چرا ايران آشفته است؟


به قلم جاويد آذرى



با گذشت چهار دهه از انقلاب ایران، برغم ادعای سران رژیم حاکم مبنی بر حصول مشروعیت حکومت اسلامی در داخل کشور در سایه حکومت داری دینی، نارضایتی عمومی در جامعه بطور فراینده ای بالا گرفته است.

نارضایتی های مذکور،  آشکارا به شکل نافرمانی های مدنی و با جهتگيرى مبارزه با ظلم و ستم حاکمیت، خود را نمایان تر می سازد

گفتنی است كه مقطع بروز این نافرمانی های مدنی و حتى در شكل راديكال آن به يك دهه قبل  و خردادماه  ۱۳۸۸ و اعتراضات گسترده به رفتار نازل انتخاباتى اين رژيم برميگردد كه عموما جنبش سبز نام گرفت.

هرچند در آن مقطع رژيم با بكارگيرى دستگاه سركوب و ارعاب و ماشين تبليغاتى بزرگش كه مأموريت بدنام كردن معترضان را بعهده داشت، موفق شد كه راه فراگيرتر و راديكالتر شدن اعتراضات را سد نمايد، اما آنچه مسلم است اينست كه فرهنگ نه گفتن به جمهورى اسلامى در سطح علنى توليد شد و رشد يافته به صورت عاملى بلقوه باقى مانده است.

ناگفته نماند که در این راه از ظرفیت کامل نیروهای انتظامی ، نظامی واطلاعاتی خود همچون وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه پاسداران و اطلاعات بسیج در جهت درهم شکستن پیکره مخالفین سیاست های خود استفاده نمود که منجر به متوقف ساختن جنبش مذکور با دستگیری هزاران انسان بی گناه آزادی خواه گردید که تنها جرم آنها انجام مطلالبات حقوق مدنی اغماض شده آنان از دستگاه حاکمیت بود

زندان ها و سیاه چال های اطلاعاتی آن رژیم راهکاری برای به زانو درآوردن مخالفان حکومت با اعمال شکنجه ها و بازجوئی های فراوان بود

هنوز با گذشت نزدیک به ۹ سال از وقایع مذکور حکومت به گفته خود فتنه گران ۱۳۸۸ را فراموش نکرده و به زعم حکومت ظلم عظیمی به ملت ایران شده است !! و درصدد شناسایی و محاکمه بازماندگان جنبش در داخل و حتی ایرانیان مقیم خارج از ایران می باشد

با استناد به اظهارات اخیر سخنگوی قوه قضائیه درصورت مراجعت آنان به کشور در اقدام به اعمال و اجرای بی رحمانه ترین احکام و حتى اعدام  نموده و خواهد نمود که در بند نگه داشتن و حصر خانگی سران جنبش مذکور که در واقع مهره های سوخته نظام کنونی هستند ، نمونه بارزی از زخم التیام نیافته رژیم از نافرمانی های شکل گرفته در جامعه ایران می باشد که همواره حکومت خودکامه ایران سعی در سرکوب آزادی بیان در لایه های مختلف جامعه ایران داشته و دارد و در صورت بقا خواهد داشت.

واکنش جامعه مدنی ایران : جامعه آزادی خواه ایران در پاسخ به سرکوبگری های رژیم ،نافرمانی های مدنی را به شکل دیگری مانند برپائی اعتراضات خیابانی از زمستان ۱۳۹۶ آشکارتر دنبال نمود

این نافرمانی های مدنی در قالب مبارزه با حجاب اجباری، مطالبات اقتصادی مردم از دستگاه های ذی ربط و عدم رضایت عمومی از حمایت های مالی و نظامی رژیم ایران از گروه های شبه نظامی تروریستی خارجی در کشورهای لبنان، سوریه ، یمن بطور علنی نمود داشته است

سردادن شعارهائی همچون « سوریه را رها کن فکری به حال ما کن» ، «اسلام را پله کردید ملت را ذله کردید» « مرگ بر دیکتاتور» نمونه های مملموس خروش بیداری مردم ایران در تقابل با خودکامی های پوشالین رژیم می باشد و تداوم آن با برپایی تظاهرات و تجمع های اعتراضی مختلف تقریبا در تمامی شهرهای ایران  مصادف شده است که منجر به دستگیری بیش از ۷۰۰۰ نفر و کشته شدن صدها تن در بازجویی های رژیم در زندان های مختلف شهرهای ایران گردیده است.

در عرصه داخلی تمامی سیاست های اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی حکومت خودکامه رژیم ایران در طول چهار دهه در سراشیب اضمحلال و سقوط قرار گرفته است و کمترین توجه به قشر اصلی توانمند جوان شده است

حکومت ایران بنا را بر سرکوب کردن تمامی اندیشه های پویا وکارامد نسل جوان و فرهیخته جامعه ایران در دهه های مختلف قرار داده است.

به گفته صاحب نظران علوم سیاسی، از آنجاییکه نوکپیکان مسئولیت تمامی تصمیم گیریهاى حساس حکومت مذهبی ایران امروز تحت سیطره حاکمیت مطلق روحانی تندرو مذهبی علی خامنه ای قرار گرفته است ، شخص ایشان سعی در تقویت نفوذ بیت رهبری بعنوان مرجع قابل اعتماد داشته و با پر رنگ ساختن نقش سپاه تروریستی پاسداران بعنوان بازوی اجرایی تصمیم سازی های یکطرفه خود در بیت رهبری، سعی در کنترل تمام قد جهت گیری سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی جامعه داشته است.

راهکار خروج از بن بست های حادث مذکور سیاسی و اجتماعی در داخل جامعه ایران امروز گذار از حکومت داری ارتجاعی دینی ، انحلال نیروهای شبه نظامی سپاه و بسیج و جايگزين شدن با يك نيروى برآمده از تفكرات دمكراتيك  و مردمى است.

در سایه يك دستگاه حقوقى مستقل، به رسمیت شناختن و پذیرفتن فعالیت و آزادی احزاب کشور که منجر به جهت گیری های سالم جامعه در قالب دموکراسی خواهد شد است كه آزاديهاى مردم ايران تضمين ميشود.

در عرصه بین الملل با تک محور قراردادن تفکر صدور انقلاب و توسعه طلبی های سرشار از خودکامگی های پوشالی ضدیت با اصل دوستی و تعامل متقابل در تمامی زمینه ها با دولت ها و ملت های جهان و در راس آن بنای ناساگازی و دشمنی با تمامی  کشورهای غربی و در راس ان دولت های امریکا از اغاز انقلاب ایران تاکنون شيوه كار اين رژيم بوده است .

 برغم مهيأ  بودن کشوری با منابع طبیعی فراوان وسرمایه های جوان انسانی با دارا بودن اقلیمهای متنوع فرهنگی و اجتماعی و سرشار بودن از فرصتهاى ژئوپًلتيك، به جاى انديشه كردن در راستاى توسعه و ترقى، اين رژيم سعی در تقویت تروریسم در خاور میانه و جنگ های نیابتی در یمن در تقابل با كشورهاى منطقه و جهان بوده است كه هزينه هاى سنگين آن هم از سفره هاى مردم تأمين شده است و نتیجتا باعث از دست  دادن فرصت های متفاوت اقتصادی و سیاسی برای ایران امروز در سطح بین الملل شده است.

رژیم خودکامه ایران بدنبال احیای آبروی از دست رفته خود طی دهه های گذشته پس از انقلاب مخملی ایران، با ایجاد فضای کاذب دو قطبی اصلاح طلبان و اصول گرایان طی دو دهه اخیر در داخل سعی در بازیافتن اعتماد جهانیان به خود نموده است که در نهايت با علنی شدن نقش یکه تاز اصولگرایان به نشانه حمایت از منویات رهبری و علنی شدن نقش مزدورانه اصلاح طلبان در جامعه ایران ، توافق اتمی ایران با اروپا و امریکا یکبار دیگر به جهانیان ثابت نمود که جمعیت اصول گرایان و در راس آنان دیکتاتوری رهبریت روحانی مذهبی ایران هیچ ارزشی به خواستهای جامعه مدنی مردم ایران برای حصول فرصت های از دست رفته خود در تمامی ابعاد اقتصادی و سیاسی ایران در سطح بین الملل قائل نیستند.

رژیم ایران پس از خارج شدن یک جانبه امریکا از توافق اتمی ایران با سران قدرت های اروپایی و امریکایی و بازگشت زودهنگام تحریم های معلق شده که عمدتا از جانب امریکا  به رژیم ایران اعمال شده بود، وقتی خود را غرق در تبعات بعدی مبادلات تجاری خود با دولت های غربی دید،نه تنها تولیدات موشکی خود را محدود ننمود بلکه در صدد توسعه صنایع موشکی خود که به گفته کارشناسان بین الملل قابلیت حمل کلاهک های هسته ای را نیز دارد، برآمد

در این میان با افزایش بودجه نظامی کشور که بطور قطع شامل تجهیز صنایع نظامی و موشک سازی سپاه شده است ، رژیم سعی نموده با ایفای نقش ژاندارم منطقه خاورمیانه سعی در برهم زدن توازن منطقه با هدف توسعه طلبی نظامی و شرارت طلبی خود در منطقه و دیگر نقاط جهان چون یمن داشته باشد

در نیل به این هدف اقدامات متعددی در جهت تسهیل حصول تسلیحات جنگی توسط طالبان، حزب ا.. لبنان ، حوثی های یمن نموده است .

پناه دادن به رهبران گروه های تروریستی مختلف در ایران و دهها کردار ناشایست خلاف عرف و اخلاق جامعه بین الملل از دیگر اقدامات منفور حمایت رژیم ایران از تروریسم بین الملل بوده است که بودجه مورد نیاز برای تمامی این خودکامگی های رژیم که متناقض با صلح جهانی است از غارت و چپاول ثروت ها و منابع ایران زمین توسط عمال رژیم همچون سپاه و تمام زیر مجموعه های آن حاصل شده است

جالب است بدانیم رژیم ایران طی سالهای ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۹ در حدود ۱۵۰ میلیارد دلار صرف جنگ سوریه کرده است که می توانست مطلالبات مذکور که در واقع پول های دریافتی رژیم ایران در قالب توافق هسته ای با دول غربی عاید این مملکت شده بود میتوانست برای عمران و آبادی ایران هزینه شود که با سو تدبیر سران رژیم بر باد رفت و حاصل آن ویرانی و خرابی های جبران ناپذیر برای اقتصاد بیمار این كشور می باشد.

لازم است بدانیم دارایی های منقول رهبر دیکتاتور ایران در تازه ترین آمار اعلامی از منابع معتبر خارجی در حدود ۹۵ میلیارد دلار در رتبه چهارم بعد از بیل گیتس آمدهزکه نفر سوم این لیست با دارایی ۹۶٫۲۰۰ میلیارد دلار می باشد

ناگفته پیداست نفر سوم ثروت خویش را مدیون تلاش و زحمت خویش برای متحول نمودن صنعت انفورماتیک و آی تی جهانی می داند در حالی که رهبر تندرو دیکتاتور ایران ثروت بادآورده خویش را مدیون سفره خالى مردم وربه حراج گذاشتن كشور و كودكان كار و وضعيت بغرنج به وجود آمده در ايران است.

با تاملی در آنچه عنوان شد عقل سالم تنها راه نجات ملتهاى  ایران را گذار از رژیم سفاک ایران و سقوط قطعی نظام سلطه در این کشور در جهت رسیدن به زیرساخت جامعه ای آباد و آزاد با برقراری معیارهای انسانی برای تک تک أفراد و اتنيكهاى متفاوت و  در گرو برقراری دموکراسی و انتخابات آزاد در فردای آزادی می پندارد.


سرنگون باد رژيم مرتجع  جمهورى اسلامى

برقرار باد دمكراسى و آزادى براى ملتهاى ايران


PM:11:47:05/05/2019




264 بار دیده شده‌‌