زبانی که هرگز فراموش نخواهد شد


سوفیا زاکاریان


به یاد دارم زمانی که کودک بودم ، در مدرسه ما شاگردی بود که پدر او کارگر فقیری بود که هیچ امکانات آموزشی در دسترس نداشت. اما فرزندان کارمندان دولتی غیر کورد و فارسی زبانی نیز بودند که در مدرسه ما تحصیل میکردند. آن روز به خاطر روخوانی لغت فارسی، معلم ما همشاگردی کوردم را بشدت تنبیه کرد چون فارسی خواندن را نمیتوانست درک کند. البته شاید در وضعیت زندگی سختی که داشت این بسیار طبیعی بود. ولی به دانش آموز فارسی زبانی که به زبان فارسی خود مینوشت و صحبت میکرد جایزه تعلق گرفت. آن روزها برایم قابل درک نبود که آن کودک فقیر چرا به خاطر صحبت کردن به زبان کردی تنبیه شد. و اکنون بعد از سالها میدانم زبان سلاحی قدرتمند است که هر ملتی میتواند داشته باشد. آنها میترسیدند که ما یاد بگیریم که چگونه از سلاح زبان ملی خودمان استفاده کنیم.  

چه چیزی در ورای قانون منع آموزش به زبان مادری وجود دارد؟ بعد از تحقیق در این باره به نتایج تکان دهنده ای رسیدم. استدلال افرادی که در استسمار یک ملت شرکت دارند این است که اگر امروز تن به یکی از خواسته های اقوام ایرانی برای آموزش به زبان مادری بدهیم فردا روز ادعای دیگری از این قوم و ملت ها سر بر خواهد آورد، که این تنها هزینه ای اضافی و دادن حق و حقوق به این اقوام و نژاد های مختلف در ایران است. منع آموزش به زبان مادری دقیقا مصداق کامل تبعیض نژادی و تحقیر اقوام و استمسار یک ملت به وسیله زبان است. وقتی میبینیم که با ادعای این که تنها زبان رسمی زبان فارسی است و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد، یاد آور استعمار و استسمار کشورهای بزرگی در تاریخ است که اکنون به زبانهای انگلیسی و فرانسوی و اسپانیایی و غیره صحبت میکنند. پس آموزش به زبان مادری تنها در صورت تغیر قانون اساسی امکان پذیر است و این یعنی استحکام قانون اساسی را به چالش می طلبد و نشان دهنده این است که این قوانین دارای اشکالات اساسی است که یا باید تغییر کند و یا باید حق این ملت ها به رسمیت شناخته شود. در غیر اینصورت این قانون یک قانون تحمیلی و استسمار گرایانه خواهد بوداگر هر یک از ملت های موجود در ایران که از آنها به نام قوم یاد میکنند به زبان خود آموزش و تربیت و رشد داشته باشند، این یعنی در حقیقت ایستادگی در برابر قانون اساسی که فقط به نفع یک عده در جامعه خواهد بود.  

یعنی اگر تدریس کتبی مانند ریاضی و علوم و سایر موارد درسی با زبان کردی باشد، جامعه کردها بر ضد قانون اساسی ایستاده اند و میخواهند آن را تغییر دهند. خب شاید بهتر باشد کمی توضیح واضحات بدهم. در حقیقت این ایستادگی در برابر تمام قوانین غیر انسانی این حاکمیت است. زبان هویت یک ملت است. زمانی که وارد منطقه ای میشوید که از نظر فرهنگ و زبان با هم متنوع هستند متوجه خواهید شد که اینجا جایی است متفاوت، با فرهنگ و زبانی متفاوت از شما. این نمونه ای بارز از فرهنگ متغیر در میان ملت های مختلف است. فرهنگ یک ملت در کلمات و صحبت های آنها نهفته است. شما که خود دم از تهاجم غرب میزنید و برای واژه های انگلیسی معادل فارسی پیدا میکنید ملت های دیگر نیز از تهاجم زبان فارسی بر فرهنگ و زبان خود بیزار هستند و دقیقا با این مبارزه میکنند.  

وقتی میتوانید ملتی را دارای هویت بنامید که زبان و فرهنگ آن ملت نیز دارای  هویت مستقل باشد. وقتی آموزش به زبان فارسی است، وقتی خواندن و نوشتن به زبان فارسی است عملا درک و مفهوم کلمات کردی برای کودکان و نوجوانان نامفهوم و غیرقابل گنجایش خواهد بود و درک آنها از روح کلمات فقط به درکی سطحی از مکالمات محاوره تبدیل میشود.  

به عنوان مثال کودکانی که تا قبل از سنین مدرسه در کودکی به زبان کردی صحبت کرده اند با ورود به مدرسه دشواری هایی در ارتباط با کتب درسی پیدا میکنند که به مرور زمان با فشاری که از طرف سیستم آموزشی بر آنها وارد میشود سعی میکنند بهتر و بهتر خود را در یادگیری زبان فارسی به جلو ببرند تا جایی که در زبان مادری خود آنقدر متبحر نیستند که در زبان فارسی مهارت دارند. به همراه فرا گیری زبان فارسی کم کم فرهنگی نیز با این واژه ها وارد زندگی افراد میشود تا مفهوم زندگی با کلمات آنها همسان بشود. و بتدریج رفتار فرد نیز بازتابی از کلماتی خواهد بود که بکار میبرداین قتل عام فرهنگی  است که توسط استسمار زبان یک ملت انجام میشود ، که خسارتی جبران ناپذیر بر یک ملت تحمیل خواهد کرد.  

تفاوت های فرهنگی یکی از ویژگی های اقوام و ملتهاست اما زمانی که این تفاوت ها بوسیله فشار و قدرت از میان برداشته شود، ملتی اسیر و خودباخته ایجاد خواهد شد. زبان نیز یکی از این ویژگی هاست. چه بسیار فرزندانی که بدلیل اینکه در مدارس و دانشگاه ها تحت آموزش زبانی غیر از زبان مادری خود بوده اند و با تبعات فرهنگی یک زبان دیگر نیز آشنا شده اند به نسبت از افکار والدین و خانواده خود نیز دورتر شده اند و در برقراری ارتباط نیست. زبان در برگیرنده ادبیات یک ملت است. ادبیات، شعر، حماسه و ایدوئولوژی یک ملت که در نهایت شخصی که به آن زبان صحبت خواهد کرد همه این افکار را نیز فرا خواهد گرفت. یادگیری زبان یکی از راهای ایجاد یک جامعه باز است. یادگیری زبانهای مختلف باعث پیشرفت یک جامعه خواهد شد و از حالت ایزوله بودن خارج میشود و این یکی از راهای تبادل میان فرهنگ ها خواهد بوداما این در جایی مفید خواهد بود که زبان مادری افراد به فراموشی و نابودی کشانده نشود. فردی که از آموزش به زبان مادری خود محروم شده باشد، اتوماتیک وار از جامعه مادری خود فاصله خواهد گرفت، و به جامعه ای خواهد پیوست که به زبان آنها صحبت خواهد کرد و افکار آنان را پذیرا خواهد بود.


PM:10:24:15/02/2020




141 بار دیده شده‌‌