اعتصابات اصناف و...

ن/ بیژن قبادی
انسان در راە نیل بە خواستهای خود ابزار و مکانیزمهای گوناگون و متعددی را ابداع و بدست گرفتە و از آنها بهرە بردە است. بنابر مقتضیات زمانی، مکانی، اجتماعی، سیاسی، مناسبات تولید و . . . هموارە این ابزار متغییر بودەاند. بخشی از این ابزار و مکانیزمها در حوزە مطالبە حقوق از حاکمان و سیستمهای حاکمە اند. در این میان نظامهای حاکمە، ارگان، نهادها، کارفرمایان یا سیستمی کە بە عنوان ناقص آن مزایا و حقوق شناختە شدەاند نیز ابزار خود را داشتە و برای مقابلە از آنها سود جستەاند.

در خیلی از موارد محدودیتهای گوناگون و عدم انعکاس عمومی آن اعتراضات و محسور بودن آن در دایرەای بستە و عدم آگاهی اجتماعی صنوف و اقشار دیگر پیرامونی کە حتی گاها آن معضلات را خارج از قشر و صنف خود پنداشتەاند، واکنشی فراگیر بەخود ندیدە و در خیلی از موارد نیز ناچار بە تمکین بە وضع موجود گردیدە است. در ضمن نباید فراموش کرد کە این امر شکست نبودە، بلکە مقطعی و بسان ایستگاهی برای تجدیدقوا عمل کردە است. در مراحل بعد و با شناختن نقاط ضعف و قوت خود و پی بردن بە منافذی کە آنها را در نیلبە اهداف ناکام گذاشتە، بار دیگر بە میدان آمدە و اگرچە نە بصورت کامل، اما سیستم، ساختار و کارفرمایان را ناچار بە عقب نشینی نمودەاند. اگر چە بطئی و کند، اما خواە ناخواە دستاورد محسوب شدە و خیلی از آن حقوق و مزایایی کە امروزە حاصل شدەاند، ناشی از همان مبارزات بودەاند. چنانچە اگر بە میل صاحبان زر و زور بود، بە هیچ عنوان حاضر بە تمکین و دادن کمترین امتیازی نبودە و نیستند. اگرچە آنها نیز بیکار ننشستە و هموارە و از طرق گوناگون سنگ جلو پا انداختە و چوب لای جرخ گذاشتە و با انواع ترفندها و حیلەها سعی در باز پس گیری آنها داشتە و یا محدود نمودە و بە حداقل رساندەاند.

یکی از این شیوەهای بازپس گیری حقوق پایمال شدە، خود داری از انجام کار و بە تعطیلی کشانیدن ادارات و از حرکت بازداشتن چرخای تولید وانباشت سود است کە هیچگاە بە مذاق کارفرمایان، حکومتشان و سوداندوزان و چپاولگران خوش نیامدە و کابوس خواب و بیداری آنها بودە است کە با نام "اعتصاب" شناختە میشود. از تاریخچە، چگونگی، کیفیت و گسترە آن کە بگذریم، این روش در عین اینکە کم هزینەترین، آسانترین و کوتاهترین راە است، متمدنانەترین و مقبولترین و قابل پشتیبانی ترین راە در حیطە مطالبات و خواستهای صنفی و پیشەایی نیز هست.

با توجە بە سیاستهای غلط رژیم اسلامی ایران با عمری قریب بە نیم قرن حاکمیت، عوارض و تبعاتی کە این سیستم حکومتی در یکی از غنی ترین کشورهای منطقە بوجود آوردە است غیر قابل انکار و چشم پوشی است. ویران کردن زیرساختهای اقتصادی و تولیدی، غارت و چپاول معادن و منابع و بجیب زدن آنها و خرج مبالغی برای شبکەهای ترور منطقەای و فرا منطقەای و جهانی، تلاش برای استتار واقعیات جامعە ایران و وضع و گذران مردم و معرفی خود بە عنوان نمادی از الگوی حکومتی کارآمد رو بە جهانیان و مردم سایر کشورها، ایران را بە ویرانەای مبدل نمودە است.

علاوە بر زیرساختهای اقتصادی و منابع طبیعی و طبیعت بە گند کشیدە شدە، گامهای بنیادین برای فروریزی جامعە و عاطفە و اخلاق را پایەریزی کردەاند و در صورت ادامە سلطەی این حکومت، علاوە بر تهدید امنیت کشورهای منطقە و جهان، از کشور و جامعەای بنام ایران، نە نشانی از تاک خواهد ماند و نە از تاک نشان! مردم ایران علیرغم تمامی این مصائب با بزرگواری و سعە صدر برای اصلاح امور بە آنها اعتماد کردە و چندین بار فرصت دادند، اما سیر فزایندە و بیشمار مصائب و مشکلات و سیر قهقرایی زندگی، همین مردمان را ناچار کردە است کە برای نجات خود از این مخمصە، شریفانە بە مناسبترین و متمدنانەترین شیوەها برای بیان خواستهای خود متوسل شوند.

در این رابطە و در مراحل مختلف دست بە چنین اقداماتی زدەاند اما تاکنون بجز سرکوب و بازداشت و زندان و شکنجە و کشتن، از حکومت چیزی عایدشان نشدە است. اما در مقابل، عظیم ترین دستآورد را کسب کردەاند کە آن هم اتحاد، همدلی، یگانگی، روحیە مبارزاتی و حق طلبی و اینکە تنها نیرویی کە قادر است آنها را حمایت و پشتیبانی بکند، همانا متکی بودن بە خود و نیروی لایزالشان است کە هیچ قدرتی قادر بە مقابلە و رویارویی با آن نیست.

جامعە ایران در سایە سلطە سیاە حکومت دینی با شعار فریبکارانە حکومت کوخ نشینان، عملا بە دو بخش مجزا تقسیم شدە است. باندی مخوف و مافیایی کە برای بقای خودش دست بە انجام هر ترفند، تاوان و شگردی میزند و در همانحال مشتی دزد و اختلاسگر و چپاولگر مقدس‌اند کە با تمامی کشورها و در کل با ساکنان زمین سر جنگ و ستیز دارند. حدمیانگینی وجود ندارد و با لجاجت و عناد رژیم با جهان و با مردم داخل ایران، تمامی غیر خودیها بەسوی فقر راندە شدەاند و اگر جمعی را در کنار خود نگاە داشتەاند تنها نگاهی ابزاری بە آنها است و در صورت عدم نیاز آنانرا نیز بە سوی سمت دیگر سوق می دهند.

تعطیلی کارخانەها و مراکز تولید و کارگاهها، اوضاع وخیم اقتصادی و .... نبود توان پرداخت مستمری و حقوق کارگران، کارمندان و مستخدمین را بدنبال داشتە است. تجارت و بازرگانی انحصاری شدە و در اختیار سران حکومت در بخشهای سیاسی، امنیتی و نظامی و همچنین نهادهای مذهبی قرار گرفتە است. سفرە مردم نە روزانە بلکە لحظەای خالی و خالیتر می شود. گرانی، فقر، بیکاری، ناامیدی و ..... جامعە ایران را بە لبە پرتگاە کشاندە است.

اینک با توجە بە مجموعە فاکتورهای فوق الذکر اقشار و صنوف مختلف جامعە ایران بە ستوە آمدە و دست بە اقدامی تدافعی برای بقای خود زدەاند. اعتصابات کارگری در بخشهای مختلف نظیر خدمات و حمل و نقل، معلمین و بازاریان، نمونەهای بارز آن هستند. از دی ماە ١٣٩٦ بە اینطرف دو مقولە همزمان شکستە شدند یکی از آنها ترس بخشهایی از مردم بود و دیگری شکستن قداست جعلی، ساختگی و پوشالی نظام دینی و ولایی در ایران.

با توجە بە اینکە مردم تا حدی متوجە واقعیات شدە و برای مطالبە و کسب حقوق پایمال شدە چند دەسالەیشان بە میدان آمدە و بە انحاء گوناگون خواهان استرداد آنها هستند، اعتصابات فراگیر آن مکانیزم معقول، مدرن، کم هزینە، میانبر و متمدنانەای است کە امروزە از سوی برخی از صنوف و اقشار علم شدە است. از آنجا کە این مطالبات، مطالبات پایەای و انکار ناپذر است، از یک سو دست دستگاههای سرکوب را تا حدی می بندد چون خواە ناخواە خود نیروهای آنها بخشی از همین صنفهایی هستند کە با دستمزد ماهیانە ارتزاق می کنند و آنان نیز بشکلی درگیر این موضوع هستند و از سوی دیگر از سوی مجامع، نهادها و ارگانهای ایرانی و جهانی قابل پشتیبانی آشکار و علنی است.

بدون شک این مبارزات بە نتیجە خواهند رسید اما نیل بە نتیجە تنها در گرو دو اصل است کە باید از سوی هر انسان شرافتمند، منصف، آزادە، آزاداندیش و حق طلبی حمایت و پشتیبانی شود و آن دو اصل نیز عباتند از : ١- گسترش ٢- تداوم. در مورد اصل اولی یعنی گسترش، این موضوع لازم است بە تمامی صنوف و اقشار اعم از تولیدی، خدماتی، اداری، آموزشی، لایەهای مختلف مردم و ...تعمیم یابد. و دوم یعنی تداوم لازمست تا نیل بە مطالبات و خواستهای برحق تمامی لایەهای اجتماعی مردم ایران ادامە یابد.

در ضمن نباید فراموش کرد کە سنت اعتصاب در ایران تحت سایە شوم رژیم اسلامی دارای سابقەای دیرینە است اما چون پراکندە و ناهماهنگ بودە و صنفهای خاصی مبادرت بە آن می ورزیدەاند، رژیم با وعدە و وعید و یا هر ترفند دیگری آن را خنثی و بلااثر کردە است. اما اینبار با بهرە گیری از تجارب گذشتە نباید این بار سنگین را تنها بردوش کارگران، معلمین، بازاریان و یا دانشجویان گذاشت و مشارکت، حمایت و پشتیبانی از اعتصابات عمومی در ایران لازم است بە اصل و امری روتین و همگانی مدل گردد.



PM:09:46:16/10/2018




430 بار دیده شده‌‌