سال رونق تولید و مشکلات عدیده اقتصادی و معیشتی مردم

هیشو هاشم

اگر واقعیات موجود در جامعه را واکاوی کنیم، درمیآبیم که این گفته در حد یک شعار است و لاغیر. چون که از یک سو، اکثر کارخانه های ایران مواد اولیه ندارند و یا از کشورهای دیگر تامین می کنند و از دیگر سو، بخاطر مشکلات اقتصادی ناشی از بی تدبیری و ناکارآمدی رژیم ایران این کارخانجات ورشکسته شده و هزاران کارگر طی سال های اخیر به ارتش میلیونی بیکاران ملحق شده اند.

حالا با این همه تواصیف، بحران و فاجعه ی بیکاری، که رژیم ایران برای مردم در طول این چهل سال به ارمغان آورده است، آیا حاضرند که از جان خود برای تامین نیازهای ضروریشان بگذرند و یا راه دیگری بریا تامین امرار معاش وجود دارد؟ بویژه شهروندان کورد که حتا مجبور به کار پر مخاطره کولبری هستند. مرزهای کولبری هم تعطیل شده و هر روز شاهد قتل کولبران و کاسبکاران توسط نیروهای سرکوب گر رژیم ایران هستیم. خود این موضوع به سبب نگاه امنیتی به کوردستان، فقدان فرصت های شغلی و عدم ساخت زیربناهای اقتصادی در کوردستان است.

با این اوصاف، خود حاکمیت نیز در صدد و تلاش برای ایجاد کار نبوده و نیست و هر روزه شاهد بیکاری تعداد زیادی از کارخانه های کوچک و بزرگ و همچنین تعدیل و اخراج کارگران بیشماری هستیم.

اما مردم جهت تامین مایحتاج خود و برای امرار معاش روزانه، به مشاغل مختلفی در اشکال گوناگون از جمله دستفروشی که خود این شغل نیز با مشکلات فراوانی روبرو است، روی میآورند و شاغلین در این بخش بالاجبار جهت تهیه اجناس باید به استان های جنوبی و یا غربی ایران هزاران کیلومتر سفر کنند.

رژیم ایران توسط نیروهای سرکوبگر خود مردم مظلوم ایران را زیر فشار و تنگنای حداکثری قرار داده است. این بدان معناست که بیش از 19 میلیون حاشیه نشین در ایران وجود دارد. خط فقر برای شهره های کوچک بالای 6 میلیون تومان، و برای شهرهای بزرگتر بیش از 8 و 9 میلیون تومان است. بیکاری طولانی مدت، اعتیاد، طلاق، معضلات اجتماعی و غیره را نیز باید به این مقوله افزود.

با این وجود مردم (اینجا منظور دستفروشان هستند). خطرات احتمالی را نیز جهت امرار معاش و اندک درآمدی بجان می خرند و متاسفانه مورد تهاجم بی رحمانه نیروهای سرکوب گر رژیم ایران قرار می گیرند و مورد ضرب و شتم و بی احترامی نیز قرار خواهند گرفت و کالا ها و اجناس و وسیله ی کسابت و درآمدشان نیز ضبط می شود.

در بعضی از مواقع هم دیده شده که اجناس ضبط شده توسط خود عوامل حکومتی به سرقت برده می شود و اندکی هم جهت خالی نبودن عریضه و رفع تکلیف تحویل دادگاه ها ی ناعادلانه ی رژیم جمهوری اسلامی ایران می گردد. در بیدادگاه های رژیم به جای اینکه پیگیر مشکلات دستفروشان و کاسبان باشند، حکم حبس و جریمه های نقدی برای افراد صادر می شود. و اندک سرمایه مردم که تمام زندگیشان است، به ورطه ی نابودی کشیده می شود و اموال و منبع درآمد مردم را مصادره می کنند.

اما افرادی را که در حال تولید، گسترش و توزیع مواد مخدر هستند، که به طور کلی هم وابسته به خود حکومت و سپاه می باشند، اگر تحویل دادگاه ها شوند، یا آزاد خواهند شد و یا با کمترین حکم فرمایشی روبرو می شوند.

اگر نگاهی هم به آمار رژیم ایران درباری قاچاق کالا داشته باشیم یعنی 95 درصد کالاهای قاچاق در ایران از مبادی ورودی و خروجی مرزها و حتا به صورت قانونی قاچاق می شود و خود این مسئله نیاز به واکاوی بیشتری دارد و در این مجال فرصت آن نیست.

و این در حالی است که رژیم ایران، از کاسبکاران و کولبران به نام قاچاقچی یاد می کند، ولی افراد و مهره های وابسته که جوانان را به کام مرگ می فرستند، قاچاقچی محسوب نمی شوند و رژیمایران هم هیچ برخورد قاطعی با آنها ندارد. حتا بارها مردم دیده اند که نیروهای سرکوب گر رژیم ایران با این فروشندگان مواد مخدر رفت و آمد دوستانه دارند و از این خلافکاران محافظت می کنند.



PM:02:31:21/05/2020




‌ ‌ 62 ‌‌بار دیده شده‌‌