سر بریدن نخل ها

آسونیوز- این روزها در خبرها می خوانیم که زاگرس دچارحریقی گسترده و مغموم کننده شده.

جنگل‌های زاگرس با گستردگی در ۱۱ استان کشور با ۶ میلیون هکتار مساحت، ۴۰ درصد جنگل‌های ایران را تشکیل می‌دهند که حدود ۷۰ درصد تیپ گونه‌های جنگلی زاگرس را بلوط‌ها شامل می‌شوند. گوزن زرد ایرانی و بسیاری از گونه های جانوری دیگرنیز زیست گاه شان در این جنگل هاست.

در میان اهالی خوزستان مثالی ست که می گویند؛ وقتی درخت نخل سرش بریده می شود می میرد.
تجانس درخت و انسان. جنگل ها از دیر باز منبع حیات و ممات انسان و جانداران بسیاری بوده.
حفظ و حراست ازآن بی تردید از ضرورت های بشری ست و در این میان دولت ها با ملی کردن این بخش از حیات نقش خود را پیشاپیش برجسته تر می کنند.

نقش دولت جمهوری اسلامی در این فاجعه زیست محیطی بسیار مشهود است و با رجوع به تیتر خبرهای معتبر در داخل کشور هم این کم کاری به عینه دیده می شود.
عدم همکاری سازمانهای مربوطە نیز مزید بر علت شده تا عمق فاجعه گستردگی فراگیرتری داشته باشد.

حال این عدم همکاری یا کمبود امکانات از چه دلایلی سرچشمه می گیرد موضوعی ست که می شود در خصوص آن مفصل در جایی دیگر سخن گفت. عامل مهمی که می توان جمع بندی واضحی ازآن استخراج کرد این است که بی کفایتی دولت ایران در فجایع دیگر زیست محیطی هم درین سال ها به کرات دیده و شنیده شده.

سیلاب های نقاط مختلف کشور بر اثر ازبین بردن درختان، خشکسالی مناطق مرکزی ایران به واسطه استفاده غیراستاندارد از منابع آب زیر زمینی، طرح های عقیم عمرانی با ژست های سیاسی و عدم کفایت در مدیریت بحران در مناطق زلزله خیز و بسیاری دیگر از این دست وقایع به وضوح دو نکته را تداعی می کند.

یکی آنکه در نگاه اول می شود برداشت کرد که حکام ایران قصدتخریب و غارت منابع این سرزمین را دارند و نگاه دوم بی کفایتی محض را به خاطر می آورد.

جمیعت حواشی زاگرس نشین و استان های تابع آن از این پدیده زیستی تاریخ گران بهایی را تجربه کرده اند.

استان هایی که از حیث محرومیت های اجتماعی و اقتصادی هم رتبه های اول را دارند و سران کشور با مهندسی ناتوان کردن معیشت مردم به دنبال اهداف پلیدی بوده که دلایل آن را می توان در جای دیگری جستجو کرد.

کشوری با منابع غنی در بسیاری از سرمایه های معدنی و طبیعی، اکنون در مهار حریقی که می توان به عدم گسترشش همت گماشت بی تفاوت و بنا به عذر و بهانه های غیر عقلانی مسئولین بی کفایتش گوشه ای نشسته اند و سکوت اختیار کرده اند.

شاید تعمدی در کار است تا نگاه جهانی در عصر ارتباطات امروز شاهد سوخته شدن جنگل و حیوانات ساکن آن باشد. مردم این نقاط دریافته اند که حکومت ولی فقیه کمر به تضعیف و نابودی سرزمین و تاریخ این منقطه از ایران بسته است.

جنگل های زیبا و گونه های حیاتی در مقابل نگاه جهانیان در حال نابودی ست و آقایان بحث حساب و کتاب بین ارتش و محیط زیست را دلیل عدم حضور بالگردهای اطفا حریق عنوان می کنند.

شاید این فاجعه یادآور گفتار سخیفانه یکی از امامان جماعت باشد که در هنگامه اعتراضات آبان ماه افاضه فرمود؛ مردم فکر می کنند که روحانیت به همین سادگی ها دست از این سرزمین می شوید! نخیر، خیال تان راحت باشد که اگر روزی قرار باشد این مملکت  را ترک کنیم، خرابه ای سوخته بر جا می گزاریم.

دارند برجا می گزارند. منتهی با این تفاوت که فجایع دارد در مقابل دیده گان نحس خودشان به وقوع می پیوندد.

تن های تناور زاگرس دارد خاکستر می شود، همچنان که نخل های بی گناه در هشت سال جنگی بیهودە و ویرانگر سر بریده شد اکنون نفس های آخرش را می کشد. باید کاری کرد!

گروه نویسندگان "آسونیوز"


PM:07:11:02/06/2020




‌ ‌ 145 ‌‌بار دیده شده‌‌