مرگ عالیجناب سرخپوش

نویسنده: فرزین کرباسی


اکبر هاشمی رفسنجانی بهرمانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس اسبق مجلس خبرگان رهبری و نخستین رئیس مجلس ایران و چهارمین رئیس جمهور ایران در دو دوره پیاپی و ... تمام این القاب را باید با این صفات هم آذین کرد : معمار سرکوب آزادیخواهان و جزو آمران ترور مخالفان رژیم در داخل و خارج کشور ، بنیان گذار اقتصاد آزاد بعد جنگ که برای سالها دست سپاه پاسداران را برای چپاول ایران باز کرد و بسیاری دیگر ...

او یک سیاستمدار دین محور بود که از ابتدا مرید و مقلد خمینی و از مهره های کلیدی در میان اطرافیان او به شمار میرفت . هیچ رویدادی در ابتدای انقلاب ایران روی نداد مگر او در آن مشارکت و دخالت نداشته باشد، از خواندن حکم نخست وزیری "بازرگان" گرفته تا تاسیس حزب جمهوری اسلامی و اعلام آن در حضور خمینی . او یکی از اعضای شورای انقلاب بود که مستقیما با هیِئت مذاکره کننده با نماینده های خلق کرد در تماس بود که در سال 58 و بعد از خیزش مردمی در کردستان در جریان بود .

هاشمی رفسنجانی در طول سالها در بالاترین رتبه های اجرایی و تصمیمگیری رژیم قرار داشت تا جایی که بعد از مرگ خمینی این رفسنجانی بود که با یک ترفند زیرکانه و با همکاری احمد خمینی قبای رهبری را بر قامت خامنه ای دوخت و در یک جنگ درون گروهی منتظری را از صحنه سیاسی حذف کرد.از دیگر دستاوردهای هاشمی باید از سرکوب حرکتهای مردمی تا تداوم و مدیریت جنگ هشت ساله را نباید از چشم دور داشت و شاید بزرگترین و بدترین نقش او را پس از جنگ و در دوران به ظاهر سازندگی نام برد که به تمام معنا ضد مردمی و به کام جریان سرمایه داری نوپای درون رژیم بود که با ولعی سیرنشدنی در پی غارت منابع کشور بودند.

سهم ایرانیان از دوران سازندگی رفسنجانی هر چه که بود سهم ملیتهای درون ایران مانند کردها و بلوچها و ... به جز فقر روزافزون و مواد مخدر و بیکاری نبود. زمانیکه محمد رضا رحیمی بعد از ریاست جمهوری هاشمی استاندار وقت کردستان شد پروژه رژیم برای آلوده کردن جوانان کورد به مواد مخدر کلید خورد و دیرزمانی نگذشت که رحیمی در یک محفل خودی رژیم میگوید:" افتخار من این است که کلاشنیکف را از دست جوانان کورد در آورده و بافور را به دستشان دادم".

در تمام دوران حضور رفسنجانی چه در دوران اقتدار سیاسی سالهای اولیه و چه طی این سالیان اخیر که دچار فراز نشیب قدرت و نفوذ بوده از زمره بدنامان وجنایتکاران تاریخ و همچنین طراح اصلی برای ترور آزادیخواهان و مبارزان ایران بشمار میرود نمونه بارز آن ترور میکنوس و ترورهای مبارزان در کردستان عراق میباشد .

او نمونه ای از یک سیاستمدار و دولتمدار فاسد در دوران حکومت اسلامی بشمار میرود تا جایی که گروههای تندرو داخل نظام در سالهای اخیر خواستار محاکمه وی و فرزندان او بودند و بلاخره در چند سال اخیر دختر و پسر وی ( فائزه و مهدی) طعم زندان جمهوری اسلامی را چشیدند و زمانی خود وی هم از تیغ ردصلاحیت نظارت استثوابی شورای نگهبان در امان نبود و او را برای مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی رد صلاحیت کردند!!!.

در ذکر مصیبت و بازگو کردن اعمال این عالیجنابان حرف بسیار است ولی شاید بزرگترین افسوس این باشد که چرا بدون محاکمه و جوابگو بودن در برابر دادگاه خلق ، مرگ اینچنین مهربانانه جان را از پیکر این جنایاتکاران میستاند .


AM:12:26:09/01/2017




‌ ‌ 442 ‌‌بار دیده شده‌‌