بررسی علل خشونت رفتاری و تاثیرات فرهنگ در باب مسئله زنان

تهیه و تنظیم: میسون مجیدی

مقدمه
در تعاریف روانشناختی، خشونت به دنبال احساس خشم شدید بروز پیدا می کند که به فرد یا افراد با تخلیه ی آنی هیجان منفی در درون خود احساس راحتی یا رها شدن را القا می کند.

از مهمترین علل خشونت عوامل متأثر روان شناختی است که ریشه در یک تعارض حل نشده دارند بدین معنا که سوژه در مقابل یک مسئله یا احساس دچار دوگانگی می شود و اغلب "ری اکشن" خود را به صورت طغیان های پرخاشگرانه نشان می دهد.

 به عنوان مثال در جامعه ی کنونی ایران که به شدت به مدگرایی و مدرنیته شدن گرایش دارد، 
با توجه به سیستم حکومترانی و قوانین دینی و آموزشی که مانع آگاهی بخشی و درونی شدن برخی حق و حقوق انسانی بلاخص در باب زنان در جامعه می شوند، این تناقضات با رایج شدن عادت های رفتاری ناصحیح چون تحقیر، الفاظ رکیک و متلک و غیره مقابل زنان روایت می شود. 

همچنین زمانیکه اکثریت جامعه ی متشکل را افرادی با تجارب عمیق از شکست که از لحاظ روانی با عدم انگیزه و هدف متعالی یا مشخص مواجهه هستند تشکیل می دهند، بنیاد خشونت و خشم پنهان پایه ریزی شده که در دراز مدت به عادت های رفتاری و فرهنگ مبدل می شود. خشونت اجتماعی که در این مقاله بیشتر به آن می پردازیم یک مشکل رفتاری بوده و پیشینه ی محیط و موقعیت جغرافیایی، نقش اساسی در شکل گیری آن دارند.

خشونت علیه زنان را می توان در چهار حوزه ی جسمی یا فيزيكی، روانی، اقتصادی و جنسی دسته بندی کرد:

_خشونت فيزيكی به مجموعه ی آزار و اذيت جسمانی چون کتک زدن، شکنجه ها در زندانها و... به منظور اثبات جنس ضعیف تر بودن زن از نظر فیزیولوژیکی گفته می شود .

همچنین برای خشونت های روانی، رفتاری_ كلامی  می‌توان به دشنام و به كار بردن الفاظ ركيك به منظور تحقير زن، بهانه گيری های بی مورد، تهمت های ناروا، بداخلاقی، بی احترامی، دستور دادن های مکرر ، تهديد به آزار يا قتل وی، قهر و صحبت نكردن و ممنوعيت روابط اجتماعی و... اشاره کرد.

اين نوع خشونت موجب بروز روحيه پوچ گرایی يا خود نابودسازی، عدم اعتماد بنفس، گريز از مشاركت های اجتماعی و اضطراب در زنان می شود.

_طلب فیش حقوقی یا اموالی که به عنوان ارث به زن رسیده توسط همسر  منع زنان از کارکردن و کسب درآمد، ندادن نفقه و خرجی، عدم مهیا ساختن محیط کاری امن، سوءاستفاده مالی از زن  منجمله موارد خشونت اقتصادی عليه زنان برشمرده می شوند. به طوری كه در برخی موارد زنان حتی حق استفاده از اموال خود را نيز ندارند.

_ فروش از سوی همسر- یا پدران فقير و معتاد به مراكز فساد، تجاوز، بریدن آلت تناسلی (ختنه کردن)، فرزندآوری در سنین پایین یا عدم اجازه استفاده از وسایل پيشگيری از بارداری ناخواسته یا سقط جنین اجباری، بی توجهی به نيازهای جنسی زن در بستر زناشویی، تجارت‌های جنسی سازمان یافته، استفاده های پورنوگرافی از زنان و  غیره از نمونه های خشونت جنسی عليه زنان است.

نمونه های بسیاری از این خشونت ها و نگرش های سرکوبگر را امروزه نیز در اکثر نقاط جهان ناظریم که در نتیجه ی آن زنان و دختران را از شناخت و دسترسی به حق و حقوق انسانی خود  در مراحل مختلف زندگی و اجتماع محروم داشته اند و از معرفی و پذیرش نقش زنان به عنوان انسانی مستقل، دارای عقل صحیح و قدرت اختیار اجتناب می شود.

همچنین با نگاهی گذرا به منظومه ی بسیاری از شاعران و ادیبان و فلاسفه که ظاهراَ راهی مناسب و مقبول و ابزاری برای باورپذیری بیشتر نسبت به تحقیر و توهین و استهزاء زنان بوده در می یابیم که قلم صاحب اثر حاصل تربیت ناصحیح، نشات گرفته از دیدگاه های مردسالارانه و ادیان چگونه سعی در ترویج و ماندگاری این تفکرات دارند.

سعدی: چو زن راه بازار گیرد بزن                 و گرنه تو در خانه نشین چو زن 
نظامی گنجوی: مزن زن را، ولی چون ستیزد         چنان زنش که هرگز برنخیزد 
صاحبان این ابیات از بیرون رفتن زن از چهارچوب خانه و حریم امن ابراز ناراحتی کرده و راهکار پیشنهادی شان اعمال خشونت فیزیکی می باشد ریشه ی این دسته تفکرات مرد سالارانه را در ادیان و فلسفه که غالبا زن را مطیع و پیرو فرمان مرد می دانند، می توان یافت. 

ناصر خسرو: به گفتار زنان هرگز مکن کار     زنان را تا توانی مرده انگار
مگوی اسرار حال خویش با زن               که یابی راز فاش از کوی و برزن
این بیت که حاوی خشونت روانی و لفظی است یاد آور جمله ی معروف "زن ناقص العقل است" می باشد و به گفته ی وی زنان صلاحیت مشوره و تصمیم گیری نداشته و امین و رازنگه دار نیستند، بدین منظور بهتر است حضور آنان را انکار کرد .

روسو: زن به فرمان طبیعت برای مرد است و باید تابع او باشد و حتی بی عدالتی هایش را نیز تاب بیاورد.
هگل: زن ها قدرت فهم کلی ندارند .
نیچه: برای مردان که کار و باردشوار دارند لازم است با موجوداتی که دستان، نگاه ها و حماقت های ظریف دارند، بیامیزند تا سبک شوند .

ایمانوئل کانت که شهروندان را به دو گروه فعال و منفعل تقسیم می کند و زنان را جزو گروه دوم می داند. شوپنهاور که معتقد است طبیعت  ضعف قوه ی استدلال در زنان را با دادن هنر مکر و نیرنگ بازی به آنان جبران کرده است. هر چند که دامنه ی این مباحث بسیار گسترده تر از حوزه ی  مقاله ی حاضر می باشد، اما هدف کلی ما تاحدودی روشنگری و آگاهی رسانی است.

تقریبا در تمامی ادیان شکلی از خشونت علیه زنان توصیه شده پس در می یابیم این ها همه قرائت های مردانه از جهان و جهان بینی اند که محدود به موقعیت جغرافیایی یا تاریخی خاصی نیستند. امروزه در کشور ایران، علاوه بر موارد ذکر شده جمهوری اسلامی با وضع قوانین دینی و سیستم نالایق آموزش و پرورش، نه تنها در محیط خانه و خیابان بلکه در ادارات و کانونهای استخدامی یا آموزشی حق و حقوق زنان را به نحوی نقض و در قوانین حکومتی هیچ راه حل مناسبی برای محافظت از زن خشونت‌ دیده یا تهدید ‌شده وجود ندارد، حتی در اکثر مواقع این خود قانونگذاران این خشونت ها را پایه ریزی و حمایت می کنند. 

زن حق ترک خانه مشترک را ندارد مگر خطر جانی یا شرافتی را با شاهد صالح در دادگاه ثابت کند در بسیاری از موارد  زنی که مورد آزار و ضرب و شتم قرار گرفته، حتی پس از شکایت به مراجع مربوطه یا درمان، مجبور است به همان خانه ‌ای باز ‌گردد که عامل خشونت در آنجاست. طبق ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی مقرر می‌ کند که زن باید در خانه ‌ای ساکن شود که شوهر تعیین می ‌کند مگر پیشاپیش حق انتخاب مسکن را گرفته باشد

در نتیجه: 
خشونت تنها با توجه به برهه ی زمانی _ مکانی در شکل ظاهری تغییر می کند و نمی توان اثرات مضر همه جانبه ی آن را تکذیب نمود. بسیاری از روشنفکرنماها در راستای منع خشونت علیه زنان، مرد ستیزی را با مبارزه با تفکر مرد سالاری یکسان می پندارند، درحالیکه به روشنی می توان نقش زنان با توجه به ناآگاهی و عدم شناخت ماهیت خود را از مهمترین علل قربانی شدنشان دانست.

بدین سبب  مجمع عمومی سازمان ملل در سال ١٩٩٩ میلادی روز ٢٥ نوامبر را به عنوان روز جهانی "منع خشونت علیه زنان” تعیین کرد. با توجه به خشونت علیه زنان و تبعات زیان‌ بار ناشی از آن، هدف آگاهی بخشی در جهت عدم پنهان نگه داشتن اعمال خشونت و تشویق زنان به واکنش فعال نسبت به آنچه در جوامع مرد سالارانه طبیعی تلقی می شود، می باشد.

PM:06:49:26/11/2020




‌ ‌ 150 ‌‌بار دیده شده‌‌