«ترمینال تروریستها »

شاعر: ارسلان چلبی


آرام باش کبوتر بیمار

سرما خبری از نور ندارد
ویران شد ویرانەهای خوشبختی
و چشمهایت بوی غم میدهد
همچنان کە موهایت بوی افسردگی را!
نقش خال تو هزاران متر مکعب را اشغال میکند
و گونەهایت نقش خال تو را تبعید میکند!
آنگاە کە من در خرابە‌های "تهران” زجە میزدم
و در سینماهای این شهر سر بە روی گلولەهایت می‌نهادم
آری، گلولەهای مبدل از آشفتگی!

 

آرام باش قلب ولگرد من
صندلی از پس صندلی و اتوبوسهایی ناممکن از عشق
آنگاە کە ترمینالهای متعفن را با ٢ بلیط نوازش میکردیم
و سالهای سال را با این ٢بلیط سر میکردم!
آری در اتوبوسهای مبتذل سفرهایمان را آغاز میکردیم
مغزت را بە شانەهای مردە جادە هدیە میدادی
و تو چشمهای روشن من را خاموش میکردی
بسان روشن شدن مرگ در حضور مایوس ٢٨مرداد
کە پرواز جغدهای سادیسم را رقم زد
و انگشتان من بە سمت اندیشەای رادیکال رهسپار شدند!

 

آرام باش قلب ولگرد من
آنگاە کە "سنندج” پرواز عشق تو را مینواخت،
و جغدهای ناکجا نسیم متعفن سقوط را بە من هدیە میدادند
آرام باش قلب ولگرد من
آنگاە کە تهران سیم جوشی گرم را بر روی قلبهایمان فرود آورد
و کارگرها فریاد میزدند "حقوق عقب افتادە ما را پرداخت کنید”
چاههای نفت و گاز را یارای چنین موهبتی نبود
و دیپلماتهای تروریست عشق را در کافەهای اروپا جار نمی‌زدند، عشق را جارو میکردند!

 

هیچ ندانستیم کە ارتباط ما و شعرهای عارفانە آنها در تهران چە گندی را بالا آورد؟
"۲۸مرداد” بود کە گورستانها را امضا کردند!
هیچ کس نفهمید چگونە آن روز را طی کردیم
چگونە نگاههای آلودە را درک کردیم
ما نترسیدیم و هیچ وقت ترس را در اتوبوسها جاری نکردیم
ترمینال تروریستها عشق ما را تاب نیاوردند
آری من همە اتوبوسها و ترمینالها را بالا آوردم و بلیط‌ها را گم کردم
ما در سردترین کافی نت شهر زوزە آوارگی سر میدادیم!
تشنج را همراە زیبایی خلق میکردیم
و گذشتە دردناک همدیگر را داد میزدیم
اما نگران نباش
عشق ایمیل‌های زیبایی را بررسی میکند!!

 



PM:06:56:09/01/2017




‌ ‌ 982 ‌‌بار دیده شده‌‌


پربیننده ترین ها ‌