نگاهی اجمالی به وضعیت اشتغال و معیشت جوانان در ایران و آذربایجان غربی "شهر ارومیه"

نگاهی اجمالی به وضعیت اشتغال و معیشت جوانان در ایران و آذربایجان غربی

نویسنده/ محمد نصری قصریک

چکیده:

جوان و جوانی مسئله بسیار مهم و سرنوشت ساز در سرگذشت و سرانجام یک مملکت ، قشر ، گروه و یا حزب سیاسی بوده است. همه و همه در تمام دنیا می کوشند تا جوان را مجذوب خود سازند چرا که موفقیت در گرو جوانان است. جوان پرانرژی ، قوی ، جسور و محکم و آگاه است. درست بر خلاف گذشته که انسان هر چه سنی از او می گشت داناییش فزونی می گشت اما اکنون به وضوح روشن است که دانایی جوانان چند برابر پیرمردان و پیرزنان است.

اشتغال و بیکاری یکی از مهمترین مسایل پیش روی جوامع امروزی می باشد که می تواند پیامدهای اجتماعی - اقتصادی و فرهنگی مختلفی را به دنبال داشته باشد. دوعامل عمده ای که می تواند این وضعیت را ایجاد نمایند یکی رشد بالای جمعیت در یک برهه زمانی و دیگری عدم برنامه ریزی مناسب اقتصادی - اجتماعی است این دو عامل در حال حاضر در کنار هم موجب افزایش روزافزون بیکاری در کشور ایران شده است. استان آذربایجان غربی یکی از استان هایی است که در حال حاضر با این مساله روبروست. نرخ رشد سالانه سه درصدی بیکاری در این استان مشکلات اقتصادی ، اجتماعی ، جمعیتی و فرهنگی زیادی را به دنبال داشته است. رفع این مشکلات نیازمند مطالعه و برنامه ریزی دقیق علمی می باشد که در این مقاله برانیم تا به بررسی وضعیت اشتغال و بیکاری و عوامل اقتصادی ، اجتماعی ، جمعیتی و سیاسی موثر بر این پدیده بپردازیم و از سوی دیگر نگاهی نیز بر تأثیر این پدیده بر معیشت و زندگی جوانان داشته باشیم.

مقدمه:

رونق اشتغال وابستگی زیادی به رونق تولید دارد اگر کشوری دارای تولیدی قوی باشد منجر به اشتغال زایی بیشتر می شود رونق تولید هم وابستگی زیادی به رشد اقتصادی دارد زیرا افزایش رشد اقتصادی به معنی بزرگتر شدن ظرفیت اقتصاد کشور است . افزایش رشد اقتصادی نیز نیاز به سرمایه گذاری داخلی و خارجی دارد . در کشور ایران نرخ رشد سرمایه گذاری نوسانات زیادی دارد که طی سال های گذشته متناسب با ظرفیتهای اقتصادی کشور نبوده است و اغلب به مسئله اشتغال با رویکرد هزینه محور نگاه می شود یعنی با خلق پول و اعتبار اشتغال ایجاد کرد.

افزایش سرمایه گذاری در کشور منجر به افزایش و رونق فعالیت های اقتصادی و به خصوص فعالیت های صنعتی می شود که این خود منجر به رونق صنایع کوچک و متوسط می گردد . کشور ایران با توجه به اینکه دارای جمعیت جوان و تحصیل کرده و نیروی کار ماهر و نیمه ماهر است زمینه ی بسیار خوبی برای جذب سرمایه های خارجی و داخلی جهت تولید در مقیاس های کوچک و متوسط را دارد . مدیریت اشتغال زایی در یک کشور منفک از سایر شاخص های اقتصادی نیست و برای رفع این مشکل باید به راه حلی هایی که برای افزایش رشد اقتصادی بیان شده اند توجه شود . در این مقاله ابتدا به وضعیت جوانان در ایران به عنوان مجموعه کل و سپس استان آذربایجان غربی به عنوان زیر مجموعه ای از آن می پردازیم.

اوضاع جوانان در ایران:

بر خلاف گفته ها و آمارها که ایران یک کشور جوان می باشد در اصل نیست چرا که کشور جوان به کشوری گفته می شود که کارمندان دولتش و اداراتش جوان باشند که متاسفانه در ایران متوسط سنی در ادارات بالای ۳۵ سال است . جوانان ایران چالشهای بسیار زیادی را پشت سر گذاشته اند نظیر نظام شاهنشاهی ، دوران انقلاب ، پدیده های انقلاب اسلامی ، ۸ سال جنگ با عراق . خلاصه اینکه اینان جوان بوده اند ولی جوانی نکرده اند. اما جوانان نسل سومی مد نظر ما است ؛ جوانانی که چالشهای بزرگتر و سنگین تری نسبت به پدرانشان را بدوش می کشند.

در ایران برای جوانان نسل سومی نه تنها امکانات و برنامه ریزی نشده است بلکه تعبیر غلطی نیز از جوان در بین مسولین بوجود آمده است . دلیلش اینست که در ایران ، شخص محوری وجود دارد ، همین خاطر است که وقتی صحبت از جوان و جوانی در ایران می شود ؛ ذهن همه به سمت تی شرت پوشی و موسیقی شنیدن و کوهنوردی کردن منحرف می شود ، مسئولین و سران نظام فکر می کنند که اگر این مسائل رو انجام دهند و گهگداری ادای جوانها را در بیاورند نگاهی جامع به مقوله جوان کرده اند و هرگاه حرف از مشکلات جوانان بوجود می آید همه فکرشان به سمت سه محور «کار ، ازدواج ، تفریح » می رود. درحالیکه همه ی اینها خواست جوانان هست اما تنها خواست جوانان هم نیست . جوان آزادی می خواهد ، جوان ارزش می خواهد و دخالت .

در کشور ایران متاسفانه بعضی مشاغل دائم العمری هستند و یا همیشه حداکثر مدت زمان آن شغل به یک نفر داده می شود . خوب این باعث تک محوری و کهنگی می شود که مطابق خواست جوان نیست . وقتی به جوان بعنوان نتیجه تهاجم فرهنگی نگاه می شود افسرده می شود نه زمانی که ازدواجش به تاخیر می افتد.

وقتی جوانی از خواسته هایش در نظام محروم می شود و برخلاف قانون اساسی احزاب و افراد مورد علاقه اش از صحنه رانده می شوند ناراحت می شود. کاملا واضح است که جوان بدنبال تحول است به دنبال نو گرایی است و به دنبال زیبایی است وقتی شیک پوشی اش توسط برخی سنت گرایان افراطی که هیچ نمی فهمند محکوم می شود موجبات ناراحتی اش فراهم می شود. طبق اصل ۵۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران این حق جوان است که بیاید و خودش خواسته اش را مشخص کند؛ که آیا خواستار رابطه با آمریکا هست یا خیر؟ آیا ماهواره می خواهد یا خیر؟ آیا حجاب را می خواهد یا خیر ؟ و این وظیفه وزارت کشور است و برخلاف نظر برخی آقایان که همیشه شرع را مانند ابزار در دست راستشان دارند و از آن سوء استفاده می کنند. اینها فقط یک طرف قضیه است؛ در اکثر شهرستانهای بزرگ و کوچک ایران جا و مکان تفریحی مناسب برای جوانان وجود ندارد ، اما تا دلتان بخواهد کافه های رنگارنگ با قلیانهای میوه ای،حسینیه ها، حوزه های علمیه ، امامزاده ها و ... موجود است.

صدا و سیمایی که در ممالک توسعه یافته صدای جوانان است در ایران تنها ابزار تبلیغی یک شخص می باشد . تلویزیونی که اکثر فیلم هایش تکراری و مربوط به حداقل ۲۰ سال پیش است و کاملا تک محور و جانب گراست ، که نمی تواند پاسخ گوی قشر جوان و تحصیل کرده باشد . صدا و سیمایی که در اوایل انقلاب قرار بود توسط شورا اداره شود و از همه احزاب حضور داشته باشند حالا شده است صدا وسیمای شخصی.

خلاصه که جوانان ایران اکنون بدترین شرایط را تحمل می کنند و در بدترین وضعیت هستند ، هر قشری و هر قومی که بر خلاف جهت جریان شنا کند رو به ضوال و نابودی است.

این در حالی است جاه طلبی نظام حاکم و زیادی خواهی آن و سیاست های خارجه و روابط اشتباه بین المللی اش سبب وضع تحریم های بیشتر در زمینه های مختلف شده است.

وضعیت زندگی مردم بعد از تحریم بدتر شده است، قدرت خرید و درآمد آن ها کاهش یافته است. میزان دسترسی مردم به برخی کالاها کاهش پیدا کرده، همچنین وضعیت امکانات بهداشتی و درمانی و کیفیت آنها نسبت به قبل از تحریم بدتر شده است. یافته های تاثیر تحریم ها بر رفاه ذهنی هم به این صورت است که بعد از تحریم احساس محرومیت نسبی مردم بیشتر شده است، احساس شادی مردم کمتر شده و وقت کمتری را برای شاد بودن در کنار خانواده دارند، احساس رضایت از زندگی آن ها کاهش پیدا کرده و احساس نگرانی زیادی در مورد آینده و وضعیت شغلی و مالی خود دارند. نتیجه ای که می توانیم داشته باشیم این است که تحریمها تاثیر زیادی بر رفاه عینی و ذهنی مردم داشته است و رفاه اجتماعی مردم ایران را کاهش داده است. اگر هدف تحریم اقتصادی را تحت فشار قرار دادن مردم کشور مورد تحریم بدانیم این هدف در مورد مردم ایران محقق شده است و با نظرسنجی از مردم می توانیم تاثیر داشتن تحریم در رفاه اجتماعی را مورد تایید قرار دهیم.

 

مشکلات عمده جوانان در ایران...

اشتغال :

بدست آوردن کار علاوه بر اهمیت اقتصادی آن ، به لحاظ فرهنگی و اجتماعی نیز از اهمیت بالائی برخوردار است زیرا هر جوان بیکار نه تنها خود را از هرگونه درآمد محروم می بیند ، بلکه ازهر گونه جامعه پذیری که از طریق شاغل شدن بروز می کند بدور می باشد . بنابراین بیکاری به نوع جدیدی از حاشیه ای شدن جوانان منتهی می گردد.
بیکاری همچنین مشوق حرکت بسوی اشکال مختلف جامعه ناپذیری که اغلب غیرقابل پیش بینی اند ، میباشد ؛ پدیده هائی همچون ولگردی ، بزهکاری ، خرابکاری ، فحشاء ، شغل های خلاف قانون و ...

 

جوانانی که به واسطه بیکاری از ابزار استقلال مالی محروم گشته اند ، مجبورند تا به وابستگی خود به کمک های مالی خانواده ادامه دهند ، این مسئله با اندکی استثناء بدین معناست که برنامه ها و هدف هائی از قبیل داشتن خانه و خانواده باید تا آینده ای نامعلوم به تأخیر بیافتد. 
این موضوع هنگامی باعث سرخوردگی و ناامیدی بیشتر میگردد که فشار سنگین سنت ها و یا شرائط سخت زندگی در خانواده ، استقلال مالی جوانان را ضروری میسازد ؛ در نتیجه جوانان نه تنها خود را در زمینه مادی متأثر از بیکاری می بینند ، بلکه حتی از لحاظ جنسی و عاطفی نیز خود را محروم می یابند . در اکثر مواقع بیکاری بعنوان ناکامی و شکست تلقی می شود ، این امر باعث بوجود آمدن احساس جدائی و حذف از جامعه در جوانان گشته است.
در بسیاری از نقاط جهان ، جوانی آخرین مرحله از فرایند یادگیری و آمادگی قبل از ورود به جهان کار محسوب میشود . نوجوانان و جوانان قشر فعال و مولد هر کشوری هستند . در واقع جوان کسی است که در حال رسیدن به دوران بزرگسالی و مسئولیت است . بر اساس آمارها نرخ جمعیت کشور ایران از جوان بودن آن حکایت می کند . در مقایسه با بسیاری از کشورها ، این نرخ بالا بوده و حدود یک دوم از کل جمعیت کشور یعنی بیشتر از چهل و یک میلیون نفر را نوجوانان و جوانان تشکیل میدهند.

 

اقتصاد متکی به نفت ، عدم حمایت از تولید ملی کاهش اهمیت کشاورزی ، سوء مدیریت ، کشمکش های سیاسی و حزبی ، باند بازی ، تشنج آفرینی در روابط بین المللی ، جنگ ، بستر نا مناسب تجاری ، افزایش سرعت شهرسازی رشد پدیده واسطه گری و دلالی ، افزایش فرهنگ مصرف گرائی ، واردات بی رویه ، تورم فزاینده ، نبود شایسته سالاری ، رانت خواری بوروکراسی اداری ، رابطه گرائی ، خلاء نظارت و بازرسی های ممتد ، فساد اداری ، مفاسد اقتصادی ، عدم قاطعیت درمجازات مفسدین ، رشد جمعیت و بالاخره مهاجرت ؛ از مهمترین موانع حل معضل بیکاری جوانان در ایران میباشند. 

در سالیان اخیر رشد جمعیت جوانان و ظهورعلائم بیکاری آنان تا حدودی توسط توسعه نظام آموزشی تعدیل گردید ، این امر باعث شد تا آنها به تحصیل خود ادامه دهند و لذا ورود آنها به بازار کار به تأخیر بیافتد
اما نبود برنامه ریزی های بعدی و همچنین عدم سرمایه گذاری های لازم در بخش های مختلف صنعتی ، زیربنائی و خدماتی به منظور ایجاد فرصت های شغلی بیشتر برای حجم انبوه فارغ التحصیلان دانشگاهی ، مشکلات بیکاری جوانان را دو چندان نموده است .
بنابراین دوره آموزشی طولانی تر نه تنها مشکل بیکاری را کاهش نمی دهد ، بلکه این مشکل را به واسطه ایجاد یک گروه بیکار با تحصیلات بالاتر تشدید می کند . از دیگرعوامل مهم بیکاری جوانان جدائی بین عرصه آموزش و بازار کار می باشد ، در نتیجه بسیاری از این جوانان ، بیکاری و ادامه وابستگی به خانواده هایشان را بر کارهای مشمئزکننده و نامطلوب ترجیح میدهند . در واقع خودداری از پذیرش انواع خاصی از کارها و امکان برگشت و مراجعه به خانواده برای دریافت کمک ، یکی از عوامل بیکاری میباشد. مطالعات دقیق تر در خصوص این پدیده نشان میدهد که اصولاً تنها نگرش های جوانان در قبال کار نیست که باعث بدتر شدن مشکل میگردد ، بلکه واقعیتی که بیشتر از این جای تأسف دارد و تغییر آن نیز مشکل تر به نظر میرسد این است که در بازار کار ، شغل های مناسب و پرارزشی به جوانان ارائه نمی شود که با ایده های آنها بعنوان فارغ التحصیلان دیپلمه و یا دانشگاهی مطابقت داشته باشد.
بعبارتی جوانانی که پس از سالیان سال تحصیل و علیرغم داشتن مدرک تحصیلی ، بدون هیپگونه سابقه و تجربه کاری ، مصمم به ورود در بازار کار بوده ، از نظر کارفرمایان واجد صلاحیت به شمار نمی آیند . این پدیده و عوارض آن ، بویژه در مناطق شهری کاملاً مشهود است.
البته مواقعیکه صحبت از بررسی عوامل و مشکلات بیکاری جوانان به میان می آید ، این نکته را باید همیشه مد نظر قرار داشت که جوانان ، شامل یک طبقه خاص اجتماعی و یا دارای افکار و سلائق مشابه هم نمی باشند ، و اینکه آگاهی نسبت به آسیب پذیری های این قشر از جامعه و برنامه ریزی جهت اشتغال بکار آنان میبایستی توأم با شناخت و درک مشکلات گروه های مختلف جوانان نظیر دختران ، اقلیت های قومی و مهاجرین ، خانواده های فقیر، معلولان ، افراد بی سواد و یا کم سواد و بالاخره جوانان کم سن وسال تر باشد.

 

- مسکن :

دغدغه داشتن یک چهار دیواری برای زندگی ، فکر و ذهن اغلب جوانان ایرانی را مغشوش ساخته و هر روز که می گذرد شرایط تهیه مسکن دشوارتر از روز گذشته می شود . این در حالی است که بیش از ۲۹ میلیون جوان به این باور رسیده اند که می بایست فکر خانه دار شدن را برای همیشه از سر بیرون کنند و تنها رویای شیرین آنها ” خانه ای روی آب ” باشد.

گرچه بیکاری و ازدواج همچنان در صدر مشکلات جوانان ایرانی قرار دارد اما عدم توانایی مالی در تهیه مسکن نیز یکی از مشکلات حال حاضر قشر جوان جامعه است که روز به روز حادتر می شود . گسترش مشکلات جوانان، به خصوص تهیه مسکن و بیکاری امروز، گویای این مسئله است که دولت و کسانی که از سوی دولتمردان عهده دار حل مشکلات جوانان برآمده اند چندان در اجرای وظایف خود در مقابل جوانان موفق نبوده و نتوانسته اند در جهت رضایت نسل جوان اقدام قابل توجهی طی این چند سال صورت دهند اما سوالی که سالها در ذهن جوانان بی پاسخ مانده ، این است که دولت و سازمان ملی جوانان به عنوان متولی اصلی در امور جوانان، چرا تاکنون به وعده ها و شعارهای چند ساله خود در خصوص ایجاد اشتغال، رفع کمبودهای فرهنگی، آموزش و تامین مسکن مناسب برای آنها عمل نکرده است . امروزه جوانان دیگر از وعده و وعید مسئولان به ستوه آمده اند ، آنها می خواهند بدانند آیا روزی می رسد که یک مورد از هزاران مشکلات پیش روی آنان حل شود و دیگر دغدغه ای از دوران نوجوانی برای داشتن یک چهار دیواری نداشته باشند.

بدرستی مشخص نیست کشوری که امکانات و منابع مالی مناسبی در اختیار دارد چرا برای رفع مشکلات جوانان که به تنهایی قادر به رفع مشکلات خود نیستند اقدامی انجام نمی دهد و این در حالی است که دائما تورم در جامعه روز به روز افزایش پیدا می کند و از سوی دیگر جوانان نسبت به زندگی نا امید تر می شوند و به طور حتم با چنین وضعیتی جوانان هرگز به خواسته های به حق خود نخواهند رسید. در جامعه ایران مسئولان دائما جوانان را برای جلوگیری از فحشاء و فساد به ازدواج و تشکیل خانواده سوق می دهند در حالی فکر این را نمی کنند که با چنین وضعیتی جوانان چگونه برای ازدواج پیش قدم شوند ، دولتمردانی که هیچ فکر اساسی برای حل مشکلات و تامین حداقل های زندگی جوانان نمی کنند چگونه از جوانان انتظار دارند که علاوه بر خود فرد دیگری را با مشکلات خود همراه کند. با وجود مشکلات مالی و اقتصادی که اکثر خانواده ها با آن مواجه هستند والدین نیز نمی توانند در همیاری و کمک به فرزندان و جوانان خود چندان تاثیر گذار باشند. جوانی که با حقوق ناچیزخود به سختی از پس هزینه های سنگین زندگی خود و همسرش بر می آید به طور حتم توانایی پرداخت ودیعه های سنگین چندین میلیونی و اجاره بها های بالا را نخواهد داشت . مشکلات تهیه مسکن در حالی در کشور بیداد می کند که این امر با توجه به اینکه طی ۱۰ سال آینده با ۵/۵ میلیون تقاضای جدید برای مسکن مواجه می شود ، تشدید خواهد شد اوضاع آینده کاملا قابل پیش بینی است .

 

- فقر و بزهکاری 
آمارها نشان می دهد در حال حاضر حدود ۳۹ درصد زندانیان را قشر جوان با میانگین سنی ۲۱ تا ۲۵ سال تشکیل می دهد ، یکی از دلایل این امر شبح فقری است که بر خانوادهای ایرانی و بخصوص جوانان سایه افکنده است . امروزه بسیاری از جوانان به دلیل قرار گرفتن در چرخه فقر و بضاعت مالی خانواده ها مجبور هستند برای تامین نیازهای اساسی خود دست به اعمال خلاف بزنند.
آمارها همچنین نشان می دهد ۵۰ درصد از جمعیت ۸۱ میلیونی کشور زیر خط فقر زندگی می کنند این در حالی است که ۵۹ درصد جوانان شاغل عنوان کرده‌اند از درآمد شغلی خود راضی نیستند و ۷۷ درصد جوانان نیز معتقدند در صورت تلاش، امکان پیشرفت شغلی برای آنها وجود دارد .

 

 

افسردگی، سرخوردگی و ...
با وجود اینکه مشکلات و عوارض فقر تمامی افراد جامعه وهمه سنین را تحت تاثیر قرار می دهد اما در این میان جوانان به دلیل روحیات حساس تر و خواسته ها و آرزوهای بسیار ، بیشتر از سایر گروههای سنی از فقر رنج می برند. سرخوردگی می تواند مقدمه بزهکاری در جوانان شود، چرا که جوانان برای رسیدن به آرزوها و خواسته های خود در جامعه ای که سرمایه سالار شده خود را ناتوان می بینند و این امر باعث ایجاد عقده هایی در آنان خواهد شد و آنان را به اعمال خلاف تشویق می کند.

 

گرچه جوانانی که دارای خانواده های با وضعیت مالی مناسبی هستند نیز گرایش بسیاری به مصرف مواد مخدر دارند، اما بررسی ها نشان می دهد درصد بسیاری از نوجوانان و جوانانی که به مصرف مواد مخدر گرایش پیدا می کنند جزء افراد کم درآمد جامعه هستند .

اکثر جوانان از داشتن حداقل سرمایه برای تشکیل زندگی مشترک محروم هستند و همین امر باعث افزایش سن ازدواج در جوانان شده است.بسیاری از جوانان حتی به دلیل عدم توانایی مالی و فقر شدید قید تشکیل زندگی مشترک را برای همیشه می زنند و فکر ازدواج را از ذهن خود خارج می کنند . در اکثر مواقع فقر و مشکلات اقتصادی نیز می تواند باعث اختلالات شدید در سیستم فکری، عصبی نوجوانان و جوانان شود فقر از زوایای مختلف به جوانان آسیب می رساند و می تواند یاس و سرخوردگی بسیاری را در قشر جوان ایجاد کند. بالارفتن سن ازدواج که مهمترین عاملش فقر مادی است باعث به وجود آمدن یکسری جرایم اجتماعی همچون آدم ربایی و تعرض به نوامیس مردم می شود . افزایش آمار افسردگی و خودکشی در سال های اخیر نیز موید این مطلب می باشد.

وضعیت اشتغال و معیشت جوانان در استان آذربایجان غربی

استان آذربایجان غربی با توجه به اینکه زیر مجموعه ای از جامعه ایران است تمام موارد فوق در مورد این استان صدق کرده و حتی این استان همچون استان ایلام و کردستان وضعیتی به مراتب وخیم تر از سایر استان ها دارند. تند شدن آهنگ رشد تورم در ماه های اخیر باعث وارد آمدن فشاری مضاعف نسبت به قبل بر معیشت اقشارضعیف و متوسط شده است. در این میان جهش و بی ثباتی نرخ ارز،افزایش قیمت کالا و مایحتاج روزانە مردم ( دە برابر افزایش یافتە)، عدم درآمد و اشتغال و امنیت شغلی سبب افزایش جمعیت فقیر شده است . افزایش میزان نرخ بیکاری در سطح استان طی بهار سال ۹۶ به بهار سال ۹۷ از ١۴.٣ درصد به ۱۴.۹ درصد رسیده است .رکود اقتصادی عدم رونق تولید و تعطیلی پی در پی کارخانه ها و گارگاه ها ( بیکار شدن بیش از ۷ هزار کارگر فقط در سطح شهر ارومیه و حومه ) در کنار نبود اشتغالزایی و استخدام که آنهم به دلیل کمبود اعتبار، فراهم نبودن زیرساخت های توسعه بخش صنعت، عدم فرهنگ سازی در خصوص رغبت جوانان به سمت شغل های غیراداری، بی توجهی به شایسته سالاری و تخصص و نبود برنامه جامع و مشخص سبب بیکاری بی سابقه شده است.

بسیاری از جوانان روستائی بدلیل نداشتن فرصت های اشتغال وهمچنین نبود انگیزه های لازم برای زندگی در روستاها ، بدنبال تحصیلات و تمایلات بیشتر خود هستند ، بنابراین بطور چشمگیری سعی می کنند در محیط های شهری که در دوره رکود و کسادی به سر میبرند ، کار و زندگی کنند، به صرفه نبودن درآمدهای حاصله در بخش کشاورزی نسبت به هزینه ها و رنجهای به بار نشینی محصولات ، نه تنها اثرات منفی اقتصادی بر تولید و اشتغال داشته بلکه به فروپاشی بنیان های سنتی، اجتماعی و فرهنگی زندگی روستائی منجر شده است.
در این فرآیند ، جوانانی هستند که از زندگی روستائی کنار زده شده و با آن بیگانه میگردند . آنها برای رهائی از مشکلات اقتصادی که در محیط های روستائی آنها را احاطه کرده و به ستوه آورده ، مهاجرت به شهرها را برای پیدا کردن شغل و ادامه تحصیل برمی گزینند و باعث ظهور مشکلات و تبعات بعدی شهرنشینی می گردند ؛ افزایش کشنده حاشیه نشینی شهر ارومیه در چند سال اخیر ثمره ی این مهاجرت ها می باشد.

 

تعداد بیکاران استان آذربایجان غربی در سال ۱۳۹۵ ،۱۱۷هزار و ۵۱۷ نفر بوده است، هم‌اکنون نرخ بیکاری استان بالاتر از میانگین نرخ بیکاری کل کشوراست. این در حالی است که آذربایجان غربی استانی با پتانسیل های فراوان صنعتی، کشاوزی، معدنی می باشد، ظرفیت هایی که هیچ بهره مناسبی از آنها نمی شود .

با وجود هم مرزی با سه کشور و اینکه تقریباً اکثر شهرستان‌های آذربایجان غربی یا لب مرز واقع شده‌اند و یا ساعتی با مرز فاصله دارند بنابراین اساساً عقل حکم می‌کند شهرهای مرزی با انجام واردات و صادرات مرزی و راه اندازی بازارچه های مرزی و انجام مراودات بازرگانی و اقتصادی حال و روز مساعدی داشته باشند اما چون نگاه پایتخت نشینان به مرزها همیشه نگاه تهدید بوده و نه فرصت ، بنابراین ده‌ها سال است که مرزهای آذربایجان غربی گویی برهوتی در آخر دنیاست نه معبری برای انجام صادرات و واردات یا توسعه.

هنوز راهکارهای مدیریت حل مشکل بیکاری ۱۱۸ هزار جوان تحصیلکرده در استان اتحاذ نشده است که موج جدیدی از تقاضای اشتغال فارغ التحصیلان تکمیلی در راه است و در صورت عدم برنامه ریزی اصولی در سه الی چهار سال آینده این استان با بحران عظیمی در این بخش مواجه خواهد شد.

حالا مسئولان این استان تنها در کنار این آمار و جوانان بیکار غیرتحصیلکرده با جوانان متقاضی فارغ التحصیل به خصوص در بخش تحصیلات تکمیلی که در راه هستند دست روی دست گذاشته و به نظاره نشسته اند. در واقع ۳ الی ۵ سال آینده استان آذربایجان غربی و بخصوص کلانشهر ارومیه با بحران عظیم بیکاری مواجه خواهد شد.

حل نشدن مشکل اشتغال جوان در سالهای اخیر موجب شده است سن ازدواج نیز در جامعه روند افزایشی داشته باشد که این امر نیز آسیب های متعدد اجتماعی دیگری بر جامعه و خانواده ها تحمیل می کند آسیب هایی که گاه هزینه های جبران ناپذیری در پی دارد.

امروز جوانان انگیزه خود را برای ادامه مناسب زندگی از دست داده اند روز به روز آمار آسیب های اجتماعی از جمله سرقت، اعتیاد و قاچاق و ... را معضل بیکاری جوانان خوانده اند.


569 بار دیده شده‌‌


PM:09:23:28/10/2018