تابستانی داغ برای همە، اما سوزان برای رژیم اسلامی

تابستانی داغ برای همە، اما سوزان برای رژیم اسلامی

ن/ بیژن قبادی

داریم بە تابستان و گرمترین فصل سال و همینطور التهابات ویژە اجتماعی و سیاسی نزدیک می‌شویم. این فصل در این زمان از تاریخ با توجە بە شواهد و قرائن پیرامونی و نیز منطقەای و جهانی، بیانگر نضج گرفتن فضای ویژەای است.

قداست خود ساختە رژیم اسلامی در دیماە ١٣٩٦ در زیر گامهای استوار و خشمگین مردم بجان آمدە لە شد تا جاییکە تمامی جهان خود بە اغفال زدە نیز آنرا لمس نمود. در دوسال اخیر مردم بپاخواستە جسارت بیشتری یافتە و هموارە اعتراضات و فریاد حق‌طلبی آنان رساتر و طنین بیشتری یافتە است.

اوضاع جهانی با برملا شدن سیاستهای فریبکارانە جمهوری اسلامی ایران بسوی یک صف‌بندی جهانی تمایل یافتە است. بە عنوان نمونە تفاوت دیدگاە رژیم حاکم بر ایران و روسیە پیرامون اوضاع سوریە و نیزخروج آمریکا از توافق اتمی و بازگشت تحریمها و ورشکستگی اقتصادی و وقت کشی اروپائیان در ترمیم توافق موسوم بە "برجام"، هیچکدام علائمی امیدوار کنندە برای حاکمان تهران نیستند. حال نیز سە موضوع دیگر را باید بەآنها افزود. اولی درخواست سە عضو طرف توافق برجام یعنی انگلستان، فرانسە و آلمان برای ارائە گزارش سازمان ملل از برنامە موشکی رژیم تهران کە آنها بر این باورند کە اقدامات اخیر تهران مبنی بر آزمایش، پرتاب و نمایش موشکی نقص توافق فیمابین است. دومی خاتمە مهلت معافیت خرید نفتی چند مشتری بازار نفت ایران و عدم تمدید آن از سوی آمریکا.

اما سومین موردکە موضوع اصلی میباشد، سیل اخیر و عوارض و تبعات سوزندە آن برای رژیم تهران است. لازم است این موضوع را مقداری بشکافیم.

سیل اخیر خرابیهای وسیعی را ببار آورد کە علاوە بر زیانهای جانی، مالی و زیرساختهای ارتباطی و انرژی نظیر صدها قربانی کە هنوز آمار دقیقی از میزان آن دردست نیست، خرابی خانە و مغازەهای مردم و ادارات و ارگانهای حکومتی، جادەها و پلها، خطوط انتقال آب و برق و تلفن کە هر بخش متحمل خسارات و ضرر و زیانهای هنگفت شدەاند و خود مستلزم صرف هزینەهای سرسام آوری برای بازسازی هستند. خود مردم توان تأمین آن رقمها را ندارند، دولت نیز بە عنوان مسئول بازسازی و ترمیم ویرانیها و جبران خسارات واردە، فاقد توان مالی لازم است چون هم خزانەاش خالی است و هم درآمدهای حاصلە از صادرات و فروش نفت را از دست دادە است.

از سوی دیگر استانهای خوزستان، گلستان، فارس، کرمانشاە و لرستان هرکدام دارای وزن و اعتباری اقتصادی و تولیدی هستند کە با خرابیهای ناشی از سیل اخیر دچار صدمات جدی شدند و نقش این استانها در تولید و تأمین کالاهای مصرفی غیرقابل انکار است. بعنوان نمونە در خوزستان از نفت کە بگذریم، این استان دارای جایگاهی محوری در تولید غلات، سیفی و سبزیجات و اقلامی میوە است. کرمانشاە و گلستان و فارس و لرستان نیز و هرکدام دارای نقش و جایگاە خود.

سیل اخیر مزارع، باغ و بوستانها را ویران کرد. بنابرین بازار نمیتواند منتظر کامیونهای میوە و ترەبار از این مناطق باشد، سیلوها هم غلەای وصول نخواهند نمود. در سایر جاها نیز میزان تولید کالاهای فوق بەمیزان لازم میسر نیست، بازگشت مجدد تحریمها نیز مانع واردات کالا می‌شوند. لذا تفاوت فاحشی میان عرضە و تقاضا ایجاد خواهد شد کە موجب گرانی آنها و سرایت این گرانیها بە سایر بخشها خواهد گشت. از سوی دیگر میلیونها نفر از طریق کار در مزارع و باغات، برداشت، حمل، انتقال و فروش در بازار، درآمد داشتند و امرار معاش میکردند. اینک تمامی اینها از میان رفتەاند و موج فزایندە بیکاری، نیاز مردم آسیب‌دیدە از سیل بە گذران روزانە و بازسازی ویرانیها مستلزم صرف مبالغی هنگفت است. باتوجە بە بازگشت تحریمها، پایان زمان معافیت مشتریان نفت ایران و عدم تمدید آن از سوی آمریکا، اختلاسهای نجومی و ... حساب دولت و حکومت خالی است درصورت عدم خالی بودن هم تمایل و ارادەای برای بازسازی وجود ندارد چنانچە امروز و بعد از گذشت قریب بە یک‌سال و نیم از زلزلە در کرمانشاە بە عینە شاهد این موضوع هستیم.

امروزە و در گرماگرم سیل مشغلە مردم تنها و تنها حفظ جانشان است. اما فردا و بعداز فروکش نمودن طغیان آب و مشاهدە خود در زمین سوختە و عدم تمایل و توان حاکمیت با بازسازی سیل طغیان مردم بەراە می‌افتد کە فصل نمی شناسد. سیل اینبارە منتظر وزش باد و ریزش باران نخواهد شد و راە خواهد افتاد. بنابرین وظیفە نیروهای اپوزیسیون آمادگی برای استقبال، همراهی و هدایت این موج عظیم است. لذا فصل داغی را برای همگان پیش‌رو داریم کە در صورت تعامل معقول با آن، فصل بە آتش کشیدن و سوزاندن طاعونی چهل سالە است.



376 بار دیده شده‌‌


AM:09:06:06/04/2019