حکمتیست و خمینیسم دو روی یک سکە (٢-٤)

اردلان فرجی


در مورد اتهاماتی کە فرقە حکمتیست با همآوازی حزب کمونیست ایران علیە کومەلە در بخش نخست از منظر متدولوژی و روش شناسی پرداختە شد. همچنان کە گفتە شدە بود این اتهامات از منظر استدلال و منطق و مغلطە و سفسطەای کە در باب این موضوع بە کومەلە نسبت دادە شدە نیز قابل نقد و بررسیست. در این بخش بە جوانب خطاهای منطقی و سفسطە و مغلطەهای کە در این حوزە انجام شدە، پرداختە می شود.


فرقە حکمتیست طی بیانیەای کە بیشتر بە فحش نامەای شبیە است بدونە ارائە سند و مدرک بە کومەلە و رهبری این حزب حملەور شدە، البتە از منظر آنان یاوەگویی شخصی در یک لایو معلوم الحال بە عنوان دلیل و برهان ادعای خود مطرح می کنند کە پایەهای استدلالی آنان سست و بی اساس و نادرست است.


٢. از منظر منطق و استدلال

»منطق« وظیفه حفظ شکل استدلال در جهت »غیرمغالطاتی« برعهده دارد؛ ولی غیرمغالطهبودن دلالت ذاتی گزاره برعهده منطق نیست و استدلال مبتنی بر منطق، شرط لازم و ناکافی برای پایهریزی استدلالات عقلانی است و در واقع منطق این وظیفه را برعهده دارد که چگونگی درستاندیشیدن را حاصل دهد تا بدینصورت پایهریزی استدلالات و اندیشیدن درست(آنگونه که منطق آن را درست میداند)فراهم گردد و استدلال منطقی روش نتیجهگیری براساس »اصول منطقی« حاصل از »اندیشیدن« و »تفکر عقلانی« است؛ بنابراین هرگاه از استدلالی منطقی استفاده گردد؛ باید دلایل ارایهشده براساس اصول »درستی« اندیشە باشد  که »منطق« نام میگیرد. بدیهی است در غیراینصورت گزارە سفسطەگرایانە است. چرا؟

 طبق تعریف مغلطە (بە کسی کە از روی استدلالی نادرست بە یک نتیجە درست یا نادرست می رسد کە ممکن است آن نتیجە را برای نتیجەگیریهای دیگر هم بە کار بگیرد)  مغلطەگر گفتە می شود، اما بە کسی کە نە از رووی نادانی و ناآگاهی و بل با آگاهی از استدلالی نادرست کە براساس اصول درستی اندیشە متکی نباشد بە نتیجەای درست یا نادرست برسد سفسطەگر می باشد.

بە عبارتی دیگر جزئی از برهان که بهطور قابل اثباتی در منطق آن ایراد وجود دارد و بنابراین کل برهان را نامعتبر میسازد کە ممکن است برای وارونه کردن حقیقت(ها) به کار رود یا استدلالی است که در آن فساد معنوی وجود داشته باشد.

برای نمونە در مورد اتهامی کە فرقە حکمتیست و حزب کمونیست ایران کە تاکنون مرزبندی مشخصی با این فرقە نداشتە و خود را از لحاظ تئوریک وامدار این فرقە می دانند کە از طرف دشمنان جنبش کردستان ایران و بالاتر از همە جمهوری اسلامی مورد پشتیبانی قرار گرفتە است، نشان می دهد عدەای سفسطەگر با ارائە اتهامی بی اساس کە بر اصول درستی اندیشە راست آزمایی نشدە بە نتیجەای نادرست رسیدە و آن را در بوق کرنا کردەاند و قصد دارند با جنجال و آژیتاسیون و ارائە استدلالی کە در آن فساد معنوی وجود دارد حقیقت های را در مورد حزب کومەلە و جنبش مردم کردستان را وارونە کنند. آنان گزارەای نادرست را مبنای قضاوت و مایە حملە بە کومەلە و جنبش کردستان کردە کە از آن تنیجەی گزارە کاملا با وارونە جلوە دادە می شود، کما اینکە از طرف رسانەهای وابستە بە جمهوری اسلامی و بە ویژە وزارت اطلاعات مورد پوشش جدی قرار می گیرد.

در این بارە ذکر دو نکتە دربارە کفچرانیهای حزب کمونیست و فرقە حکمتیست در خصوص سفسطەبازی آنان خالی از لطف نیست. آنان عامدانە دلیل اشتباە و غلط را برای ساختن استدلالی می آورند کە از نظر علم منطق بە یکی از این دو دلیل نادرست و سفسطەگرایانە می باشد:

  • نخست آنکه دستکم یکی از مقدمات گزاره نادرست باشد؛
  • دوم آنکه مقدمات گزاره، متضمن نتیجه گزاره نباشد.

همچنان کە در بخش نخست در مورد روا بودن اتهام زنی بە مخالفین در اسلام با استناد بە رواتی از پیامبر اسلام و ترویج و تشریح و تنفیض این عمل علیە مخالفین حداقل طی قریب بە ٤٠ سال گذشتە در نظام جمهوری اسلامی در ایران، و با در نظرداشتن عدم آگاهی از ارائە ادلە کە آنگونە نیست و با برنامە از پیش پیریزی شدە ارائە می شود، در خانە مغالطە جای نمی گیرد و امری کاملا سفسطەگرایانە می باشد. ارائە یک گزارە غلط و با آگاهی قبلی برای مقصدی معین تفاوت میان مغلطە و سفسطە را عریان می سازد.

البتە در خوشبینانەترین حالت ممکن کە اصل را بر مغلطە بگیریم باید اذعان داشت کە در استدلال های منطقی مغالطهها ساختاری یا ناساختاری میباشند. از آن جایی که درستی یک استدلال قیاسی به شکل آن بستگی دارد، مغالطه ساختاری استدلال قیاسی است که شکل باطلی دارد در حالی که یک مغالطه ناساختاری هر استدلالی نادرستی است که کاستی و عیب آن در شکل استدلال نیست و با نگاه کردن به محتویات آنها میتوان آنها را شناسایی کرد.

از دیرباز و از زمان شناسایی مغلطەها و البتە مغلطەهای بیقاعده بهطور کلی بسته به منشأ مغالطه در دستههای گوناگونی طبقهبندی میشوند کە رایجترین اشکال مغالطه در سخنرانیهای سیاسی آشکار میشود. ٤٥البتە با این اوصاف مبرهن است کە تشخیص مغالطه در استدلالهای حقیقی ممکن است مشکل باشد؛ زیرا این استدلالها غالبا در ساختارهای خود از الگوهای بدیع و فصیحی استفاده میکنند که اتصالات منطقی در بین اظهارات آنها مبهم و نامفهوم میشود. همچنین ممکن است مغالطهها از ضعف احساسی یا عقلانی طرف بحث بهره ببرند. داشتن توانمندی تشخیص مغالطههای منطقی در استدلالها، احتمال وقوع چنین امری را کاهش میدهد.

نظر بە سعی بە درازا نکشیدن این بحث لازم بە ذکر است کە ارائە اتهامات واردە بە کومەلە دارای این ایرادات منطقی می باشند:

  • اهمال در شرایط قیاس: اهمال در شرایط قیاس آن است که شرایط استنتاج و قواعداستنتاج را رعایت نکنند و مثلا از ضروب عقیم، نتیجه بگیرند یا جایی که نتیجه قیاس جزئی است، نتیجه کلی استنتاج کنند. همچنین است رعایتنکردن شرایط حد وسط که قیاس سفسطی تولید میکند.

نمونه ۱: ماست از شیر است؛ شیر برای اسهال مضر است؛ پس ماست برای اسهال مضر است.

نمونه ۲:فردی استدلال میکند:

  1. پنیر، غذاست.
  2. غذا خوشمزهاست.
  3. بنابراین پنیر خوشمزهاست.

او در این استدلال ادعا میکند که ثابت کردهاست که پنیر خوشمزهاست. این استدلال خاص به شکل قیاس مطلق است. هر استدلالی باید هم فرض مقدم داشته باشد و هم نتیجهگیری. در این نمونه ما نیاز داریم که فرضهای مقدم (فرضهایی که استدلالکننده انتظار دارد مخاطبش درستی آنها را بپذیرد) را مشخص کنیم. فرض نخست تقریبا بنا به تعریف درست است؛ پنیر یک ماده غذایی قابل خوردن توسط انسان است. فرض دوم بنا به معنایش کمتر روشن است: از آن جایی که این اثبات شامل هیچ سوری نیست، میتوان هر یک از معانی زیر را از آن برداشت نمود:

  • همە غذاها خوشمزهاند.
  • بیشتر غذاها خوشمزهاند.
  • به نظر من همه غذاها خوشمزهاند.
  • بعضی از غذاها خوشمزهاند.

در همه حالات بالا به جز حالت اول فرض مقدم دوم برقرار نمیگردد. علی ممکن است فرض کرده باشد که مخاطبش معتقد است همه غذاها خوشمزهاند، اگر مخاطب چنین عقیدهای داشته باشد آنگاه استدلال علی درست است. در این مثال باید مخاطب فرض علی را تصدیق نماید. هر چند احتمال اینکه مخاطب معتقد باشد که برخی از غذاها بدمزهاند، بیشتر است. در این حالت نسبت به ابتدای امر برای علی پیشرفتی حاصل نشدهاست، چرا که اکنون او باید ثابت کند که پنیر یک غذای خوشمزه و مقبول در سراسر دنیا است که در حقیقت شکل تغییر یافتهای از همان قضیه اولیهاست. بنا به نوع دیدگاه مخاطب ممکن است علی مرتکب مغالطه مصادره به مطلوب شده باشد.

حمله شخصی: حمله شخصی، فرنام عمومی است که به گروهی از مغلطهها تعلق میگیرد. در این مغالطات، یک ادعا یا استدلال با استناد به حقیقتی بیارتباط (با ادعا یا استدلال) درمورد کسی که آن ادعا یا استدلال را ارائه دادهاست رد میشود. همچنین میتوان گفت در مغلطه حمله شخصی، بهجای حمله به استدلال یک شخص، به شخصیت او اعتراض میشود و با پررنگ کردن یک نقطه قابل اعتراض، تلاش میشود که استدلال آن شخص و ادعایش به حاشیه رانده شود.

مغالطات نقل

  • دروغ : عدم مطابقت خبر با واقعیت.
  • توریە: بیان سخنی که معنای آن بهظاهر درست است، اما آنچه مخاطب از آن درک میکند نادرست و دروغ است.
  • نقل قول ناقص: نقل گزینشی بخشی از سخنان دیگران بدون توجه به پیام اصلی او در مجموعه سخنانش
  • تحریف: کاستن و افزودن محتوای یک متن.
  • تفسیر بە رای یا تفسیر نادرست: تفسیر یک سخن مغایر با اغراض گوینده و موافق با اغراض شخص.
  • مغالطە تاکید لفظی: تکیه و تأکید بر برخی از الفاظ یک قضیه و استنباط معانیای که موردنظر گوینده نیست.

AM:08:03:15/01/2019




423 بار دیده شده‌‌