جستار رژیم ولایت فقیه به پروژه ماشین کشتار/ راه مقابله با اعتراضات مردمی در ایران

جستار رژیم ولایت فقیه به پروژه ماشین کشتار/ راه مقابله با اعتراضات مردمی در ایران

ن/ افشین دادوند

تمرکز بر روی اعدام های گسترده در نقاط مختلف ایران از سوی رژیم جمهوری اسلامی واقعیتی غیرقابل انکار در این روزهای میانه ی سال 1397 خورشیدی میباشد. اعدام هایی که تحت لوای نام های مختلف و اتهاماتی که نقطه شروع و پایان آن به یک مسئله مهم و حیاتی برای اسلامی ختم میشود و آن هم "اقدام علیه امنیت ملی، همکاری با احزاب مخالف و منتقد، که به بیانی دیگر دست گذاشتن بر شاه رگ نظامی دیکتاتور چون جمهوری اسلامی است. حال با گذشت نیمی از سال خورشیدی جدید و بررسی آمار اعدام های انجام شده توسط رژیم جمهوری اسلامی در شش ماهه اول، متوجه یک امر حیاتی خواهیم شد. آنکه پس از اعتراض های گسترده دیماه سال گذشته و ورود ایران به دوره ای جدید از حیات سیاسی و اجتماعی خود و افزایش صدای اعتراضات گسترده و سراسری، این رژیم دیکتاتور ناخواسته اما سیستماتیک جستاری  بزرگ به تاریخ پراز ننگ و جنایت خود زده و آن هم اعدام و کشتار منتقدین و مخالفین خود تحت اتهامات ساختگی و بی پایه جهت سرکوب سیل عظیم اعتراضات مردمی میباشد.

شاید بی مناسبت نباشد، اگر در این روزهای تابستان سال 97، به یاد آوریم جنایات بی حد و مرز رژیم ولایت فقیه در سال 67 و کشتار بی رحمانه هزاران نفرازمخالفین و اعدام های دسته جمعی و به خاکسپاری مخفیانه اجساد هزاران نفر در گورهای دسته جمعی، در شهرهای مختلف ایران که پس از گذشت 30 سال از آن حوادث، حافظه تراژدی تاریخ ایران این جنایت بزرگ را صفحه اول خود ورق میزند.
تحقیقات اخیر فعالین مدنی و حقوق بشری ایرانیان نشان داده است که بیش از 120 نقطه در شهرها و مناطق مختلف ایران وجود دارد، که از طریق مردم شناسایی شده و مربوط بهگورهای دسته جمعی زندانیان سیاسی دهه 60 خورشیدی میباشد. تحقیقات انجام شده، حاصل سه دهه جستجو و پیگیری خانواده هایی میباشد، که فرزندانشان را در اعدام های انجام شده توسط رژیم ولایت فقیه در دهه 60 انجام شده است، میباشد.

واقعیت امر این است، که با سیری گذرا به تاریخ سه دهه گذشته و سیرمخالفین و معترضین به نظام توتالیتر و دیکتاتور به قدرت رسیده که قدرت خود را از چپاول وغارت انقلاب مردمان ایران در سال 57 بدست آورده بود، تنها راهی که این رژیم غیر مردمی و نامشروع میتوانست پیش بگیرد، راه اندازی ماشین کشتار مخالفین و دگراندیشان خود بود. پس از عملیات و پروژه وسیع و گسترده اعدام ها که پروژه پاکسازی نام گرفت، رژیم به نوعی توانست، کنترل تمامی نقاط کشوررا دست بگیرد. گرچه ننگین تر از آن نبود، که گسترش قدرت به برخی نقاط ایران همراه با کشتارهای عظیمی بود، رویه ای که سردمداران رژیم به تقلید از خمینی آنرا انجام میدادند.
همانگونه که خمینی در سال 58 فرمان کشتار یا همان جهاد علیه کردستان را اعلام کرد، حسنی نیز در سال 68 با وقاحتی تمام به کشتار مردم در "قارنا و قلاتان" دست زد و پس از آن نیز بازداشت جوانان و مبارزین در سراسر ایران ادامه یافت، بگونه ای که اعدام شدگان سال 67 را بخش عظیمی از مبارزین و جوانان عضو در احزاب و حرکت های مخالف رژیم بودند. علت تمرکز و جلب توجه در این لحظه حساس به چنین واقع ای تاریخی به این دلیل است، همچنان که جمهوری اسلامی با جستاری گستاخانه و کاملاً غیر انسانی سعی در تکرار تراژدی برای مردم ایران را دارد، نمیتوان نکته ای بسیار حیاتی را نادیده گرفت و ان اینکه که صدای مخالفین در سال 97، تکرار کننده واقعیتی تلخ برای رژیم بوده و پس از 40 سال مقاومت، اعتراضات و مبارزات حق طلبانه مردم به لحظات رسیدن به سرمقصد آن نزدیک شده و اگر کشتار و اعدام های 67 برای تثبیت قدرت و دیکتاتوری بود، کشتارهای 97 نشان از تزلزل و افول دیکتاتوری ولایت فقیه دارد، زیرا رژیم دریافته است که مقاومت مردمی پس از 30 هنوز استمرار داشته و جستار کشتار رژیم جمهوی اسلامی، گذاشتن نقطه ای ست، پایانی بر دیکتاتوری آن و ناقوس های سقوط برای خامنه ای و همراهانش به صدا درآمده است. همانگونه که خمینی در یکی از سخنرانی هایش گفته بود: بترسید از روزی که مردم بفهمند، که شما چه کرده اید، مردم ایران اکنون به این واقعیت رسیده اند، که باید به دیکتاتوری 40 سالهولایت فقیه پایان دهند و دیگر میدانی برای بازی چند ساله اصلاح طلب و اصولگرا وجود ندارد و تنها بحث متبادر به ذهن تغییر رژیم در ایران است.
اعدام های گسترده چند ماه اخیر و حذف منتقدین سیاسی، دگراندیشان، معتقدین اقلیت های دینی و مذهبی، روزنامه نگاران، فعالان مدنی، زیست محیطی و حقوق بشری بیانگر پایان مشروعیت سیاسی جمهوری اسلامی در میان توده های مختلف مردم بود. بازتاب اعدام ها و بازداشت های وسیع رژیم در روزنامه ها و رسانه های جمعی بین المللی موجب تشکیل جریانی جهانی در مخالفت با این نظام دیکتاتوراست. مضاف برآن وضعیت بحران اقتصادی و اجتماعی موجود، موجب تسریع اعتراضات مردمی به وضعیت کنونی ایران گردیده است.

در پایان باید گفت، اگر کشتار سال 67 پروژه تثبیت نظام دیکتاتور و توتالیتر ولایت فقیه بود، اعدام های امروز هرچند زیانی بزرگ بر پیکر توده های کارگران، معلمان، فعالان محیط زیست است، اما به همان اندازه روشنگر واقعیتی بزرگ بوده و آن، زنده و فعال بودن جنبش مبارزاتی و مقاومتی توده های مختلف مردم ایرن در مقابل رژیم ولایت فقیه میباشد. جستار ناگزیر جمهوری اسلامی که بوسیله آن روزانه دهها نفر در کردستان، اهواز، سیستان وبلوچستان، اوین و رجایی شهر کرج به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی، محاربه، بغی" اعدام میشوند، در آخرین نمونه بارز آن میتوان به کیس زندانی سیاسی کورد "رامین حسین پناهی" اشاره کرد که جمهوری اسلامی با بکارگیری شکنجه های طولانی مدت و غیرانسانی سعی در دریافت اعترافات از این زندانی سیاسی را داشته است و با سناریوی تکراری گرفتن اعتراف تحت شکنجه های شدید سعی در تحریف اذهان عمومی را دارد. اما در خصوص جریان صدور حکم اعدام برای این جوان کردستانی که در دادگاهی غیرعلنی و با فشار نهادهای امنیتی و سپاه پاسدران حکم اعدام وی به "اتهام بغی" صادر گردید، که موجب عکس العمل نهادهای مدنی و حقوق بشری در سطح داخلی و بین المللی شد و روزانه شاهد برگزاری آکسیون ها و تجمعات اعتراضی به حکم اعدام زندانیان سیاسی و عقیدتی بوده و بسیاری از نهادهای بین المللی چون سازمان عفو بین الملل، کنگره انترناسیونال سوسیالیست، سازمان دیده بان حقوق بشر، نهاد حقوق بشر وابسته به اتحادیه اروپا از جمله نهادهایی بودند، که در بیانیه های مختلف و نامه هایی خطاب به مسئولین رژیم جمهوری اسلامی خواستار لغو مجازات اعدام در ایران و از جمله مجازات اعدام زندانی سیاسی کرد "رامین حسین پناهی" شدند.
کیسی که در سطح بین المللی تبدیل به سنبل دادخواهی مردم ایران و خانواده زندانیان سیاسی و زندانیان سیاسی در ایران شد، از سوی نهادهای امنیتی، قضائی و سپاه پاسدران تروریست خوانده شده و پروژه صدور مجازات اعدام برای جوانان ایرانی همچون وی از جمله سناریوهای طرح ریزی شده نظام دیکتاتور ولایت فقیه برای ایجاد رعب و وحشت و تهدید فعالین مدنی و سیاسی میباشد. اما برخلاف برنامه ریزی های اتاق فکر رژیم کیس "رامین حسین پناهی" به یک کیس کاملاً ایرنی تبدیل شده و نمونه ای بارز از اتحاد و همبستگی تمام مردم ایران از تمامی ملیت ها و اقلیت ها گردید و به پروژه 40 ساله رژیم در ایجاد اختلاف و نا هماهنگی میان صفوف مبارزین اپوزیسیون ایرانی در داخل و خارج از کشور پایان داد و همبستگی ملی ایرانیان در این مسأله به نمونه ای بارز از صدای خفه شده 4 دهه حق طلبی و آزادیخواهی ایرانیان در مقابل رژیم جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

باشد، که پایان شب سیاه حاکمیت دینی ولایت فقیه، فردایی روشن و پر از امید به آزادی، دموکراسی و جامعه ای سکولار برای مردم ایران زمین باشد.



457 بار دیده شده‌‌


PM:08:28:04/09/2018