بحران در سازمان مدیریت بحران ایران

بحران در سازمان مدیریت بحران ایران

تنظیم/ گیسو یاری

آسونیوز/ انسان از بدو تولد همیشه در معرض آسیب های جدی ناشی از بلایای طبیعی بوده است. پدیده های خطر آفرین طبیعی نظیر سیل، زلزله، طوفان، صاعقه و غیره در طول تاخیر زندگی انسان ها را تحت تاثیر قرار داده و اثرات غیر قابل جبرانی را به همراه داشته اند، اضمحلال و نابودی بسیاری از تمدنها ناشی از وقوع بلایای طبیعی بوده است.

ایران به واسطه موقعیت جغرافیایی، تنوع و کستردگی اقلیمی یکی از کشور های آسیب پذیر جهان می باشد به طوری که از 45 نوع بلایای طبیعی که در جهان به ثبت رسیده 35 نوع آن در ایران به وقوع پیوسته وآن را جز 10 کشور اول بلاخیز دنیا قرار داده است. در سالهای اخیر ده ها هزار نفر از مردم ایران بر اثر وقوع حوادث طبیعی و ضعف مدیریت بحران جان خود را ازدست داده اند.

تلاش در جهت شناخت پدیده های پرخطر طبیعی و فراگیری راههای مقابله با آنها و بکار گیری راههای مقابله با آنها و بکار گیری اصول و ضوابط پیشگیری که از وظایف اصلی سازمان مدیریت بحران است، می تواند خسارت ناشی از حوادث را به حداقل برساند.

4 مرحله مدیریت بحران:

1ـ پیشگیری:

مجموعه اقداماتی است که با هدف وقوع حوادث و یا کاهش آثار زیانبار آن، سطح خطر پذیری جامعه را ارزیابی نموده و با مطالعات و اقدامات لازم سطح آن را تا حد قابل قبول کاهش دهد.

2ـ آمادگی:

مجموعه اقداماتی است که توانایی جامعه را در انجام مراحل مختلف مدیریت بحران افزایش

می دهد که شامل جمع آوری اطلاعات، برنامه ریزی، سازماندهی، ایجاد ساختارهای مدیریتی

آموزش، تامین منابع و امکانات، تمرین و مانور است.

3ـ مقابله:

انجام اقدامات و ارائه خدمات اضطراری به دنبال وقوع بحران است که با هدف نجات جان و مال انسان ها، تامین رفاه نسبی برای آنها و جلوگیری از گسترش خسارات انجام می شود.

عملیات مقابله شامل:

اطلاع رسانی، هشدار، جستجو، نجات و امداد، بهداشت، درمان، تامین امنیت، ترابری، ارتباطات

فوریت های پزشکی، تدفین، دفع پسماندها، مهار اتش، کنترل مواد خطرناک، سوخت رسانی، برقراری شریان های حیاتی و سایر خدمات اضطراری ذیربط است.

4ـ بازسازی و باز توانی:

بازسازی شامل کلیه اقدامات لازم و ضروری پس از وقوع بحران است که برای گذراندن وضعیت عادی به مناطق آسیب دیده با در نظر گرفتن ویژگی های توسعه پایدار، ضوابط ایمنی، مشارکت های مردمی و مسائل فرهنگی، تاریخی، اجتماعی منطقه اجتماعی انجام می گیرد.

بازتوانی نیز شامل مجموعه اقداماتی است که جهت بازگرداندن شرایط جسمی، روحی و روانی و اجتماعی آسیب دیدگان به حالت طبیعی به انجام می رسد.

واقعیت آن است که سازمان‌های مدیریت بحران در کشور مبتلا به عارضه‌ای فلج‌کننده هستند که غیر از این هم نمی‌توان از آنها انتظاری داشت. این عارضه این است که این سازمان‌ها به نقش و علت ایجاد خود واقف نیستند و از مدیریت بحران فقط به هماهنگی اکتفا کرده‌اند و این کار را نیز با بد‌ترین کیفیت یعنی با تشکیل جلسات فوری و تصمیم گیری‌های ضربتی و تابع شرایط حاکم در لحظه برای مقابله با شرایط ایجاد شده در اثر وقوع حادثه و سعی در توجیه نواقص کار خود با مواردی از قبیل ناگهانی بودن حادثه و غافلگیر شدن شان، کمبود امکانات و بودجه و... انجام می‌دهند.

در حالی که بقیه موارد حیاتی مربوط به مدیریت بحران را فراموش کرده‌اند و حتی به آنها فکر نیز نکرده‌اند. مواردی نظیر ریشه‌یابی حوادث، تحلیل حوادث، تهیه سناریو‌های مختلف از حادثه و پیش‌بینی و برآورد خسارات، برنامه‌ریزی و تدوین برنامه‌های مختلف پیشگیری، آمادگی و مقابله با حوادث مختلف و انجام اقدامات پیشگیری و آمادگی، اطلاع‌رسانی و آموزش‌های عمومی و تخصصی و از همه مهم‌تر بازرسی و نظارت بر عملکرد سازمان‌های مؤثر در ایجاد یا مقابله با حوادث به کلی در این سازمان‌ها مغفول مانده یا به‌صورت صوری با آنها برخورد می‌شود.

علت اصلی همه این ضعف‌ها البته ضعف در انتخاب مدیران آگاه، توانمند و هوشمند برای این سازمان‌ها بوده است که در اثر بی‌اطلاعی و بی‌انگیزگی، اوقات سال، وقت و امکانات ارزشمند سازمان‌های متبوع خود را با انجام کار‌های نامربوط با وظایف خود یا اصلاً بدون انجام هرگونه کار مفیدی تلف می‌کنند و در هنگام وقوع حادثه مانند عموم افراد، خود نیز غافلگیر شده و با تشکیل شتاب زده و بی‌برنامه جلسات هماهنگی، سعی می‌کنند مشکلات را کتمان کرده یا با دادن وعده، به امید آن هستند که حادثه خود به خود فروکش کرده و توجه جامعه به مسائلی دیگر معطوف شود.

در فهرست رتبه بندی کشورهای در معرض بلایای طبیعی که دانشگاه سازمان ملل متحد با توجه به شاخص های جهانی تهدید امنیت انسان و محیط زیست انجام داده است، ایران در میان 172 کشور در جایگاه 61 قرار دارد؛ جایگاه پرخطری که اهمیت توجه به رخدادهای غیرمنتظره و آمادگی برای رویارویی با خطرهای احتمالی در کشور را برجسته می سازد. مدیریت بحران؛ کارکردها و بایسته ها هر از چندگاه سیل، طوفان، زلزله و ... در مناطق گوناگونی از ایران رخ می دهد و هموطنان را در وضعیت بحرانی قرار می دهد.

سیل و طوفانی که در اوایل سال 1398 در استان های "گلستان و برخی مناطق شمالی کشور، شیراز، کرمانشاه، لرستان، خوزستان، سمنان، کهگیلویه وبویراحمد و ..." رخ داد، خسارت های جبران ناپذیری را از لحاظ مالی و جانی به بار آورد.

سیل خسارت های زیادی به تاسیسات عمرانی، بخش کشاورزی، واحدهای مسکونی و... گلستان وارد آورد وحدود 8 هزار نفر از روستاهای بالادست سد بوستان گلستان در سیلاب گرفتار شدند که راه ارتباطی با آن ها قطع شده است. افزون بر شمار زیاد مصدومان، این حادثه9 نفر(2 کودک) کشته نیز بر جای گذاشت. همچنین سیل در استان شیراز 18کشته (3 کودک،6 مرد و98 زن) و بالغ بر 80 مصدوم و زخمی بر جای گذاشت. همچنین در کرمانشاه یک نفر درروستای کانی عزیز از توابع سرپل ذهاب را جان خود را ازدست داده و خسارت زیادی نیز به دامداران و کشاورزان، بخش اقتصادی و غیره در منطقه وارد کرده است. سیلاب چندصد راس گوسفند را در کرمانشاه تلف کرد.

تجربه ی تلخ این حادثه و رخدادهای نشان می دهد که باید آمادگی کامل برای مدیریت چنین رخدادهای بحرانی و غیرمنتظره در کشور وجود داشته باشد، اما پرسشی که مطرح می شود این است که با وجود احتمال وقوع این رخدادها، چرا مدیریت بحران در کشور ما دچار کم توانی یا به عبارتی بهتر ناتوانی است؟ دیگر اینکه مشکلات و کاستی های مدیریت بحران در کشور ناشی از چه علت یا عامل هایی است؟ از دیگر سو چگونه می توان بر این کمبودها چیره شد و نقاط ضعف را برطرف و تهدیدها را شناسایی و مدیریت کرد. متاسفانه مدیریت بحران در کشور خود به یک مساله تبدیل شده به گونه یی که ما توانایی رویارویی و انجام اقدامات مناسب و آنی را در موقعیت بحرانی نداریم و از این رو بازسازی مدیریت بحران در کشور یک بایسته است.

شروعتعطیلات عید نوروز، برای بسیاری از مردم ایران، تلخ و مرگبار بود. سیل و توفان، ناگهان از راه رسید، ساختمان ها را ویران کرد، جاده ها را شست و برد، خودروها را بلعید و بسیاری را کشت و مجروح کرد و بی خانمان ساخت.

مردم از آمدن سیل و توفان خبر دار نبودند. درست مانند آن بود که این کشور ، سازمان عریض و طویلی به نام "هواشناسی" نداشت.
بحران نیز به حال خود رها شد تا آن که همان گونه که آمده بود، برود و مسؤولان ستاد بحران" نیروهایی را برای جمع آوری خودورهای له شده و جسدهای قربانیان اعزام کنند!

 

ستاد بحران نیز همین طور است و تنها در مواقعی که بحرانی بروز می کند ، کارایی اش را نشان میدهد. نوش دارو پس از مرگ سهراب!
با این حال، در ماجرای سیل و توفان اخیر، دستگاه های مرتبط، عملکرد بسیار شرم آوری را از خود بروز دادند. 

سازمان هواشناسی که گویا وظیفه خود را برگزاری شوهای تلویزیونی می داند، عمده تمرکز خود را بر روی این گذاشته است که با گرافیک های جذاب رایانه ای، درباره توده های پر فشار و کم فشار و وضعیت ابری و کمی تا قمستی ابری سخن بگوید، درباره توفان و سیلی که در راه بود ، لام تا کام حرف نزد تا مردم بی خبر از همه جا، کشته شوند و آقایان خم به ابرو نیاورند.
اگر وظیفه هواشناسی همین است، بهتر است آن را تعطیل کنند و به جایش به سایت های هواشناسی بین المللی رجوع کنند که بسیار دقیق تر از این ها ، اطلاعات هواشناسی را عرضه می کنند.
طنز تلخ ماجرا این است که سازمان هواشناسی، "بعد از توفان" هشدار عمومی داد که توفان خواهد آمد و به مسافرت نروید.

 

نکته قابل توجه اینکه مدعی اند به مراکز مربوطه اعلام هشدار کرده بودند، اگر چنین کرده بودند، مردم به کنار رودخانه ها نمی رفتند یا در برنامه سفرشان تغییر ایجاد می کردند تا بعد از گذر سیل و توفان راهی جاده شوند.

چند روزی است که سیل برخی استان‌های شمالی کشور از جمله استان گلستان و شهر آق قلارا در نوردیده است اما خلأ مهمی که در این بحران دیده می‌شود، حضور مسئولان و کمک رسانی برنامه ریزی شده و مستمر به مردم سیل زده است. این موضوع از سوی مردم، رسانه‌های محلی، نمایندگان مجلس و افراد سرشناسی که برای کمک رسانی به مردم سیل زده در استان گلستان حضور پیدا کرده‌اند مورد انتقاد جدی قرار گرفته است.

جالب اینجاست که بحران سیل در استان گلستان بدون حضور مدیران سطح بالای این استان اداره می‌شود. سوال اصلی در میان مردم و رسانه‌های استان گلستان این است که آقای استاندار کجاست؟

در پنجمین روز سیل و بحران در گلستان" مناف هاشمی"، استاندار گلستان در تمامی جلسات و بازدیدهای مرتبط با سیل غایب بوده است. به نظر می‌رسد که در این دوران به خارج از کشور برای تعطیلات رفته و ظواهر امر نشان می‌دهد نگرانی خاصی در مورد اتفاقات گلستان ندارد.

هنوز بحران مسکن زلزله زده گان در کرمانشاه حل نشده که سیل نیز به کانکس هایشان روانه شد. بی کفایتی و بی تفاوتی مسئولین عامل اصلی همه ی این معضلات و مشکلات است و مسئولین تنها مسببین!

ستاد بحران نیز که گویا خود درگیر بحرانی در مدیریت اش است، هنوز نتوانسته این بحران را مدیریت کند و مردم به حال خود رها شده اند و شمار کشته شدگان هر لحظه در حال افزایش است.



270 بار دیده شده‌‌


PM:08:45:30/03/2019