متن گفت و شنود رفیق عبدالله مهتدی دبیر کل حزب کومه له کردستان ایران در نشست اعضای سکولار دمکرات "مهستان"

متن گفت و شنود رفیق عبدالله مهتدی دبیر کل حزب کومه له کردستان ایران در نشست اعضای سکولار دمکرات

آسونیوز/ ضرورت بررسی تشکیل یک نیروی آلترناتیو ضامن نظامی سکولار و دموکراسی خواه که تبعیض ها و مشکلات تقسیم قدرت سیاسی را برای ملیت ها و اقوام مختلف ایرانی را در ایران پس از جمهوری اسلامی از میان بردارد، برای تشکیل این آلترناتیو باید چه کرد؟

با توجه به سابقه تاریخی و دوران پس از بر سر کار آمدن جمهوری اسلامی در ایران، از دیدگاه من بسیاری از جریان های سیاسی اوایل انقلاب از جمهوری اسلامی حمایت کرده و نهضت خمینی را ستوده و با آن همسو شدند، بر خلاف جریان غالب حاکم بر فضای سیاسی ایران در سال 1356 تا 1357 کومله با این جریان همسو نشد و مردم استان های کردنشین از خمینی و انقلاب او حمایت نکردند، حتی در ماجرای تسخیر سفارت ایالات متحده آمریکا نیز ما آن را یک حرکت ارتجاعی، نادرست و چماق به دستانه می دیدیم و صرفا هر مخالفتی را با امپریالیسم مترقی خواه و انقلابی نمیدانستیم.

در کردستان کومله اولین حزبی بود، که رفراندوم جمهوری اسلامی را بایکوت کرد و در کنار ما نیز احزاب و جریانات دیگر کردستانی نیز به مخالفت با آن پرداختند که در نهایت کومله، حزب دموکرات و شخص شیخ عزالدین حسینی نیز رفراندم را همه جانبه بایکوت کردند، از همان اوایل قدرت جمهوری اسلامی با آن مخالف بوده و باورمند بر تشکیل یک اپوزیسیون متحد و قوی بودیم، اما بر خلاف بینش و سیاست مبارزاتی ما حزب توده برخوردهای خصمانه ای با کومله داشت و آن را به اصطلاح خود " سیا ساخته " میدانستند و از جمهوری اسلامی حمایت کرده و به نفع جمهوری اسلامی و شوروی سعی در بالانس نگه داشتن قدرت در مقابل با آمریکا را داشتند.

در دوره های مختلف به شخصیت ها و افراد مخالف با جمهوری اسلامی کمک رسانی کرده و کار ترانسپورت آنها را آسان نموده و حتی در دوره جنبش سبز در سال 88 نیز ازآن حمایت کرده وآن را به مثابه چالشی برای حکومت دانسته و چالشی در برابر حاکمیت و صدایی هر چند تصفیه نشده برای دموکراسی و آزادیخواهی دانسته و در این راستا بسیاری از نیروهای تشکیلات داخلی خود را مأمور یاری رساندن به شخصیت ها و افرادجنبش سبز برای خروج از ایران از طریق کردستان نمودیم، همچنین پس از سال 88 و جنبش سبز در ایران در کنفرانس های متعددی که برگزار شد، شرکت فعال داشته ایم و به نظر من باید یک کنفرانس بزرگتر و جامع تر با نام " کنگره ملی " تشکیل و تمام نیروهای اپوزیسیون باید در آن شرکت کنند.

در دهه 90 میلادی تجدید نظری در ایدئولوژی خود داشته ایم و از جریان کمونیسم فاصله گرفته و خود را در برنامه های اقتصادی و اجتماعی به سوسیال دموکراسی نزدیک تر دانسته و آن را در برنامه ها و سیاست های خود در دو بخش اساسی اقتصاد و اجتماع قبول کردیم، اما هیچ وقت الزامی برای پذیرفتن همه نتایج سوسیال دموکراسی هم نداریم، و هم اکنون نیز عضو مشورتی این سازمان جهانی میباشیم.

علاقه ما به ایجاد یک جبهه یا ائتلاف دموکراسی خواهان ایران علاقه ای ست جدی و از دیرباز تا امروز و به قدمت جمهوری اسلامی از آن حمایت کرده و در این دوره و امروزه آن را حیاتی تر و مهم تر هم می بینیم، زیرا بعد از جنبش دیماه 96 ایران دیگر ایران سابق نخواهد بود، زیراکه این همه مشاکل جامعه ایرانی بود، که این جنبش عظیم و مردمی را بوجود آورد و این جنبش، ناکار آمدی نظام جمهوری اسلامی را بر همگان آشکار ساخت و برخلاف آنکه جنبش سبز تنها جنبش تهران نشینان و مرکزگرا بود خیزش و جنبش دیماه تکثرا گرا بوده و همه مناطق ایران در نوردید، جنبشی که در آن از مال باختگان، جنبش های کارگری، دراویش، شهروندان عرب خوزستان، معلمین و بوجود آمد و در بیشتر شهرهای ایران به خیابان ها آمدند این جنبش تصویری واقعی از ایران بود و همه زوایای ایران را نمایان کرد.

از این رو در ایران پس از جمهوری اسلامی یک ایران فدراتیو که همه این تنوعات ملی و قومی و زبانی و اتنیکی را در خود جای دهد و این رنگین کمان وسیع باید همه نقاط ایران را دربرگیرد و اگر بگوییم از کجا باید شروع کرد، به باور من باید تماس هاس فعلی فراوان تر و وسیع تر شود و معطوف به تشکیل یک پلاتفرم کما بیش کلی، جامع و مورد قبول همه نیروهای دموکراسی خواه باید تشکیل شود تا همه دور آن جمع شویم و نکاتی در این مبحث مورد اهمیت قرار دارد که باید به آن توجه خاص داشته باشیم و یکی از این موارد، اختلاف بین داخل و خارج و دیوار چین قائل شدن بین آن میباشد و مبحث اینکه داخل مهم تر است و در خارج نمیتوان هیچ کاری انجام داد که عامدا از طریق اصلاح طلبان در جمهوری اسلامی مطرح میشود و هدف آنها از داخل ( جنبش کارگری یا معلمین یا دیگر اقشار و توده ها ) نمیباشد و در اصل تغییر نظام را نمی خواهند بلکه تعدیلات داخل نظام هدف آنها بوده، از این رو نباید اصلاح طلبی حکومتی ( که از سال 1386 تا کنون شروع شده ) با گفتمان تغییر نظام یکی باشد، هرچند ما تلاش ها و فعالیت های جوانان و مبارزین (اصلاح طلب ) را باید ارج بنهیم ولی باید آگاه بود که مدت هاست گفتمان اصلاح طلبی گفتمان تغییر نظام نیست و گفتمان اصلاح طلبی به ضربه گیر نظام جمهوری اسلامی تبدیل شده است و باید قشرهای مختلف داخل این طیف از جمله روزنامه نگاران، معلمین، دانشجویان و نخبگان سیاسی را از زیر چتر اصلاح طلبی بیرون کشید.

در بین نخبه های سیاسی مخالف جمهوری اسلامی برخی دوگانه ها وجود دارد، بعنوان مثال جمهوری خواهی یا مشروطه سلطنتی کدام را باید برای ایران قبول کنیم، من و حزب کومله کردستان ایران به جمهموری معتقد بوده و بر این باوریم که این امکان بازگشت دیکتاتوری را کمتر کرده و با توجه به شرایط ایران بطور نسبی جمهوری، ایران را از خطر دیکتاتوری دور میکند، گرچه دموکراسی خواهی مقدم بر جمهوری خواهی میباشد و باید فضای گفتمان سیاسی را برای فرم آینده پس از تغییر نظام ایجاد کنیم و مردم ایران باید در این مورد تصمیم گیری کنند.

مسأله میان استقلال و ارتباط با جامعه بین المللی، از آن رو که همه خواستار استقلال سیاسی ملی هستیم، اما به نظر من تصوری که ما از استقلالداریم، باتوجه به جهانی شدن اقتصاد و سیاست در دنیای امروز بسیار متفاوت تر است و سیاست استقلال اقتصادی برای کشورهای جهان سوم بعد از جنگ دوم جهانی و دهه 60 و 70 میلادی که تدریس و تجویز میشد امروزه دیگر عملی نیست و باعث انزوای کشورها میشود و ایران باید جایگاه خود را در اقتصاد و تقسیم کار جهانی پیدا کند، از لحاظ سیاسی هم باید ملاکی وجود داشته باشد و منافع ملی را در اولویت قرار دهد و از سیاست های غلطی مانند آمریکا ستیزی و یا اسرائیل ستیزی و عرب ستیزی دوری کنیم زیرا به ضرر مردم خواهد و باید سیاستی در راستای منافع خود و منطبق با منفعت ملت ایران در پیش گرفته شود.

اکنون با توجه به جنبش دیماه و وضعیت حکومت جمهوری اسلامی، بحران خاورمیانه و دخالت های ایران و در کشورهای همسایه و وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران به این نتیجه گیری دست می یابیم که باید قدم های سریعتر و جدی تر برای تشکیل یک اپوزیسیون قدرتمند برداشته شود و برای این منظور گفتمان، سیمنارها و شورایی تشکیل شود که تنوع و تکثر را در خود داشته باشد، که احساس آرامش و اعتماد را برای مردم ایران بوجود آورد، برای چنین اقداماتی حزب کومله کردستان ایران آمادگی شرکت و حضور فعال و همچنین حمایت از آن را دارد.

در مبحث ضرورت اتحاد اپوزیسیون ها و طرح این پرسش که برنامه حزب کومله کردستان ایران برای آن چیست، بعد از تقلب انتخاباتی سال 88 و اعتراضات پس از آن بار دیگر اپوزیسیون ایران در خارج از کشور به هم نزدیکتر شده و موارد اشتراک و همکاری نزدیک را سبب شد من جمله از حضور فعال کومله در اتحاد برای دموکراسی درایران و همچنین همکاری و اتحاد چند ساله ای که با حزب دموکرات کردستان ایران و سازمان فدائیان خلق اکثریت و اتحاد فدائیان خلق و امضای سند همکاری با این احزاب نشانگر این مهم است و در نشست های مختلفی که برگزار شده است، ما راه همکاری و نزدیکی را در پیش گرفته و در طول حداقل ده سال اخیر با بسیاری از شخصیت ها و جناح ها گفتگو و مشورت داشته ایم.

در بحث از آن که واژه مردم در کنار دموکراسی و سکولاریسم می آید و اینکه کلمه ملت برای اقوام ایرانی میتواند نکات زیان باری داشته باشد و باید از مردم برای همه ملیت ها و اقوام ایران استفاده کرد، ما بر این باوریم که این اعتقاد عمومی مردم است و این باور عامه مردم کردستان که خود را یکی از ملل حاضر در جغرافیای ایران میدانند و در کنار آن خواهان زندگی مشترک با همه مردم ایران میباشند، کردها و بستر اصلی " جنبش کرد " خواهان ایران سکولار و تکثرگرا میباشد.

در مبحث حمایت وسیع مردم ایران از زندانی سیاسی کرد " رامین حسین پناهی "، همبستگی مردم ایران برای لغو حکم اعدام همگانی بوده و مسأله رامین را جهانی کرده است، بحث از کم کاری یا بی تفاوتی شخص من نسبت به موضوع به میان آورده شده است، که من بر این باورم که به اتفاق همه نیروهای آزادی خواه برای لغو حکم اعدام رامین حسین پناهی تلاش کرده ایم و اگر در بیانیه ها و نحوه اطلاع رسانی نقص احتمالی وجود داشته باشد دلیل بر آن نیست که ما بی تفاوت بوده باشیم به نسبت این موضوع، زیرا که از راههای بسیاری سعی بر آن داشته ام که کمپین وسیعی را هدایت و فعالیت های گسترده تری برگزار شود.

در موضوع علاقه و دفاع کومله از فدرالیسم و آیا ما بعنوان حزب کومله کردستان ایران و یکی از نیروهای موثر در اپوزیسیون کردستانی و ایران، حاضر بر آن خواهیم بود که از امر فدرالیسم در زمان دولت موقت تا تشکیل مجلس ملی و دولت رسمی صرف نظر کنیم، آنچه بسیار مهم به نظر میرسد این است که فدرالیسم یکی از بنیادهای دموکراتیزه کردن ایران و تأمین حقوق مردم ایران بوده و تنوع گراست و جزو شالوده های دموکراسی برای ایران میباشد، موضوع مهمی که ما بر این باوریم که استحکام درونی جامعه ایرانی را تأمین می کند، زیرا که ما باید در نهایت حقوق همه مردمان ایران را به آنها برسانیم، این موضوع در تاریخ ایران تازگی ندارد و اگر به یاد بیاوریم ما در ایران دوران مشروطه " انجمن های ایالتی و ولایتی " را به تصویب رسانده ایم، هرچند نام فدرالیسم واژه ای خارجی است، ولی از منظر حقوق بین المللی بسیار مهم بوده و بیش از 40 درصد کشورها با آن اداره میشوند، مثال نزدیک و قابل لمسی که برای این بحث میتوان مطرح کرد، کشور هندوستان است که با وسعت جغرافیای بسیار و جمعیت بالا و تنوعات بسیار قومی، مذهبی، اتنیکی جز با فدرالیسم از چه طریقی میتوانست اداره شود و وحدت آن را حفظ کرد، و از آن رو که ایران نیز بازمانده یک امپراتوری بزرگ است و ملیت ها و اقوام فراوانی در آن وجود دارد، فدرالیسم شکلی از مشارکت سیاسی میباشد که همه تنوعات و فرهنگ های مختلف ایران را میتواند نمایندگی کند و طرح آن نشان از ترجیح بر جدا شدن ندارد، مثال های عینی بسیاری وجود دارد، از جمله بریتانیا که خود را با واژه ملت ها معرفی میکنند، پس بکار گیری ملیت های ایرانی نمیتواند منافاتی با یکپارچگی ایران داشته باشد.

هنگامی که سخن از گزار اورژانسی است و نظریه پلاتفرم همه گیر و برنامه اکنون کومله در این موقعیت خاص امروز برای فراخوانی یک تشکل چیست، به عقیده ی من، اگر بتوانیم جلساتی فشرده بین رهبری جریان های سیاسی ایران برگزار کرده و یک شورای منسجم از آن تشکیل دهیم، قادر به آن خواهیم بود که با جامعه جهانی روابط مثبتی را ایجاد کنیم و به جامعه جهانی و قدرت های بین المللی اعلام کنیم که مردم ایران خارج از سران جمهوری اسلامی، نمایندگان دیگری برای خود دارا هستند و برای این مهم باید نشست های بسیار همراه با گفتگوهای مفصل انجام پذیرد و این مهم در یک پلاتفرم و شورای بزرگ یا به عبارتی دیگر کنگره بزرگ اپوزیسیون ایرانیان میتواند تبلور یابد.

در سوال و بحث از موضع کومله در قبال تجزیه طلبی چیست را میتوان اینگونه پاسخ دهیم، کومله بر این باور است که اگر کسی بخواهد نظر دیگری غیر از فدرالیسم داشته باشد، چه کسانی که بر این باورند که این حق بیشتر از حد معمول است و چه آنان که این حق را کمتر از حق واقعی خود میدانند، آن را در نهایت حق طبیعی و آزادانه انتخاب کردن آنها میدانیم و بر این باوریم که در نهایت مردم ایران باید انتخاب کنند و در یک همه پرسی و انتخابات آزاد تصمیم خود را اعلام نمایند.

در موضوع سیستم عدم تمرکز در حکومت و استان هایی با مدیریت خودگردان که از سوی مجمع سکولار دموکراسی ایران مطرح شده است، ما نیز بر این باوریم که آینده ایران در گرو عدم تمرکز بوده و همان گونه که در نقاط مختلف دنیا و کشورهای دموکرات و پیشرفته در ایالت های مختلف و شهرداری ها، انتخابات لوکال و محلی در آن برگزار میشود و اهمیت خاص خود را دار میباشند، بر این باوریم ایران آینده نیز باید بدینگونه باشد.

چرا فدرالیسم میتواند ایده ی مقبولی باشد، اگر ما بحث از خودگردانی استانی را قبول کرده باشیم، آیا اگر چندین استان بر اساس ( همه پرسی و رفراندوم ) و گواهی بر دموکراتیک بودن آن، خواهان تشکیل یک منطقه با همین مدیریت خودگردان باشند آیا اشکالی دارد، نکته مهم اینکه کردهای ایران در بیشتر از چند استان ساکن اند و باید یک منطقه خاص خود را داشته باشند و از یک مجلس برخوردار باشند، ضمن آنکه در مجلس سراسری نیز شرکت میکنند، فدرالیسم نیز بر اساس یک قرارداد میباشد و بر اساس توافق همگانی شکل خواهد گرفت و نکته مهم تر آنکه ایران فقط شامل کردها نبوده، بلکه ملیت های دیگری همچون عرب ها، آذری ها، بلو چ ها و لرها نیز ساکن این ساختار سیاسی خواهند بود، پس ما باید ساختار عدم تمرکز را مشخص کنیم که فدرالیسم شیوه ای از آن است.

به مثابه اپوزیسیون دموکراسی خواه ایرانی از برنامه های خود بسیار عقب افتاده ایم و باید به گونه ای جدی تر و سریع تر در این راه گام برداریم، نیاز به شروعی جدی داریم و باید فعالیت هایی برای تشکیل شورایی همگانی را داشته تا بتوانیم با وحدت بیشتر و موثرتر فعالیت داشته باشیم.

ما همچون حزب کومله کردستان ایران، کمتر از یک سال قبل پانزدهمین کنگره خود را برگزار کرده و برگزاری کنگره نشان از یک روال دموکراتیک دارد، انتخابات نمایندگان کنگره برگزار میشود و نمایندگان کنگره با حضور خود کمیته ی مرکزی و ارگان رهبری حزب را انتخاب میکنند در مورد مسأله تشکیلات مخفی نیز باید به این مهم اشاره کنم که کردستان تنهایی جایی در ایران است که تحزب همچنان در آن کاملا وجود دارد و با وجود فشارها و دستگیری ها و اعدام ها و تهدید، احزاب دارای هزاران طرفدار و حامی در داخل ایران هستند و با وجود تمام این مسائل نمایندگان تشکیلات مخفی از شهرهای مختلف کردستان با تشریفات خاص در کنگره شرکت میکنند.

در مورد بازوی نظامی کومله اینگونه بیان کنم، که ما در ایران 28 مرداد را با جریان کودتا علیه دولت دکتر محمد مصدق میشناسیم که امری طبیعی است،اما در تاریخ ایران 28 مرداد دیگری نیز بعنوان روز سیاه برای کردستان ایران داریم و آن 28 مرداد سال 1358 خورشیدی است، سالی که خمینی فرمان حمله وسیع و جهاد علیه کردستان را صادر میکند و حتی بدون اطلاع نخست وزیر وقت دولت ( مهندس بازرگان ) این حکم را اعلام کرد و به یک مقاومت مردمی وسیع در کردستان انجامید و در دل آن به تشکیل نیروی نظامی پیشمرگ انجامید، چنانچه که کومله و حزب دموکرات نیروی پیشمرگ تشکیل دادند و مقاومتی سیاسی و مسلحانه شکل گرفت، حزب ما بیش از 3 هزار جانباخته اعم از نیروی پیشمرگ و زندانی سیاسی در مبارزات خود با جمهوری اسلامی دارد،هم اکنون این بازوی نظامی برای فعالیت نظامی بکار نمیگیریم ولی پتانسیل انجام فعالیت های نظامی وسیع را دارا هستند، در حال حاضر برای حفاظت از ارگان های مختلف کومله فعالیت دارند و بدون این نیرو نخواهیم توانست از فعالیت های تروریستی جمهوری اسلامی در امان باشیم، زیرا جمهوری اسلامی بارهای متعدد با انجام فعالیت هایی همچون بمب گزاری هایی در سال 2016 و نیز در سال 2018 سعی در ترور و کشتار مبارزین صفوف ما را داشته است واین نیرو مسئولیت حفظ جان اعضا و نمایندگی های ما را در کردستان عراق برعهده دارد، اما امیدوارم در آینده ای نزدیک کردستان نقشی را در آینده ایران ایفا کند که مردم آذربایجان در جریان جنبش مشروطه برای مردم ایران انجام دادند.

در پایان لازم به یادآوری میدانم که کومله آمادگی کامل را برای یک فراخوان وسیع اجتماع اپوزیسیون ایرانی را دارد و آمادگی قبول میزبانی این کنفرانس بزرگ را نیز دارا بوده، اما بررسی تمام زوایای امر و اطمینان حاصل کردن از این امر، ما را بر آن داشته که با این موضوع با احتیاط عمل کنیم، در کنار تلاش برای ایجاد اتحاد و اجتماع متحدین بیشتر، سعی در حفظ اتحاد با متحد خود در کردستان که حزب دموکرات کردستان ایران را میباشد را نیز داریم.



745 بار دیده شده‌‌


AM:09:07:30/04/2018