سیل و اما بعد از سیل ؟!

سیل و اما بعد از سیل ؟!

ن/ بیژن قبادی

در روزهای پایانی سال نود و هفت و منتهی بە نود و هشت، در بخشهای وسیعی از ایران سیلی خروشان و ویرانگر راە افتاد. بنابر اعتراف خود رسانەهای رژیم، بیست و سە استان از سی و یک استان ایران درگیر شرایط ناپایدار جوی و طغیان آب رودخانەها شدند. خیل بیشماری از مردم تمامی دار و ندار خودرا از دست دادە و از هستی ساقط شدەاند. عدەی بیشماری جان خود را از دست دادند و خسارات هنگفتی بە راههای موصلاتی، شهر و روستا، اراضی حاصلخیز کشاورزی، خطوط انتقال آب، برق، گاز، تلفن و غیرە و نیزکارگاهها و مراکز کاری، دام و احشام، محصولات کشاورزی وارد شد. بنابر گفتە خود وزیر نفت، صنایع نفت ایران نیز از این آسیبها مصون نماندە است.

عوامل متعدد و حرف و حدیثهای فراوانی پیرامون این فاجعە عظیم نقل محافل داخلی و خارجی است و هرجریانی بە فراخور دیدگاە سیاسی و منافع گروهی خود آنرا تحلیل و تفسیر می کند. این روند تا جایی پیش رفتە است کە بە میدان تسویەحسابهای بین جناحی رژیم نیز مبدل گشتە است. مگر غیر از این است کە در این وانفسا و وارد شدن نام سپاەپاسداران بە لیست جریانات تروریسم خارجی آمریکا، دستگاە تبلیغاتی رژیم و منابر و تریبونهای نماز جمعە مشغول اعتبار تراشی برای این نیروی منفورند؟

نالایقی، بیکفایتی، نامدیریتی، سودجویی، زیادەخواهی و منفعت طلبی و بالا بودن دوز صرف هزینەهای تروریستی و خرابکارانە سپاەپاسداران و تلاش برای حصول این هزینەها و همزمان کسب درآمد بیشتر باعث نشدە است کە آنها با دستکاری و انحراف بستر رودخانەها و مسیر جریان طبیعی آب دچار اختلال بکنند؟ و یا سایر پروژەهای دردست احداث آنها چە لطمات ویرانگری را بە ایران تحمیل نمودە است؟

سیلی ویرانگر آمد و خرابکاری وسیعی را بدنبال داشت. گرچی سیل، طوفان، زلزلە و سرما و گرما و تگرگ و تمامی اتفاقات طبیعی خارج از ارادە انسان است، اما اقدامات و طرحهای پیشگیرانە،آمادەسازی، شیوە مدیریت و نحوە تعامل با آنها بدون شک در اختیار خود انسان است.

اما در ایران نە در اتفاقات این روزها، بلکە بە درازی نزدیک بە نیم قرن شاهد این نالایقیها و بی‌مسئولیتیها بودەایم.

یکەتاز بودن سپاەپاسداران و دست‌اندازی بە حوزەهای تأسیسات، زیست و محیط زیست، جامعە، سیاست، تولید، خدمات، اقتصاد، امنیت و غیرە آن حوزەهای غیرمرتبط است کە ما امروزە عوارض و تبعات آنرا بە عینە می‌بینیم و شاهد آنیم. دستکاری در محیط‌زیست، ساخت و سازهای نامدیرانە و سودجویانە، تخریب طبیعت، ایجاد انحراف در مسیر طبیعی مسیل و رودخانەها جزئی‌ترین نمودهای بحران امروز هستند.

لاقیدی و عدم قبول مسئولیت در کمک‌رسانی، ممانعت از رسیدن کمکهای مردمی و سنگ اندازی در مسیر کمکهای بین‌المللی بە آسیب دیدگان، مظلوم‌نمائی و فضا‌سازی تبلیغاتی مبنی بر کارگری تحریمهای آمریکا در رسیدن کمکهای بین‌الملل بە مناطق آسیب‌دیدە و سیل‌زدەگان و نیز ممانعت از ورود سیلاب بە حوزەهای ارضی تحت تسلط سپاەپاسداران و هدایت آن بسوی مناطق مسکونی، اراضی و باغات مردم در خوزستان، بیانگر فاجعەای غیر قابل تصور است. عدم کمک‌رسانی، ترغیب، تشویق و حتی ناچار نمودن مردم بومی و عرب خوزستان بە کوچ و مهاجرت اجباری نشانەهای اقدام رژیم بە تغییرات زیست محیط و بافت جمعیتی برنامەدار است.

اگر چنانچە مردم تن بە این کوچ اجباری ندهند، بعداز فروکش کردن سیل، خودرا در سرزمینی سوختە خواهند یافت کە با توجە بە عدم کمک و جدیت حکومت در بازسازی و جبران خسارات واردە، راهی بجز کوچ اجباری پیش روی خود نخواهند داشت. حال از هستی ساقط شدن مردم جای خود، عوارض و تبعات فاجعەبار دیگری را باید بدانها افزود. بدیهی‌ترین این تبعات نیز شیوع انواع بیماریها، تشدید آنها با توجە بە آغاز فصل گرما، گسترش بە سایر مناطق، حضور اجباری و ناخواندە حشرات، خزندگان، حیوانات وحشی و ... است.

لذا مردم نباید هیچ اعتمادی بە وعدەهای رژیم داشتە باشند چون عملا آنها نە تمایلی بە انجام کار و کمکرسانی دارند و نە مشغلەیشان آن است. همچنانکە تا کنون چنین بودە است. اگر چنانچە مایل بودند، آیا از مردم محروم کردستان فقیرترند کە علیرغم تمامی مشکلات و فشارهای واردە برخود، بنا بر گواهی خود مردم لرستان و خوزستان، پرچمدار پیشتاز کمک‌رسانی بە مردم آسیب دیدە بودەاند.

می‌گویند جلو ضرر را از هرکجا بگیرید، منفعت است. پس مردم ناچارند برای ممانعت و پیشگیری از حوادث فاجعەبارتر، بە میدان آمدە و برای خود و نسلهای بعد از خود با بەزیر کشیدن رژیم اسلامی، مصونیت ایجاد نمایند.



179 بار دیده شده‌‌


PM:02:44:14/04/2019