سرمایه داری متأخر و یکدست سازی جوانی

منطق فرهنگی سرمایه داری متاخر به شکلی گسترده درگیر دوره جوانی و جاودانه ساختن آن است.

ن:آوات رضانیا ، دانش آموخته دکترای ارتباطات



منطق فرهنگی سرمایه داری متاخر به شکلی گسترده درگیر دوره جوانی و جاودانه ساختن آن است و همراه با آن ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی و جایگاه‌های نمادین را در جوامع مختلف تغییر می‌دهند و یکسان می‌کند. به این ترتیب جوانی یکدست شده، به لحاظ فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی به شکل گیری یک مصرف کننده عام جهانی می‌انجامد که تدوین استراتژیهای بازاریابی، تبلیغات و مدیریت ذهنی آن‌ها را آسان‌تر می‌کند.

جوانی تنها یک دوره زیستی و یا یک فرهنگ خاص نیست که در فرایندهای ارتباطات با گروه‌های همسالان و تحت تاثیر اشکال نهادی آموزشی و پرورشی و سرگرمی ایجاد شده باشد، بلکه امروزه ما با تلاشی آگاهانه در سراسر جهان روبرو هستیم تا فرهنگ جوانی را به فرهنگی جهانی تبدیل کند. در واقع هسته اصلی فرهنگ در وضعیت سرمایه داری متاخر، گسترش فرهنگ جهانی در سراسر جهان و در بین تمامی مردم است. به این ترتیب ما به جز فرهنگ جوانی که مهم‌ترین خصوصیت آن تمایز و اختلاف در بین گروه‌های جوانان بر اساس شرایط جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی و غیره است، با نوعی فرهنگ جوانان جهانی نیز روبرو هستیم که مهم‌ترین خصوصیت آن تلاش برای یکدست کردن جوانان است. 

تلاش برای غالب ساختن سبک زندگیهای متنوعی که خصوصیت مشترک آن‌ها مصرف گرایی و به تبع آن برخورداری از شور و نشاط جوانی است، تشویق به شاد بودن به هر شکلی، تشویق به نمایش خود به شکلی ایده آل و کمال گرا که میانسالان و بزرگسالان و سالمندان را تشویق می‌کند تا با استفاده از امکانات آرایشی و ویرایشی، چهره و اندام خود را به دوران جوانی نزدیک کنند و تلاش‌های پزشکی و فیزیولوژیک برای کشف اکسیر جوانی و قرص‌هایی که از پیر شدن انسان‌ها جلوگیری می‌کند، همگی نشانه‌هایی از فریز کردن و متوقف ساختن دوران جوانی و همیشگی کردن و جاودانه ساختن آن است. دوران جوانی در بسیاری از فرهنگ‌ها با واژگانی مانند جاهل، خام و بی‌تجربگی شناخته شده است، و بسیاری از نظریه‌های علوم اجتماعی و روان‌شناختی آن را دوره‌ای پر از اغتشاش و دوره‌ای در حال گذار و بحرانی می‌دانند. 
با این وجود جاودانه کردن این خصوصیات با خواسته‌ها و نیازهای سرمایه داری متاخر هماهنگی‌های زیادی دارد. البته باید بر این نکته تاکید کرد که فرهنگ جوانی جهانی که از رسانه‌ها تبلیغ می‌شود، با وجود ارائه تمایزات مجازی و غیر واقعی در سبک‌های زندگی و حتی در مصرف و خوراک فکری، تمایزات و تفاوت‌های واقعی فرهنگ جوانی را که متاثر از موقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی است و به نابرابریهای اجتماعی، شمال و جنوب شهر و بحران‌هایی مانند بیکاری، بحران‌های زیست محیطی و غیره حساس است، نادیده می‌گیرد و شکلی از جوانی یکدست را نشان می‌دهد که مهم‌ترین خصوصیات آن مصرف بیشتر، شور و نشاط جوانی و شادی به هر قیمتی حتی با مصرف مواد روانگردان (ماری جوانا و... که در برخی از کشورهای غربی عملا آزاد شده است)، است. 

منطق فرهنگی سرمایه داری متاخر به شکلی گسترده درگیر دوره جوانی و جاودانه ساختن آن است و همراه با آن ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی و جایگاه‌های نمادین را در جوامع مختلف تغییر می‌دهند و یکسان می‌کند. به این ترتیب جوانی یکدست شده، به لحاظ فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی به شکل گیری یک مصرف کننده عام جهانی می‌انجامد که تدوین استراتژیهای بازاریابی، تبلیغات و مدیریت ذهنی آن‌ها را آسان‌تر می‌کند. 
در این میان ما با فشارهایی برای همگانی کردن این جوانی یکدست روبرو هستیم و از طرفی دیگر با تفاوت‌ها و تمایزهای واقعی در زندگی اجتماعی روبرو هستیم که به بازتولید جایگاه‌های نمادین و واقعی افراد می‌انجامد و توسط میزان برخورداری از سرمایه‌های مختلف مادی، نمادین، فرهنگی و اجتماعی تعیین می‌شود. البته روز به روز اینجایگاه‌ها ثابت‌تر شده و موروثی می‌شوند (امکان تحرک طبقاتی به شدت پایین آمده است). وضعیت فعلی اقتصادی و روابط نابرابر در سراسر جهان و جوانی یکدست شده و جهانی شده‌ای که به علت فقر و بی‌امکاناتی تنها در سطح مجازی وجود دارد و در واقع جوانی واقعی را زایل می‌سازد، تنش‌های بسیاری را برای جوانان ایجاد کرده است. 

به گونه‌ای که چارچوب‌های فعلی برای تعیین رفتار بهنجار جوانی، جایی که دقیقا شور و نشاط مجاز است تا خود را نشان دهد و خالی کند، دیگر جوابگوی این تنش‌های بزرگ نیستند. از طرفی دیگر جوانی یکدست شده و همگانی شده، در واقع گسترش و همگانی کردن خصوصیات جوانی، مانند مسائل و گرفتاریهای هویتی و تزلزل شخصیتی و بی‌تجربگی است. خصوصیاتی که در ذات خود از شکل گیری سوژه‌های انتقادی و سیاسی جلوگیری می‌کند. 
جوانی زایل شده، تحت فشارهای زیادی برای بازی کردن نقش جوان خوشحال و شاد و پر از نشاط است، اما در واقع تحت تاثیر فشارهای اقتصادی و اجتماعی می‌شکند. این نوع از فرهنگ جوانی، هیچ امکانی برای شکل گیری یک هویت مبارز و منتقد با انضباط بالا ندارد، و تنها شیوه اعتراضی برای جوانان بروز رفتارهای شیزوفرنیک است. افسردگی، پرخاشگری به اطرافیان، طلب کاری از دیگران، کارهای خلاف، بی‌بندو باری جنسی و آشکار سازی آن و در ‌‌نهایت خودکشی از نمونه‌های اصلی رفتارهایی هستند که تحت تاثیر تناقض بین شرایط واقعی و انضمامی جامعه و تلاش برای گسترش و همگانی کردن فرهنگ جوانی در رسانه‌ها و دیگر تولیدات فرهنگی، رخ می‌دهد. 
برای توجیه این وضعیت، نیازی به فلسفه بافی، ارائه آمار و حتی استدلال‌های عامیانه نیست. در این وضعیت به جای تاکید بر اقناع عقلانی برای تبیین و توجیه آن، تمرکز اصلی تنها بر تغییر احساسات فردی نسبت به وضعیت است. این توجیهات هر چند متناقض و غیر واقعی هستند، اما با ترکیبی از نوستالوژی، شفافیت و کیفیت مجازی، موسیقی‌های یکدست و نمایش‌های مضحک و مسخره تلویزیونی و... کار می‌کنند تا فرد احساس خوبی به وضعیت داشته باشد. 

البته فرد لازم نیست تا به جایگاه خود در این وضعیت، احساس خوبی داشته باشد، تنها کافی است تا فرد به امور اضافی و حاشیه‌ای، مانند روابط نابرابر، فساد‌ها و رسوایی‌ها، کمبود‌ها، عدم تناسب بین ادعا‌ها و وعده‌ها و واقعیت توجهی نداشته باشد و صرفا احساس خوب و زیبایی نسبت به خود وضعیت داشته باشد. در آن صورت اگر مشکلی وجود دارد، اگر یک جای کار می‌لنگد، دیگر تقصیر خود فرد است. او به اندازه کافی برای دوست داشتن و شکرگذاری در برابر وضعیت و برای یکی شدن با آن تلاش نکرده است است.
ترکیبی از جوانی جاودانه و تعمیم یافته و تلاش برای ایجاد احساس‌های خوب و زیبا و شادی‌های بی‌معنی (مانند نوار‌ها و جلسات خنده درمانی) و البته احساس خوب ناشی از مصرف و خرید و...، سازوکارهای نوین سیاست کنترل زیستی و روانی افراد هستند. شاید اگر در گذشته نئولیبرالیسم بر تحدید و کنترل سیاست‌های زیستی و فیزیولوژیک جمعیت بیشتر تکیه داشت، در حال حاضر کنترل جنبه‌های روانی و احساسی از اهمیت بیشتری برخوردار است. 

گسترش تکنولوژیهای اطلاعاتی نوین و ترکیب علوم فیزیولوژیک و نوروبیولوژیک، سابرنتیک و روان‌شناسی، شکل نوینی از کنترل جمعیت را ممکن کرده‌اند که بر کنترل روانی و زیستی بیشتر تکیه می‌کند. ایجاد و شکل دادن به احساس‌ها، خاطره‌ها، حتی کابوس‌ها و رویا‌ها در دستور کار نئولیبرالیسم قرار دارد. جوانی جاودانه، در ‌‌نهایت سوژه‌هایی در هم شکسته می‌سازد که در فریب جوانی جاودانه، جایی که خرد و دانایی و تجربه در پای لذت‌های زودگذر بی‌خردی قربانی می‌شود، خود جوانیشان را هم به عنوان دروانی گذار که در ‌‌نهایت به خرد و تجربه می‌انجامد، از دست می‌دهند.
منبع: تامین


AM:11:09:19/12/2015




‌ ‌ 1584 ‌‌بار دیده شده‌‌