چند نكته‌ در باب ٨ مارس


آزاد اشناگر

ظلم وستم بر زن یکی از بزرگترین بحث ها و چالش های اجتماعی است که از طرف بسیاری از احزاب، گروه ها و افراد مستقل مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است.

بحث برسر این معضل همچون ستم بر زن کماکان ادامه دارد، گرچه تا رسیدن به برابری کامل زن ومرد مسیر طولانی در راه است و برای رسیدن به ان تلاش و کوشش مداوم و بدون وقفه لازم است.

۸ مارس بهانه ای است که در این مورد بیشتر به بحث وتبادل نظر پرداخته و ان را از زاویه و دیدگاههای متفاوتی بررسی کنیم. در جواب این معضل اجتماعی جواب ها و راهکارهای بسیار متفاوتی ارئه شده است که گاه باهم در تضادند، ولی هر کدام از این راه کارها گوشه ای از واقعیت و نه کل ان را بیان می نماید. پافشاری بر هر کدام از این راه کارها به عنوان تنها راه چاره اشتباه بوده و باعث دوری از واقعیت می شود. این راه کارها از نظر ارزش گذاری داری ارزشمندیهای متفاوتی هستند بدین معنا که بعضی از راهکارها جواب قسمتی بسیار کوچک از واقعیت و بعضی دیگر واقعیات بیشتری را بیان می کند.

منظور از ارائه این مقدمه این است که دید مطلق گرایانه به مسئله زن اشتباه بوده و هیچ کمکی به حل معضل نمی نماید.

ماده دارای سه بعد است اما انسان موجودی با ابعاد بسیار متفاوت است برای مثال در علم شیمی ترکیب دو اتم هیدروژن با یک اتم اکسیژن حاصلش با قاطعیت آب است، اما واکنش دو انسان را که در شرایط برابر باشند را در مقابل یک موضوع نمی توان به درستی و قاطعیت پیش بینی کرد.

گروهی بر این باورند که مسئله زن طبقاتی است، از دید آنها با چسپاندن کلمه طبقاتی بعد انقلابی آن بیشتر می شود. آنها بر این باورند که تنها بر زنان کارگر ظلم می شود و بر دیگر زن ها ظلم وستم نمی شود با یک مثال ساده موضوع را بیشتر باز می کنیم، دو خانم را در نظر بگیرید یکی همسر شاه عربستان و دیگری همسر شاه سوئد، ایا این دو زن واقعاً به یک اندازه آزادی دارند؟ در صورتی که هر کدام از این زن ها مقام های ارشدی در کشور خود دارند! با تآمل در این مثال متوجه می شویم که ستم بر زن تنها به دلیل زن بودن است. حال اگر زنی کارگر باشد در این صورت ظلم بر او دو برابر خواهد بود یا اینکه زنی کارگر و کرد باشد از سه طرف مورد ظلم قرار می گیرد جنسیتی، طبقاتی و ملیتی.

توجه شما را به نمونه دیگری جلب می نمایم، تعدادی از افراد جامعه شامل زن، مرد، جوان، پیر، کارگر، کارمند ودر صف اتوبوس می باشند با توجه به اختلافات بین انها همه یک هدف مشترک دارند. زنان هم با توجه به اختلافات طبقاتی ووجه اشتراک همه آنها جنسیت شان است که همگی به درجات مختلف مورد ستم قرار می گیرند اما آنچه در میان واضح است که به همه آنها به یک اندازه ستم نمی شود، میزان ستم بستگی به پیشرفت اجتماعی و مبارزات مدنی دارد.

ستم بر زن در ایران به دو صورت انجام می پذیرد یکی ستم قانونی که به صورت قانون ضد زن از طرف حاکمیت اعمال می شود و دیگری ستم اجتماعی و فرهنگی جامعه. برای مبارزه با این ستم ها شیوه های مختلفی لازم است.

بعضی از افراد بر این باورند که زمانی تساوی بین زن ومرد بر قرار می شود که هر کاری که مردان انجام دهند زنان نیز توانایی انجام آنرا داشته باشند، با اندکی تفکر و با توجه به اختلافات بین زن ومرد متوجه می شویم که این استدلال کاملاً مردود است در صورتی که انسانها نقاط مشترک زیادی باهم دارند و اگر این اختلافات و این اشتراک ها را بخوبی درک نکنیم دچار اشتباه و سردرگمی خواهیم شد.

درنهایت برابری حقوق زن و مرد یعنی هر دو از نظر انسانیت، قانون، فرهنگ و جامعه برابر باشند، در کل یعنی کلمه زن هیچوقت به معنی بی ارزش بودن بکار نرود و کلمه مرد نیز نمادی از مردانگی و شعور بکار برده نشود.



PM:08:31:06/03/2019




132 بار دیده شده‌‌