تفکر ناموس پرستی، ابزار برنده‌ایی برای حق مالیک بر زن!

ندا آتشباز

جانان من، دخترم خودت دنیایم شده‌ای وخنده های کودکانه‌ات دنیایم را زیرورو می‌کند. دنیایم، آرزویم این است که لبخند از نگاهت نرود و اشک از چشمانت نریزد، مگر از سر اشتیاق.

این روزها راه نفس کشیدنم تنگ شده، گویا کرونای روحی دارم. شاید قلبم فشرده می‌شود. در هزار توی افکار ارتجاعی داس بدستان، بهتی بر تمام وجودم حاکم شده است. اولین بار نیست و آخرین بار هم نخواهد بود.

کاش می‌توانستم کاری کنم. کاش دستگاهی داشتم که ذهن‌ها را می خواند. آیا امکان دارد ذهن هفت میلیارد انسان را خواند تا که بتوانم جلوی مرگ انسانیت، جلوی نزول آدمی به درجه ای پایین تر از حیوان بی‌فکر، جلوی واژه ی قبیح و شنیع قتل‌های ناموسی را بگیرم.

ناموس!!!

اصلن چه معنایی دارد. کاش حاکمیت رژیم ایران و برخی از مردان سنت گرا به این واقعیت می رسیدند که زن مایملک هیچ مردی، حتا پدر و برادر نیست، چه بسا اگر پدر داس بدستی باشد. قانون مجازات اسلامي مصوب "13370" در ماده "220" به پيروي از نظر فقها و اعمال نفوذ مراجع به اصطاح تقلید، رابطه ابوت را مانع قصاص مي داند و در صورت ارتکاب جرم، پدر را محکوم به ديه و تعزير محکوم مي کند. در قانون مجازات جديد نيز قانونگذار در ماده "301" همين حکم را تاييد مي کند.

در رژیم جمهوری اسلامی ایران این خلأ قانونی وجود دارد و حتا امتیاز به قتل رساندن فرزند شامل جد پدری هم می‌شود. از عاطفه 17 ساله بگویم که با ضربات چاقودر شهرستان کنگاور به قتل رسید. یا از شهین، مادر کودک پنج ساله ای که با یک اتهام از جانب شوهر سابقش در منطقه ی اورامان قربانی شد.

یا از خودکشی هفت زن در اوایل اردیبهشت امسال در کوردستان، یا از رومینایی که این روزها وسیله جمع آوری فالوور در شبکه های اجتماعی نیز شده، از هزاران آزار جنسی و روحی و صدها مورد قتل ناموسی دیگر که از سوی مسئولین و ارگان های مرتبط، رسانه ای هم نمی‌شود. از این دست فجایع هولناک متأسفانه در هرجای ایران به اصطلاح اسلامی رُخ می‌دهد. هر روز و هر ساعت عاملان جنایت، خود را برندگان حفظ آبرو و یا به نوعی قهرمان خانواده و طایفه می‌دانند.

خلاء قانونی را قبول دارم، ولی مشکلات فرهنگی در این زمینه که به نوعی ناشی از بی تدبیری، ناکارآمدی حاکمیت و عدم حمایت دولت و مجلس رژیم ایران از جامعه ی زنان و دختران است، را نباید نادیده بگیریم. حتا اگر امروز هم این قانون برچیده شود، با مغزهای کوچک زنگ زده چه خواهیم کرد و این فقط شامل طیف خاصی نمی‌شود.

می توان گفت که این قبیل از مردان حاصل تربیت‌های نادرست و تحمیل فرهنگ متحجر حکومت اسلامی بر آنان می‌باشد و بد تربیت هستند. ناگفته نماند که قوانین ضد زن و تبعیض جنسیتی و آپارتاید 40 ساله ی حکام و سردمداران رژیم ایران علیه زنان را می توان بانی و مسبب اصلی این اقدامات شنیع و قبیح دانست.

تا زمانی که مردان شهوت پرست و مرتجع، طرز فکر خود را عوض نکنند، قوانین ضد زن و دست و پاگیر برداشته نشود و این تابو را نشکنند و زن را مایملک خود نپندارند، و در عین حال به تمام حقوق و حریم های شخصی زنان و دخترانشان احترام بگذارند، وقتی دختری عاشق می‌شود، وقتی دختری طبیعی‌ترین نیاز فیزیولوژیکی خود را برآورده کرده و چه بسا این موضوع آشکار شده این امر را ننگ و بی آبرویی برای خود نپندارند، تا زمانی که تابو های ساخته ذهن های معیوب آخوندهای اسلامی برداشته نشود که پنجاه سال است بر ذهن ها و افکار عمومی تزریق می‌کنند! تا زمانی که یک آخوند مردم ایران را خوک خطاب می‌کند، در صورت نداشتن به اصطلاح سایه غیرت که منجر به قتل های فجیع می‌شود، حتی اگر قانون هم عوض شود، ما شاهد این دست از فجایع در گوشه و کنار ایران خواهیم بود.

با این حال از مردان به اصطلاح متعصب در خواست می شود که نگرش خود را تغییر دهید. دختران شما موجوداتی آزادند به مانند خود شما! با امکان انجام کارهای اشتباه و یا درست که حق طبیعی هر انسانی است، محیط خانه را برای آنها امن کنید، نه اینکه خانه پدری نا امن باشد. زمانی که ما تغییر را از خودمان شروع کردیم، می‌توانیم به تغییر جامعه، تغییر قانون و در نهایت گذار از رژیم جمهوری اسلامی امیدوار باشیم.


PM:01:20:29/05/2020




‌ ‌ 317 ‌‌بار دیده شده‌‌