گزارشی از شغلی به نام کولبری در مرزهای کردستان

نبود شغل و درآمد کافی فقط گوشه‌ای از زندگی کولبران است، آنها با وجود ارزش پولی ناچیز اجناسی که جابه جا می‌کنند به چشم شروری اقتصادی دیده می‌شوند و در صورت دستگیری زندان و جریمه در انتظار آنها است.


به گزارش شنوباس، مرزنشینی و مشکلات توسعه‌نیافتگی مناطق مرزنشین وضعیتی را خلق کرده که برخی از ساکنان آن بخصوص روستا نشینان، رو به این شغل سخت می‌آورند.در بعضی موارد خطر چنین کاری بر روی مرزهای ایران-عراق، به قدری بالاست که جان افراد را می‌گیرد، یا دست و پاهایشان  در یخبندان فلج می‌شود.کشاورزی کم بازده و نبود شغل این افراد را به سمت قاچاق سوق می‌دهد، سرمایه‌گذاری‌های اندک دولت در مناطق مرزی باعث شده خانوارهای این مناطق شغلی را اختیار کنند که هیچ میل و رغبتی بدان ندارند. با دیدی اجمالی به شاخص های توسعه یافتگی در کشور به خوبی مشخص است که این استان ها در کمترین میزان سرمایه‌گذاری و در نیتجه توسعه‌نیافتگی به نسبت مراکز دیگر برخودارند، درآمد سرانه نصف میانگین درآمد سرانه کشور است.

ازآن رو که توسعه‌ و پایداری آن در گروه توجه دولت به ساختارهای اجتماعی و اقتصادی هر جغرافیایی است، پیشبرد آن فرآیندی سیستمی و برنامه‌ریزی شده می‌طلبد. روی آوری مردم به شغل های خطرناک و مقبول نبودن چنین شغلی توسط دولت خود حاکی از جبری محیطی برای گذارن روزی است. مرزها که حساس‌ترین نقاط هر کشوری محسوب می‌شوند، انسجام اجتماعی آن در گروه انسجام اقتصادی آن است. بی‌توجهی به سرمایه‌گذاری در چنین شرایط و جغرافیایی، جدای از پدید آمدن شغل های خطرناک موجب به هدر رفتن سرمایه‌ی انسانی کشور نیز می‌شود.سالانه سرمایه‌های زیادی صرف تحصیل و آموزش کودکان می‌شود، هر هزینه ا‌ی که صرف تحصیل و آموزش جوانان می‌شود خود بردارنده‌ی وضعیتی برنامه‌ریزی شده در جهت پیشبرد فرهنگی و اجتماعی می‌باشد که جزء شاخص‌های توسعه‌یافتگی قلمداد می‌شود.

نیروی متخصصی که در دانشگاه تربیت شده و سالانه هزینه‌های زیادی صرف آموزش آن می‌شود، نه به معنای کمک‌های آموزشی بلکه به معنی سرمایه‌گذاری آموزشی است.نهادینه نکردن شرایطی مطلوب در جهت بازده‌ی سرمایه‌های آموزشی، جدایی از نارضایتی قشر وسیع اجتماع، حذف نیروی متخصص و روی آوری آنها به شغل‌های خارج از چارچوب‌های برنامه ریزی شده دولتی است.

زندگی در چنین شرایطی رمق کار فرهنگی را می‌گیرد، نیروی دانشگاه رفته که انتظار تزریق و افزایش سرمایه‌اجتماعی را از آن داریم چنان در گیر و دار شغل و دغدغه‌های مادی فرو می‌رود که عمل فرهنگی را نه در درجات پایین بلکه حذف شده از اذهان می‌دارد. از سوی دیگر شرایط کوهستانی مناطق مرز نشین کشاورزی سنتی را با مشکلاتی روبه‌رو کرده که نمی‌توان آن را همچون معیشتی اساسی با توجه به شرایط اقتصادی امروزی در نظر گرفت. فرآهم آوردن امکانی که کشاورزی را از قالب های سنتی بدرآورده و آن را همچون امکانی نو برای تولید بیشتر قلمداد کند، نیاز به وجود ابزار آلات صنعتی و فرآهم آوردن هزینه‌های برای آن دارد.

نبود شغل و درآمد کافی فقط گوشه‌ای از زندگی کولبران است، آنها با وجود ارزش پولی ناچیز اجناسی که جابه جا می‌کنند به چشم شروری اقتصادی دیده می‌شوند و در صورت دستگیری زندان و جریمه در انتظار آنها است. نهادن مرزهای رسمی گمرکی و استفاده از نیروی متخصص بومی می‌تواند گوشه‌ای از این ماجرا را حل کند.

برقراری شرایطی که به بهبود شغلی کولبران منجر شود، آنان را برای همیشه از چنین شغلی دور می‌کند. شرایط زندگی آنان هرگز نمی‌تواند از چشم اهل تقوا دور بماند. دختر بچه‌ای مدرسه‌ای که چشم به راه پدر می‌ماند تا به خانه با دست پر بازآید، ولی پدر را با دست و پای یخ زده و صورت کبود شده به خانه می‌آورند...


PM:03:53:20/12/2015




‌ ‌ 1467 ‌‌بار دیده شده‌‌