خود که فقط ثبت کننده حقایق تاریخ انسان بوده است.

اما آیا این باور کردنی است؟ یک سرباز آموزش دیده است تا در برابر حملات دشمن از خود دفاع کند و تاکتیک های دفاعی و حمله و هر چیزی که لازمه بودن در خط مقدم جبهه است را قبلن آموزش دیده است و بارها و بارها این حرکات را تمرین کرده است. اما یک خبرنگار و یک گزارشگر فقط می داند یک وظیفه دارد و آن رفتن به جلو و جلوتر است، فقط برای ثبت آنچه که بر بشر اتفاق می افتد. و چه بسا هیچ کدام از طرفین جنگ، به این افراد حاضر در جبهه ها حتی فکر هم نمی کنند و در نهایت در راه گفتن و ثبت حقیقت بسیاری از آنها جان خود را از دست داده اند و حقیقتن شجاعانه جان خود را از دست د اده اند.

در این اوضاع بیماری واگیر و ترس از دشمن ناشناخته نیز خبرنگاران هرگز کار خود را متوقف نکرده اند. در حالی که افراد در قرنطینه های خانگی خود نشسته اند و تنها راه گذران اوقات آنها دیدن تلویزیون و اخبار و آگاه شدن از اوضاع است، این کار را فقط خبرنگاران شجاعی انجام می دهند که در این جا هم این افراد حتی دکتر و پرستار هم نیستند تا تجربه ای از جنگیدن با بیماری ها داشته باشند. در واقع باید در کنار همه این افراد شجاع و پر آوازه دنیا از خبرنگاران و گزارشگران شجاع نیز قدردانی کرد و به آنها دست مریزاد گفت.

شاید افراد دیگری نیز هستند که زندگی ما بدون آنها کاملا فلج خواهد بود. کارگران شهرداری ها و نظافت شهری که در تمام دنیا کار خود را حتی برای چند ساعت نیز متوقف نکرده اند. مگر ممکن است که در این اوضاع و احوال که همه به فکر این هستند تا کمترین تماس را با بیرون از خانه نداشته باشند و بیشتر در امنیت قرار داشته باشند، این افراد با دلسوزی تمام به کاری ادامه می دهند که سال های سال انجام داده اند و اکنون در این اوضاع نیز کاری را انجام می دهند که می توان گفت یکی از پر خطر ترین کارها در این ایام است که این افراد با شجاعت در حفظ سلامت جامعه انجام میدهند. شاید لازم بود که این افراد نیز تشویق های هر روزی دریافت می کردند.

اما نکته جالبی در این میان وجود دارد که شاید این نیز از دیدها مخفی مانده است. روزهای نخست که بیماری کوید19 شایع شده بود، شاید اگر کسی می گفت این ویروس ممکن است ساخته دست انسان باشد، فورن با این جواب روبرو می شد که بهتر است از دنبال کردن تئوری توطئه دوری کنیم. اما از همه اینها بگذریم شاید بهتر باشد سری به تاریخ بزنیم. انسان در طول تاریخ با بیماری های شاید سخت تر نیز روبرو شده باشد. بیماری هایی که انسان بشدت در برابر آنها ناتوان بوده است.

اما چرا در زمان ادوارد جنر و لویی پاستور و... که چنین آزمایشگاه های مجهزی در دسترس نبود واکسن بیماری هایی کشف می شد که انسان در برابر آنها کاملن عاجز و ناتوان بود؟ آیا امکانات پزشکی و لابراتواری این دوره پیشرفته تر است یا دورهای تاریخی گذشته که همه چیز در نهایت به یک میکروسکوپ نوری ساده و چند وسیله آزمایشگاهی شیشه ای که بارها استفاده می شد بود؟ چه اتفاقی برای انسانها و شجاعت آنها در علوم و فن نیز افتاده است؟

چه چیزی جای این فداکاری دانشمندان را گرفته است؟ نکته ای که شاید باید به آن توجه کرد این است که شاید درمان و تحقیقات علمی نیز به نوعی تجارت تبدیل شده است. اکنون چیزی وجود دارد به نام بازار و مارکتینگ که دنیای علم و کشفیات را نیز به یک جنگ، همانند جنگ های منطقه ای تبدیل کرده است. شاید در زمان جنر و پاستور و یوناس سالک و گولژی و غیره... قبل از اینکه مارکتینگ و رقابت در بازار اهمیت داشت کیفیت کار و خدمت به انسان ها در بالاترین نقطه هدف قرار داشت. شاید شرکت های سرمایه گذاری باید بدانند که دانشمندان اولین وظیفه ای که دارند خدمت به انسانیت است نه درصد سود و میزان فروش شرکت ها...

دنیا به سوی آینده ای نا معلوم در حرکت است. هر روز که از خواب بیدار میشویم انگار در دنیایی بیدار می شویم که متعلق به آن نیستیم، و تازه بعد از کمی که گذشت به یاد می آوریم که چه اتفاقی برای دنیا افتاده است. در هر حال این روزها تمام دنیا فقط متنظر نتیجه زحمات این دانشمندان است و هیچ چیزی خوشحال کننده تر از شنیدن خبر کشف واکسن این ویروس وجود نداشته باشد.



PM:02:23:14/04/2020




‌ ‌ 207 ‌‌بار دیده شده‌‌