"کولبری" نهایت بی حرمتی به انسان

به بهانه 11 اردیبهشت روز جهانی کارگر
ن/ بیژن قبادی

کردستان موقعیتی جغرافیایی ویژە است با پتانسیلها و موقعیتهای ویژە و مختص بە خود. یعنی درواقع و بدون اغراق میتوان گفت کە کردستان چکیدەای از جهان و جهانیکوچک است. موقعیت طبیعی، منابع و کانها، زمینهای حاصلخیز، مرتع و چراگاههای غنی، تنوع گیاهی کم نظیر، برخورداری از موقعیت آب و هوایی منحصر بە خود یعنی در آن واحد در موقعیتهای جغرافیایی مختلف، احساس عینی بە وجود تمامی فصول سال و آب و هوای متنوع موجود در جهان.

وجود سرچشمە بیشتر آبها و رودخانەهای جاری در کشورهای منطقە در کردستان بەطور اعم بیانگر امتیاز ویژە این موقعیت است. نیز کشورهایی با دشتهای پهناور، شن زار، و شورەزار در همسایگی این سرزمین غنی و ثروتمند، آنرا بە طعمەای با برکت برای آنها مبدل نمودەاست. لذا هرکدام برای اعمال سلطە و کسب مساحتی بیشتر از آن برای خود، توأم با سرکوب بیرحمانە صاحبان اصلی آن و محروم کردن مردمانش از سادەترین و ابتدایی ترین حقوق انسانی ، با هم نیز مدام در حال ستیزند. و درست برای سرکوب کردها هم پیمان، متحد و همسویند.

بە درازای تاریخ این خطە میدان تاخت و تاز و زیادەخواهی امپراطوریها و کشورهای متخاصم و سهم صاحبانش مرگ و تبعید و آوارگی و سوختن خانە و اموال و مزرعەیشان بودە است.

اگر نگاهی بە ادبیات دولتمردان در بازە زمانی چهار دهە اخیر و با توجە مقطع سنی خویش، بی شک همگی ما شاهد زندە آن هستیم، در می یابیم کە حاکمان تهران و عواملشان در کردستان تا چە حدی ریاکارانە و مزورانە برنامەریزی ، مدیریت و برخورد کردەاند و هموارە بە مشتی وعدە و وعید بسندە نمودە کە هیچگاە بە مرحلە عمل نرسیدە و در زیر لایەهای قطور گذر زمان مدفون گشتە تا شروع سیکلی دیگر فراموش شدەاند.

هر گاە رژیم اسلام در منگنە و تنگناە واقع گشتە و یا عوامفریبانە و برای پاشیدن خاک بە چشم مردم نیاز بە مانور اعتبار و پشتوانە تودەای داشتە است، این مردم با عنواین: مرزداران غیور، سلحشور و ... چنین القاب فریبکارانەای بە مردم روی آوردەاند.

٣٠ سال از پایان جنگ ویرانگر ایران و عراق می گذرد و در مناطق مرکزی ایران مگر در لابلای کتب تاریخ و الا کسی جنگ را بخاطر ندارد و این در حالیست کە ما بە درازای مرزهای غربی هنوز ما علاوە بر باز ماندن تصاویر و ویرانیهای ناشی از جنگ، هنوز در حالت جنگی بسر میبرند و مزارع و کشتزارهای این مناطق جوانە تلەای انفجاری و مینی سر از خاک بر می آورد و عزیزی را از عزیزانش و سرپرسست را از خانوادەاش و فرزندی را از پدر و مادرش می گیرد بخشی از جسمش را می ستاند. یعنی در واقع بعد از گذشت سە دهە از خاتمە رسمی جنگ، این مردم در تمامی ابعاد زندگی خود در حالت جنگی بسر می برند. اما همین مردم در صورت مطالبە حق مشروع خود و یا اعتراض بە تضییع حقشان، با درندانەترین شیوەها مورد هجوم واقع می شوند.

سرکوب و روشهای آن تنها در یک یا چند عرصە خلاصە نمی شود بلکە ابعاد گوناگونی دارد. علاوە بر سرکوب سخت افزاری نظیر کشتن، اعدام کردن، ترور، شکنجە، زندان، تبعید و ... جوانب نرم افزاری وسیعتر دهشتناکتری دارد. سرمایه گذاری و تلاش همه جانبە در راستای هویت زدایی، در مضیقە و تنگنا قرار دادن تهدید و تطمیع برای تغییر باورهای مذهبی، عدم گزینش در ادارات و ارگانهای حکومتی، تحقیر مداوم و سازمانیافتە، نشان دادن چهرەای کاملا مخدوش و وارونە از این ملت در عرصەهای هنری از جملە سینما و غیرە. علاوە بر اینها عدم سرمایەگذاری برای رونق اقتصادی و ممانعت از سرمایە گذاری طرفهای دیگر با بهانە عدم وجود امنیت کە خود آنها منشاء عدم ثبات و امنیت اند و هموارە با مستمسکهای مصنوعی و در راستای اهداف مشخص و تأمین منافع باندهای مافیایی گوناگون، مانع هر گونە سرمایە گذاری می شوند.

گسترش فقر مداوم و مضاعف یکی دیگر از روشهای سرکوب است کە در کنار تاراج منابع و ثروتهای این مردم بە پیش بردە می شود. غارت آب، سنگ، تاراج کمیاب ترین نوع طلای دنیا موجود در کردستان موسوم بە طلای سبز از معادن طلای کردستان موجود در مثلث دیواندرە، سقز و شاهیندژ، سنگهای با درصد بالای آلیاژ تنگستن از معادن اشنویە و قبول هزینە گزاف حمل و نقل و بردن آن بە اصفهان برای بهرەبردای صنعتی و سایر منابع طبیعی موجود در کردستان.

در کنار همە اینها تولیدات گندم، جو، نخود، چغندر، حبوبات و سایر محصولات کشاورزی، میوە و محصولات باغی متعدد و متلون، سیفی جات، گوشت و مواد پروتئینی و لبنیات سایر فراوردەهای دامی و وفور استعداد نیروی انسانی و ظرفیت بالای توان کاری، گوشەهایی از پتانسیل موجود در کردستان است کە از خوزستان تا شمال آذربایجان را شامل می شود.

در کردستان با توجە بە سیاستهای دولت مرکزی و اعمال تبعیض های چندگانە، خبری از مراکز تولیدی و صنعتی نیست. زندگی مردم از راە کشاورزی، دامداری، باغداری، داد و ستد روزانە در بازارها، انجام امور خدماتی عمومی و مهاجرت در برخی از فصول سال بە مناطق دیگر ایران و کارگری فصلی می گذرد.

علیرغم استعداد و بستر فراوان در کردستان، اما سیاست حاکم هموارە فقیر نگهداشتن مردم است و کشاورزان و حتی طیفهایی از کسبە ناچار بە مهاجرت فصلی هستند. نیروهای بومی بکار گرفتە شدە از سوی ادارات دولتی بە ویژە در بخش خدمات، عمدتا قراردادی هستند و فاقد هرگونە حقوق و تعهدی از سوی کار فرما و هر سە ماە یکبار بنا بر میل و صلاحدید کارفرما قرارداد تمدید می شود. کارگران مهاجر نیز کە بخش وسیعی از آنها در امور ساختمانی و کورەپزخانەها هستند بنابر فصلی بودن کار، آنها نیز وضع بهتری ندارند.

در این سالهای اخیر و بعد از سقوط صدام حسین و رژیمش در عراق و تحولاتی کە در کردستان عراق حاصل شد، مرزهای کردستان میدان نقل و انتقال اقلام محدودی از برخی کالا شد و جمع وسیع از نیروی کار جلب این مقولە شدند. اما باید گفت کە این بستر قبل از اینکە بستری برای کار و گدران امور باشد، میدان کارزاری بود از یک سو برای گیر آوردن لقمەای نان کە با حمل کولەی دو تا سە برابر وزن خود و عبور از راههای سبع العبور و سنگلاخی در برف و یخبندان زمستان و گرمای طاقت فرسای تابستان و گذر از میان موانع مرگ آفرین از پرت شدن از ارتفاعات و سقوط بە قعر درەها تا میادین مین بازماندە از جنگ در منطقە و علیرغم اینها سیبل متحرک بودن نیروهای نظامی رژیم و بدنبال آن مرگ و نقص عضو و در بهترین حالت آن گیر افتادن و زندان رفتن و پرداخت جریمە و پرداخت باج بە نیروهای مستقر در مرز و مسیر عبور و یا ضبط محمولە و بعداز آن طرف شدن با مالک کالا. آمار تلفات انسانی و نیز کشتن چهار پایان در مناطق مرزی خود مؤید این واقعیت تلخ است.

گذشتە از همە اینها باندهایی کە با شراکت مسئولین حکومتی در منطقە، کە خواهان انحصار این حمل و نقل مرزی هستند، اهرم فشار دیگری است بر این مردم کە بە شیوەای دیگر عرصە را بر آنها تنگتر نمودە است.

با وجود همە اینها و بعد از بستن مرزها و اعتراضات و اعتصابات ناشی از آن، در گوشە و کنار می شنویم و یا حتی برخی از نمایندگان مجلس فرمایشی ایران بحث از تصویب قانونی برای "کولبری" می کنند. یعنی در دورانی کە بە یمن تکنولوژی و مدد از ماشین هر گونە حمل کالا چە جزیی و چە کلی، ابزار خاص خود را دارد و حیوانات کە تا دیروز بخش عمدەای از این مهم را بر عهد داشتند، از حمل بار معاف شدەاند. اما این حضرات بنا دارند در کردستان انسان را بە حیوانی بارش تبدیل کنند. یعنی بە حدی ذلیل و زبونند کە بجای مطالبە حق و حقوق انسانی مردم و حفظ و ارتقاء جایگاە انسانی آنها، مشغول تصویب قوانینی حتی نازلتر از بردگی برای انسان هستند.

بنا برین کولبری چە با تصویب قانون و چە بی تصویب قانون، نە اینکە شغل نیست، بلکە نهایت تحقیر انسان است کە انسانهایی با سنین و توانایی جسمی متفاوت برای لقمەای نان، با قبول خطرات حتمی ناچار باشند دو تا سە برابر وزن خود در شرایطی غیر انسانی محمولەای را حمل کنند کە سود و عوایدش برای خود آنها نیست و صرفا برای مبلغی ناچیز و لقمە نانی، این خطرات را بجان می خرند.



PM:09:32:29/04/2018




653 بار دیده شده‌‌