حکمتیست و خمینیسم دو روی یک سکە (٤ـ٣)


اردلان فرجی


در دو بخش نخست این مقالە بە دو بعد متدولوژی و  فلسفی موضوع اتهام زدن بە کومەلە از طرف فرقە حکمتیست و همسوی و همنوایی حزب کمونیست ایران کە طی دو بیانیە جداگانە بە عمل آمدە بود، مورد نقد و بررسی قرار گرفت. در بخش سوم این مقالە سعی خواهد شد کە این اتهام بی اساس را از منظر روانشناختی و تا حدودی سیاسی پرداختە شود و با ارائە دادن جستارهای از علم روانشناختی اتهام این فرقەها را مورد نقد و بررسی قرار دادە و زوایای این توهم و بلطبع این اتهام را از منظر روانشناختی و سیاسی برای عموم روشن سازیم.


٣. از منظر روانشناختی


اصل موضوع تهمت زدن، افترا و نسبت رفتاری بی اساس بە شخصی از منظر روانشناسی از طرف افرادی عنوان می شود کە گونەای از اختلالات شخصیتی دچار هستند کە در علم روانشناسی بە آنان اختلال شخصیت "پارانوئید" یا "پی پی دی” گفتە می شود

ريشه رفتار ناپسند و زننده تهمت را مانند بسيارى از رفتارهاى زشت ديگر، بايد در رذايل اخلاقى كه از عدم اعتدال قواى درونى انسان پديد مى آيند، جست. «حسد» «ترس از مجازات» «طمع» رذايلى هستند كه موجب ارتكاب اين رفتار زشت از آدمى مى شوند. گاه انسان از روى حسادت به كمالى كه در ديگرى وجود دارد به متهم ساختن وى اقدام مى كند تا به اين وسيله كمال او ناديده گرفته شود. شخص گاه به سبب واهمه اى كه از مجازات در برابر كرده زشت خويش دارد، به ديگرى اتهام مى زند و گاه حرص و طمع براى رسيدن به مقام و رتبه متهم، او را به تهمت وا مى دارد؛ البته توجه به اين نكته ضرورت دارد كه توهم و بدگمانى پديد آمده از نيروى درونى «واهمه» در تمام اين موارد نقش مهمى را ايفا مى كند.

شکاکیت و بی اعتمادی دیرپا به همه افراد از مشخصەهای اصلی افراد مبتلا بە بیماری اختلال شخصیتی پارانوئید می باشد. مسئولیت این احساسات از نظر آنها نه به عهده خود آنها، که بر دوش دیگران است. این بیماران اغلب متخاصم، تحریک پذیر و خشمگیناند. افراد متعصب و جزم اندیش، کسانی که مدارکی دال بر تخلف دیگران از قانون جمع میکنند.

نگاه افراد پارانویایی به اطرافیان خود نگاهی انتقادی همراه با ظن و تحقیر است. همچنین، آنها به راحتی به دیگران تهمت میزنند و بر گفته خود نیز اصرار میورزند زیرا گمان میکنند که آنچه میگویند حقیقت دارد.


تهمت زدن و داشتن احساسات ناخوشایند نسبت بە نظرات اطرافیان و اتفاقات دور و برش می باشد. فرد مبتلا بە  خیلی سریع نسبت بە دیگران احساس خشم و خصمانە داشتە باشد.

از آنجایی که تنها اندیشه های شخص پارانوید تحت تاثیر این بیماری قرار می گیرند، فرد مبتلا به این اختلال معمولا می تواند زندگی روزمره خود را پیش ببرد اما زندگی آنها ممکن است محدود و منزوی باشد.


هیچ گونه مطالعه درازمدت مکفی و منسجمی در مورد اختلال شخصیت پارانوئید صورت نگرفتهاست. اختلال شخصیت پارانوئید در برخی از بیماران، مادامالعمر و در برخی دیگر مقدمه اسکیزوفرنی است. برخی دیگر نیز با پخته شدنشان یا با کاهش فشارهای روانیشان، صفات بدگمانه خود را وارونه سازی میکنند و به این ترتیب به افرادی بدل میشوند که توجهی درخور به اخلاقیات و نوعدوستی از خود نشان میدهند. اما بیماران دچار اختلال شخصیت پارانوئید در مجموع تا آخر عمر در کار و زندگی با دیگران مشکلاتی خواهند داشت. مشکلات شغلی و زناشویی هم در این بیماران شایع است

آیندهی این افراد نسبت به وخامت بیماریشان، متفاوت است. اگر اختلال بهشکل مزمن درآمده باشد، تا پایان عمر همراه آنها خواهد بود. البته برخی از این افراد میتوانند بیماری خود را کنترل کنند، تشکیل خانواده بدهند و شغل و حرفهای مناسب داشته باشند. اما بیشتر افراد مبتلا به این اختلال، کاملا ناتوان باقی میمانند.

با این تعریف و با دریافت نشانەهای از این فرقە و افراد می توان بە عمق بیماری در این افراد پی برد. بر همگان مبرهن است کە اینان روزی از سر استیصال و ناتوانی رە بە کردستان بردند. ابتدا و در دوران ماقبل تشکیل حزب کمونیست ایران و سالهای اولیە تشکیل حزب کمونیست، آنا هرچە در توان لفظی خود داشتند در مدح و سنای کومەلە بە مثابە جریانی تودەای و حزبی کارامد در صحنە سیاسی جنبش کردستان ایران بە کار بردند، البتە تحسین آنان خالی از رشک و حسد نبود و در انتها این خصیصە دوری خود را مانند زهری بە پیکر کومەلە و جنبش کردستان زدند و بە خیال نابودی این حزب همە پتانسیل هایش را هدر دادە و با بازی با غرایذ اولیە انسانی سعی در تئوریزە کردن شکست و نومید کردە و همە را بە فرار و شانە خالی کردن از زیر بار مسئولیت تاریخی افراد و کادرها آنان را بە رفتن و کوچ بە اروپا و خالی کردن صف مبارزە تشویق کردند.

آن روزها با حرافی و فلسفەبافی برای فرار خود بودند بە خیال خود در حال زدن تیر خلاص بر پیکر کومەلە بودند. آنها با این شعار کە سلیمانیە از طرف ناسیونالیستها تسخیر شدە و منطقە دیگر جای امنی برای مبارزات آنان نسیت (آگاهی بخشیدن بە کارگران جهان و متحد کردن آنان بود) بە این نتیجە رسیدند کە وظیفە آنان ابتدا حفظ خود بود و بە قول خود سنگر مبارزاتی خود را از کردستان، ایران و خاورمیانە بە اروپا و شرکتهای بزرگ صنعتی تغیر دادن و قرارشان بر این شد کە کارگران ناآگاە شرکتهای مرسدس بنز و ولو ورا آگاە کردە و آنان را از بند اسارت برهانند، رەسپار اروپا شدە و همە را بە ترک صفوف کومەلە و مبارزە برای حقوق انسانی و ملی کردها کردند.

همچنان کە اشارە شد یکی از رذایل این افراد "حسدمی باشد کە آنان را بە این رفتار وا داشتە است

کومەلە بعد از پروژە بازسازی خود در سال ٢٠٠٠ و رشد روز افزون این حزب و کسب موقعیت بهتر و برتر در جامعە کردستان کە با استقبال وسیع عمومی مواجە شد، حسادت آنان را مثل آتشفشانی خاموش، بیدار کرد و از همان سالها چە لجن پراکنی ها، تهمت و افتراهای کە بە کومەلە و رهبری این حزب نبستند؟! عملکرد سالهای بعد از پروسە بازسازی کومەلە بیش از پیش آنان را منفور و مترود جامعە کردستان می کرد و این بار "ترس از مجازاتآنان را بر آن داشت تا دشمنی خود را با کومەلە و جنبش کردستان و کادرهای صاحب و خوشنام آن را با اتهام بی پایە و اساس "تروریست بودنمورد خطاب قرار دهند.

ترس از مجازاتی کە حمید تقوایی یکی از سرکردگان سابق فرقە کمونیسم کارگری بە حق گفتە بود؛ اگر کردها بتوانن ربط (یکی از روستاهای تابع سردشت) را آزاد کنند، جای برای کمونیسم کارگری نیست و آنها را راە نخواهند داد." این فرقە و بلطبع آنان حزب کمونیست ایران این را بە خوبی درک کردەاند روزی آنها از طرف مردم کردستانمجازات" خواهند شد و اینان دست پیش گرفتەاند کە پس نیافتند و اینان تمام توان خود با فرافکنی و انداختن گناە بە کومەلە خود را از اینمجازات" مردمی، مردم کردستان برهانند.

فرافکنی و اتهام زدن مکانیسم دفاعی بیمارانپارانوئید"یست کە بە یک واقعیت روانشناختی اشارە دارد

به این معنی که فرد، خصوصیات بد و نامناسب خود را ناخودآگاه به انسانهای دیگر، جانداران و حتی به محیط نسبت میدهد تا از احساس حقارت، شرم و گناه رها شود. کسی که احساس میکند فرد بیعرضهای است، اطرافیان خود را بیعرضه خطاب میکند. فردی که به همسر خود وفادار نیست همسر خود را به خیانت متهم میکند، شخصی که بدون دلیل موجه تفنگ دوربیندار را برداشته و جانور بیگناهی را که در محیط طبیعی خود زندگی میکند، با بیرحمی میکشد، آن جانور را به درندگی متهم میکند یعنی درواقع درندهخویی خود را به جانور بیگناهی که کاری به کار او نداشته است، نسبت میدهد. فردی هم که دیگران را به بدی و صفات زشت منسوب میکند، درواقع میخواهد این ویژگیهای نامناسب خود را به افراد دیگر نسبت دهد تا ظاهرا از احساس شرم رها شود و در عین حال بدرفتاری خود را با دیگران توجیه کند



فرد شایستهای که در جایگاه والایی قرار دارد، مایل است دست دیگران را بگیرد تا آنها نیز بالا بیایند و همسطح او شوند ولی فردی که احساس حسادت دارد، میکوشد افراد را پایین بکشد تا با او همسطح شوند و احساس راحتی کند. درحقیقت تهمت و غیبت از ضعف سرچشمه میگیرد و نوعی ابراز غیرمستقیم خشم به افراد شایسته از سوی کسی است که احساس ناشایست بودن میکند.


منابع و رفرنساس در بخش پایانی اعلام می شوند.



PM:03:26:24/01/2019




143 بار دیده شده‌‌