ما و حاکمیت، حاکمیت و ما!

 

ن/ بیژن قبادی
حکومتها و ساختارهای سیاسی مکانیزمی قراردادی هستند کە با توافق و مشارکت عناصر اجتماعی هر جامعە چە مستقیم، چە غیر مستقیم و رسمی و غیر رسمی، هم مکتوب و هم غیر مکتوب برای ایجاد هماهنگی میان بخشهای مختلف اجتماع و وكالت از سوی آنها ایجاد شدە و با در اختیار داشتن تمامی منابع و اهرمهای قدرت و ادارە جامعە انجام وظیفە میکند.

 

قدرت و حکومت هیچگاە همزاد و جفت حکومتگران و ارباب قدرت نبودە و نیستند اما آنها با استفادە از ابزارهای قدرتی کە نیابتی آنرا در اختیار گرفتەاند، جایگاهی ویژە و ممتاز برای خود دست و پا کردەاند. آنها حکومت کردن بر جامعە را بە مثابە تکلیفی بر دوش خود و رسالتی از سوی خدایان و خود را مبعوث شدگان برای سرپرستی و ادارە تودە مردم، بە بازار عرضە نمودەاند. در این میان ارباب ادیان نیز بە کمک آنها شتافتە و یا خود حکومت کردە، یا شریک حاکمان بودە و یا در خدمت بسط و گسترش حاکمیت آنان.

همە اینها در حالیست کە علیرغم تفکیک و ناهمگون بودن اعضاء و بخشهای اجتماعی در هر جامعەای، مجموعەای در هم تنیدە و مکمل هم اند. در واقع ‌هر کدام از بخشها با وجود استقلال ظاهری، در سیستمی گرد آمدەاند کە کە بدون هماهنگی میان آنها هیچکدام کامل نبودە و قادر بە انجام حتی امورات شخصی خود نیستند. وظیفە حاکمیت و سیستم مدیریت اجتماعی هم هماهنگی میان این مکانیزم و حفظ آن است.

حاکمان و دستگاە توجیەگر سلطە آنها با تحمیق لایەهای اجتماعی و وانمود کردن این مقولە کە حاکمان مادرزاد حاکمند و این رسالت از سوی خدایان بە آنان عطا شدەاست، لذا مردم ناچار بە تبعیت و تن در دادن بە مشیت الهی و تسلیم امر حاکمان بودن اند. روزانە این موضوع با استفادە از تمامی تریبونها و منابر تعمیق یافتە است.

رژیم اسلامی ایران نیز با بهرەبرداری از این قاعدە و سوار شدن بر موج احساسات و باورهای دینی و مذهبی مردم و تحمیق هرچە بیشتر، بەصورتی مزمن بە سلطە خویش تداوم بخشیدە است. عوامل این رژیم در سطوح گوناگون با بهرەگیری از انواع تریبون و منبر وعظ و خطابە از مسجد و حسینیە و تکیە و خانقا گرفتە تا امام زادەهای ثابت و سیار و رادیو، ماهوارە، تلویزیون، روزنامە و جراید، مبلغین اعزامی و گسیلی، دنیای مجازی و اینترنت و شبکەهای اجتماعی و صرف ارقام نجومی پول و سرمایە و بازگرداندن آن از جیب مردم بە کیسە و انبان خود، مدتهاست کە بر اریکە قدرت سوارند و خودرا نمایندگان مستقیم و بلاعزل خدا پنداشتە کە از روی خیر خواهی بە ارشاد و راهنمایی مردم صغیر !و ناتوان! از ادارە خود پرداختەاند. آنها قبول زحمت نمودە، از زندگی شخصی خود گذشتە و بە راهنمایی مردم معاصی و گناهکار پرداختە و آنها را برای رفتن بە بهشت و یا حداقل بخشش گناهانشان مدد می رسانند!

آنها از عدم شناخت ما نهایت بهرەبرداری را می کنند و مانع از آنند که احاد جامعە جایگاە و حق و حقوق خود را بدانند. لذا باید مردم متوجە باشند کە فلسفە وجودی حاکمیت، حاکمان و ارباب دین و دولت خود ما مردم هستیم. مردم و تودەهای اجتماعی با کمیت و کیفیتها و شیوەهای ابداعی زندگی جمعی و فردی موجودیتی انکار ناپذیرند اما سلطە، حکومت و حاکمیت ارباب دین و دولت بدون وجود جامعە بی معنی و غیر عملی و غیر قابل تصور است. مگر آنها در غیاب مردم قرار است کە بر کی حکومت بکنند. پس شرط اول رهایی، آگاهی و خرد جمعی از این مقولات و موضوعات است.

فرهنگی کە رژیم اسلامی منادی و پرچمدار آن است نە فرهنگ حیات و زندگی کە فرهنگ گورستان است. امید، شادی، شاد زیستن، تبسم، خندیدن و تلون زندگی را ضد ارزش اعلام و ممنوع کردە و از مردم و حیات روزانە آنها گرفتەاند. بجای آن شیون و زاری، گریە، اشک، احساس گناه و معصیت ابدی و ازلی را جایگزین نمودەاند.

روزانە جعلیات، دروغ، یاوەبافی، افسانە سراییهایی از زبان واعظین و رسانەهای رنگ وارنگ و میز، تریبون و منابر رسمی و غیر رسمی بە خورد مردم دادە می شود و چنان با روح و روان مردم و پیر و جوان و خرد و کلان بازی کردەاند کە مستمعین و پای منبریها علیرغم اینکە خود بە بی اساس بودن آن موهومات اذعان دارند با این وجود بە سر و کول خود می زنند و خود را خونین و مالین می کنند. در این راستا حتی از آسیب زدن بو کودکان ابایی ندارند.

امروزە هرچند دیر اما در میان اقشار و اصناف جامعە ایران خود آگاهی ای عمومی حاصل گشتە و بی محابا بانگ بر می آورند کە: ای حضرات دنیای ما برای خودمان و عقبای شما پیشکش خودتان ما فقط می خواهیم زندگی بکنیم. مردم عاصی از چهل سال حاکمیت جهل و جنون و خون بە میدان آمدە و خواهان برچیدن نظام ضد انسانی دینی هستند و آنرا با صراحت و در قالب شعار سر می دهند. اعتراضات دی ماە سال گذشتە تا بە امروز خود مؤید این واقعیت است. گرچە اعتراضات با طرح مطالبات صنفی آغاز شد و بەحق امر و انتخابی درست است، اما همین مطالبات صنفی مجموعە و کل موجدیت سیستم را نشانە رفتە است.

از آنجا کە رژیم اسلامی از هر گونە تجمع و ندای حق خواهانە و آگاهی بخشی واهمە دارد، حتی این اعتراضات آرام و متمدنانە را بر نمی تابد. با توسل با انواع دسیسەها و بە میدان آوردن باندهای تبهکار خود سعی در برهم زدن اعتراضات صنفی و مطالبە جویانە دارد و با ایجاد فضای کاذب از یک سو رعب و وحشت و از آنسو ایجاد بلبشو و تخریب اموال عمومی و شخصی و محل کسب و کار مردم و پخش آن از رسانەهای خود بدنبال مستمسکی است برای سرکوب.

رژیم قادر بە حل مشکلات و معضلات نیست زیرا نە مایل است، نە استعداد آنرا دارد و نە توان و ظرفیتش را. چنانچە دارای میل و انگیزە و توان لازم برای پاسخگویی بە آنها بود، حدود نیم قرن وقت، زمانی چند برابر فرصت لازم است برای پاسخگویی و حل معضلات و مشکلات مردم. اما در مقابل انبوە مطالبات بحق و معقول مردم را کە طی این سالیان تلنبار شدە و پسخی بداسن دادە نشدە است. بنابرین چارە کار تنها و تنها سرنگونی رژیم حاکم است. برای رسیدن بە این منظور گزینەهای متعددی وجود دارد. رژیم از بکار گیری خشونت و بە خشونت کشانیدن استقبال می کند. اما ما تا سرحد ممکن از دادن این بهانە و یا اجازە پرداختن بە آن از سوی رژیم احتراز کنیم. اما این بدان معنا نیست کە در مقابل باندهای تبهکار آنها کوتاە بیایم و لازم است با سازماندهی واقع بینانە تیمهای تدافعی خود را داشتە باشیم برای پاسخ گویی در مواقع مقتضی برای دفاع از موجودیت خود، اطرافیان، جان و مالمان.

در این وانفسا کە رژیم در تنگنا و مخمصە گرفتار آدە است، با چراغ سبزی کە از ترامپ گرفت و زمزمەهایی کە این روزها در مجلس ایران مبنی بر اینکە: اگر نظام صلاح بداند، با آمریکا هم مذاکرە می کنیم! توسل بە ترفند تقیە و سر کشیدن جام زهری دیگر، هر آن محتمل است. چنانچە رژیم از این مرحلە برهد دستش برای سرکوب داخلی باز و بازتر خواهد شد، لذا هر گونە فرصت دادن بە جمهوری اسلامی برای سر بر آوردن از بحران کنونی، جفا در حق خود، فرزندانمان و کل مردم منطقە است.

مدرنترین و متمدنانەترین و در عین حال کم هزینەترین و پر دستاورد ترین روش، هماهنگی و گسترش اعتصابات عمومی در تمامی بخشهای تولیدی، خدماتی، اداری و بازار است و حمایت، مشارکت، پشتیبانی و انعکاس آنها امری حیاتی و وظیفەای همگانی است.



PM:07:55:31/07/2018




641 بار دیده شده‌‌